درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 26 اسفند 1389-02:50 ب.ظ

۹ سازمان ضد انقلاب و گروهک تروریستی در بیانیه‌ای به حمایت از سران و جریان آشوب در ایران پرداختند.

به گزارش شبکه ایران، در این بیانیه که اسم گروهک های تروریستی و ضدانقلابی چون کومله، اتحاد جمهوریخواهان، فدائیان خلق، سوسیالیست‏های چپ و جمهوریخواهان لائیک ایران به چشم می خورد، به بهانه فرارسیدن نوروز سال 90 به حمایت از سران و جریان آشوب پرداخته شده است.
آنان از دستگیری موسوی و کروبی ابراز نگرانی کرده و مدعی شده اند که این دو نفر با خانواده خود ارتباطی نداشته و ندارند. این در حالی است که دیدار موسوی با فرزندانش در چند روز اخیر بسیار پر سر و صدا بوده است.
این گروهک هایی تروریستی و ضدانقلاب با حمایت از جریان آشوب و تکرار ادعای صهیونیست ها درباره فعالیت های هسته ایران عنوان کرده اند که "جمهوری اسلامی ایران باز هم با ادامه سیاست خارجی تنش زای خود در عرصه بین المللی، بی اعتنا به درخواست های جامعه جهانی و قطعنامه های سازمان ملل، هر گونه تلاشی برای پایان دادن به بحران اتمی را عقیم گذاشت."
این گروهک ها که در کارنامه برخی از آن ها ده ها ترور و بمبگذاری به چشم می خورد، در پایان خود را "مدافع حقوق بشر و طرفدار آزادی" نامیده اند.

علت حمایت گروهک های تروریستی از سران و جریان آشوب

گروهک تروریستی کومله در شهریور ماه امسال هم در اعلامیه‌ای از میرحسین موسوی و مهدی کروبی دفاع و مخالفان آنان را "اوباش" نامیده بود.

همچنین گروهک تروریستی منافقین که سابقه ترور بیش از 12 هزار نفر از شخصیت ها و مردم عادی کشورمان را در کارنامه اش ثبت کرده، در هفته های اخیر چندین بار از موسوی و کروبی و آشوبگران حمایت ویژه کرده است.
ناظران سیاسی معتقدند علت حمایت گروهک های تروریستی از سران و جریان آشوب، دست یافتن به فضایی است که آشوبگران با اقدامات خود برای اجرای برنامه های تروریستی آنان ایجاد کرده اند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز 
نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 26 اسفند 1389-02:23 ب.ظ

یاجوج و ماجوج

حَتَّىٰ إِذَا فُتِحَتْ یَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُم مِّن كُلِّ حَدَبٍ یَنسِلُونَ
﴿٩٦﴾
وَاقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذَا هِیَ شَاخِصَةٌ أَبْصَارُ الَّذِینَ كَفَرُوا یَا وَیْلَنَا قَدْ كُنَّا فِی غَفْلَةٍ مِّنْ هَٰذَا بَلْ كُنَّا ظَالِمِینَ
﴿٩٧﴾
سوره انبیاء

یأجوج و ماجوج اقوامی مفسد و خونخوار از انسانها بوده اند که همواره برای ساکنان اطراف محل سکونت خویش مزاحمت و نا امنی ایجاد می کرده اند ، در تفسیر آیات مربوط به ذوالقرنین آمده است که وی در یکی از سفرهای خود به گروهی از مردم رسید که بین دو کوه زندگی می کردند آنان که ذوالقرنین را صاحب قدرت و توانایی یافته بودند، گفتند: که طایفه یاجوج و مأجوج در این سرزمین فساد می کنند آیا حاضری پولی از ما بگیری و میان ما و آنها سد ایجاد نمایی؟ ذوالقرنین در پاسخ آنان گفت: اموال و امکاناتی که پروردگارم در اختیارم گذاشته از آن چه شما پیشنهاد می کنید بهتر است... و بدین ترتیب سدی آهنین در مقابل یأجوج و مأجوج ایجاد کردند. در این که منظور از اینها چه اقوامی بوده اند دلائل فراوانی از تاریخ در دست است که در نواحی مغولستان اقوامی بوده اند که به سرعت زاد و ولد کرده و پس از کثرت به شرق و جنوب سرازیر می شده اند و برای این حرکت سیل آسا و مخرب و ویرانگر دورانهایی ذکر شده است یکی هجوم این قبائل وحشی در قرن چهاردهم میلادی به زمامداری آتیلا به امپراطوری روم و دیگری حمله اینها به ممالک اسلامی به سرکردگی چنگیز در قرن دوازدهم میلادی و... به هرحال در آیه( 96 انبیاء) گشوده شدن سد و هجوم با سرعت یاجوج و مأجوج یکی از علائم قیامت شمرده است و عده ای برآنانند که این علامت مغول و چنگیزخان در قرن دوازدهم میلادی محقق شده است.

این عکس اسکلت یافت شده توسط باستان شناسان است که به عقیده عده ای از آنان متعلق به این قوم می باشد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فرهنگی 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 16 اسفند 1389-11:20 ب.ظ

سیاست حاکم

روزی در شهری حاکم مهربانی زندگی می کرد، که همه مردم او را دوست داشتند و برایش احترام زیادی قائل بودند.اما در بین آنها مرد فقیر و بیچاره ای بود که همواره سعی می کرد حاکم را نکوهش و از او بدگویی کند. حاکم این موضوع را میدانست، اما شکیبایی به خرج می داد و علیه او فرمانی صادر نمی کرد. تا این که روزی تصمیم گرفت او را از این کار باز دارد. بنابراین در یکی از شبهای زمستان، کیسه ای آرد، جعبه ای صابون و کیسه ای شکر به یکی از خدمتکارانش داد تا آنها را برای آن مرد ببرد. خدمتکار حاکم در خانه مرد را کوبید و گفت: "حاکم این هدایا را برای یادگاری و به نشانه رسیدگی به وضع تو برایت فرستاده است."

مرد فقیر بسیار خوشحال شد و از این هدیه ها تعجب کرد، زیرا می پنداشت حاکم این هدایا را برای راضی کردن او فرستاده است. به همین دلیل با غرور نزد کشیش رفت و کار حاکم را برایش تعریف کرد و گفت: "میبینی حاکم با این هدایا چگونه خواسته است مرا راضی کند؟"

کشیش پاسخ داد:"حاکم مرد بسیار دانایی ست و تو بسیار نادان و احمقی! او با زبان رمز و کنایه خواسته است به تو بفهماند که آرد را برای شکم خالی و گرسنه ات، صابون را برای آلودگی باطنت و شکر را برای شیرین کردن زبان تلخت فرستاده است."

از آن روز به بعد مرد که شرمنده شده بود و از کارش خجالت می کشید، بیشتر از گذشته از حاکم متنفر شد و از کشیش هم که قصد حاکم را برای دادن هدایا برایش توضیح داده بود، کینه به دل گرفت، اما از آن روز ساکت شد و دیگر برعلیه حاکم سخنی نگفت.

جبران خلیل جبران

اینم داستانیه که به نظرم به فضای سیاسی روز  حسابی می خوره. فقط کافیه روش فکر کنید، نتیجه گیری مثل همیشه با خودتون.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 11 اسفند 1389-12:21 ب.ظ

خدایا بی پناهم

 

 

 

از تمام داشته هایت که به آن می بالی خدا را جدا کن ببین چه داری؟
به همه کمبودهایت که از آن می نالی خدا را اضافه کن ببین چه کم داری؟

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 9 اسفند 1389-10:34 ب.ظ

لیست تحریمیه صهیونیست های اروپایی که همش ایرانی اند.

صهیونیستهای اروپا بالاخره لیست نسبتا کاملی از مجاهدان فی سبیل الله که در جنگ بی امان با غرب ایفا کرده اند منتشر نمود. لیستی که نشان می دهد چه کسانی در ایران دشمنان حقیقی غرب و صهیونیسم جهانی محسوب می شوند.

 

منابع خارجی از لیست 80 نفری شخصیت های ایرانی، برای تحریم توسط اتحادیه اروپا خبر دادند.

 

سایت تحلیلی پولتیكو با انتشار این لیست اعلام كرد، اسامی آیت الله مصباح یزدی ، احمد خاتمی ، محمد یزدی و حسین شریعتمداری در لیست تحریم اتحادیه اروپا وجود دارد.

 

این لیست در اتحادیه اروپا به بحث گذاشته شده و افراد آن تحریم و دارایی های آنها در اتحادیه اروپا توقیف خواهد شد.

این سایت دلیل انتخاب این افراد را حوادث پس از انتخابات سال 88 و مقابله با فتنه سبز اعلام كرده است.

در این لیست نام افرادی مانند آیت الله مصباح یزدی، حجت الاسلام والمسلمین سیداحمد خاتمی، آیت الله محمد یزدی ، حسین شریعتمداری، سیدحسن فیروزآبادی (رئیس ستاد كل نیروهای مسلح)، محمدعلی جعفری (فرمانده سپاه)، حجت الاسلام والمسلمین سعیدی (نماینده ولی فقیه در سپاه)، یدالله جوانی (رئیس اداره سیاسی سپاه)، عبدالله عراقی (جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه)، حسین همدانی (فرمانده سپاه تهران)، علی فضلی (جانشین فرمانده بسیج)، اسماعیل احمدی مقدم (فرمانده نیروی انتظامی)، احمدرضا رادان (جانشین فرمانده نیروی انتظامی) به چشم می خورد.


نام برخی از مقامات قضایی و قضات از جمله آیت الله صادق لاریجانی (رئیس قوه قضائیه)، جانشین وی - ابراهیم رئیسی- و سخنگوی قوه- محسنی اژه ای- هم در این لیست گنجانده شده است.

برخی از مقامات و وزرای دولت نیز مانند مصطفی محمدنجار (وزیر كشور)، كامران دانشجو (وزیر علوم)، حیدر مصلحی (وزیر اطلاعات)، صادق محصولی (وزیر رفاه)، مرتضی بختیاری (وزیر دادگستری) و مرتضی تمدن (استاندار تهران) نیز در این لیست حضور دارند.

منبع:سایت بی باک نیوز

علاوه بر این که این سایت صمیمانه به این حضرات تبریک گفته، ما هم با افتخار به این بزرگواران به خاطر دشمنی با دشمنان خدا و پیامبر، تبریک می گوییم و علنا اعلام می کنیم:"بابا ای ول، دم همتون یک جا گرم."




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 9 اسفند 1389-10:18 ب.ظ

سروش دامادش را عزیزتر از اهل‌بیت پیامبر می‌داند!

 

یزید پسر معاویه را همه می‌شناسند. او سه سال سلطنت کرد. او یک شرابخوار، میمون باز، قمار باز و زنباره بود. کارنامه سه ساله حکومت وی ننگین‌ترین دوران تاریخ اسلام است. او سال اول حکومتش امام حسین(ع) از نواده پیامبر(ص) را به همراه 72 تن از اصحاب وفادارش را به فجیع‌ترین شکل ممکن در کربلا به شهادت رساند.

در سال دوم حکومت به مدینه، مدفن پیامبر اسلام حمله کرد و ضمن غارت مدینه و قتل عام هزاران نفر، تجاوز به 12 هزار دختر از اهالی مدینه را بر لشکریانش مباح دانست. او سال سوم به مکه حمله کرد و با منجنیق خانه خدا را به آتش کشید و ویران کرد و در همین سال بود که مرگ گریبانش را گرفت و به درک واصل شد.به همین دلیل یزید مورد لعن و نفرین مسلمانان و علمای اسلام است و شیعیان در زیارت عاشورا او و یارانش را از باب تبری لعن و نفرین می‌کنند و تولی خود را به ائمه معصومین بویژه امام حسین(ع) از باب یک عمل عبادی و سیاسی اعلام می‌کنند.

سه‌شنبه شب هفته گذشته رادیو بی‌بی‌سی به قرائت یک بیانیه از مفتیان جریان روشنفکری یعنی دکتر عبدالکریم سروش پرداخت. وی در این بیانیه تصریح کرده است:

«بار خدایا از غزالی آموخته‌ام که هیچ کس را لعنت نکنم حتی یزید را! اما فروتنانه از تو رخصت می‌طلبم که به جمهوری... اسلامی ایران لعن و نفرین بفرستم»!!بی‌بی‌سی بعد از قرائت این بیانیه مصاحبه تلفنی با وی را که اکنون در ایالت مریلند آمریکا زندگی می‌کند، پخش کرد. او علت صدور این بیانیه را شکنجه دامادش ذکر کرد که اکنون سالم و سرحال در خارج از زندان است و توانسته با پدر زن خود یعنی عبدالکریم سروش در مریلند آمریکا ارتباط برقرار کند.

سروش در داوری نسبت به آنچه در مورد دامادش رخ داده است اصلا نیازی نمی‌بیند در دادگاه صحرایی که برای کل ملت ایران تشکیل داده و حکم به لعن و نفرین داده، حرف متشاکی را بشنود. او قطع و یقین می‌داند که چنین حادثه‌ای رخ داده است. او حتی حدس نمی‌زند که دامادش که اکنون به راحتی با او ارتباط برقرار کرده شاید قدری غلو کرده باشد.اما او در قضاوت خود تردید ندارد. فرض می‌کنیم ادعاهای دامادش صحت داشته باشد و بازجوی او مرتکب خلاف شده باشد. آیا چنین حکمی از سوی یک مفتی روشنفکری معقول است؟

دامادش مدعی است او را یک‌ شب در سردخانه با مردگان گذاشته و به او گفته‌اند همسرش هرزه و هرجایی است و نیز به او گفته‌اند باید در تلویزیون بگوید سروش مخالف دین است. این کل ادعای دامادش است که اکنون سالم و سرحال در بیرون زندان زندگی می‌کند. آیا این خلاف‌ها بالاتر از جنایات یزید است که دستش به خون پاک اهل بیت پیامبر اکرم و قتل عام مکه و مدینه آلوده شده است؟ در این داوری می‌بینیم آقای سروش برای دامادش نه تنها عصمت قائل است بلکه جان او را عزیزتر از جان اهل بیت پیامبر و مردم مکه و مدینه که در سال دوم و سوم خلافت یزید مظلومانه مورد قتل عام قرار گرفتند می‌داند. من نمی‌دانم آمریکایی‌ها چه نانی به سروش می‌دهند که او را به صدور چنین حکمی کشانده است.
در حالی که به اعتراف آقای سروش دامادش اصلا به خدا اعتقاد ندارد!!سروش در بیانیه خود تصریح کرده است که؛ وقتی به دامادم گفتم خدا از آنان نگذرد، دامادم گفت: «اسم خدا را نبر خدا نیست، خدانیست، خدانیست»!کسی که از کمترین درجه عقلانیت و بهره هوشی برخوردار باشد می‌داند برای اثبات میزان دینداری آقای سروش نیازی به شکنجه دامادش نیست.

آثار سروش و مفاد همین بیانیه این میزان را نشان می‌دهد. بر فرض اگر دامادش چنین مطالبی را که ادعا کرده می‌گفت یک ریال هم ارزش انتشار نداشت.آنچه نگارنده را وادار کرد چنین یادداشتی را بنویسم این بود که هشدار دهم انقلاب گرفتار چه جماعتی است. رونمایی از جماعتی که پرچم روشنفکری را بردوش دارند و مدرنیته را نمایندگی می‌کنند برای ملت ما خیلی مهم است. اکنون که مردم به آنها پشت کرده‌اند کارشان به لعن و نفرین و صدور فرمان خشونت علیه ملت رسیده است. کینه آنها از اسلام و انقلاب اسلامی یک کینه شتری است.

عده‌ای از روی دلسوزی و شفقت می‌گویند باید یک فضای آرام و باز را برای نقد گشود که هر کس حرفی دارد بزند. این جماعت از این مهم غافل هستند که فضا را جریان روشنفکری وابسته به غرب، بسته است والا فضای نقد در جمهوری اسلامی همیشه باز بوده است. این جریان قلابی به اسم جریان روشنفکری اکنون به هواداران خود جنگ چریکی شهری و نحوه به آتش کشیدن و غارت مغازه‌ها و اموال عمومی را آموزش می‌دهد بعد هم با پر رویی یزید مدل سال 60 هجری را تبرئه می‌کند تا بتواند در سایه اقتدار یزید زمان یعنی آمریکا، مرتکب همان جنایاتی شود که سال 61 هجری در کربلا شد. این جماعت حرفی جز لعن و نفرین ندارند.

وقتی طرف در بحث و نقادی کم می‌آورد، دُز رقابت را آن قدر بالا می‌برد که یک فضای آشتی ناپذیر ایجاد کند. در این فضا نقد و نقادی می‌میرد و جای خود را به فحاشی و هتاکی و لعن و نفرین می‌دهد. بیانیه‌های سروش، کروبی، موسوی و... یک ادبیات دارد که توسط سرویس‌های امنیتی آمریکا و انگلیس برای ایجاد یک سامانه دیکتاتوری در ایران دیکته می‌شود. مردم و روشنفکران واقعی و بویژه روحانیت و مراجع زیر بار این دیکتاتوری نمی‌روند.

ما در مواجهه با جریان روشنفکری وابسته، با جماعتی روبه‌رو هستیم که تخم کفر و نفاق و الحاد در بستر فکری جامعه می‌کارند که محصولی جز خشونت و خونریزی ندارد.این جماعت بیش از 25 ماه است با ریختن توی خیابان‌ها، آشوب و کشتن بی‌گناهان را در دستور کار دارند و کمر به قتل جمهوری اسلامی بسته‌اند.ما در حوزه نقد سیاست، فرهنگ، حقوق، فلسفه و... با این جماعت که وارد می‌شویم، جز فحاشی و لعن و نفرین و دعوت به محاربه با نظام و مردم، صدایی دیگر از آنان نمی‌شنویم./

 منبع خبر: ادیان نیوز

واقعا یک سری از ملت پیرو چه کسانی اند، والا نامسلمونا هم شیفته امام حسین(ع) اند، چه برسه به مسلموناش، البته اون کسی که دینش، اسلام آمریکاییه ازش همچین جملاتی بعید نیست.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز 
نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 8 اسفند 1389-06:50 ب.ظ

خاک ایران کیمیاست

کتاب کیمیاگر پائولو کوئلیو رو خوندین؟ احتمالا با شنیدن اسم این نویسنده یه عالمه انرژی منفی به سراغتون میاد، خودم هم می دونم آدم درستی نیست، به قول یه بنده خدایی معتاد و هوس رانه، اما من نظری در مورد شخصیتش ندارم، فقط می خوام در مورد کتابش حرف بزنم، چون پیامبر بر حق ما، می فرمایند: حق رو از زبان هر کسی که هست بگیرید.

این کتابو بیش تر از چندین بار خوندم، انقدر که دیگه کتابش پاره پوره شده، فکر می کنم دبیرستان که بودم برای اولین بار خوندمش، البته من اون زمان آدم کتاب خونی بودم و همیشه پدر مسئول کتابخونه مدرسمونو در میاوردم، این کتابم جزو کتابهایی بود که نقش خودش رو توی ذهن من گذاشت، داستان داستان پسر چوپانیه که بر خلاف همه بایدها و برخلاف آرزوهای که دیگران برای اون داشتند، قدم در راهی میذاره که خودش راه درستی می دونه، و چندین سال بعد از دنبال کردن رویاش، یعنی چوپان شدن و دیدن مناطق جدید و تجربه های نو، برای مدتی خواب تکراری ای رو میبینه که توی خواب نشونی یک گنج که در جایی دور پنهان شده رو میبینه، جالب اینه که اون برای رسیدن به اون گنجی که خوابش رو میبینه باید، تمام اون چیزایی که تا الانش به دست آورده رو فدا کنه، که البته این کار رو هم میکنه و بعد از کلی بدبختی کشیدن و چندین و چند بار شکست خوردن و نا امیدشدن میرسه به اونجایی که تو خواب دیده بود و بعد در اونجا نقشه یک گنج بزرگ رو پیدا می کنه و اون آدرس دقیقا همون قلعه خرابه ای رو نشون میده که این پسر چوپان سالها و سالها با گوسفنداش شبها اونجا می خوابیده!!!

   

اینها همش برای من درس بود و باعث میشد به تمام چیزهایی که دارم مثل یه گنج نگاه کنم قبل از این که مجبور بشم برای فهمیدن ارزش اونها تمام دارایی هامو فدا کنم.

و این موضوع الان به طور اخص در مورد حکومت جمهوری اسلامی ایران صدق می کنه، کسی که شبها روی گنج می خوابه خیلی کم ارزش اون گنجی که داره رو می دونه یا اصلا نمی دونه این گنجیه که برای به دست آوردنش خیلی خیلی زحمت کشیده شده...

ملت مسلمان ایران، همشون وقتی ارزش این گنج رو می فهمند که از دستش بدن و از اونجایی که ما نمی ذاریم که از دستش بدن هیچ وقت ارزشش رو هم نخواهند فهمید، می تونن برای تجربه برن یه کشور خارجی زندگی کنن، اونجا ارزش ایران رو درک کنن، البته روی صحبت من با ملت مسلمونه، با نامسلمونا حرفی ندارم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 8 اسفند 1389-06:48 ب.ظ

نکته مهم

خداوند ما را در مسیر زندگی یکدیگر قرار داد تا به شکلهای مختلف بر هم اثر بگذاریم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : گزیده کتابخوانی 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 7 اسفند 1389-10:58 ب.ظ

مرموزترین روستای ایران!!!

روستای ایستا واقع در شهرستان طالقان شاید مرموزترین روستای ایران باشد، روستایی در خاك البرز كه مردمانش در زمان توقف كرده اند.

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از مهر‏، سكوت حكمفرماست و كسی كاری به كار كسی ندارد. در كوچه ها اثری از رد پای تكه آهنهایی كه در شهر "خودرو" نامیده می شود نیست. مردمانی كه چون تابلو نقاشی زندگی و آداب و رسوم گذشته را در عصر ارتباطات یدك می كشند.

نه تنها شبها پای تلویزیون نمی نشینند كه به شب نشینی هم اعتقادی ندارند. عروسی و عزا ندارند و مراسمی چون جشن تولد، سالگرد ازدواج و... برای آنان معنا و مفهومی ندارد.مهمان نواز هستند به شرطی كه احدی از زنان قصد ورود به روستای آنان را نداشته باشد. همانطور كه تا كنون كسی از دنیای بیرون زنان آنان را ندیده است. متمول هستند و از طریق فروش زمینهای پدریشان در تبریز روزگار می گذرانند.

شناسنامه ندارند و جزو آمار جمعیت ایران به حساب نمی آیند. هیچگونه خدمات دولتی را دریافت نمی كنند.

جایی كه هیچگونه امكانات دنیای جدید را نمی پذیرند و بدون آب لوله كشی، گاز، برق، درمانگاه، ماشین آلات، وسایل ارتباطی و ... زندگی می كنند.

گروهی از پیروان میرزا صادق مجتهد تبریزی، فقیه مشهور دوره مشروطه كه با الهام از آرای تجددستیز او چنین زندگی را در زمانه تسلط مدرنیته سامان داده‌اند.

میرزا صادق مجتهد تبریزی از فقهایی بود كه در هر دو حیطه نظر و عمل، بسیار بر طرد مطلق اندیشه تجدد و دستاور‌هایش تاكید می‌كرد و تا پایان عمر بر عدم جواز استفاده از ابزار تكنولوژیك و امور جدید و مدرن فتوا می‌داد.

اهالی روستای ایستا واقع در شرق طالقان اوقات شرعی نماز را با شاخصه‌های خود استخراج كرده و آغاز و پایان ماه مبارك رمضان را نیز با رویت خویش تعیین می‌كنند، به رویای صادقانه معتقدند، آنان به شدت منتظر ظهور امام مهدی ‌(عج) هستند.
فرزندان آن بعد از رسیدن به سن تكلیف مختارند كه با آنان زندگی كنند یا به شهر تبریز بازگردند، هیچگونه فعالیت‌ سیاسی و اجتماعی نداشته و باورهای خود را تبلیغ نمی‌كنند.

كودكان آن روستا به سبك سنتی و مكتب خانه‌ای با فراگیری دروسی همانند واجبات و محرمات فقهی، خوشنویسی و اصول عقاید سواددار می‌شوند.

ساعت مچی و دیواری در محل زندگی "اهل توقف" وجود ندارد و سیمان و آهن در معماری خانه‌های آنان به كار نرفته است. آنان به نحو اسرارآمیزی از مردم فاصله می‌گیرند و كمتر كسی را به خانه خود راه می‌دهند.

از هر نوع مظاهر مدرنیته و تكنولوژی دوری می‌كنند و با این عزلت گزینی و انتخاب زندگی رهبانی، هاله‌ای از شایعات و سخنان عجیب را در اطراف خود پراكنده‌اند.

اهالی بومی طالقان كه به درستی نمی‌دانند اینان از كجا آمده‌اند و چه مرام و مسلكی دارند، گاه آنان را اسماعیلی مذهب و زمانی دراویش ترك دنیا گفته قلمداد می‌كنند كه در انتظار ظهور امام مهدی (آخرین پیشوای شیعیان) هستند
.

منبع: شیعه نیوز




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز 
نویسنده :هدی
تاریخ:جمعه 6 اسفند 1389-02:41 ب.ظ

مدعیان منطق

علم منطق میگه که ما با طی کردن دو مرحله می تونیم به نتیجه درستی برسیم

مرحله اول اینه که ما اون چیزهایی که توی ذهنمون هست و می خوایم بر اساس اون نتیجه گیری کنیم درست تعریف کرده باشیم، یعنی یاد بگیریم که از اشیای، رویدادها، حوادثی که در اطرافمون هست تعریف صحیحی بکنیم.

مرحله دوم اینه که بتونیم از یک روش صحیح استدلال کنیم.

جالبه که هر کدوم از این دو مرحله با مشکل روبه رو بشه نتیجه گیری ما درست نخواهد بود. خیلی از ماها با روشهای درستی استدلال می کنیم اما هنوز به صحت اون مدارکی که در اختیارمون هست ایمان نداریم.

                                           

یه روز یه بنده خدایی داشت در مورد ندا آقاسلطان حرف میزد و می گفت که کشتنش و همین دولت همین نظام زد اینو کشت، منم از همون مستندی که اون خانوم سیاه پوسته ساخته بود که الان یادم نمیاد اسمش چی بود داشتم براش دلیل میاوردم، حرف جالبی زد، گفت اونو که تلویزیون ایران نشون داده و معلومه که تلویزیون ایران دست کیه؟منم بهش گفتم دلایل تو هم مبنی بر این که ندا رو نظام کشته از ماهواره و شبکه بی بی سی اومده که اونم معلومه دست کیه؟

خیلی ها ادعای منطق دارن و با دلایل به ظاهر منطقی چنان استدلالهایی برای آدم میارن که آدم مخش هنگ می کنه، اما یادمون باشه که منطقی بودن دو مرحله است، تا مرحله اول رو طی نکرده باشی، تا فرضیه هات صحت نداشته باشن، تا تعریف درستی نداشته باشی، استدلالت هر چقدر هم منطقی به نظر بیاد، ارزشی نداره.

یا مهدی (عج)، ادرکنی...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فرهنگی 
نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 4 اسفند 1389-09:55 ب.ظ

جاهلیت مدرن

گاه گاهی لازمه که آدم از اون دنیایی که هست بیرون بره و فراتر از همه چیز از بالا به جایی که هست، کاری که می کنه، هدفی که داره نگاه کنه، میدونی فایدش چیه؟ فایدش اینه که با این کار چیزهایی رو میبینه که از اون پایین در درون جریان نمی تونست ببینه و حس کنه.

اسم جاهلیت برای ما یادآور دوران جاهلیت قبل از ظهور اسلامه، اما جاهلیت یک مفهومه، که محدود به زمان و مکان خاصی نیست، در هر مکانی و در هر زمانی که شاخصها و فکر جاهلیت دیده بشه، اون مکان و اون زمان دچار مرض جاهلیت شده، وقتی از بالا به جوامع نگاه می کنی در خیلی از اونها به شدت جاهلیت دیده میشه و به عبارتی میشه گفت یک سری از جوامع امروزی هیچ فرقی با جامعه جاهلیت عرب در قبل از اسلام ندارند و چه بسا که خیلی هم بدترند، توی بعضی جوامع هم نوع کم رنگترش دیده میشه و به تعبیر خود من به جای جامعه اشخاص و گروهها دچار جاهلیت میشن

جالب تر اینه که جاهلیت در عدم علم داشتن نیست، یعنی به راحتی میشه انسان عالمی رو پیدا کرد که در نوع خودش یک جاهل به تمام معنا باشه،  بلکه جاهلیت در عدم عقله، یعنی عدم تفکر و تعقل، یعنی جامعه جاهل، فرد جاهل، گروه جاهل رو کسانی تشکیل می دهند که نمی توانند فکر کنند، عین یک ماشین حساب می مونند که هر ورودی ای که بهشون می دن با همون قوانینی که قبلا یاد گرفتن به خروجی تبدیل می کنند و  هیچ وقت نمی تونند از بند قوانینی که دیگرانی وضع  کردند خارج بشن و بفهمند چرا این قانون هست و چرا این قانون نیست.

به نظر من خیلی از کسانی که اسلام تقلیدی رو پذیرفتند و هیچ وقت از خودشون نپرسیدند که چرا؟ چرا این دین میگه خدایی هست؟ چرا این دین دین برتره؟ چرا این دین میگه حکومت اسلامی؟ و... دچار جاهلیت شدند و همینها هستند که با دیدن زرق و برق چند تا حرف قشنگ غیر مسلمونها دین و ایمون تقلیدیشون رو به باد می دن و میشن یکی مثل کسانی که مسلمونند و شعار جدایی دین از سیاست رو میدن!!! میشن یک کسایی مثل اونایی که مسلمونن و میشن سران فتنه ای که هدفشون براندازی حکومت اسلامیه، میشن اون دانشجوی خوابی که یه برنامه ماهواره ای جذاب میبینه و بعد میشه طرفدار موسوی و کروبی و ...

همش از جاهلیته، از بی چراییه، همش از بی خیالیه.

به قول یه بنده خدایی کسی که توی زندگیش چرا چرا نکنه، جاش تو چراگاهه و باید عین گاو گوسفند فقط بچره.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فرهنگی 
نویسنده :M A
تاریخ:چهارشنبه 4 اسفند 1389-08:23 ق.ظ

دل نوشته

از این حس کرختی و بی دردی که باز اومده سراغم متنفرم. از این که هر چند وقت یه بار باید هی به خودم یادآوری کنم که کجام و دورو برم چه خبره بدم میاد. از این که دو روز امتحان داشتم دیگه از همه ی تفکراتم دور موندم لج می گیره. لجم می گیره از این بی خیالیم. واسه همین دعام شده این:خدایا سینه ای ده آتش افروز/ در آن سینه دلی ده دل همه سوز

وقتی این چند روز از نزدیک دارم با تفکرات دوستان قدیمی، هم کلاسی ها، هم مدرسه هیام، هم دانشگاهیام آشنا می شم. داغون می شم. اصلا نمی تونم دنیا رو اینجوری ببینم. شده بودم مثه این آدمایی که فقط 4 نفر دورو بر خودش رو می بینه و براساس اون 4نفره نتیجه می گیره که همه چی آرومه. هر چند که همیشه هم دورو برم آروم نبوده. به قول دختر انتظار هم اینوری باید بخوریم هم اونوری.

بدترین چیزی که این چند وقته باش مواجه شدم. تفکرات کسایی که به ظاهر مذهبی اند. حالا شاید واژه به ظاهر مذهبی کلمه درستی نباشه. در واقع خیلی از کاراشون درسته ولی بعضی جاها رو بد خطا رفتن.-این توهم پیش نیاد که من خودمو خیلی قبول دارم یا به نظرم خودم خیلی آدم درستیم نه! اصلا اینطور نیست. این که می بینم کسی که تا دو روز قبل داشت از مناجات باخدا و دین حرف می زد. حالا ضد نظام قلم می زنه واسم دردناکه. اینکه می بینم که کسی که نماز اول وقتش ترک نمی شه، عزادریش، دعاش و... ترک نمی شه بعد میاد هر چی دوست داره به نظام می گه، با هر ظاهری که دوست داره می گرده و بعد دعا واسه ظهور امام زمان(عج) می کنه هنگ می کنم. آخه کجای کار می لنگه، ما چمونه، به کدوم درد دچار شدیم. چرا چشامونو بستیم و هیچ چیز رو نمی بینیم.

ولی واقعا این چند وقت خیلی این قضیه منو به فکر فرو برده. و چیزی که ازهمه بیشتر من و اذیت می کنه اینه که بچه های مذهبی یا سکوت کردن یا اونقدر قضیه رو بد بیان می کنن که هیچ کس حاضر نیست به حرفاشون توجه کنه. هر چند که این وسط افرادیم پیدا می شن که درست رفتار کرده باشن.

من موندم این چه تفکریه که سعی می کنه به جای توجیه فرد مقابل و قانع کردنش.فقط به راه و روش اون توهین می کنه. بابا جان هیچ کس با این روش آدم نمی شه. تو اگه مردی درست رفتار کن، دلیل بیار، توهین کردنت دیگه چیه؟ اگرم که توهم سبد استدلالاتت مثه اون طرف خالیه. بکش کنار، اوضاع رو از اینی که هست خرابتر نکن. درسته که بحث کردن با یکسری افراد هیچ فایده ای نداره ولی همه اینجوری نیستن. بخدا کم نیستن کسایی که اگه کمکشون کنی و دستشون رو بگیری راحت از جاشون بلند می شن. ولی ما خیلی وقتا با بی توجهیمون باعث می شیم این افراد از ما رو گردون بشن.

چرا باید بچه مذهبی که واقعا قلم زیبایی داره. وسط حرفاش اونقدر بد و بیراه و فحش و ناسزا بگه که من دیگه حتی حاضر نشم که به خوندن بقیه متنش ادامه بدم و کتابش رو پرت کنم یه گوشه! آخه چرا!

این چه تفکری که می گه، که تو چرا سعی در قانع کردن و به راه آوردن اطرافیانت داری. واسه چی می خوای  حتی شده یه نفر هم که شده به جمعیت هم فکرات اضافه کنی. چرا اینقدر رو کمیت مانور می دی، چیزی که مهمه کیفیته. بابا جان مگه امر به معروف و نهی از منکری که دینت می گه چیزی غیر از اینه. مگه خودتون نمیاین روایت عواقب ترک امر به معروف رو بیان می کنید. پس این حرف چیه که می زنید.

اینقدر دلم پره که بخوام بنویسم، تمومی نداره. چه از دست خدام، چه از دست روزگار.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic