درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :M A
تاریخ:شنبه 20 اردیبهشت 1393-09:51 ق.ظ

نامه زن آمریکایی به زنان مسلمان/ گول نخورید و نجیب بمانید

» اگر ما می خواهیم در مورد مسئله زن، درست فکر کنیم و درست حرکت کنیم و دچار خطا نشویم باید ذهنمان را از حرف های کلیشه ای فرآورده غربی ها به کلی خالی کنیم. غربی ها نسبت به مسئله زن بد فهمیدند، بد عمل کردند و همان فهم بد و غلط و عمل گمراه کننده و مهلک خودشان را به صورت سکه رایج در دنیا کردند.» مقام معظم رهبری(مد ظله العالی)

زن غربی پریشان و پشیمان است اما مجبور است ادای شادبودن را درآورد

زن غربی هویتش به تاراج رفته و گرفتار ظلمی گردیده است که یارای رهایی از آن را ندارد 

ظلمی که «جوانا فرانسیس» نویسنده و روزنامه نگار زن آمریکایی به صراحت به آن اذعان کرده است . این زن مسیحی چند سال پیش به زنان مسلمان لبنان که در زیر آماج بمباران اسرائیل بودند نامه می نویسد و با رشک بردن به عفت و حیا و نجابت زنان مسلمان و بر شمردن ظلم بزرگی که به زنان غربی شده است از زنان مسلمان می خواهد در دامی که غرب برای آنان گسترده است گرفتار نشوند و به جای تقلید از زن غربی ،حافظ عفت و نجابت خود باشند.

این نویسنده آمریکایی در بخشی از این نامه می گوید« ما زنان غربی شستشوی مغزی داده شده ایم که باور کنیم شما زنان مسلمان مورد ظلم واقع شدید. اما در حقیقت این مائیم که مورد ظلم  واقع شده ایم، برده مُدهایی هستیم که پستمان می کند، نسبت به وزن و انداممان عقده ای شده ایم و گدای محبت مردانی هستیم که نمی خواهند رشد فکری یابند...در اعماق وجودمان می دانیم که سرمان کلاه رفته است

متن کامل نامه در ادامه مطلب آمده است.

قصد داشتم بخش هایی از این نامه را که بی پرده به بعضی مسائل پرداخته است  حذف نمایم (چون بیان بی پرده بعضی مسائل را نمی پسندیدم ) اما برای اینکه دخل و تصرفی در متن نامه نکرده باشم علیرغم اکراه قلبی ،متن کامل نامه را در ادامه مطلب آوردم.

 

متن نامه «جوانا فرانسیس» نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی به زنان مسلمان لبنان:

در میان تهاجمات اسرائیل در لبنان و جنگ ترور صهیونیست‌ها، اکنون مسائل جهانی به موضوع اصلی خانواده‌های آمریکایی بدل شده است.من کشتار ،مرگ و نابودی را که در لبنان اتفاق افتاده می بینم ،اما من چیز دیگری را هم می بینم.

من تو را می بینم

من نمی توانم کمکی بکنم اما می ببینم که تقریبا هر زنی ،بچه ای بغل کرده یا اطراف او بچه هایی هستند. می بینم هرچند آنها پوششی محجوبانه دارند لیکن هنوز زیباییشان می درخشد . اما این فقط زیبایی بیرونی نیست ، که متوجه آن می شوم،من چیزی عجیب در درون خود احساس می کنم ،غبطه می خورم

اما نمی توانم چیزی بگویم ؛ فقط قدرت ، زیبایی، عفت  و بیش از همه رضایت و شادی تو را تحسین می کنم. آری ، عجیب است اما به ذهن من خطور می کند که تو هر چند تحت بمباران اما از ما ، خوشحال تری.

چرا که تو هنوز زندگی طبیعی یک زن را داری . شیوه ای که زنان از ابتدا همواره چنین زندگی می کردند . در غرب هم  تا دهه ۱۹۶۰ اینچنین معمول بود، تا اینکه به وسیله دشمنی مشترک بمباران شدیم.

اما ما با مهمات واقعی بمباران نشدیم ، بلکه با فساد اخلاقی و نیرنگ آلود و زیرکانه از طریقوسوسه بمباران شدیم.

آنها به جای استفاده از بمب افکن ها و جنگنده های آمریکایی ، ما را از هالیوود بمباران کردندآنها می خواهند بعد از آنکه از بمباران  زیرساخت های کشورهای شما فارغ شدند، شما را نیز اینگونه بمباران کنندنمی خواهم این برای تو هم اتفاق بیفتد. تو هم احساس خفّت خواهی کرد همانطور که ما می کنیم. تو می توانی از این بمباران ها دوری کنی ، اگر لطف کنی ، و به ما که از نفوذ شیطانی آنها تلفات جدی داده ایم، گوش کنی.

برای اینکه هر چیزی که از هالیوود می بینی ، مشتی دروغ است ، تحریف است، نیرنگی ماهرانه است

آنها روابط نا مشروع را تحت عنوان سرگرمی بی ضرر جلوه می دهند ، برای اینکه هدف آنها انهدام اساس اخلاق جوامعی است که تشعشعات و امواج برنامه های سمّی شان را به آنان مخابره می کنند .

ملتمسانه از تو می خواهم سم آنها را نخوری . وقتی که از آن خوردی، هیچ پاد زهری برای آن نیست !! ممکن است نسبتاً بهبود بیابی ، اما هرگز همچون قبل نخواهی شد.  بهتر است کاملاً از این سم دوری کنی ، تا اینکه به دنبال شفا از آسیب هایی که بوجود می آورد باشی.

آنها سعی دارند، با فیلم ها و نماهنگهای شهوت انگیز ، به دروغ ما زنان آمریکایی را شاد و راضی نشان دهند ، مفتخر به لباس پوشیدن چون هرزه ها و قانع بودن به نداشتن خانواده ؛ و تو را اینچنین وسوسه می کنند .

 

اکثر ما شاد نیستیم، به من اعتماد کن ! میلیون ها نفر از ما داروهای ضد افسردگی مصرف می کنیم ، از شغل هایمان متنفریم و شب ها به خاطر مردانی که می گفتند دوستمان دارند، ولی حریصانه از ما سوءاستفاده می کنند و می روند ، گریه می کنیم.

 

آنها می خواهند خانواده های شما را از بین ببرند و شما را متقاعد کنند که فرزندان کمتری داشته باشید . آنها با جلوه دادن ازدواج به عنوان شکلی از بردگی ، مادری به عنوان نفرین  و با جلوه دادن با حیا بودن و پاک ماندن به عنوان عقب افتادگی و اُمُلی چنین می کنند . آنها می خواهند خودت ، ارزش خودت را پایین آوری و ایمان و اعتقاداتت را از دست بدهی . آنها مانند شیطانی هستند که (آدم و حوا) را فریب دادند ، تو فریب نخور! برای خودت ارزش قائل باش : من تو را به عنوان گوهر گران قیمت، طلای ناب ، یا مروارید گرانبها  می بینم، (برگرفته از انجیل متی ۱۳ :۴۵).

 همه ی زنان مرواریدهای گرانبهایی هستند، اما برخی از ما در مورد ارزش پاکدامنی مان فریب خوردیم. عیسی گفت : «آنچه مقدس است ، به سگان مدهید و مرواریدهای خود را پیش خوک وحشی نیندازید، مبادا آنها را پایمال کنند و برگشته ، شما را بدرند.» (متی فصل ۷ عبارت ۶ )

مرواریدهای وجودیمان بسیار گرانبها هستند ، اما آنها می خواهند به ما بقبولانند که بی ارزشند. ولی باورم کن! هیچ جایگزینی برای این نیست که بتوان در آیینه نگاه کرد و بازتاب پاکدامنی ، نجابت و عزت نفس خود را در آن دید .

 

مُدهایی که از زیر دست خیاطان غربی بیرون می آیند برای این طراحی می شوند که به تو بقبولاند که ارزشمندترین سرمایه تو ، جذابیت جسمی توست . اما لباسهای عفیف تو و حجاب تو در واقع پرجاذبه تر از هر مُد غربی است، برای اینکه آنها تو را به صورت اسرارآمیزی پوشانده اند و عزت نفس و اعتماد به نفس تو را جلوه می دهند .

جاذبه های جسمانی زن باید از چشمان بی لیاقت پوشانده شود، البته این باید هدیه ای باشد از طرف تو برای مردی که تو را آنقدر دوست دارد و برایت احترام قائل است که با تو ازدواج می کند . و از آنجا که مردان شما مرد اند و با غیرت و دلاور ، حق آنان نیز چیزی کمتر از بهترینی که تو عرضه کنی نیست . مردان ما دیگر حتی پاکدامنی نمی خواهند، آنها دُرّ گرانبها را درک نمی کنند ؛ آنها سنگ مصنوعی پر زرق و برق را انتخاب می کنند تا آن را نیز (پس از سوءاستفاده) رها کنند!

گوهربارترین سرمایه های تو زیبایی درونی ات ، نجابتت ، و آن چیزیست که تو را تو کرده است. اما متوجه شدم برخی زنان مسلمان از حدود تجاوز می کنند و حتی در حین حجابشان سعی دارند تا جایی که ممکن است مانند غربی ها شوند (قسمتی از موهایشان نشان داده می شود (آرایش داشته باشند و ...).

چرا تقلید کنید از زنانی که به خاطر عفت و پاکدامنی ازدست رفته شان پشیمانند یا به زودی پشیمان خواهند شد؟ 

 هیچ جبرانی برای آن  ازدست رفته نیست. شما الماس های بی عیب هستید. نگذارید آنها شما را بفریبند و تبدیل به سنگ بدلی شوید . زیرا که هر آنچه شما در مجلات مد و تلویزیون های غرب می بینید، دروغ است . این دام شیطان است . طلا نمای ابلهان است.

 

می خواهم تو را به اعماق قلبم راه دهم و سرّی را با تو در میان گذارم ؛ احیاناً اگر کنجکاوی : ارتباط نامشروع قبل از ازدواج چندان هم جالب نیست. ما جسم مان را به مردانی دادیم که عاشقشان بودیم ، فکر می کردیم این راهی است تا آنها نیز عاشقمان شوند و با ما ازدواج کنند، همانطوری که همیشه در تلویزیون دیده بودیم . اما بدون امنیت ازدواج و علم قطعی به اینکه او همیشه با ما خواهد بود ، حتی لذت بخش هم نیست !! چنین است مسخرگی و وارونگی آن ، فقط یک هدر رفتن است . تو می مانی و اشکهایت .

به عنوان یک زن که با زن دیگر صحبت می کند ، باور دارم که تو  این را فهمیدی برای اینکه فقط یک زن می تواند حقیقتا بفهمد در قلب زن دیگر چیست. حقیقتاً ما همه شبیه یکدیگریم علیرغم نژاد ، دین و ملیتمان ، قلب یک زن همه جا یک شکل است . ما عشق می ورزیم ، این کاری است که به بهترین وجه انجام می دهیم . ما خانواده هایمان را پرورش می دهیم و به مردی که دوستش داریم، آرامش و قدرت می دهیم. اما ما زنان آمریکایی فریب خورده ایم در این باور که ما سعادتمند ترین هستیم چون شغل داریم، خانه هایی شخصی داریم که می توانیم در آن تنها زندگی کنیم و آزادی، که عشق خود را نثار هر کس که می خواهیم کنیم . این آزادی نیست و آن عشق نیست.

 فقط در پناهگاه امن ازدواج است که جسم و قلب یک زن می تواند ، برای عشق ورزیدن احساس امنیت کند . به چیزی کمتر از این، تن نده ، ارزش ندارد. تو حتی آن را دوست نخواهی داشت و پس از آن، حتی خودت را هم کمتر دوست خواهی داشت، سپس او نیز تو را ترک خواهد کرد.

 

گناه هرگز فایده ای ندارد ، همیشه تو را فریب می دهد . هرچند شرافت و کرامتم را باز پس گرفته ام ، اما هنوز هیچ چیزی جای اینکه شرافتم را از اول نمی دادم ، نمی گیرد.

 

ما زنان غربی شستشوی مغزی داده شده ایم که باور کنیم شما زنان مسلمان، مورد ظلم واقع شدید. اما در حقیقت این ماییم که مورد ظلم واقع شده ایم ، برده ی مدهایی هستیم که پستمان می کند ، نسبت به وزن و انداممان عُقده ای شده ایم، و گدای محبت مردانی هستیم که نمی خواهند رشد فکری یابند (مسئولیت پذیر باشند)… در اعماق وجودمان می دانیم که سرمان کلاه رفته است .

ما مخفیانه تو را تحسین می کنیم و به تو رشک می ورزیم ، با وجود اینکه برخی از ما آن را اقرار نمی کنیم .

خواهش می کنم به دیده تحقیر به ما نگاه نکنید یا فکر نکنید ما این چیزها را اینگونه که هست، دوست داریم .این تقصیر ما نیست. اکثر ما پدرانی نداشتیم تا وقتی نوجوان بودیم، از ما حمایت کنند چون خانواده های ما متلاشی شده اند. تو می دانی چه کسی پشت این نقشه است.

خواهران من، گول نخورید . نگذارید شما را هم بگیرند. پاک و با نجابت بمانید. ما زنان مسیحی، حقیقتاً نیاز داریم ببینیم زندگی زنان چگونه باید باشد. به تو نیاز داریم تا برای ما الگویی باشی، برای اینکه ما گمشده ایم. پاکی ات را نگه دار. به خاطر داشته باش، آب ریخته  شده را نمی توان جمع کرد. پس با دقت محافظت کن!

 امیدوارم این نصیحت را با همان روحیه ای که نیت شده بود دریافت کنی : روحیه دوستی ، احترام و تحسین.

با محبت از طرف خواهر مسیحیتجواَنا فرانسیس

 نویسنده و روزنامه نگار – ایالات متحده آمریکا

 


منبع: وبلاگ افاضات عقل کل

پ.ن: اولش خواستم فقط لینک این مطلب رو بذارم، ولی باز دلم نیومد گفتم متنش باشه بهتره!

اگه می خواید اصل نامه رو ببینید به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:جمعه 19 اردیبهشت 1393-10:21 ب.ظ

منش استادی

امروز یک مطلبی تو اینترنت خوندم راجع به یک استاد که اصلا نمی دونم کیه ولی منش و رفتارش واسم خیلی جالب بود.

پیشنهاد می کنم شمام به این لینک یک سر بزنید و مطلبش رو بخونید.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:شنبه 13 اردیبهشت 1393-07:21 ب.ظ

بدون شرح!




منبع: وبلاگ جنگ نرم



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 28 فروردین 1393-11:56 ب.ظ

نگاه ریز بین نسبت به مذاکرات ژنو داشته باشیم

برخی از مفاد قرارداد ژنو به شرح زیر است:

برخی از تعهدات داوطلبانه(!!!) ایران:


* به طور کلی ایران دارای 163 کیلوگرم اورانیوم غنی شده 20 درصد بود که با کار علمی سخت به دست آمده بود، ایران تعهد کرد که تمام این اورانیوم غنی شده را به دو دسته تقسیم کند، دسته اول را یعنی هشتاد و خورده ای از آن را به اکسید تبدیل کرده و دسته دوم را به اورانیوم 5 درصد تبدیل کند!!!

* ایران اعلان می‌کند که در طول این بازه شش ماهه، غنی سازی بالای 5 درصد نخواهد داشت.

* ایران اعلان می‌کند که فعالیت‌های خود در تأسیسات غنی سازی سوخت نطنز،  فردو  یا راکتور اراک،  که در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با عنوان آی‌آر-40 (IR-40) شناخته می‌شود، گسترش نخواهد داد.

* ایران اعلام آمادگی میکند تا نقشه ای جامع از ایران که در واقع تمام نقاط کور ماهواره های خارجی را بینا میکند تسلیم آزانس نماید و در آنجا آدرس دقیق تمام تاسیسات هسته ای، تمام معادن کشف شده اورانیوم، معادن کشف نشده اورانیوم، تمام مراکز تحقیقاتی و ... را بیان نماید!!! (همه چیزی که دارد رو کند ....)

* عدم استفاده از رآکتورهای نسل چهارم که حاصل محاسبات علمی بسیار دقیق شهید شهیاری و تلاش شهید احمدی روشن است. در عوض اجازه دارد از رآکتورهای نسل یک (که در مقابل رآکتورهای نسل چهارم شبیه ماشین ژیانی در مقابل بنز هستند) در عنی سازی زیر 5 درصد خود استفاده کند. (با داشتن رآکتورهای نسل چهاری که خود ایران به فناوری ساخت آن رسید، با هزینه بسیار کمتری میتوان انرژی بیشتری تولید کرد، همان انرژی هایی که ایران برای کارهای پزشکی به آن نیازمند است، همان نیازهای پزشکی ای که با نگرفتن یارانه ها قرار است روی آن سرمایه گزاری شود و به جای تولید داخل با انرژی هسته ای حاصل از دانش خودمان، از کشورهای بیگانه خریداری شود.)

* در هنگامی که ناظران آژانس برای تأیید اطلاعات طراحی، تأیید داشته‌ها در خلال بازرسی‌ها، تأیید داشته‌های فیزیکی و نظارت‌های سرزده، حضور ندارند، ناظر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه خواهد داشت تا بایگانی آفلاین دوربین‌های مستقر در فردو و نطنز را بررسی کند.

تمام تعهدات داوطلبانه گروه 5+1:

* متوقف ساختن تلاش‌های بیشتر برای کاهش فروش نفت خام ایران به منظور فراهم آوردن اینکه مشتری‌های کنونی ایران حجم متوسط خرید نفت خام خود از ایران را از سر گیرند.
امکان بازگشت حجم مورد توافقی از عواید مسدود شده در خارج از کشور. برای این فرایند فروش نفت، تحریم‌های [مربوطه] اتحادیه اروپا و آمریکا برداشته خواهد شد و خدمات بیمه و حمل و نقل با آن همراه خواهد بود.


* تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا در موارد زیر پایان نمی پذیرد و تنها به حالت تعلیق درمی‌آید:
- صادرات پتروشیمی ایران و نیز تحریم‌های مربوط به خدمات مرتبط با این صادرات.
- طلا و فلزات گرانبها و نیز تحریم‌های مربوط به خدمات مرتبط با آنها.

* تحریم‌های آمریکا بر صنعت خودرو سازی ایران و نیز تحریم‌های مربوط به خدمات مرتبط با این صنعت پایان نمی پذیرد و تنها به حالت تعلیق درخواهد آمد.

* صدور مجوز برای تأمین و استقرار قطعات یدکی لازم برای تأمین امنیت پرواز‌های غیر نظامی در ایران و خدمات مرتبط با آن. صدور مجوز برای انجام اقدامات بازرسی و تعمیرات مربوط به امنیت [پروازی] در ایران به همراه خدمات مرتبط با آن.

* هیچ تحریم جدیدی از طرف شورای امنیت سازمان ملل بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران وضع نمی‌شود.

*  هیچ تحریم جدید از طرف اتحادیه اروپا بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران وضع نمی‌شود.

*  دولت آمریکا، با همکاری مستمر و ایفای نقش متناسب رئیس جمهور و کنگره، مانع اعمال تحریم‌های جدید علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران خواهد شد.

* ایجاد یک کانال مالی به منظور تسهیل روابط تجاری بشردوستانه برای رفع نیازمندی‌های داخلی ایران، با استفاده از عواید نفتی خود ایران که در خارج از این کشور مسدود شده است.
روابط تجاری بشردوستانه عبارت است از تراکنش‌های مربوط به محصولات خوراکی و کشاورزی، دارو، ادوات پزشکی و خسارات پزشکی که در خارج [بر ایران] تحمیل شده. این کانال از طریق بانک‌های مشخصی در خارج از ایران و بانک‌های ایرانی که هدف تحریم‌ها نیستند، و در هنگام ایجاد این کانال مشخص خواهند شد، باز خواهد بود.

این کانال همچنین اقدامات زیر را میسر می‌سازد:

- انجام تراکنش‌های لازم برای پرداخت معوقات ایران به سازمان ملل؛ و
- پرداخت حق‌التدریس دانشگاه‌ها و کالج‌های خارجی که دانشجویان ایرانی در آنها تحصیل می‌کنند، تا سقف مدت زمان توافقی شش ماهه.

* افزایش آستانه اختیار اتحادیه اروپا برای انجام تراکنش‌های مربوط به روابط تجاری تحریم‌ نشده، به میزان مورد توافق.

*********

مواردی که در بالا گفته شد نه برای سوءظن داشتن نسبت به تیم مذاکره کننده ایرانی و نه برای بدبین شدن به سیاستهای دولت تدبیر و امید است، این موارد گفته شد تا نه فقط دولت مردان، بلکه همه ملت ایران با ریزبینی دقیق نظاره گر رفتار آمریکا و اروپا باشند که یک موقع خدای ناکرده سرمان کلاهی به گشادی تمام عمرمان نرود...

مخصوصا در قبال آمریکایی که تسخیر لانه جاسوسی 35 سال پیش به دست دانشجویان پیرو خط امام را هیچ گاه فراموش نکرده و حاضر نشد به آقای ابوطالبی سفیر جدید ایران در سازمان ملل ویزا دهد و انتظار دارد که:

فراموش کنیم در جنگ تحمیلی کمکهای وسیع مالی، تسلیحانی (نظامی، شیمیایی، میکروبی)، اطلاعاتی و ... آمریکا به عراق بود که هزاران جوان این مملکت را به کام شهادت رساند و کشور رو به پیشرفت ما را چندین و چند سال از پیشرفت و آبادانی باز داشت

فراموش کنیم در سال 1366 با حمله به سکوهای نفتی ایران، به نفع عراق وارد جنگ با ایران شد...

فراموش کنیم در همان سال با حمله به چند فروند از ناوگان نیروی دریایی ایران در خلیج فارس و منهدم کردن آنها، نیمی از توان دریایی ایران را در اوج جنگ تحمیلی از بین برد...

فراموش کنیم که در سال 1367 ناو وینسنز معروفش چگونه از روی حرس و کینه، هواپیمای مسافربری ایران با 400 سرنشین را مورد هدف قرار داد و هزاران نفر را داغ دار عزیزانشان کرد..

و موارد بسیار زیاد دیگری که ملت ایران هیچ وقت فراموش نخواهند کرد، مطمئنا از نظر حافظه چیزی از آمریکا کم ندارند...





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 27 فروردین 1393-11:55 ب.ظ

استعمار نو

بسم الله الرحمن الرحیم

بشر در طول تاریخ دو نوع استعمار را تعریف کرده است، که هر دو برای رسیدن به منافع بیشتر بوده است البته به قیمت گرفتن و زائل کردن منافع دیگران، یکی استعمار کهنه که همان لشکرکشی ها و گرفتن منافع ملل به زور سر نیزه است و دیگری استعمار نو که بسیار کم خرج تر و ارزان تر و سریع تر از استعمار کهنه عمل می کند.

بعد از جنگ جهانى دوم و بروز تـحـولات جدید در جهان ، استعمار دیگر نمى توانست بى پرده و آشكار منافع دولت هاى جهان خوار را تاءمین كند. به همین دلیل آن ها راه هاى جدیدى را انتخاب كردند كه به طور كلى به آن استعمار جدید یا نئوكُلُنیالیسم مى گویند. عـوامـل مـتعددى موجب تغییر روش كشورهاى استعمارگر و جایگزینى استعمار نو (غیر مستقیم ) با اسـتـعـمـار كـلاسـیـك (مستقیم ) گردید؛ از جمله راه یافتن افكار اجتماعى ، اقتصادى و سـیـاسـى جـدیـد بـه مـنـاطق تحت استعمار، بروز تحولات جدید پس ‍ از جنگ جهانى دوم در مناطق مـذكـور، تـوسـعه نهضت هاى ضد استعمارى و ...

استعمار جدید تا كنون از روش هاى گوناگونى استفاده كرده كه در این جا به مهم ترین آن ها اشاره مى شود:


1. استعمار با استفاده از زیرکی و ثروت و نفوذ خود در دولتهای مستعمره تلاش میکند و دست نـشـانـدگـان و سـرسـپـردگـان داخـلى و بـومى را در منصبهای مهم دولتی قرار میدهد، همان هم وطنهایی كه به ظاهر داعیه دار تـاءمـیـن مـنـافـع مـلّى هستند و خود را دلسوز مردم و كشور خود جلوه مى دهند، ولى در واقع ، جز تـاءمـیـن مـنافع اربابان خود سودائى در سر ندارند. ویژگى این روش آن است كـه اولا هـزیـنـه و بـدنـامـى كـمـتـرى بـراى اسـتـعـمـارگـران دارد و در نـتـیـجه ، راحت تر به اهداف خـود مـى رسـنـد، ثـانـیـا كـشـورهـاى زیـر نـفـوذ اسـتـعـمـار، بـه ظـاهـر داراى استقلال سیاسى به نظر مى رسند. ولى در باطن ، وابستگى آن ها حفظ مى شود.


2. ایجاد تفرقه و درگیرى بین كشورها، ایـجـاد تـفـرقـه و درگـیـرى بـیـن مردم و حكومت یك كشور، از روش هاى قدیمى استعمار بود. اما استعمار جدید، علاوه بر ادامه شیوه قدیم ، نوع دیگرى از تفرقه و جدایى بین دولت هاى جدید را در پـیـش گرفت . استعمار نوین با تحریك انگیزه هاى قبیله اى ، مذهبى و دینى و ایجاد نزاع ها و كشمكش هاى ناحیه اى بین كشورهاى تحت نفوذ، باعث برخوردها و درگیرى هاى نظامى بین آن ها. و در نتیجه تضعیف اركان نظامى ، اقتصادى و اجتماعى مستعمرات قدیم شده است . بـه طـور مـثـال ، تـقـریـبـا تمام كشورهاى خاورمیانه و خلیج فارس داراى اختلافات ارضى و مـرزى با یكدیگر مى باشند. این امر باعث شده كه كانون بحران هاى منطقه اى همیشه داغ بوده و هر لحظه امكان درگیرى بین این گونه كشورها وجود داشته باشد. ( شاید بتوان گفت ترویج جکهای قومی و قبیله ای بین ملت ایران  هم توطئه زیرکانه دشمن در استعمار ایران است ...)


3. حقوق بشر در حـال حـاضـر یكى از اهرم هاى فشار كشورهاى استعمارگر به ویژه آمریكا علیه كشورهایى كه حاضر به پذیرفتن سلطه آن كشور نیستند، اهرم حقوق بشر است . اگر سیاست هاى داخلى و خـارجـى كـشـورى در راسـتـاى مـنافع غرب نباشد و یا به ضرر آن ها باشد، با استفاده از این ابـزار چنان به حیثیت آن لطمه وارد مى آورند كه سرانجام ناچار شود خود را با غرب یا منافع آن هـا هـمـاهـنـگ كند.به عنوان مثال ، آمریكا بعد از پیروزى انقلاب اسلامى و به دلیـل صـدمـاتـى كـه در ایـن راسـتـا مـتـحـمـل شـده اسـت ، از این حربه بسیار استفاده مى كند. در سـال هـاى اخـیـر و بـا اسـتـنـاد به گزارش هاى نمایندگان كمیسیون حقوق بشر، منافقین و ضد انـقـلاب فـرارى ، بارها جمهورى اسلامى ایران را به نقض حقوق بشر متهم كرده است . در نظر آنان ، موارد زیر از مصداق هاى نقض حقوق بشر بوده است : اجراى برخى احكام قضائى اسلام ، اعدام قاچاقچیان مواد مخدر و ممنوع کردن همجنس بازی و مانند آن.



4. تهاجم فرهنگى (Invasion Cultural) این اصطلاح مترادف با امپریالیسم فرهنگى یا امپریالیسم فرهنگى و خبرى است . که در واقع کم رنگ کردن ارزشهای کشور مورد هدف و تخلیه فرهنگی آنها و سپس وارد کردن فرهنگ و ارزشهای خودشان است. به طور مثال اگر قرار است به جای مسجدی در شهری کلیسایی ساخته شود نیاز است که اول حرمت مسجد برای ساکنان شهر از بین رفته و سپس نوبت به تخریب و جایگزینی کلیسا شود.

و ...

امیدوارم کشور عزیزم ایران هیچ وقت و هیچ وقت تحت استعمار قرار نگیره، امیدوارم چون امیدم به خدا و نگهبان این مملکت امام زمان(عج) ست. 

برای آگاهی بیشتر ر.ک:
1. امپریالیسم، هاری مگداف، تام کمپ، ترجمه هوشنگ مقتدر، انتشارات کویر، 1374 .
2. مسائل سیاسی - اقتصادی جهان سوم، احمد ساعی، انتشارات سمت، 1377
3. امپریالیسم و عقب ماندگی؛ دكتر همایون الهی، نشر قومس.
4. نظریه های امپریالیسم؛ دكتر ساعی، نشر قومس.
5. آشوری، داریوش، دانشنامه سیاسی، انتشارات مرواید، ص 36.
6. طلوعی، محمود، فرهنگ جامع سیاسی، انتشارات علم، ص 182.
7 .جریان شناسی و غرب شناسی،مرکز تحقیقات سپاه ، سایت طوبی. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، كد: 33/200473)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : ضدفرهنگها 
نویسنده :M A
تاریخ:سه شنبه 19 فروردین 1393-09:19 ب.ظ

پروژکتورهای دشمن

توی عملیات والفجر 8 در شرایطی که نصفه نیروها از اروند رد شده بودن و رسیده بودن به خاک عراق، یکسری توی اروند بودن و داشتن از اروند رد می شدن.

یکدفعه پروژکتورهای عراقی ها روشن می شه و نور می ندازن توی آب و شروع می کنن شلیک کردن. 

فرمانده ها دل توی دلشون نبوده، چون فکر می کردن عملیات لو رفته. مونده بودن چیکار کنن!

زنگ میزنن به محسن رضایی تا ازش کسب تکلیف کنن.

میگن اونجا آقا محسن دو رکعت نماز می خونه و بعدش به  دلش می افته که عملیات رو ادامه بدن. و به فرمانده ها اطلاع می ده که عملیات رو ادامه بدن.

رزمنده هام به کارشون ادامه میدن. بعد یک مدت می بینن پروژکتورها خاموش شد و تیری هم شلیک نمی شه. اتفاقا عملیاتشون خیلی هم موفقیت آمیز بوده.

نکته جالب اینجاست که بعدها عراقیها گفتن که اونشب ما اصلا متوجه عملیات شما نشدیم. فقط یکسری پروژکتور جدید خریده بودیم می خواستیم امتحانشون کنیم.

به قول راویمون این یک امتحان الهی بوده. خدا می خواسته ببینه که رزمنده ها تا چه حد پایه کارن.


داشتم با خودم فکر می کردم چند بار تا حالا توی زندگیم شده که خدا واسه امتحان کردن میزان پایه کار بودن من، پروژکتورهای دشمنم رو روشن کرده و من سریع از ترسم پا پس کشیدم. بعدشم گفتم خدایا نیگا من داشتم کار می کردم، تو نخواستی و ای تو بودی که نذاشتی من کارم رو انجام بدم. 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:پنجشنبه 14 فروردین 1393-09:34 ب.ظ

علمای اهل سنت و استدلال علامه امینی

یک کلیپ تو آپارت دیدم دلم نیومد اینجا نذارم،

[http://www.aparat.com/v/mZvs4]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:چهارشنبه 13 فروردین 1393-01:02 ب.ظ

امر به معروف

      


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :ملیحه
تاریخ:شنبه 9 فروردین 1393-05:37 ب.ظ

وای مادرم........

 


پای چندین لندهور درکوچه ها واگشت و بعد۰۰۰

مادرم در کوچه بانامرد تنهاگشت و بعد۰۰۰

وای برمن ناگهان درکوچه بلواگشت و بعد ۰۰۰

روی گونه جای پنج انگشت٫ پیداگشت و بعد ۰۰۰

ناگهان مادر زمین خورد و قدش تاگشت و بعد۰۰۰

رد خون بر روی آن دیوار پیدا گشت و بعد۰۰۰

مادرم دیگر توان پاشدن ازجا نداشت ... 

خواست ازجا پا شود اما به پایش نا نداشت

واى مادرم.....



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :M A
تاریخ:پنجشنبه 29 اسفند 1392-04:39 ب.ظ

یا مقلب القلوب و الابصار


یا مقلب القلوب و الابصار


دل ما غرق غم و شادی مردم بی جاست / عید نوروز، فقط روز ظهور مولاست

عید، روزی است که آقا ز سفر برگردد / عیدِ شیعه بخدا روز تقاص زهراست

عید روزی است که ما ترکِ گنه می گوییم /این سخن، دُرّ گرنبار علی شیر خداست

عید روزی است که از ما بشود شاد، یتیم / وقت شادی یتیمان بخدا شاد، خداست

عید روزی است که توفیق شهادت داریم / سندِ گفته ی من قرب مقام شهداست

سال نو آمد و ما کرببلایی نشدیم /  عید ما روز سفر تا حرم کرببلاست

ای مقلب! به قلوبی که شکسته است زغم / مهدی فاطمه! برگرد که شیعه تنهاست

احسن الحال، فراهم به نگاهی از توست / دست ما خالی و دستان تو مشغول عطاست

تکیه بر کعبه بزن سر بده آواز ظهور / گوش ما تشنه ی فریاد اناابن الزّهراست

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:جمعه 2 اسفند 1392-04:51 ب.ظ

وقتش شده بیایی و پیدا کنی مرا

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا
گاهی غبار جاده‌ی لیلا کنی مرا

کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست
قطره شدم که راهی دریا کنی مرا

پیش طبیب آمده‌ام درد می‌کشم
شاید قرار نیست مداوا کنی مرا

من آمدم که این گره‌ها واشود همین
اصلا بنا نبود ز سر واکنی مرا

حالا که فکر آخرتم را نمی‌کنم
حق می‌دهم که بنده‌ی دنیا کنی مرا

من سالهاست میوه‌ی خوبی نداده‌ام
وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا؟

آقا برای تو نه برای خودم بد است
هر هفته در گناه تماشا کنی مرا

من گم شدم؛ تو آینه ای گم نمی شوی

وقتش شده بیایی و پیدا کنی مرا


این بار با نگاه کریمانه‌ات ببین
شاید غلام خانه‌ی زهرا کنی مرا




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :ملیحه
تاریخ:سه شنبه 29 بهمن 1392-08:23 ق.ظ

داستان ما و کدخدایی که نمی خواست فرفره بسازیم

ما فرفره نداشتیم. بچه‌های کدخدا داشتند اما همبازی ما نبودند که دست ما بدهند. مسعود و مجید نقشه‌اش را کشیدند و مصطفی بند و بساطش را جور کرد. ما که فرفره‌دار شدیم، لبخند نشست روی لبهای بابابزرگ. گفت: «دیدید می‌شود، می‌توانید!»


از ترس بچه‌های کدخدا، داخل خانه فرفره بازی می‌کردیم. مبادا ببینند و به تریج قبایشان بربخورد. اما خبرها زود در دهکده ما می‌پیچید.

خبر که به گوش کدخدا رسید، داغ کرد. گفت: «بیخود کرده‌اند. بچه رعیت را چه به فرفره بازی.» و گیوه‌اش را ورکشیده بود و آمده بود پیش عمو محمد به آبروریزی.

(بعداً شنیدیم که همان روز، کدخدا دم گوش میرآب گفته: «این اول کارشان است. فردا همین فرفره می‌شود روروک و پس فردا چرخ چاه.» بیشتر موتورپمپ‌های آب ده، مال کدخدا بود.)

عمو محمد که صدایمان کرد، فهمیدیم کار از کار گذشته. فرفره را برداشت و گذاشت داخل گنجه. درش را قفل کرد و کلیدش را داد دست بچه‌های کدخدا. که خیالشان راحت باشد از نبودن فرفره.

رفتیم پیش بابابزرگ با لب و لوچه آویزان. فهمید گرفتگی حالمان را. عموها را صدا زد. به عمو محمد گفت: «خودت کلید را دست کدخدا دادی و خودت پس می‌گیری.» عمو محمد مرد این حرفها نبود. همه‌مان می‌دانستیم. بابابزرگ گفت: «بروید و قفل گنجه را بشکنید.» عمو محمود گفت: «کی برایتان فرفره خرید؟ کدخدا؟!» گفتیم: «نه عمو جان! خودتان که می‌دانید، خودمان ساختیم!» گفت: «دیگر بلد نیستید بسازید؟» 
گفتیم: «چرا!» گفت: «بهترش را بسازید.» و رفت در خانه کدخدا به داد و بیداد. صدای بگومگویشان ده را برداشت. این وسط ما، قفل گنجه را شکستیم و بهترش را ساختیم.

بچه‌های کدخدا فهمیدند. کدخدا گر گرفت. داد زد: «یا فرفره یا حق آب!» و به میرآب گفت که آب را روی زمینهای همه‌مان ببندد. کار سخت شد. عموها از هزار راه ندیده و نشنیده، آب می‌آوردند سر زمین. که کشتمان از بی‌آبی نسوزد. مسعود را گرفتند و کتک زدند. زورمان آمد. مجید به تلافی‌اش، روروک ساخت. 

کدخدا گفت که گندم و تخم‌مرغ هم ازمان نخرند. مجید و مصطفی را هم گرفتند و زدند. صدای عمو محمود، هنوز بلند بود اما گوشه و کنایه‌ها شروع شد. عمو حسن جمعمان کرد و گفت: «این جور نمی‌شود. هم فرفره شما باید بچرخد و هم زندگی ما.» از بابابزرگ رخصت گرفت و قرار شد برود و با خود کدخدا حرف بزند. 

وقتی که برگشت، خوشحال بود. گفت: «قرار شده روروک را خراب کنیم اما فرفره دستمان باشد. آنها هم تخم‌مرغمان را بخرند و هم کمی آب بدهند.» بابابزرگ گفت: «کدخدا سر حرفش نمی‌ماند.» عمو حسن گفت: «قول داده که بماند. ما فرزندان شماییم. حواسمان هست!»

بچه‌های کدخدا آمدند و روروک را، جلوی چشمهای خیس ما، خراب کردند. عموحسن آمد و فرفره را گذاشت پیش دستمان و رفت که با کدخدا قرار و مدار بگذارد. دل و دماغی نداشتیم برای چرخاندن فرفره. مهدی گفت: «وقت زانو بغل کردن نیست. باید چرخ چاه بسازیم. کدخدا از امروز ما می‌ترسید نه دیروز فرفره و روروک ساختن‌مان.» بابابزرگ لبخند زد.

عمو حسن هر روز با کدخدا کلنجار می‌رفت. یک روز خوشحال بود و یک روز از نامردی کدخدا می‌گفت. ما می‌شنیدیم و بهش «خدا قوت» می‌گفتیم. بچه‌ها داشتند بالای پشت بام یواشکی چرخ چاه می‌ساختند.
محمد سرشار-www.tardid.com 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:شنبه 7 دی 1392-03:56 ب.ظ

...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :ملیحه
تاریخ:پنجشنبه 23 آبان 1392-09:04 ب.ظ

علی اکبر (ع)



به خودش آمد و فهمید که چشمش تر بود.................................................... دو قدم مانده به بالای سر اکبر بود
 
پسر دسته گلش را چو گل پرپر دید ............................................ هر طرف را که نظر کرد علی اکبر دید

مثل مه پاره ی افتاده به خاک است تنش............................. در هم آمیخته خون و بدن و پیرهنش

نه توانست بغل گیرد و نه بوسه زند ............................ نه توانست بماند نه از او دل بکند

زخم قلب پدر از جسم پسر بدتر بود ..................... اربا اربا دل بابای علی اکبر بود

دشت مانده است وسواری که زمین گیر شده .. تن صدچاک پسر دیده ،پدر پیر شده

ناله اش بین کف و هلهله ها گم شده بود ........... گریه اش مایه ی خندیدن مردم شده بود

ارتفاع بدنش تا به زمین کم شده بود .......................... همه گفتند رکوع است ز بس خم شده بود

پسری مانده به خاک و پدری م ینگرد............................................. مانده حیران که چگونه بدنش را ببرد

چون که این چاک ترین جسم میان شهداست ........................................ مدد از کل جوانان بنی هاشم خواست

خوب شد بار دگر بوسه بر آن لب نگذاشت .......................................... ور نه می مرد از آن بوسه....که زینب نگذاشت



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :ملیحه
تاریخ:سه شنبه 21 آبان 1392-09:36 ق.ظ

سلام بر خرابه نشین خراب کن کاخ مستکبران

در آن سحر، خرابه هوایش گرفته بود... حتی دل فرشته برایش گرفته بود
با آستین پاره ی پیراهن خودش... جبریل را به زیر کسایش گرفته بود
زورش نمی رسید کسی را صدا کند... از گریه زیاد ، صدایش گرفته بود
از ابتدای شب که خودش را به خواب زد... معلوم بود آنکه دعایش گرفته بود
حتماً نزول می کند آیات تازه ای... با چله ای که بین حِرایش گرفته بود
مشغول ذکر نافله اش شد ، ولی کجاست...؟آن چادری که عمّه برایش گرفته بود
سلام ساحل آرام موج های نگاه... دوباره اشک به دامانتان گرفته پناه
سلام کودک والا مقام ثارالله... بیار کودک دلهای خسته را در راه
بگو چگونه در این کالبد تو جا شده ای...؟! تویی که در عظمت شهره ی خدا شده ای
برای مردم این قوم ربنا شده ای... فدایتان که درون پدر فنا شده ای
شما سه آیه ی زیبای کوثری بانو... و یا سه ساله ی در شکل مادری بانو
از عقل ناقصم هم فراتری بانو... نشسته ام بنویسم چه محشری بانو
السلام علیک یا رقیه بنت الحسین




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :31
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic