درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :montazer
تاریخ:جمعه 16 مهر 1389-02:38 ب.ظ

بخوان ما را...

بخوان ما را...منم...پروردگارت,خالقت,از ذره ای ناچیز

صدایم كن مرا,آموزگار قادر خود را

قلم را علم را من هدیه ات كردم

منم نزدیك تو از تو به تو نزدیك تر

اینك صدایم كن   رها كن غیر ما را   سوی ما باز آ

منم پروردگار پاك و بی همتا   منم زیبا   كه زیبا بنده ام را دوست می دارم

توبگشا گوش دل   پروردگارت با تو میگوید

تو را در بیكران دنیای تنهایان   رهایت من نخواهم كرد   بساط روزی خود را

به من بسپار

رها كن غصه ی یك لقمه نان و آب فردا را   تو راه بندگی طی كن

بقیه در ادامه مطلب...

بخوان ما را...منم...پروردگارت,خالقت,از ذره ای ناچیز

صدایم كن مرا,آموزگار قادر خود را

قلم را علم را من هدیه ات كردم

منم نزدیك تو از تو به تو نزدیك تر

اینك صدایم كن   رها كن غیر ما را   سوی ما باز آ

منم پروردگار پاك و بی همتا   منم زیبا   كه زیبا بنده ام را دوست می دارم

توبگشا گوش دل   پروردگارت با تو میگوید

تو را در بیكران دنیای تنهایان   رهایت من نخواهم كرد   بساط روزی خود را

به من بسپار

رها كن غصه ی یك لقمه نان و آب فردا را   تو راه بندگی طی كن

عزیزا!من خدایی خوب میدانم

تو دعوت كن مرا بر خود   به اشكی یا خدایی

میهمانم كن   كه من چشمان اشك آلودت را دوست می دارم

طلب كن خالق خود را   بجو ما را   تو خواهی یافت   كه عاشق می شوی بر ما

 كه عاشق می شوم بر تو   كه وصل عاشق و معشوق هم آهسته میگویم

خدایی عالمی دارد   قسم بر عاشقان پاك با ایمان   قسم بر اشك های خسته بر

میدان   تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن   تكیه كن بر من  قسم بر روز هنگام كه عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور   من رهایت نخواهم كرد

بخوان ما را   كه میگوید كه تو خواندن نمیدانی؟   تو بگشا لب   تو غیر از

ما خدایی دیگری داری؟!   رها كن غیر ما را   آشتی كن با خدای خود

تو غیر از ما چه می جویی؟   تو با هر كس بجز با ما چه میگوی؟   ز تو بی

من چه داری ؟ هیچ !   بگو با ما عزیزم تو چه كم داری ؟ هیچ !

هزاران كهكشان و كوه و دریا را و خورشید و گیاه و نور و هستی را   برای

جلوه ی خود آفریدم من   ولی وقتی تو را من آفریدم   بر خودم احسنت می

گفتم   تو ای زیبا تر از خورشید زیبایم   تویی والاترین مهمان دنیایم

كه دنیا بی تو چیزی جز تورا كم داشت   تو ای محبوب تر مهمان دنیایم

نمیخوانی چرا ما را؟   مگر آیا كسی با خدایش قهر هم می كردست؟   هزاران

توبه ات را گرچه بشكستی   ببینم من تورا از درگهم راندم؟

اگر در روزگار سختیت خواندی مرا   اما به روز شادیت یك لحظه هم یادم

نمیكردی   به رویت بنده من هیج آوردم؟   كه می ترساندت از من ؟

آن نا مهربان محبوب؟   كه می ترساندت از من؟   رها كن آن خدای دور   آن

مخلوق خود را   این منم   پروردگار مهربانت   خالقت   اینك صدایم كن مرا

 با قطره اشكی   با زبان بسته ات كاری ندارم لیك   غوغای دل بشكسته ات را

من شنیدم  غریب این زمین خاكیم   آیا عزیزم حاجتی داری؟   تو ای از ما

كنون برگشته   كلام آشتی را تو نمیدانی؟   ببینم چشم خیست گفته ای دارد؟ 

 بخوان مارا   بگردان قبله ات را سوی ما   اینك وضویی كن   خجالت میكشی آیا از من؟ 

 بگو جز من كس دیگر نمیفهمد   به نجوایی صدایم كن   بدان آغوش من باز است  

برای درك آغوشم

شروع كن   یك قدم با تو   تمام گامهای مانده اش بامن 

بخوان ما را منم پروردگارت




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 

...
یکشنبه 18 مهر 1389 07:08 ب.ظ
سلام عزیزم خیلی عالی بود منتظر بعدیش میمونم.
زهرا
جمعه 16 مهر 1389 08:20 ب.ظ
سلام خانوم منتظر ممنون ازمتن قشنكتون واقعا عالی بود.ادامه بدید منتظرمتن بعدیتون هستم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات