درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 15 آذر 1389-10:36 ب.ظ

خدا هم نفرینشون كرد!

یه مدتی با دیدن یه آدمی ترس توی دلم رو پر می كرد، احساس كردم می خواد كشورم رو به هرج و مرج بكشونه، آدم ترسناكی بود كه سالها می دیدمش، توی تلویزیون، توی اخبار، توی رادیو، همه جا یه اسمی ازش بود، بعد ها كه اغتشاشات رخ داد توی دلم ترسم ازش چند برابر شد، می دونستم نوچه های همینن كه فرستادشون وسط میدون و خودش كنار گود ایستاده كه یه موقع آتیش این بزن بزن ها دامنش رو نگیره. بعدها با گذشت زمان نفاقش برام بیشتر رو شد و برام مسلم شدكه هر جا قدرت دست یكی باشه اون به سمتش میره، البته به ظاهر.

خلاصه كه ترس من از این جناب آقا و آقا زاده هایش وقتی از بین رفت كه آیه 4 سوره منافقون رو خوندم:

"و چون آنان را ببینی، از آنجا كه آراسته و خوش سیما و دارای اندامی متناسبند، هیكلهایشان تو را به شگفت می آورد، و اگر زبان بگشایند، چون خوش سخن و چرب زبانند به سخنانشان گوش میسپاری، ولی در واقع همچون چوب هایی تكیه داده بر دیوار، شبح هایی بی روح اند كه هیچ خیری از آنان تراوش نمی كند؛ همواره در ترس و هراس به سر می برند كه مبادا نفاقشان آشكار شود؛ از این رو هر بانگی را به زیان خویش می پندارند. آنان دشمنان تواند كه دشمنی را به نهایت رسانده اند؛ از آنان بر حذر باش؛ خدا بكشدشان؛ چگونه از حق باز داشته و به سوی باطل رانده میشوند؟!"

خیلی روشنه، خیلی واضح...

خدا هم نفرینشون كرد...

بترسید از نفاقتان، بترسید از نفرین خدا، بترسید از آتشی كه برپا كرده اید كه ثمره اش فقط سوختن خودتان است.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic