درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :ملیحه
تاریخ:پنجشنبه 3 آذر 1390-12:06 ب.ظ

کوفه



... مکه،مدینه،بصره،... دمشق.آیا در این دیار خاموشان زنده ای باقی نمامده است که سحر شیطان او را از خویشتن نربوده باشد؟ آیا کسی هست که روح خویش را به شیطان نفروخته باشد؟وامحمدا! چرا هیچ دستی و علمی از هیچ جا به یاری حق بلند نمی شود؟ آیا همه دست ها را بریده اند؟زبان ها را نیز؟پس چرا هیچ فریادی به دادخواهی برنخاسته است؟

حضرت امام حسین علیه السلام از روز جمعه سوم شعبان که قافله عشق به مکه رسیده است تا هشتم ذی الحجه که مکه را ترک خواهد کرد،چهار ماه و چند روز در این شهر توقف داشته است... چهار ماه و چند روز،نه واقعه آن همه شتاب زده رخ نداده است که کسی فرصت اندیشیدن در آن را نیافته باشد...و با این همه،از هیچ شهری جز کوفه ندایی برنخاست. ما کوفیان را بی وفا میدانیم،مظهر بی وفایی، و این حق است؛ اما آیا نباید پرسید که از کوفه گذشته،چرا از مکه و مدینه و بصره و دمشق نیز دستی به یاری حق از آستین بیرون نیامد جز آن هفتاد و چند تن که شنیده اید و شنیده ایم؟اگر نیک بیندیشیم،شاید انصاف این باشد که بگوییم باز هم کوفیان! که در آن سرزمین اموات،جز از کوفه جنبشی بر نخواست؛باز هم کوفیان!

فصل انجماد رسیده و قلب ها نیز یخ زده بود.حیات قلب در گریه است و آن «قتیل العبرات» کشته شد تا ما بگرییم و ... خورشید عشق را به دیار مرده قلبهایمان دعوت کنیم و برف ها آب شوند وفصل انجماد سپری شود.

مدینه،سر زمین انصار و مقصد هجرت رسول اکرم،رضا به هجرت فرزند رسول خدا داد و خاموش ماند.آیا راست است که چون مرکز خلافت از مدینه به کوفه انتقال یافت،مدینه الرسول آسوده از دغدغه خاطر،تن به تن آسایی و عافیت طلبی سپرد؟و اگر حق جز این است ،چرا آن گاه که حسین (ع) مدینه را به مقصد مکه ترک گفت،واکنشی آنچنان که شایسته است از مردم دیده نشد؟

...مکه نیز خود را به تغافل سپرد و کناره گرفت و منتظر ماند تا کار به پایان رسد.

در بصره نیز جز دو قبیله از قبایل 5 گانه،امام را پاسخی شایسته نگفتند آن دو نیز تا خود را به صحرای کربلا برسانند،کار از کار گذشته بود.

امادمشق، ازآغاز، قلمرو معاویه بن ابی سفیان و والیانی از زمره او بود و آنان در طول این سالها با دغل بازی کار را بدانجا کشیده بودند که عداوت مردم شام با علی بن ابی طالب صبغه دینی یافته بود.

...و بالاخره کوفه – چه آهنگ ناخوشایندی دارد این نام،و چه بار سنگینی از رنج با خود می آورد!باری به سنگینی همه رنج هایی که علی از کوفیان کشید...بگذار رنج های زهرا و حسن و حسین را نیز به آن بیفزایم،باری به سنگینی همه رنجی که در این آیه نهفته است:«لقد خلقنا الانسان فی الکبد» آه چه رنجی!

شهید سید مرتضی آوینی-فتح خون-صفحات 20 و 21



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : گزیده کتابخوانی 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic