درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:جمعه 16 تیر 1391-12:19 ب.ظ

خدای من همیشه با من باش...

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم/ هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم.

اولا فکر میکردم خدا یه چیزیه توی اوج آسمونها، به قول قدیمی ها اون بالا بالاها، دست نیافتنی و بزرگ و بینهایت، فراتر از فکر ما و فراتر از اینکه بخواد توی لحظات بی ارزش زندگی ما جای بگیره، مگه اینکه چه اتفاق خطیری رخ بده که بیاد و مثل یک قهرمان بزرگ به دادمون برسه. بعدها فکرم عوض شد، فهمیدم خدا اون بالا بالاها نیست همینجا کنار ماست، با ما غذا میخوره، با ما راه می ره، با ما حرف میزنه، منظورم این نیست که خدا واقعا راه میره یا حرف میزنه، منظورم اینه که توی تمام این لحظات کنار ماست، همیشه و همیشه، توی خلوتهامون، توی شلوغی هامون، خدا هیچ وقت تنهامون نمیذاره. حتی اون لحظه ای که می خوایم گناه کنیم، به خدا میگیم خدایا روتو کن اون ور، خدایا گوشاتو بگیر، خدایا یه لحظه نگامون نکن... و بعدش که خدا نگاه ملالت بارش رو به سمتمون میگیره، دوباره عذاب وجدان میاد سراغمون، همین یعنی این که خدا کنار ما ایستاده و دست به سینه با نگاهی آزرده داره نگاهمون می کنه، میگه بنده ای که چهار هزار سال برام عبادت کرده بود رو به خاطر تو از درگاهم بیرون کردم، این بود تمام توان تو برای اثبات عاشقیت؟!!

جالبتر میشه وقتی باز هم ما از خدا دلگیر میشیم و باهاش قهر می کنیم، نه خدا... انگار ما بنده ها می دونیم چقدر پیش خدا عزیزیم و میدونیم بازم خدا پیشمون می مونه...

بعدترها باز قضیه عوض شد و فهمیدم نه، خدا کنار ما نیست! خدا توی وجود ماست، همه چی خداست، همه چی، من، این دفتر، این قلم، تمام هستی، همه چی خداست. اگر این قلم داره روی این کاغذ می نویسه کار خداست، اگر من دارم فکر می کنم کار خداست، اگر تو داری این متن رو می خونی کار خداست، همه چی خداست، هرچی موجود توی این عالم هست، هر عملی که انجام میشه کار خداست، جز اون جاهایی که خدا نیست، اصلا اصل کار بد وجود نداره، کار بد یعنی کاری که خدا توش نباشه، همین...

دروغ گویی از خودش اصالتی نداره، دروغگویی یعنی سخنی که خدا توش نباشه، عین نور می مونه خدا، همیشه و همه جا هست و اونجایی که نیست تاریکه و الا تاریکی از خودش اصالتی نداره.

توی فراز و فرود زندگی، آدمها بالا و پایین میرن که بفهمند همه چیز کار خداست.

بعضی وقتها که اتفاقات عجیب و دور از انتظاری توی زندگیمون رخ می ده ما اسمش رو میذاریم معجزه! معجزه یعنی کاری که از عهده «من» بشر خاکی برنمیاد و فقط کار خداست، دریغ که نمی دونیم از عهده «من» بشر خاکی هیچ کاری جز خواستن برنمیاد و همه زندگی ما معجزست، کجا تولد انسانی از ما برمیاد؟ کجا راه رفتن از دست ما برمیاد؟ کجا خندیدن از ما برمیاد؟ کجا به سوی معبود پر کشیدن از ما برمیاد؟ ... کجا؟

ما فقط توی این دنیا یک کار انجام میدیم، خواستن. همونی که خدا اسمش رو گذاشته اختیار! ازنگاه من اختیار همون خواستنه والا هیچ کاری توی این دنیا جز به اراده خدا انجام نمی پذیره و البته خداوند خودش اراده کرده که هرچیزی که ما بخوایم انجام بشه. اون زمانی که خوبی ها رو بخوایم، خداوند هزار هزار برابر بهترش رو با دستهای خودش برامون آماده می کنه و اون زمانی که بدی ها رو بخوایم خدا فقط میره، همین. انگار توی دنیا جز خدا هیچ چیز نیست، هیچ چیز...

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 

مرضیه ع
جمعه 6 مرداد 1391 06:04 ق.ظ
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند / فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی / دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic