درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 7 آذر 1391-09:22 ب.ظ

غدیر و هفتاد روز بعد از آن و سقیفه!!!!!


چگونه ممکن است که دهها هزار نفر، شاهد اعلام جانشینی حضرت علی (ع) بوده باشند،و تنها بعد از حدود 70 روز کس دیگری جانشین پیامبر(ص) شده باشد و جامعه آن را بپذیرد؟



تحلیل صحیح از اوضاع آن زمان به خوبی نشان می دهد که غصب خلافت در آن زمان، واقعا ممکن بوده است، علیرغم اینکه دهها هزار نفر این جانشینی را فهمیده بودند.

 در روایات متعددی از پیامبر (ص) نقل شده است که در خطبه خود، مردم را از فحش دادن به حضرت علی (ع) نهی می کردند:
لَا تَسُبُّوا عَلِیّاً فَإِنَّ مَنْ سَبَّهُ فَقَدْ سَبَّنِی وَ مَنْ سَبَّنِی سَبَّهُ اللَّهُ وَ اللَّهِ یَا فُلَان‏؛[1] پیامبر (ص) فرمود: به علی دشنام ندهید. هر كه به على دشنام دهد به من دشنام داده و هر كه به من دشنام دهد به خدا دشنام داده است.

سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ فِی خُطْبَتِهِ أَیُّهَا النَّاسُ لَا تَسُبُّوا عَلِیّاً وَ لَا تَحْسُدُوهُ؛[2] از رسول خدا (ص) شنیدم که در سخنرانی اش می فرمود: ای مردم به علی دشنام ندهید و به او حسادت نکنید.
قَالَ النَّبِیُّ ص لَا تَسُبُّوا عَلِیّاً فَإِنَّهُ مَمْسُوسٌ فِی ذَاتِ الله؛[3] در جای دیگری نیز فرمودند: به علی دشنام ندهید به درستی که او شیفته ذات خداست.

به راستی چه جریانی علیه حضرت علی (ع) فعالیت می کرد که با وجود فضائل بسیار برای حضرت علی (ع) و جایگاه عالی ایشان، جامعه به جایی می رسد که پیامبر (ص) در خطبه خود از مردم می خواهند که به حضرت علی (ع) فحش ندهند؟!!!
 
اگر در روایات بالا اندک شک و شبهه ای وجود دارد، به آیه قرآن بنگرید که بحث ابلاغ جانشینی حضرت علی (ع) را در چه فضایی به تصویر می کشد:
یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرینَ؛[4] اى پیامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان. اگر چنین نكنى امر رسالت او را ادا نكرده ‏اى. خدا تو را از مردم حفظ مى ‏كند، كه خدا مردم كافر را هدایت نمى ‏كند.
چرا قرآن از وعده الهی برای حفظ پیامبر (ص) سخن می گوید؟ ابلاغ جانشینی حضرت علی (ع) چه خطری را می توانست متوجه حضرت پیامبر (ص) بکند؟
 

اما برای ماجرای سقیفه و چشم پوشی از حق علی (ع):

این موضوع روشن است که در جامعه عده بسیاری با حضرت علی (ع) دشمنی دارند. (احقادا بدریة حنینیة و خیبریة -  کینه کشته های عشیره خود که کافر بوده اند و به دست امیر المومنین (ع) کشته شده اند در جنگهای بدر و حنین و خیبر.) و علیرغم اینکه حقیقت را می فهمند، در مقابل آن سکوت می کنند. یا اینکه اصلا مسلمان نیستند و قرآن خطر آنها را با بحث منافقین بارها و بارها مطرح کرده و آنها سعی در نابودی جامعه اسلامی و ایجاد انحراف در آن دارند. (مثل داستان مسجد ضرار)

از طرفی برای توده های مردم نیز این گونه بیان می کنند که مصلحت امروز جامعه این است که ما شخصی با تجربه که فامیل پیامبر (ص) و از  نزدیکان ایشان بوده (حتی یار غار پیامبر (ص) است) را به حکومت برسانیم تا مشکلات حکومت را حل کند.

و بعد این طور مساله را تبلیغ می کنند که هر چه بوده تمام شده و ما با ابوبکر بیعت کردیم و نمی توانیم بیعت خود را بشکنیم.

در واقع باطل را عریان نمی توان تصور کرد، باطل همیشه با زیور و زینت خود را ارائه میکند و با شعار مصلحت مسلمین و جامعه دیگری را به خلافت می رسانند.

در این بین مردم سه دسته هستند.

1-توده ها که فریب فتنه ها را خورده اند. و باورشان شده که عدم عمل به دستور پیامبر (ص) به دلیل مصلحت بوده است.البته دهها مورد می توان ارائه کرد که حتی در زمان حیات پیامبر (ص) عده ای در مقابل دستورات ایشان مقاومت کرده و سعی می کردند نظر خود را عملی کنند. مثل ماجرای صلح حدیبیه که عده ای به شدت مقابل صلح موضع گیری می کردند. مثل ماجرای بسته شدن درها به سمت مسجد، جز در خانه حضرت علی (ع) و ... در واقع حتی در زمان زندگی آن حضرت،آنها قبح و زشتی نادیده گرفتن دستور رسول خدا را شکستند.

 

2- خواصی که به دلیل دشمنی یا نفاق، مایل به حکومت امیر المومنین (ع) نیستند.

3- خواصی که حقیقت را فهمیده اما نیروی چندانی ندارند و از صحنه حذف می شوند مانند مالک بن نویر یا کسانی که آنها را کشتند و شایع کردند که جنیان او را کشته اند!!

 
[1].
بحارالأنوار، ج 28، ص78.
[2].
بحارالأنوار، ج 39، ص292.
[3].
بحارالأنوار، ج 39، ص313.
[4].
مائده آیه 67.



منبع: سایت پاسخ گویی به سوالات شرعی و سایت کلوب بخش پاسخ گویی به سوالات شرعی و اعتقادی و اطلاعات شخصی خودم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : بیشتر بدانیم 
نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 7 آذر 1391-09:07 ب.ظ

زینب

ز ی ن ب . .

باران که می بارد
تکیه ها که خیس می شوند

یاد شانه های تو می افتم
تکیه گاه_خیس ترین چشم های دنیا ! ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : عاشورا  دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:جمعه 26 آبان 1391-10:10 ب.ظ

ولایت

. "دل های مؤمنین كه به هم وصل می‌شود، آب كُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب كُر نه تنها نجس نمی شود ، بلكه متنجس را هم پاك می كند."

دولابی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : کلام بزرگان 
نویسنده :هدی
تاریخ:جمعه 26 آبان 1391-12:57 ق.ظ

ریشه های قیام عاشورا(قسمت سوم)

3. شورای انتصابی عمر

شش نفری که عمر به عنوان شورا برای تعیین خلیفه بعد از خود نام برده بود عبارت بودند از: علی(ع)، عثمان، طلحه، زبیر، سعد بن ابی وقاص و عبدالرحمان بن عوف

تشکیل این شوری طوری بود که از قبل نتیجه مشخص بود، چون اولا خود عمر با سخنانی کنایه دار همه به جز علی(ع) و عثمان را فاقد لیاقت برای خلافت دانسته بود، و در واقع این شوری را برای انتخاب خلیفه از بین علی(ع) و عثمان تشکیل داده بود، از طرفی

طلحه از قبیله ابوبکر بود و تمایلی به علی(ع) نداشت.

سعدبن ابی وقاص مادرش از بنی امیه بود و دایی ها و نزدیکانش در جنگهای اسلام به دست امام علی(ع) کشته شده بودند و با علی(ع) دشمنی داشت. (عمربن سعد جنایتکار بزرگ عاشورا فرزند اوست).

عبدالرحمان بن عوف نیز داماد عثمان بود.

بنابراین تنها زبیر علی(ع) را دوست داشت و به او رای داد.

دلیل این زیرکی عمر برای به خلافت رساندن عثمان شاید خوش خدمتی عثمان به عمر بود، آن زمانی که در وصیت نامه ابوبکر خود، به اختیار خود نام عمر را نوشت و بعد مورد تایید ابوبکر هم قرار گرفت.





اما نتیجه انتخاب این اعضای خاص برای شوری چیزی جز به خلافت رسیدن عثمان نبود و نتیجه به خلافت رسیدن عثمان نیز چیزی جز تحکیم و تقویت قدرت بنی امیه نبود.

عثمان خود از خاندان بنی امیه بود. کارهایی که انجام داد که موجب تقویت جبهه نفاق و تضعیف اسلام و مومنان شد از این قرار بود:

الف) مناصب کلیدی را در دستان امویان قرار داد:

سرزمین شام همچنان در دستان معاویه باقی ماند.

ولیدبن عتبه، برادر مادر عثمان والی کوفه شد(وی کسی ست که به گفته مسعودی، پیامبر(ص) او را اهل دوزخ نامیده بود.)

چندی بعد به جای ولید، سعید بن عاص را والی کوفه کرد که یکی دیگر از امویان بود.

عبدالله بن عامر بن کریز، پسر دایی عثمان والی بصره شد.

عبدالله بن ابی سرخ، برادر رضایی عثمان والی مصر شد(که پیامر(ص) در مورد او فرموده بودند، خون او هدر است، هرچند به پرده خانه کعبه چسبیده باشد.)

قراردادن مروان بن حکم به عنوان معاون و مشاور عالی خود(که او و پدرش توسط پیامبر(ص) تبعید شده بودند و عثمان آنها را از تبعید برگرداند.)

تمام این افراد دارای سوابق ننگین در دشمنی با رسول خدا(ص) بودند. خواب گرفتگی مسلمین را ببینید که چگونه تن به ذلت داده و این همه انتصابهای بی جا را تاب آوردند، مردمی که اینچنین خوابند آیا چیزی جز خون حسین(ع) بیدارشان می کند؟

ب) روان کردن سیل اموال بیت المال به سوی بنی امیه

بخششهای بی حساب عثمان به بنی امیه سبب تقویت مالی آنان شد. بخششها و دست و دل بازی هایی که تنها برای بنی امیه صورت میگرفت و موجب ایجاد طبقه جدید اشرافی و ممتازی شد که در نتیجه عواقبی چون عاشورا به دنبال داشت.

جرج جوادق نویسنده معاصر میگوید:

«عثمان هم کلید بیت المال و هم شمشیر سلطان را در دستهای بنی امیه قرار داد.»

شاید اگر عمر اینچنین در حق اهل بیت رسول خدا(ص) ظلم نمی کرد، واقعه عاشورایی رخ نمی داد، البته از کسی که به دختر رسول خدا رحم نمی کند و در خانه او را میسوزاند و موجب شهادت محسنش میشود انتظاری بیش از این نبود... 


منبع: کتاب عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، تالیف سعید داوودی و مهدی رستم نژاد، با تلخیص و تغییر بسیار




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : عاشورا 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 22 آبان 1391-11:07 ب.ظ

ریشه های قیام عاشورا(قسمت دوم)

2. توطئه در سقیفه

نقش سقیفه در عاشورا بر این پایه است که سقیفه در واقع پایه ریز حکومت امویان بوده است.

مهم ترین پیامدهایی که سقیفه به دنبال داشت:

الف) شکسته شدن حرمت پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت ایشون: این که گروهی سخنان صریح پیامبر(ص) را برای خلافت امت فراموش کردند و پس از رحلت ایشون بنا به تشخیص خود برای خلافت فردی را انتخاب کردند موجب شد که ابهت حضرت در میان امت شکسته شود . با اعتراض اهل بیت پیامبر و مقاومت دستگاه خلافت وقت، حرمت خاندان پیامبر هم بیش از پیش شکسته شد، زمانی هیچ کس حتی به ذهنش هم خطور نمی کرد تنها چند ماه پس از رحلت ایشون، افرادی از همین امت در خانه دخترش را بسوزانند و احدی اعتراضی نکند!!! انگار قبح گناه بی حرمتی به اهل بیت بعد از سقیفه شکسته شد.

ب) تبدیل شدن خلافت الهی به امری بشری: اگر زمانی افرادی در سقیفه حکم خداوند را به رای گیری بشر ترجیح دادند نتیجه اش جز این نمی شود که چندین سال بعد معاویه برای گرفتن بیعت برای یزید میگسار و فاسد، سقیفه را یادآوری می کند و میگوید:

«ای مردم! شما می دانید که پیامبر(ص) از دنیا رفت و کسی را جانشین خود قرار نداد، مسلمانان خود به سراغ ابوبکر رفتند و وی را انتخاب کردند ولی ابوبکر در وقت وفاتش طبق وصیتی خلافت را به عمر واگذار نمود... پس چنانکه میبینید ابوبکرد در تعیین خلیفه کاری کرد که پیامبر آن را انجام نداده بود ... هر کدام (ابوبکر و عمر) مصلحت مسلمانان را دیدند و عمل کردند. امروز هم من مصلحت میبینم که برای یزید بیعت بگیرم و از اختلاف میان امت جلوگیری کنم»[1]

ج) به قدرت رسیدن بنی امیه در شام و تبدیل خلافت به پادشاهی

در سقیفه بذر برتری جویی قبیله ای ریخته شود، گرچه آن زمان ابوسفیان به دلیل سابقه بدی که در دشمنی با رسول خدا داشت نمی توانست قد علم کند اما وقتی می دید تیره های بی نام و نشان قریش مثل «تیم» و «عدی» توانستند با تکیه بر این اصل که از قریشند و قریش برترین قبیله، هم انصار را کنار بزنند و هم سخنان صریح پیامبر را در مورد خلافت و جانشینی حضرت علی(ع) نادیده بگیرند، بسیار شادمان شد.

ابوسفیان بعد از سقیفه گفت: «خلافت از آن زمان که به دست دو طایفه تیم و عدی(قبیله ابوبکر و عمر) افتاد، من نیز در آن طمع کردم»[2]

پس از انتخاب ابوبکر به خلافت، ابوسفیان به قصد فتنه جویی نزد او رفت، عمر به ابوبکر پیشنهاد کرد به خاطر خطرناک بودن ابوسفیان زکات اموالی را که جمع کرده است به خودش ببخشند تا سکوت کند و با این تقشه عمر، دوره همزیستی مسالمت آمیز ابوسفیان با دستگاه خلافت اسلامی فرا رسید!!!

در سال 13 هجری معاویه در دوران خلافت عمر در پی حوادثی ولایت شام را بر عهده گرفت. ظاهر شدن دودمان بنی امیه و فرزندان ابوسفیان در دستگاه خلافت آن هم با آن سرعت پس از رحلت پیامبر(ص) از اتفاقات پر رمز و راز تاریخ است!!!!

نکته جالب و قابل تامل!

خلبفه دوم، عمر، نسبت به عمل کارگزاران خود بسیار سخت گیر بود و در مقابل خطاها و دست اندازی هایشان به بیت المال به شدت آنها را مجازات میکرد اما همین خلیفه سخت گیر نسبت به فسادها و فاحشترین اشتباهات معاویه سکوت می کرد، پهن کردن بساط پادشاهی در شام و کارهای ضد دین معاویه بر عمر پوشیده نبود، او خودش هنگام دیدن معاویه میگفت:«وی کسری عرب است!» خلیفه ای که کوچکترین سواستفاده از بیت المال خونش را به جوش می آورد، در مقابل پادشاه گری معاویه سکوت می کرد، تنها دلیلی که برای توجیه این عمل وی به نظر میرسد این است که او به تقویت بنی امیه در شام میپرداخت تا بتواند قدرت بنی هاشم را کنترل کند و درواقع ضریب امنیتی خود را بالا برده و خود را در مقابل قیامهای احتمالی فرزندان پیامبر(ص) از بنی هاشم، بیمه کند.

بیراه نگفت آن کسی که گفت:

امام حسین(ع) در همان روز سقیفه به شهادت رسید.


ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند

یکباره بر جریده رحمت قلم زنند

ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر

دارند شرم کز گنه خلق دم زنند




[1] الامامه و السیاسه ج1 ص 211-212

[2] الاستیعاب ص 690 و الاغانی ج2 ص356

منبع: کتاب عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، تالیف سعید داوودی و مهدی رستم نژاد، با کمی تلخیص و تغییر






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : عاشورا 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 20 آبان 1391-12:56 ق.ظ

ریشه های قیام عاشورا (قسمت اول)

1.     دشمنی دیرینه بنی امیه با بنی هاشم

عبد مناف جد سوم پیامبر اکرم(ص) دارای دو پسر به نامهای هاشم و عبد شمس بود، فرزندان هاشم، بنی هاشم و فرزندان عبد شمس، بنی امیه شناخته میشوند.

الف) ریشه های تاریخی اولین دلیل دشمنی دیرینه بنی امیه با بنی  هاشم

جوانمردی و کرم هاشم و بذل و بخشش های وی در بهبود زندگی مردم و گامهای برحسته او در بالا بردن بازرگانی مکیان و پیمانی که در این رابطه با امیر غسان بست و همچنین پی ریزی مسافرت قریش در تابستان به سوی شام و در زمستان به سوی یمن، محبوبیت فوق العاده ای برایش به ارمغان آورد، امیه فرزند عبدشمس به این همه موقعیت و نفوذ هاشم حسادت کرده و از این که نمی توانست خود را در دل مردم جای کند به بدگویی از عمویش رو آورد، و در نتیجه اختلافاتی پیش آمد که در اثر این اختلافات امیه مجبور به ترک ده ساله مکه و اقامت در شام شد.[1]

دشمنی این دو طایفه در اثر این حادثه و همچنین اختلافاتی که ناشی از بزرگی و عظمت چشمگیر بنی هاشم از یک سو و تحمل حقارت و بدنامی بنی امیه از سوی دیگر است، در تاریخ ریشه های کهن دارد.

ب) امتیازات ویژه بنی هاشم

از جمله امتیازات ویژه بنی هاشم که بنی امیه فاقد آن بودند و موجبات حسادت و کینه آنان را فراهم آورده بود عبارتند از:

آراستگی بنی هاشم به علم و فضیلت

پاکی و تقوای و اصالت خانوادگی بنی هاشم و از طرفی بدنامی و زندگی ننگین زنان و مردان بنی امیه که به قدری زبانزد خاص و عام شده بود که با وجود اینکه آنان بعدها با اختناق و سرکوب توانستند زمام امور مسلمانان را در دست بگیرند، نتوانستند آن رسوایی را از خاطره ها محو کنند. زنانی که رسما دارای پرچم خاص بوده و در خانه هایشان به روی هر مرد بیگانه ای باز بود! انسانهایی که چند نفر در تعیین نسیشان با هم درگیر بودند و ...

شایستگی های فردی بنی هاشم، ازجمله فضایل معنوی و اخلاقی، جوانمردی، سخاوت، از خود گذشتگی و ...

در کنار این امتیازات با ظهور و پیروزی اسلام و فتح مکه بنی امیه  با قبول عنوان طلقا( یعنی آزادشدگان از بند اسارت،زیرا آنان از جمله کسانی بودند که تنها بعد از فتح مکه بالاجبار و به ظاهر اسلام آوردند.) شکست و خواری سختی را متحمل شدند که به شدت کینه رسول خدا(ص) و بنی هاشم را علاوه بر کینه های موروثی سابق بر دل گرفتند.

بنابراین تعجب نمی کنیم اگر ببینیم حادثه خونین کربلا به دست همین طایفه رقم خورد، طایفه ای که کینه بنی هاشم را نسل به نسل ارث بردند و آتش حسادت به بنی هاشم لحظه ای برای آنان آرام و قرار نگذاشت.



[1] داستان کامل ماجرای هجرت امیه به مکه در کتاب کامل ابن اثیر ج2 ص17


منبع: کتاب عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، تالیف سعید داوودی و مهدی رستم نژاد، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی، صفحات 90 تا 100 با کمی تلخیص




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : عاشورا 
نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 14 آبان 1391-09:14 ب.ظ

آیا شیخ ها پول مفت میگیرند؟

توی یکی از بحثهای جنبش سبزی ها با این متن روبه رو شدم:

قرآن به صراحت میگه پولی که در بیت المال هست یا الان در دست مراجع هست باید کجا خرج بشه. مگه شما قرآن رو قبول نداری؟ باید برای فقیر و اسیر و یتیم خرج بشه، اما الان فقط پول در دست مراجع و خمس هم فقط مال سیده اما متاسفانه این پول ها را میدن به شیخ ها، به حلال و حرامش کاری ندارن، میگیرن و میخورن، فقیر و اسیر و یتیم هم بره کمیته امداد به دولت التماس کنه تا حقشو بگیره، اونوقت شیخها میشینن بی کار و مفت میخورن و نماز میخونن.

"ما می گوییم چهار هزار نفر شاگردان امام صادق علیه السلام خدمت ایشان درس می خواندن و یک ریال به اینا شهریه یا پول نمی داد اگر عمل امام صادق علیه السلام معتبر هست پس شهریه دادن به شیخ ها از محل خمس و زکوه که مال فقرا هست از کجا و چه وقت دختراع شده ؟ شما نمی فهمی که پولی که درست مراجع هست پول بیت المال هست نمی توانند هر طور دوست دارن خرج کنن فقط نسبت به سهم امام حق دارن به وکالت از امام زمان خرج کنن در مورد خمس و زکوه هیچ حق ندارن خارج از محل خرج کنن که می کنن متاسفانه قرآن قبول نداری ؟ "

 

اما جوابش:

آنچه به قرآن نسبت داده شده، سخنان دقیقی نیست. بیت المال می تواند اموال مختلفی را در بر بگیرد. زکات –خمس – انفال و ...

مصرف زکات موارد ذیل است:

إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكینِ وَ الْعامِلینَ عَلَیْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقابِ وَ الْغارِمینَ وَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبیلِ (توبه 60) زكاتها مخصوص فقرا و مساكین و كاركنانى است كه براى (جمع آورى) آن زحمت مى‏كشند، و كسانى كه براى جلب محبّتشان اقدام مى‏شود، و براى (آزادى) بردگان، و (اداى دین) بدهكاران، و در راه(تقویت آیین) خدا، و واماندگان در راه.

بنابر آیه هشت مورد برای مصرف زکات مطرح شده است: 1- «فقرا» 2- «مساكین» 3- «عاملان و جمع آورى كنندگان زكات» 4- «و كسانى كه براى جلب محبتشان اقدام مى‏شود» 5- «در راه آزاد ساختن بردگان» 6- «اداء دین بدهكاران» 7- «و در راه خدا» 8- «واماندگان در راه»

مصرف خمس نیز در آیه ذیل بیان شده است:

وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساكینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ (انفال 41) هر گاه چیزى به غنیمت گرفتید خمس آن از آن خدا و پیامبر و خویشاوندان و یتیمان و مسكینان و در راه ماندگان است.

بنابر این خمس نیز به شش قسمت تقسیم می شود: سهم خداى تعالى و سهم پیامبر (ص) و سهم امام علیه السلام و سه قسمت دیگر به یتیمان و مساكین و ابناء سبیل كه از سادات باشند.

درباره انفال نیز آیه زیر حکم آن را مشخص کرده و به طور کامل در اختیار حاکم قرار می گیرد:

یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ (1 انفال) از تو درباره انفال [غنایم، و هر گونه مال بدون مالك مشخص‏]سؤال مى‏كنند بگو: «انفال مخصوص خدا و پیامبر است.

با توجه به این آیات روشن می شود که موارد مصرف منحصر در آنچه ادعا شده است نمی باشد. بلکه دو واژه خاص در کنار بحث فقرا و نیازمندان می بینیم که به بحث ما مرتبط است. 1-فی سبیل الله 2-حق خدا و رسول و امام

با توجه به این آیات روشن است که طلاب علوم دینی حق مسلم و روشنی در این مال ها دارند. اولا به خاطر اینکه عمل آنها بارزترین مصداق "فی سبیل الله" است. در واقع آن ها هستند که باتحصیل و بالتبع تبلیغ، راه الهی را رونق می بخشند. ثانیا این قشر هستند که جانشین رسول و ائمه (علیهم السلام) هستند و حقوق الهی و رسول و ائمه (علیهم السلام) باید در دست آنها قرار گرفته و به صلاحدید آن ها خرج شود.

البته وجود مشکلات فقرا و نیازمندان و عدم تامین حوائجشان قابل انکار نیست. همچنان که طلاب علوم دینی نیز از وضع معیشتی مطلوبی برخوردار نیستند. و ریشه این مشکل نیز در واقع به عدم پرداخت حقوق الهی توسط ثروتمندان باز می گردد. یعنی عده بسیاری حقوق واجب مالی را نمی پردازند و عدم پرداخت زکات و خمس سبب می شود که فاصله و شکاف بین طبقات بیشتر شود.

همچنین باید توجه کرد که ارجاع دادن فقرا به دولت برای دریافت کمک، با مبانی دینی منافاتی ندارد. چرا که دولت بزرگترین حجم بیت المال را در اختیار گرفته است. به عنوان نمونه، تمام معادن از انفال حساب می شوند که جزئی از بیت المال است و تنها یک نمونه این انفال، نفت با درآمدهای گسترده آن است!

حال روشن می شود که مشکل عدم تامین حوائج فقراء، عواملی دارد که هیچ ربطی به روحانیت ندارد! و خود نویسنده مطلب نیز اعتراف کرده که "سهم امام باید در اختیار مراجع باشد" و شهریه ای که طلاب دریافت می کنند تنها از این بخش است و زکات و نظیر آن به دست مراجع داده نمی شود. و سهم امام نیز بخشی از خمس است که پرداخت کنندگان آن با رضایت کامل و طیب خاطر آن را تقدیم می کنند، حال اینکه این پول ها را حرام!! بخوانیم یا روحانیت را مفت خور!! نام بنهیم، (فرهنگی که رضا خان باب کرد و عده ای همچنان راه او را می روند) تنها نوعی موضع گیری خصمانه و غیر منطقی است.

شناخت دوره درسی ای که یک طلبه سپری می کند، روشن می کند که بیت المال باید زندگی او را تامین کند. یک طلبه در مقطع اول تحصیلی خود، باید به مدت شش سال تمام وقت (صبح و بعد از ظهر از اول هفته تا آخر آن) تنها مشغول تحصیل و تعلیم باشد. و حق اشتغال به هیچ کار دیگر و حتی تحصیل هیچ رشته دیگری را ندارد! و ادامه تحصیل بعد از این مقطع نیز که به طور معمول وجود دارد، تعداد سال های تحصیل یک طلبه را قطعا دو رقمی می کند. (تنها بعضی از دانشجویان رشته پزشکی چنین سالهای طولانی را پشت سر می گذارند که اولا دارای حقوق مشخص هستند ثانیا درآمد آنها پس از اتمام تحصیل می تواند منبعی برای بازپرداخت وام های دولتی باشد. ثالثا این دانشجویان نیز پس از چند سال می توانند مشغول کار شده و کار آنها هیچ منافاتی با تحصیلشان ندارد.)

حال کسانی که مدعی هستند بیت المال نباید زندگی طلاب را تامین کند، باید منطقی و غیر خصمانه جواب دهند که چه راهکاری پیشنهاد می کنند؟

تنها کسانی که نیاز به هیچ کمک مالی ندارند وارد حوزه شوند اگر چه نیاز جامعه به عالمان علوم دینی تامین نشود؟

روحانیون به جای پرداختن به تحصیلی که سالهای سال تمرکز می طلبد، مانند مردم دیگر وقت خود را صرف اشتغال به امور دیگر کنند اگر چه نتیجه این کار عدم تخصص در علوم دینی شود؟ و آنها نیز مانند سایر مردم اطلاعاتی بسیار ناقص و محدود داشته باشند؟

یا ...

آیا حضرت علی (ع) که در سالهای غصب خلافت، مشغول باغبانی و ... بود، در سالهای خلافت نیز به این کارها می پرداخت و به تعبیری "آنجا که مردم به او نیاز داشتند او به درخت ها می پرداخت؟"

البته لازم به ذکر است که قشرهای بسیاری در جامعه وجود دارند که کار آن ها تولیدی نبوده و به نوعی خدمت محسوب می شود و بیت المال موظف به تامین زندگی آنهاست. به عنوان نمونه نیاز جامعه به معلم امری تردید ناپذیر است. و بیت المال زندگی آنها را تامین می کند. آیا تاکنون کسی در هزینه شدن بیت المال در این امور، خدشه و اشکال کرده است؟ آیا عده ای توقع دارند که روحانیون نیازهای مادی نداشته و مانند فرشتگان زندگی کنند که چنین به وضعیت امرار معاش آنها اشکال می کنند؟

و نکته دیگری که ذکر آن لازم است اینکه طلاب پس از طی سالهای تمرکز تحصیلی، به اشتغالاتی روی می آورند و این گونه نیست که شهریه همیشه مستدام باشد یا بخواهند با نماز خواندن و پول گرفتن در قبال آن!! زندگی خود را تامین کنند! این اشتغالات می تواند در تالیف و تبلیغ و تدریس متجلی شود. همچنان که بعضی از روحانیون نیز کارهای اجرایی ای مثل قضاوت و... را متصدی می شوند و زندگی آنها از این راه تامین می شود. نه اینکه روحانیون در قبال نماز خواندن زندگی مادی خویش را تامین کنند.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : بیشتر بدانیم 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 13 آبان 1391-09:40 ب.ظ

کربلا و غدیر

• غدیر

< کربلای عوام > بود

و

• کربلا

<غدیر خواص > ...


در غدیر با آنکه بیعت گرفته شد

✔ جفا شد ..


در کربلا با اینکه بیعت برداشته شد

✔ وفا شد ..





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :M A
تاریخ:چهارشنبه 10 آبان 1391-10:40 ب.ظ

برای میانمار

بسم الله

به گزارش پایگاه برای مستضعفین میانمار،به همت دانشجویان ایرانی مقیم هلند هفته آینده تجمع اعتراض آمیزی در اعتراض به فجایع انسانی رخ داده درخصوص مسلمان میانماردر شهر لاهه (پایتخت سیاسی هلند) برگزار خواهد گردید
همراه با این تجمع، یک دادخواست بین المللی به ۵ زبان عربی‌، فارسی، انگلیسی‌، آلمانی‌ و هلندی نیز تهیه شده است که قراراست پس از جمع آوری امضا به حد کافی، به نهادهای ذیربط ارسال و نتایج آن پیگیری گردد. در خصوص اثربخشی این مساله، یکی از دانشجویان ایرانی مقیم هلند گفت: چندی پیش درخصوص عدم صدور و عدم تمدید ویزا دانشجویان ایرانی توسط کشور هلند و اعمال محدودیت های شدید در خصوص دانشجویان ایرانی، مشابه چنین دادخواستی تهیه و از طریق نهادهای ذیربط پیگیری شد که بسیار موثر و اثربخش بود. لذا از کلیه عزیزان مجدد تقاضا دارم که این دادخواست را امضا نموده و آنرا برای سایر دوستان نیز ارسال نمایند
برای اینکه بتوانیم صدای این مردم بی پناه را به گوش جامعه جهانی رسانده و مانع خشونت بیشتر علیه ایشان باشیم دادخواستی به شرح لینک زیر تهیه شده است
لینک

فقط کافیه در فرم پایین صفحه اسم و ایمیل و کشور خودتون رو وارد کنید و کلید ساین رو بزنید. باور کنید 30 ثانیه هم نمیشه...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:سه شنبه 9 آبان 1391-09:39 ب.ظ

حمله نظامی!!!!

قطار که از کنار شهر ها عبور میکرد،آثار حمله نظامی آمریکا رو میشد به وضوح دید،خونه هایی که اغلبشون خونه های مجللی نبودند،اما از آثار حمله نظامی بی نصیب نمونده بودند!!
دیدن این صحنه های اندوه بار من رو یاد این کاریکاتور انداخت،کاریکاتور حمله نظامی آمریکا






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 6 آبان 1391-09:04 ب.ظ

امام قائم، نه غایب

زاهدان و عابدانی که پیوندی با جهاد و شهادت و مبارزه ندارند،


خواسته یا نخواسته دوستدار امام غایب اند،


نه امام قائم.


مطلوب اینان غایب آل محمد است،


نه قائم آن‌ها...



" آیت الله جوادی آملی"






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1391-01:52 ب.ظ

گرفتار و گرفته ی یار

 

هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.

قسمتی از متن فیلم یک تکه نان:

پیرمرد (نقشی الهام‌گرفته از مرحوم دولابی با بازی رضا کیانیان): سلام‌علِکُم

سرباز/ قیس (با بازی هومن سیّدی): سلام علیکم

 

پیرمرد: خیلی قشنگه که شما از «این‌وری» داری می‌ری امام‌زاده.
باریکلا. آخه خیلی‌ساله که دیگه هیشکی از این‌وری نمی‌ره.

همه از «این‌وری» می‌رن.

 

مثِ این‌که لقمه رو، «این‌جوری» بذاری دهن‌ت...
بشین یه نفسی چاق کن.
دل‌ت گرفته، آره؟
دلِ همه می‌گیره.
دل داشته باشی می‌گیره دیگه.
یا رفیقَ من لارفیقَ له... ای رفیقِ کسی که...


سرباز: رفیقی نداره!

پیرمرد: تو هم قشنگیا! از خودی!
خُب حالا می‌خوای یه راهی به‌ت یاد بدم دل‌ت وا شه؟
تو هم چشماتو ببند. دِ ببند دیگه!
خُب چی می‌بینی؟

سرباز: هیچ کس...

پیرمرد: (خنده با صدای بلند) هیچ‌کس؟ خُب هیچ‌کس قشنگه دیگه.
هیچ‌کس همه کَسه، همه‌کس هیچ‌کَسه!
حال‌ت خوب شد؟

سرباز: (می‌خندد...)

پیرمرد: خیلِ خُب، برو، از هم‌این راه برو...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : کلام بزرگان 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 29 مهر 1391-12:15 ب.ظ

امان از این به اصطلاح خلیفه های خدا!!!

 یه روز پیامبر مردی از یارانشون رو برای تبلیغ اسلام و رسوندن پیامشون به ولایت دیگه ای می فرستن که کشتی کاروانشون تو راه غرق میشه و این مرد وقتی چشم باز می کنه و به خودش میاد می بینه تو یه جزیره ی نا آشنا تو ساحل روی یه قطعه چوب افتاده ...

تا به خودش میاد میبینه شیری داره با جوش و خروش بهش نزدیک میشه و هی دندوناشو تیز می کنه ...

مرد بی پناهی که حتی لباس برای پوشش خودش نداشت جز توکل به خدا چاره دیگه ای نداشت، ولی شیر همچنان بهش نزدیکتر می شد و ترس همه وجود مرد رو گرفته بود، تا اینکه مرد شروع به حرف زدن با شیر میکنه و خطاب به شیر میگه:

ای مخلوق خدا، من هم مخلوق خدا و فرستاده رسول خدا هستم، من به اختیار خود اینجا نیامده ام، مرا رسول خدا برای انجام ماموریتی فرستاده که تقدیر کار مرا به اینجا کشیده است، رسول خدا محبوب خدا و پیامبر لطف و رحمت هستند، اینک ای شیر اگر او را می شناسی به حق خودش از من بگذر که بی پناهم و اگر مرا بکشی ماموریتم به انجام نخواهد رسید...

شیر به اصطلاح زبان نفهم با شنیدن این سخنان به نشانه ادب زیر پاهای مرد زانو زد و هی اشک از دیدگانش جاری بود و یال خود را به زیر پاهای مرد می کشید و ابراز محبت می کرد

وا عجبا از این خلیفه های خدا ... که به اندازه یک حیوان زبان نفهم که نه شریعت را می فهمند و نه دین و نه سیاست را ... نمی فهمند.

تصویر منتسب به سام باسیل

در حالی مسلمانان سراسر جهان در چند روز گذشته نسبت به ساخت و نمایش فیلم اهانت امیز به پیامبر اسلام توسط "سام باسیل" خشمگین هستند رسانه های های خارجی در هویت سازنده فیلم تشکیک ایجاد می کنند.

به گزارش فرارو، روزنامه وال استریت ژورنال آمریکا در تازه ترین شماره خود از تقلبی بودن نام سام باسیل فردی که کارگردانی این فیلم موهن را برعهده دارد سخن گفته و نام وی را ساختگی میداند.

وال استریت ژورنال همچنین با بیان اینکه نام وی در هیچ یک از مدارک سازمان اطلاعات آمریکا وجود ندارد، سازنده این فیلم موهن وضد اسلامی را مجهول الهویه دانسته وخبرها پیرامون اصلیت آن را رد می کند.

از سوی دیگر خبرگزاری اسوشیتدپرس در خبری مدعی شد فردی در گفت‌وگوی تلفنی با این خبرگزاری خود را سام باسیل ۵۶ ساله، نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان این فیلم توهین آمیز، معرفی کرده است.

دویچه وله نیز در گزارشی ادعا کرد: یک فعال مسیحی‌مذهب که به گفته‌ی خود در جریان تهیه فیلم همکاری داشته، می‌گوید که "باسیل" نام مستعار است و فرد مورد نظر نه یهودی‌مذهب است و نه اسرائیلی. به گفته‌ی استیو کلین، گروهی از شهروندان ایالات متحده که در خاورمیانه متولد شده‌اند، فیلم را تهیه کرده‌اند.

دویچه وله مدعی شد: بنا بر اعلام منابع اسرائیلی نیز شخصی با نام "باسیل" در فهرست شهروندان این کشور ثبت نشده است. استیو کلین از هویت واقعی کارگردان اظهار بی‌اطلاعی کرده است.

گفته می شود سام باسیل یک شهروند اسرائیلی ـ آمریکایی است که به عنوان یک مشاور املاک و مدیر شرکت‏های ساخمانی در کالیفرنیای جنوبی زندگی می‌کند.

وی از سه شنبه (11 سپتامبر 2012 ـ 21 شهریور 1391) که با روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" و روزنامه آمریکایی "وال ستریت ژورنال" مصاحبه کرد ناپدید و از مکان اختفای وی اطلاعی در دست نیست.

در همین حال در هیچ یک از خبرگزاری های خارجی تصویری از این کارگردان منتشر نشده است اما برخی رسانه ها عربی تصاویری با کیفیت پائین منتسب به وی منتشر کرده و آن را سام باسیل دانستند. این تصاویر از سوی رسانه های غربی مورد تائید قرار نگرفته است




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : ضدفرهنگها 
نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 25 مهر 1391-09:46 ب.ظ

نظریه دکترین شوک در ایران!

دکتری به نام «ایون کامرون»، رئیس انستیتو روان پزشکی دانشگاه مک گیل کانادا و رئیس انجمن روان پزشکی آمریکا معتقد است که با وارد آوردن شوک به مغز انسان ها، می توان ذهن آنها را تهی کرد و سپس شخصیت های جدیدی را بر لوح نا نوشته ذهنشان ترسیم نمود. مجریان سیاستهای «شوک درمانی» معتقد بودند تنها یک شوک و گسست بزرگ می تواند لوحی سفید و نانوشته را ایجاد کند تا بتوان از آن برای ساختن دنیایی نو استفاده کرد.

اما چندی نگذشت که تحقیقات کامرون در اختیار متخصصین علوم اجتماعی در آمریکا قرار گرفت و سپس با تکمیل آن به "دکترین شوک" «میلتون فریدمن»، موسس مکتب اقتصادی شیکاگو و برنده مشهور جایزه نوبل جهانی اقتصاد ختم شد.

نظریه دکترین شوک میگوید: «در اثر فاجعه اصلی،(مثل کودتا، حمله تروریستی، فروپاشی بازار، جنگ، سونامی با توفان) حالت شوک همگانی تمام جمعیت را فرا میگرید. درست همانگونه که موزیک کرکننده و ضربات درون سلول بازجویی، زندانی را سست می کند؛ فروریختن بمب ها، موج ترورها و توفانهای درهم کوبنده نیز در خدمت سست کردن کل جامعه قرار میگیرد، جوامع "شوک زده" غالبا از چیزهایی که در خالت عادی سرسختانه از آنها محافظت می کنند، دست بر میدارند.» فریدمن با استناداتی ثابت کرد این روش مخوف ایتدا در شیلی دوره «پینوشه» سپس در ایالات «نیواورنئان» آمریکا بعد از توفان کاترینا و پس از آن در عراق بعد از یک دوره بمباران خانمان سوز به کار گرفته شده است؛ به همین ترتیب خیلی ها به این فکر افتادند که اساس کار «انقلاب مخملی» در اقصی نقاط دنیا نیز می توانست بر این ساز و کار استوار شده باشد.

از آنجا که جریان شناسی فتنه 88 در تهران بدون در نظر گرفتن نقش دول خارجی و موسسات ترویج دموکراسی آمریکایی_ یهودی واقعا کاری عبث و بیهوده است، باید به تمهیدات جدید آمریکا و هم پیمانانش برای ترسیم فتنه ای جدید در ایران نیز اشاره نماییم. لذا به این فکر می کنیم که چه دلیلی دارد طراحان خارجی از فتنه 88 درس نگرفته باشند؟ اگر دکترین شوک فریدمن در آمریکای لاتین و شمالی و حتی عراق و روسیه جواب داده است، چرا نباید در ایران جوابگو باشد؟ ذهن تحلیلگران به این منعطف شده که آمریکا سعی دارد بعد از سال 1388 برای اجرای دکترین شوک درمانی در ایران به جای استفاده از شوکهای سیاسی یا نظامی از یک "شوک اقتصادی" بهره ببرد. طراحان براندازی می اندیشند که برای دستیابی به یک پروژه نسبتا موفق باید در حالیکه از شعارهای آزادی خواهانه_لیبرال بهره گرفته میشود، یک ژست  "عدالت خواهانه" (عدالت از نوع غیر اسلانی) و در جهت کاهش فاصله های طبقاتی نیز وجود داشته باشد. در کنار این پروژه می توان برای ایجاد شوک نه تنها روی شوکهای سیاسی بلکه روی شوکهای اقتصادی نیز حساب باز کرد. نباید فراموش کنید سرآغاز یک پروژه «براندازی از درون» اجرای یک شوک واقعی است.

اما اجرای شک

اوابل آبانماه سال گذشته هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا در استودیوی شبکه سلطنتی BBC فارسی حاضر شد تا ضمن مصاحبه، به سوالات مخاطبین این شبکه هم پاسخ دهد. وی در پاسخ به سوالی درباره عدم حمایت کافی آمریکا از جنبش اعتراضی ایران گفت:«دو سال پیش از درون جنبش اعتراضی این صدا شنیده میشد که آمریکا باید مواظب باشد طوری عمل کند که عامل و حامی اصلی این جنبش جلوه نکند، چون در آن صورت اعتبار جنبش و امنیت هواداران آن به خطر می افتد. دولت آمریکا از بیرون ایران هر حمایتی از دستش برمی آمد از معترضان کرد، از جمله از سایت توییتر خواست که اعمال تغییرات خود را مدتی به تعویق بیندازد، اما در عین حال مراقب بود که زیاده روی نکند.»

بلافاصله بعد از این اظهار نظر مشکوک بسیاری از اصلاح طلبان داخلی و خارجی از طیف های تندرو و به ویژه میانه رو نسبت به این موضع گیری «ایالات متحد» واکنش سرسختانه ای گرفتند.

با این حال بسیاری از رسانه ها چنین عملکرد مشکوکی را یک گاف بزرگ و اشتباه غیرحرفه ای وزیر خارجه آمریکا نسبت دادند.

همان زمان به نظر میرسید چنین امری که می توانست حیثیت اصلاح طلبان را تا حد بسیاری متزلزل کند، درحقیقت نه یک اشتباه لفظی بلکه برنامه ای مدون بوده است، بنابراین این طور به نظر میرسید که این طراحی به برای این صورت گرفته که طرف حساب آمریکایی ها از دوم خردادی ها به یک جریان جدید سیاسی شیفت شود. طبیعی بود که آمریکا نمی تواند روی طیفی که بخش عظیمی از آبرو و بدنه عملیاتی و فرماندهی اش را در فتنه 88 از دست داده حساب باز کند.

به طور مثال

در دوره مبارزات کمونیستی و چپ گرایانه علیه سیاستهای راست و کاپیتالیستی، کمونیستها در محافل کارگری یک تاکتیک عمده برای آسیب زده به دول متخاصم شان داشتند، چپ ها با نقوذ در کارخانه ها و خرابکاری صنعتی باعث میشدند موجی از اعتراضات خشن کارگری علیه دولت ها شکل گیرد. اصناف کارگری نیز بدون اطلاع از اصل ماجرا علیه دولت حاکم دست به تحصن های گسترده و تظاهراتهای دامنه دار می زدند. این نوع مبارزه تحت یک شیوه مدون در تاریخ مبارزات سیاسی جهان ثبت شده اشت .

حال کمی به عقب برگردیم

با شروع تحریم های جدید علیه موجودیت جمهوری اسلامی، مردم ایران به طور مستمر و دامنه دار وسط گردابهای معیشتی و اقتصادی گیر افتاده اند. درست در بهمن ماه سال پیش "اقتصاد سیاسی" ما شاهد موج ناآرامی در بازار سکه، طلا و ارز شد. همان موقع بحث ها درباره فساد 3000 میلیاردی و پرونده آریا با اتهام به بعضی از معاونین وزرا و کارمندان دولت بالا گرفت. بعد از آن در فروردین 1391 داستان دسترسی یک هکر اینترنتی به حسابهای اعتباری مردم در بانکهای کشور، برخی جابه جایی های اینترنتی و سپس فرار عامل آن به انگلیس رخ داد. خیلی زود بحث اختلاس در بیمه ایران جدی شد، بلافاصله نیز گرانی مرغ اثرات خود را در سفره های مردم گذاشت و همانند مثال های فوق به تیتر یک رسانه معاند خارجی مبدل گردید. از شهریور ماه نیز بار دیگر ارز و سپس سکه با بازیگری فعال رادیو اسرائیل وارد مناقشه ای جدید شد تا در عرض دو الی سه هفته دلار به مرز 3800 تومان برسد. وجه مشترک تمام خرابکاری های فوق این است که دولت با دیر وارد عمل شده و یا نارسایی عملکرد اقتصادی اش باعث شده یک آتش قابل مهار تبدیل به یک بحران ملی و خوراک رسانه ای معاندین شود.

نتیجه گیری، همسان سازی و تفکر روی مطالب گفته شده به عهده خود خواننده گذاشته میشود، تنها چیزی که می توان گفت، حرف رهبر انقلاب در دیدار با مردم انقلابی بجنورد است:

«تحریمها مسئله جدیدی نیست و از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی وجود داشته است اما دشمنان تلاش دارند تا موضوع تحریمها را بزرگ نمایی کنند و متاسفانه برخی هم در داخل با آنها هم زبان میشوند... البته تحریمها مشکلاتی را به وجود می آورند و برخی بی تدبیری ها ممکن است این مشکلات را افزایش دهد اما این مشکلات مسائلی نیست که جمهوری اسلامی ایران نتواند آنرا حل کند... بدانید جمهوری اسلامی ایران با این مشکلات از پا در نمی آید و به فضل الهی بر مشکلات غلبه خواهد کرد.»

منبع: مهدی هنری، 9 دی شماره 71 با اندکی تخلص




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 23 مهر 1391-12:14 ق.ظ

اینجا ایران است!

 

به یاد دارم زمانی كه آن سونامی تاریخی و فاجعه بار در ژاپن روی داد، مدام اینباكس ایمیل هایم پر می شد از تعریف و تمجید مردم و مسئولین ژاپن، در این مجال بحثی روی مسئولین ندارم، هر چند گزارش هایی كه بدست می رسد حاكی از این است كه نهایت تلاش در راستای كمك رسانی صورت پذیرفته و می پذیرد...!

 

ولی اصل بحث من روی مردم است، رویكرد فرهنگی این ماجرا...

 

چطور است كه در زلزله ژاپن مدام عكس های مختلف در تعریف و تمجید فرهنگ بالای مردمان این كشور به دست می رسید ؟!

 

برای نمونه ایمیلی بود كه در آن روزها دست به دست چرخید و شد یكی از داغ ترین خبرهای روز :

كه آی مردم جهان، بدانید كه زلزله در ژاپن آمد و مردم آواره شدند ولی در این میان هیچ كس به فروشگاه های آسیب دیده دستبرد نزد، و مدام عكس فروشگاه تخریب شده ولی غارت نشده، دست به دست بین مردم جهان چرخید...!

 


http://picture.marshalclub.org/Archive/31314.aspx
 

فروشگاهی تخریب شده در روستای تخریب شده ...

 

این فروشگاه بعد از گذشت چند روز كاملا دست نخورده باقی مانده است، اینجا ژاپن نیست!!!

روستای ورزقان از توابع آذربایجان، با مردمی ساده دل و با صفا كه با بیرون آوردن هر جنازه ای از زیر آوار ،اشك تمامی مردم آن در داغ همسایه روان شد...

 

اینجا ایران است، همانجا كه فعالان اجتماعی اش ، آلت دست رسانه اند، نه آنكه خود یك رسانه باشند!

 

اینجا ایران است، همانجا كه مرغ همسایه اش همیشه برایمان غاز است!

 

اینجا ایران است، زلزله آمده، فروشگاهی تخریب شده، مردمانی آواره گشته اند ولی هیچ كس تعدی به اموال دیگری نمیكند...

 

اینجا ایران است، همه بدانند اگر در ژاپن، استغنای اقتصادی دولت مانع از چپاول شد، اینجا اعتقاد مردمی مانع چپاول شد ...

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فرهنگی 



  • تعداد صفحات :31
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو