درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 24 خرداد 1390-12:26 ق.ظ

تاریخ تشیع در ایران قسمت چهارم

تاثیر مهاجرت علویان به ایران و تشکیل دولت علوی بر تشیع مردم ایران

مهاجرت سادات علوی به ایران دلایل زیادی دارد که از آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1.      فشارهای بی اندازه امویان و عباسیان به سادات علوی مخصوصا آنانی که دست به قیام زده بودند و با حکومت مخالف کرده بودند.

2.      امنیت نسبی برخی مناطق ایران به دلیل دور بودن از مراکز حکومت امویان و عباسیان

3.      احترام خاص ایرانیان به فرزندان رسول خدا (ص) و ذرای حضرت زهرا(س)

هجرت علویان به ایران تاثیرات فرهنگی مهمی برجای نهاد. وقتی که یحیی بن عبدالله محض که از نوادگان امام حسن(ع) و فردی عابد و زاهد بود از بیم هارون الرسید به دیلم و طبرستان (شمال ایران) رفت، مردم آنجا را به اسلام د عوت نمود و مسجدی بنا کرد و بدین ترتیب قلوب مردم را به سوی اسلام سوق داد. هارون الرشید به علت حمایت قبایل دیلمی از یحیی نمی توانست او را دستگیر نماید، سرانجام یحیی به وسیله امان نامه دروغین هارون الرشید و برخی تحولات سیاسی دیگر در منطقه و قطع حمایتها صلح را پذیرفت، که البته پس از چند ماه هارون الرشید بدون توجه به امان نامه او را زندانی کرد. و یحیی تا پایان عمر در زندان باقی ماند.

پس از یحیی حکامی بر مناطق دیلم و طبرستان حکم رانی کردند که بسیار بر مردم ظلم روا داشتند، تا اینکه مردم که نسبت به علویان محبت داشته و تجربه خوبی از حکم رانی یحیی داشتند نزد محمد ابن ابراهیم از علویان زاهد، عالم و با تقوا رفتند و از او کمک خواستند. محمد ابن ابراهیم هم آنان را به سوی داماد خود حسن بن زید راهنمایی کرد.

حسن ابن زید با  دعوت مردم طبرستان به سعید آباد(نزدیک کلار) رفت. مردم و بزرگان کلار به شایستگی از او استقبال کردند و بر اقامه کتاب خدا و سنت رسول خدا و امر به معروف و نهی از منکر با او بیعت کردند.

پس از آن وی مبلغان خبره ای را به سوی چالوس و نواحی آن فرستاد و پس از آن به سوی آمل رفت و مردم شهرهای مسیر حرکتش با او بیعت کردند.حسن ابن زید (معروف به داعی بزرگ) سپس مبلغانی را به دماوند و فیروزکوه فرستاد و خود به سمت ساری حرکت کرد و بدون خونریزی شهر را به تصرف خود در آورد[1]

داعی کبیر، فقیهی دانشمند بود و تالیفاتی از جمله کتابهای «الجامع فی الفقه»، «کتاب البیان» و «الحجه فی الامامه» داشته است و پایه های علمی، فقهی و عقیدتی شیعه با تالیفات او در طبرستان ایران استوار شد و با کمک و سیاست او دولت علوی در مناطق طبرستان شکل گرفت.

البته برخی از گزارشها حکایت می کند که پیش از تشکیل دولت علوی، برخی از مناطق طبرستان از جمله گرگان پیرو شیعه امامی بوده اند.[2]

در آخر این که مناطق شمالی ایران هم به کمک سادات علوی به دین تشیع رو آوردند.



[1] تاریخ طبرستان ص 229 تا 231

[2] تاریخ تشیع در ایران ص 98 تا 100




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 23 خرداد 1390-02:04 ب.ظ

اقدامات تامل برانگیز ناجا!!!!

بی شک در دوران پر افتخار بعد از انقلاب اسلامی در ایران، نیروی انتظامی و مسئولین خدوم آن همواره یار و یاور نظام، انقلاب، اسلام و مردم بوده اند که تلاش و مجاهدتهای ناجا در مبارزه با اراذل و اوباش سیاسی و اجتماعی در سال 88 سندی محکم بر این ادعاها می باشد.

به گزارش سرویس سیاسی
بی باک
، امّا متاسفانه در چند ماه اخیر رفتارهای مشکوک و قابل تاملی از جانب برخی نیروهای این سازمان صورت گرفته است که جای هیچ گونه توجیهی نمی باشد.

بعد از اتفاقات خلاف انتظار و زشت و زننده ناجا در ورزشگاه آزادی و اصفهان در برخورد با حامیان مردم مظلوم بحرین که موجی از انتقادات رسانه ای را در بر داشت به گونه ای که آقای احمدی مقدم فرمانده کل ناجا در آن ایام نسبت به اتفاقات زننده در ورزشگاه آزادی که طی آن دانشجویان و جوانان معترض و انقلابی به واسطه برخورد خشن و زشت نیروی انتظامی مجروح و به بیمارستان منتقل شدند ابراز تاسف کرد و گفت: شخصا دستور پیگیری برخورد ناجا با جوانان را صادر کرده‌ام.

بگذریم از اینکه آیا این قول فرمانده ناجا در اینباره عملی شد یا خیر امّا در هفته گذشته اتفاق شوم دیگری در کشور رخ داد که دل همه مومنین و دلسوزان نظام و انقلاب را بدرد آورد.

حجت الاسلام فروزش امام جماعت دانشگاه علوم پزشكی تهران به دلیل اقدام برای نجات یك دختر جوان از چنگال اراذل و اوباش در خیابان شریعتی تهران، در آستانه نابینایی از یك چشم قرار گرفت.

بعد از انتشار این خبر بسیاری از مراجع، علما، بزرگان و دلسوزان اسلام و انقلاب از این روحانی فداکار و ایثارگر تقدیر و تجلیل نمودند و خواهان برخورد قاطع با ارازدل و اوباشی شدند که برای ناموس و امنیت مردم مشکلات ایجاد می کنند.

در این گیر و دار متاسفانه مركز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ به جای گوش فرا دادن به توصیه بزرگان دینی و انقلابی کشور و قول پیگیری دادن و همچنین دلداری دادن به خانواده این روحانی رنج دیده، اطلاعیه ای را صادر کرد که به نوعی این روحانی را به دروغگویی متهم کرده است.

در اطلاعیه نیروی انتظامی آمده است پیرو درج اخباری در مطبوعات و نشریات كثیرالانتشار پیرامون ضرب و جرح روحانی حجت الاسلام فرزاد فروزش از سوی 2 تن از مخلان نظم عمومی به اطلاع می‌رساند پس از دستگیری و انجام بازجویی‌های اولیه از متهمان و تحقیقات از محل حادثه مشخص گردید كه در هنگام وقوع حادثه ایشان ملبس به لباس روحانیت نبوده است!!!!!!!!!!

اگرچه حجت الاسلام فروزش در واکنش و تکذیب این ادعای ناجا گفت: " متاسفانه از سوی نیروی انتظامی مطرح شده است هنگام درگیری با ضاربین لباس روحانیت بر تن نداشتم و این خبر را بنده به طور کامل تکذیب می کنم"

حال جای سئوال دارد اینکه آقای فروزش بعنوان یک آمر به معروف در حین وظیفه شرعی خود ملبس به لباس روحانی باشد یا نباشد ، در چنین وضعیتی چه ثمره و منفعتی عائد نیروی انتظامی می شود که با صدور چنین اطلاعیه ناشیانه و نسنجیده ای، اقدام شجاعانه و متعهدانه یک روحانی فداکار را به حاشیه کشانده اند؟!

آیا این اطلاعیه دال بر آنست که اگر فردی لباس مقدس روحانیت بر تن نداشت و طبق وظیفه شرعی خود امر به معروف کرد جرمی مرتکب شده است و اراذل و اوباش اجازه ضرب و شتم وی را دارند؟! اگر چنین نیست پس طرح چنین موضوعات غیرضروری و حاشیه سازی چه لزومی دارد؟ لذا جای دارد تا مقامات عالی ناجا در برخی و اکنش ها و اتفاقات صورت گرفته توسط نیروی انتظامی تامل نمایند تا خدایی نکرده این نوع اقدامات نسنجیده موجب بی اعتمادی مردم به این ارگان مهم نگردد و شیرینی حاصل از سالها زحمات و تلاش این نیروی خدوم نظام مقدس جمهوری اسلامی در کام ملت تلخ نشود.

منبع: پایگاه خبری 598




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : وبگردی  اخبار روز 
نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 22 خرداد 1390-12:21 ق.ظ

چشمانی از جنس غیرت

كنارخیابان شریعتی چند موتور سوار دارند دختری را به زور سوار می كنند كه روحانی جوانی برای كمك به دخترك، به سمت آنان می رود تا مانع شود. شیشه نوشابه ای خرد می شود و چشم راست فرزاد را می درد...پزشك می گوید چشم او تخلیه می شود.روحانی جوان قبل از بیهوشی می گوید:

الحمدلله به قیمت یك چشم موفق شدیم ناموس مردم را نجات دهیم.

چشم تو فدای همه چشم چرانهای شهر، فدای همه جوانهایی كه كنار كهف الشهدا با دوست دخترشان برف بازی می كنند، فدای چشمانی كه سر كوچه ها نشسته اند در انتظار شكار، فدای چشم هیز كارمندانی كه دنبال صید ارباب رجوع بی سرپرست و جوانند، فدای چشم مدیرانی كه به زمینها و امكانات و مزایای پستشان دوخته شده، فدای چشم دخترانی كه برای سوار شدن ماشینهای گران قیمت و گردنبند طلایی كه شاید سر میز شام از دوست پسرشان هدیه بگیرند، همه كار می كنند....و فدای انتخاب آنهایی كه پا روی دوش تو می گذارند تا رئیس شوند و آن وقت ترجیح می دهند برای جلب آرای خاكستری حتی چشم تخلیه شده تو راببینند...

و چه خوب گفت رهبرت كه اگر جوانان امروز، بهتر از جوانان ابتدای انقلاب نباشند، كمتر از آنان نیستند. لیاقت چشمان زیبای محمد ابراهیم همت هم كمتر از این نبود كه با گلوله ی صدام متلاشی شود و حالا بعد از 30 سال، چشمان توست كه لیاقتی كمتر از آن ندارد كه با تیرهای دجال های آهنی پشت بام های تهران خونی شود. خوشا به حالت؛ انگار تنها ایستادی پای خیمه های حسین و یك تنه مانع شدی تا هتاكان، ناموس شیعه را بدرند تا تیرحرمله صفتان بر چشمانت نشست مثل عباس...

قیمت این چشم نجات آن دختر نبود كه راحت از آن می گویی.این چشم وظیفه داشت سالها به صورت همسرت خیره شود و با نگاه رضایت، دل فرزندت را از نمرات خردادش آرام كند. چشمت را ارزان فروختی به چشم چرانی چند جوان و ...(مجبور به حذف این جمله شدم). حیف آن چشم كه می توانست غض بصر و حیا را بیاموزد و حالا زیر تیغ همانهایی است كه برایشان ظهر ها نماز می خواندی...

چشم آقایانی روشن كه حاضرند رودخانه روشنی كه از چشمت بر كف اورژانس بیمارستان روان شده را ببینند و باز هم در آستانه انتخابات بنشینند و چشم بدوزند به دوربین تلوزیون و بگویند: من از ابتدا با گشت ارشاد مخالف بودم...که صد البته منظورشان نا با شکل عمل گشت است که با باطن چنین اعمالی_هر غارت و جسارتی_موافقند....هر چه باشد آقایان روشنفکرند و معتقد به پلورالیزم ..در هر حوزه ای حتی اخلاق

و باز هم فریاد وا محمدا سر بدید که وای چرا هیچکس دلش به حال مردم مملکت خودمون نمی سوزه و دارید برای یک شاعره عرب قصه می خورید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و......از ادعا تا عمل ...از شعار تا عمل....قیمتش ...کمترین قیمتش یک چشم است...چقدر ادعایت می ارزد؟؟؟؟؟؟؟

منبع: ایمیلی  از یک استاد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 19 خرداد 1390-11:18 ب.ظ

پدیده ای به نام خود "عمار" پنداری

علی رجبی در سایت «الف» نوشت:

1ـ در جبهه جنگ، نیاز نیست همه در خط مقدم حضور داشته باشند و آرپیجی دست بگیرند. بعضی ها هم باید سلاح سبک دست بگیرند. بعضی ها هم، تدارکات و بعضی ها هم حتی در پشت جبهه، باید بخش پشتیبانی را بر عهده داشته باشند.
 
بدیهی است، اگر همه مصّر باشند در خط مقدم بروند و آرپیجی بزنند، علاوه بر آنکه سایر مکان های حساس خالی می ماند، در میان خود آرپیجی زن ها هم اختلاف پیش می آید، چون بالاخره هر کسی می خواهد در زدن تانک های دشمن مشارکت کند و  مطمئنا تعداد آرپیجی زن ها از تانک های دشمن بیشتر است!
 
 2ـ وقتی ولی فقیه جامعه در مواجه با فتنه ای همچون فتنه سبز که در آن حق و باطل آمیخته شده اند، چاره را بصیرت افزایی معرفی می کند، همه باید لبیک بگوییم. اما این بدان معنا نیست که هر کسی ندای «این عمار» رهبری را شنید باید برود در خط مقدم آرپیچی به دست بگیرد و بقیه صحنه های عرصه جنگ را خالی بگذارند!جمع شدن همه نیروهای ولایی در پُست آرپیجی زن (!) و خالی ماندن عرصه های دیگر، مساوی است با باخت در جنگ نرم دشمن...
 
 3 ـ فرض کنید شما و خانواده تان به همراه خانواده برادرتان به همراه دو اتومبیل پراید به رانندگی شما و بردارتان، می خواهید در طول شب از شمال کشور به مقصد تهران سفر کنید. فرض این است که برای شما بسیار حیاتی است که فردا صبح، رأس ساعت 8 در سر کار خود حاضر شوید.
 
اگر نور اتومبیل شما به یکباره در میان جاده قطع شود و شما هم نتوانید آن را درست کنید، می توانید از برادرتان کمک بگیرید و با او قرار بگذارید که او کمی آرام تر برود و هوای شما را داشته باشد تا شما با احتیاط کامل و با فاصله کمی پشت سر او حرکت کرده تا به پرتگاه های میان مسیر سقوط نکنید. اما فرض کنیم، به جای قطع نور ماشین، سیستم ترمز اتومبیل دچار اختلال شود. مطمئنا دیگر نمی توانید با کمک گرفتن از بردارتان که اتومبیلی سالم دارد، حرکت کنید؛ چرا که افتادن به پرتگاه، سزای کسانی است که سرعت خود را نمی توانند کنترل کنند. در موقع فتنه هم فضا همین گونه است. کسی که بصیرت کافی نداشته باشد، می تواند با نگاه به رهبری، مراجع و روحانیت به مقصد برسد، اما آنکه خود را عمار ببیند و بخواهد سرخود هر کار دلش بخواهد بکند، می شود امثال آن کسی که به آن دخترک فتنه گر فحش ناموسی داد و  یا امثال نیروهای خودسری که به کوی دانشگاه حمله کردند.
 
4ـ عمار فرد با بصیرتی است که فتنه را در اوج غبارآلوده شدن فضا ببیند؛ نه آنکه وقتی غبار صحنه فرو نشست و حق و باطل به طور واضح مشخص شد، بخواهد وارد صحنه شود، چرا که ضرب المثلی معروف می گوید: «معما چو حل گردد آسان شود».

گرچه بصیرت افزایی، کاری نیکو و پسندیده است، اما کسانی که در اوج فتنه، همه چیز را منکر می شوند و بدون واهمه هر گونه مشکلی را رد می کنند، نباید در میانه راه که همه چیز هویدا شد، خود را عمار بخوانند.

5 ـ خود عمارپنداری، امروز یکی از مشکلاتی است که نیروهای حزب الهی را دچار خود کرده است. اگر چه رهبری فرموده اند که هر کس باید حرفش را بزند و تلاش کند حرفش درست باشد، اما بعضی ها اصرار دارند این گزاره دوم حرف رهبری که «درست بودن حرف» است را نادیده بگیرند.

قیاس مع الفارق است؛ اما بعضی ها در فتنه دوم به مرض خواص بی بصیرت فتنه اول، مبتلا شده اند؛ یعنی به جای آنکه ولایت ناپذیری و قانون شکنی موسوی و کروبی را ببینید، به دنبال سوء رفتار احمدی نژاد در مناظرات هستند. امروز کسانی در جبهه نیروهای انقلاب هستند که خواسته یا ناخواسته، عدم تمکین رئیس جمهور به دستورات صریح رهبری را نمی بینند، اما انتقادات بعضا تیز بعضی رسانه ها را بزرگ می کنند و با برچسب زدن به دیگر سرمایه های اصولگرایی سعی در حذف آنها از میدان دارند.

6 ـ طنز قضیه آن است که همان گونه که در فتنه سبز، بعضی از افراد، قانون شکنی بزرگ سران فتنه را نمی دیدند و به ناحق به آنها حق می دادند که اینگونه در برابر متانت نظام اسلامی، پرخاشگرانه رفتار کنند؛ امروز هم عده ای به احمدی نژاد حق می دهند که با تمام قوا از لیدر گروه انحرافی حمایت کند و در تحلیل این رفتار رئیس جمهور محترم، انتقادهای بعضی اصولگرایان از دولت را دلیل این لجبازی رئیس دولت می دانند! و از آن خنده دارتر کسانی هستند که تا دیروز، سعی داشتند همه اقدامات دولت را توجیه کنند ولی امروز که آش دستپخت دولت شوری اش عیان است، به دنبال فرافکنی اند.

منبع: پایگاه خبری صراط نیوز




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : وبگردی  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 18 خرداد 1390-08:34 ق.ظ

حاشیه های خنده دار و گاهی تامل برانگیز نشست خبری احمدی نژاد

خبرنگار آسوشیتدپرس قبل از طرح سؤال خود از رئیس جمهور، عذرخواهی كه می‌خواهد سؤال تندی را مطرح كند و احمدی‌نژاد به وی گفت كه می‌خواهی سؤال خود را تند تند بپرسی؟ اما وقتی خبرنگار مذكور با مقایسه دولت احمدی‌نژاد با دولت‌های گذشته از ابراز نارضایتی علما از ‌این دولت سخن گفت، عنادی به كمك احمدی‌نژاد آمد و گفت: خبرنگار آسوشیتدپرس قرار بوده در حوزه سیاست خارجی سؤال كند اما از این مسیر انحراف داشته كه احمدی‌نژاد هم پاسخ داد: این سؤال هم در راستای سیاست خارجی بود!

خبرنگار یكی از رسانه‌های تركیه كه برای طرح سؤال از رئیس جمهور پشت تریبون قرار گرفت، سؤال خود را به زبان انگلیسی پرسید و چون ترجمه سؤال او زمانبر بود، احمدی‌نژاد به او گفت "از تركیه آمدی و انگلیسی صحبت می‌كنی؟ همان تركی صحبت كن كه هم من بفهمم و بقیه هم بفهمند ".
خبرنگار مذكور بعد از آنكه پاسخ خود را از رئیس جمهور گرفت، به زبان فارسی و به سختی گفت «تشكر می‌كنم» و احمدی‌نژاد هم پاسخ داد:«ساغول»!

خبرنگار روزنامه سیاست روز هم وقتی پشت تریبون قرار گرفت، خطاب به رئیس جمهور گفت یكی از خبرنگاران خود را نماینده نسل جوان دانست و یكی دیگر هم بر اساس زرنگی خود به طرح دو سؤال از شما پرداخت اما من هر چه فكر می‌كنم مزیتی برای طرح دو سؤال نمی‌بینیم اما می‌خواهم دو سؤال مطرح كنم؛ جواب احمدی‌نژاد: حالا شما سؤالات خود را مطرح كنید تا ما ببینیم چه مزیتی دارید!

خبرنگاری از رئیس جمهور سؤال كرد "آیا 1+ 5 می‌تواند پیشنهادی به ایران بدهد تا برنامه هسته‌ای خود را متوقف كند؟ كه احمدی‌نژاد با طرح پاسخ یك كلمه‌ای «خیر» كه آن را با قاطعیت بیان كرد، موجب خنده حاضران شد و خبرنگار مذكور هم كه حرف دیگری نداشت، از او تشكر كرد!

خبرنگار برنا آخرین خبرنگاری بود كه با رایزنی و تذكرات پی‌درپی توانست برای طرح سؤال خود از رئیس جمهور وقت بگیرد و با این وجود مسئولان دفتر رئیس جمهور تنها به خبرنگار فارس كه جزء پرمخاطب‌ترین رسانه‌های كشور است، اجازه طرح سؤال از احمدی‌نژاد را ندادند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
دنبالک ها: پایگاه خبری تحلیلی 598 
نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 17 خرداد 1390-06:28 ق.ظ

تاریخ تشیع در ایران قسمت سوم

تدابیر امام رضا(ع) و تاثیر آن در گسترش تشیع در ایران

امام رضا(ع) یکی از عوامل گسترش تشیع و خنثی سازی توطئه خلفای زمان بودند. ایشان که به خوبی از اهداف پشت پرده مامون در تحمیل ولایت عهدی آگاه بودند تدابیر و اقداماتی در پیش گرفتند که با اجرای آنها هوش از سر مامون سیاستمدار ربوده شد. اقداماتی که موجب یک انقلاب فرهنگی و سیاسی عمیق و وسیع به نفع شیعیان گردید که پس از نهضت علمی امام صادق(ع) در تاریخ تشیع نظیر ندارد.

هنگامی که پیک مامون برای بردن آن حضرت وارد مدینه شد، امام سعی کرد با گفتار و کردارش فضای شهر را از کراهت و نارضایتی خود از این دعوت پر کند و این سفر را یک سفر اجباری و سفری که به مرگ وی منتهی میشود معرفی نماید. آنچنان که به دیدار قبر پیامبر رفتند و وداع جانسوزی نمودند.

علی رغم آنکه مامون از امام رضا (ع) خواسته بود که هر کس از افراد خانواده خود را که مایل است با خود همراه بیاورد، امام این کار را نکرد و تنها تن بدین سفر داد و در حقیقت به مامون فهماند که وی نه تنها به آینده این دعوت خوش بین نیست، بلکه این سفر را یک سفر خطرناک می داند.[1]

و...

اما آن فعالیتهای امام (ع) که به گسترش تشیع در ایران آن زمان کمک بسیاری نمودند از این قبیل بودند:

در عین این که مامون تمامی تلاش خود را برای قطع ارتباط عاطفی و معنوی امام با مردم و شیعیان در طول سفرشان به خراسان به کار برد، اما امام (ع) در هر فرصتی با پایگاههای مردمی تماس میگرفتند و با گفتار و کردار و کراماتشان حقانیت امامت و تشیع  را به اثبات رساندند.[2] مردمی که در راه سفر امام رضا(ع) قرار داشتند، بسیار تحت تاثیر قرار گرفتند، حدیث معروف سلسله الذهب را هم امام در سفرشان بیان نمودند.

امام رضا(ع) بعد از ورودشان به ایران و با پذیرش اجباری ولایت عهدی شرط نمودند که در کارهای سیاسی دخالتی نکنند اما در کنار آن بی کار ننشستند، تلاشها و فعالیتهای علمی و فرهنگی ایشان در قالب مناظره و مباحثه با پیروان ادیان و مذاهب و پرسش و پاسخ در زمینه مسائل کلامی و اعتقادی یکی از روشن ترین برگهای زندگی امام در تقویت حقانیت امامت و تشیع بود.

استفاده امام از موقعیت استثنایی که مامون برای ایشان فراهم کرده بود توانست حصار تقیه را بشکند و مساله  امامت پیشوایان معصوم(ع)  را در سطح گسترده ای ، حتی در میان ملل غیر مسلمان مطرح سازد، با این کار علاوه بر افشا شدن حقایقی که 150 سال مخفی مانده بودند، سبب شد مدح و ستایش فضایل اهل بیت به طور گسترده ای رواج یابد و در نتیجه افکار عموم به سمت الگوهای ناب شیعه سوق داده شود.

حضور نزدیک به دو سال امام رضا(ع) در خراسان و بعدها مقبره آن حضرت در ایران موجب استحکام و گسترش تشیع در ایران گردید.



[1] تاریخ اسلام در عصر امامت امام رضا(ع) و امام جواد(ع) ص 94_95

[2] تاریخ تشیع در ایران ص221_222




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 16 خرداد 1390-12:32 ق.ظ

موعظه موثر امام هادی(ع)

متوکل خلیفه ظالم عباسی از اقتدار امام هادی(ع) بسیار نگران بود.

شبی گروهی ر ابه منزل ایشان فرستاد تا خانه امام (ع) را بگردند، اما آنها چیزی نیافتند و مشاهده کردند که حضرت در اتاقی که فرش ندارد مشغول تلاوت قرآن هستند.آنها امام را با خود نزد متوکل بردند.

متوکل که در حال می گساری بود و کاسه ای از شراب در دست داشت وقتی امام (ع) را مشاهده کرد او را احترام و اکرام نمود و در کنار خود نشاند و کاسه شرابی را که در دست داشت به او تعارف کرد.

امام(ع) فرمودند: به خدا قسم هرگز تا به حال شراب در گوشت و خون من وارد نشده است، مرا از این کار معذور بدار و متوکل هم او را معذور داشت و گفت: شعری برای ما بخوان.

امام (ع) فرموند: من شعر زیادی در حفظ ندارم.

متوکل گفت: باید برای ما شعری بخوانی

امام(ع) در حالی که نزد او نشسته بودند اشعاری به این مضمون خواندند:

بر روی قله کوه ها منزل کردند و مردان مسلح از آنها پاسداری می کردند اما هیچ یک  از اینها نتوانست جلوی مرگ آنها را بگیرد و آنان را از گزند حوادث حفظ کند.

در پایان از آن قله های بلند و کاخهای مستحکم به درون قبرها کشیده شدند.

ندا دهنده ای پس از دفن آنها فریاد زد کجا رفت آن زینت ها، دستبندها و شکوه و جلال؟ کجایند آن چهره های پرورده نعمتها که از روی نخوت و ناز در پس پرده های زیبا خود را از مردم مخفی نگاه داشتند؟

عاقبت قبر آنها را رسوا ساخت و چهره های ناز پرورده جولانگاه کرم های زمین شد. مدت طولانی از دنیا خوردند و آشامیدند اما پس از آن همه خوردن، خود خوراک حشرات زمین شدند.

متوکل که این اشعار  تکان دهنده را از امام هادی(ع) شنید بسیار متاثر شد و گریه کرد به گونه ای که ریش او از اشک چشمانش تر شد و اهل مجلس همه گریه کردند ...[1]

شهادت امام هادی(ع) را به امام عصر (عج) و همه آنهایی که ایستاده اند برای پشتیبانی از امام زمانشون تسلیت می گم.

[1] بحار الانوار،ج 50؛ص211 و 212




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 16 خرداد 1390-12:27 ق.ظ

درگذشت امام خمینی(ره) تسلیت باد

امام خمینی(ره) ثابت کردند که می توان امروزی بود، از نسل ایرانی، از جرگه این آب و خاک و جهانی را دگرگون ساخت

آنچه امام خمینی را از سایر رهبران متمایز کرد نه قدرت رهبری،نه علم، نه فن بیان، بلکه هدف متعالی حاصل از ایمانش بود.

درگذشت این رهبر بزرگ را به امام عصر(عج) و امام خامنه ای و همه مردان و زنان این مرز و بوم تسلیت میگوییم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 10 خرداد 1390-08:15 ب.ظ

تاریخ تشیع در ایران قسمت دوم

سلمان فارسی و نقش آن در تشیع ایرانیان

سلمان فارسی در زمان جمله سپاه اسلام به ایران در این سپاه قرار داشت. سخنان او در مدائن سبب شد تا دو شهر از شهرهای مدائن و ایوان، از جمله تیسفون که سالها پایتخت ساسانیان بود، بدون درگیری به دعوت وی تسلیم لشکر اسلام شود و حدود چهار هزار نفر از سپاه ویژه و گارد ایران که تحت فرماندهی «رستم فرخ زاد» بودند، از سپاه او جدا شده و به سپاه مسلمانان بپیوندند.

پس از فتح مدائن، حذیفه بن یمان به طور موقت حاکم مدائن شد. سپس خلیفه دوم با صلاح دید حضرت علی(ع) ، با توجه به شایستگی  های سلمان، او را برای فرمان روایی مدائن برگزید.

شیوه حکومت وی در مدائن بر عدالت، زهد، ساده زیستی، رعایت حقوق اقشار مختلف و قاطعیت در اجرای حدود الهی استوار بوده است. شیوه فرمان روایی او بر اساس شیوه حکومت امیر المومنین، علی(ع) تنظیم شده بود.[1]

مهم ترین آرمان سلمان به حاکمیت رسیدن تشیع راستین بود و در زمان حکومت خود در مدائن هم وطنان خویش را با گفتار و رفتار به اسلام ناب و تشیع راستین دعوت می کرد.[2]

دکتر وردی میگوید:«در سه شهر تشیع نضج گرفت: یکی در کوفه به سبب وجود عمار یاسر، دیگری در مدائن به سبب حضور سلمان فارسی و دیگری در جبل عامل به دلیل تلاش ابوذر غفاری»[3]

سلمان حقیقت تشیع را که در عصر پیامبر(ص) تاسیس شده بود و موضوع امامت حضرت علی(ع) را که یک امر الهی بود به روشنی به مردم تفهیم کرد و با عمل و تبلیغ فکری اسلام که همان تشیع است مجسم نمود. او که یک مسلمان و شیعه ایرانی بود، با اخلاص و زهد و مهربانی و عدل و علم خود، توانست الگویی شود برای هم وطنان خود. ایرانیان هنگامی که زندگی این مسلمان ایرانی را در ترازوی فکر خود می سنجیدند، اسلام را به طور کامل و خالص در وجود  او می یافتند.

ستایشهایی که پیامبر اکردم(ص) از سلمان نموده بود کمابیش به گوش ایرانیان می رسید و می دیدند که او شیعه علی (ع) است. در نتیجه به طور طبیعی عاشقانه مذهب تشیع را بر میگزیدند.

اکثر مردم مدائن و کوفه و مسافران این دو شهر ایرانی بودند. ملاقات سلمان با آنان موجب شد که نخستین سنگ بنای تشیع در این دو شهر نهاده شود و ترویج پیدا کند و سپس به سایر شهرهای ایران سرایت کند.

پارسایی و صداقت پیشگامان تشیع و مبارزات فرهنگی و سیاسی هر کدام نقش موثری در گسترش تشیع و استحکام پایه های آن داشت. ولی در نواحی ایران شاید بتوان گفت، در آغاز هیچ عاملی مانند فعالیت های سلمان کارساز و ثمربخش نبود.[4]



[1] سید صدر الدین، مدنی شیرازی، الدرجات الرفیعه فی طبقات الامامیه من الشیعه

[2] محمد، محمد اشتهاردی، زندگی پر افتخار سلمان فارسی پیشگام رابطه ایران و اسلام، ص 114

[3] تاریخ تشیع در ایران، ج1، ص87

[4] تاریخ تشیع در ایران، پژوهشگده تحقیقات اسلامی، ص 52




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 9 خرداد 1390-09:44 ب.ظ

رکورد شکایت دفتر رئیس جمهور از یک رسانه!!!

بولتن نیوز : پایگاه خبری تحلیلی صراط نیوز پس از 18 ماه فعالیت در عرصه رسانه های مجازی  با اتفاق جالبی مواجه شد .

با توجه به احضار مدیرمسئول صراط نیوز به دادسرای کارکنان دولت به وی اعلام شد که اسفندیار رحیم مشایی 13 شکایت از این رسانه مطرح کرده است .

رکورد شکایت دفتر رئیس جمهور از اخبار منتشر شده در صراط نیوز پیرامون فرقه انحرافی در حالی است که پیش از این معاون حقوقی دفتر رئیس جمهور از محمد باقر قالیباف، علی مطهری، حاج منصور ارضی، حاج سعید حدادیان و تعدادی دیگر از رسانه های اصولگرا نزد مراجع قضائی طرح دعوی کرده بود .

 پیش از این حسینی وزیر ارشاد، وزیر سابق صنایع و معادن و شرکت ایرانخودرو دیزل نیز از صراط نیوز شکایت کرده بودند .

مدیر مسئول صراط نیوز در اینباره گفت: شکایتهای لیدر جریان انحرافی که موجب نارضایتی آیات عظام، ائمه جمعه سراسر کشور و شخصیتهای برجسته کشوری و لشکری شده است مایه افتخار و توشه آخرتمان است

این در حالی است که 13 شکایت مطرح شده تنها از سوی رئیس دفتر رئیس جمهور ، مربوط می شود به اخبار منتشر شده در سال گذشته و ظاهرا دفتر رئیس جمهور برای ارائه شکایتهای بیشتر از رسانه های اصولگرا بابت مطالب انتشار یافته پیرامون فرقه انحرافی پس از خانه نشینی 11 روزه  احمدی نژاد هنوز تصمیمی نگرفته است .

منبع: بولتن نیوز

کد خبر: ۴۹۶۵۴

تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۳۹۰




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 4 خرداد 1390-10:16 ب.ظ

قصری در ایران

iranpn.com نوشت:شاید هر مخاطبی با دیدن عکس‌های این قصر زیبا ابتدا گمان کند که لابد قصری قدیمی در رم، مادرید، پاریس یا لندن است؟ قصری متعلق به «سر»ها، «کنت‌»ها، «سزار»ها ... و یا سرمایه‌داران کلان دهه‌های گذشته. اما این گمان کاملاً خطاست. این قصر نه قدیمی است و نه در خارج از کشور قرار دارد. بلکه قصری نوساز در یکی از خیابان‌ها تهران است.

در پی تهیه‌ی گزارشی در سطح شهر تهران بود که ناگهان از مقابل این قصر عبور کرده و چشمانش خیره می‌ماند. ما بقیه‌ی ماجرا را به نقل از خودش بخوانیم:

محل سکونت من نیز در شمال شهر تهران است. البته نه در محله‌های گران نیاوران، دزاشیب یا فرمانیه، بلکه در بلندی‌های اطراف «امامزاده قاسم – ع». کوچه‌های باریک، آپارتمان‌های بلند با زیربنایی اندک و برخوردار از ده‌ها واحد غیر مسکونی و پر مخاطره برای سکونت ما.

همین‌طور عرق‌ریزان به پیاده‌روها نگاه می‌کردم که ناگهان زیبایی یک پیاده‌روی اختصاصی نظرم را به خود جلب کرد. اما سرم را که بالا کردم، بهت‌زده شدم. البته نه فقط به خاطر دیدن یک قصر زیبا، بلکه به خاطر دیدن دو طاووس زنده که مانند دو مجسمه‌ یا بهتر بگویم دو سرباز زنده در دو طرف سر در این قصر ایستاده بودند.

فوری از خودرو پیاده شدم. چرخش چشم کفاف نمی‌داد، لذا با حرکت سر به راست و چپ و بالا و پایین نمای بیرونی این قصر نظری انداختم. بهتم تشدید شد. با همین بهت فوری به طرف کیف دوربین رفتم تا چند عکس زیبا تهیه کنم، اما به ناگاه سایه‌ای بر سرم افتاد و همین‌طور که نشسته بودم، متوجه شدم که به جز چهار ستون قوی که در واقع پاهای دو محافظ قصر بودند، چیز دیگری نمی‌بینم.

از جسارت روحیه‌ی خبرنگاری استفاده کردم و خونسرد سری بالا کردم. قبل از این که چیزی بگویم، یکی از آنان با صدایی کاملاً محکم گفت: اجازه نداری عکس بگیری. پرسیدم چرا؟ گفت: چون اجازه داریم دوربینت را خرد کنیم. هر کس اقدام به عکس گرفتن از این قصر کند، دوربینش را خرد می‌کنیم!

حق بدهید که دیگر فرصت یا بهتر بگویم جرأت این نبود که بگویم: «بی‌خود می‌کنید، چنین قانونی نداریم». لذا تشکر کردم و بساط را پهن نکرده جمع کردم و به راه افتادم.

اما عذاب وجدان ناراحتم می‌کرد. شاید هم گردن‌کلفتی نگهبانان مرا بر سر لج آورده بود. در هر حال علت هر چه بود نمی‌دانم، ولی تصمیم گرفتم حتماً از این قصر و طاووس‌هایش عکس‌برداری کنم و این کار را کردم. نمی‌دانم که این قصر متعلق به کیست؟ و خوشحال می‌شوم اگر بدانم.

البته مالک خودش هم می‌داند که قصر عجیب و قریبی ساخته است و طاووس‌ها نیز بر حس کنجکاوی بیننده می‌افزاید، لذا آیه‌ی «و ان یکاد» را باخطی خوش به صورت کچ کاری در زیر طاق حکاکی کرده است که یک موقع چشم نخورد.

اما، با دیدن این آیه، آن هم بر سر در قصری که به رغم زیبایی هیچ انطباقی با فرهنگ اسلام نداشت، مرا به یاد حکایتی قدیمی انداخت که به صورت خلاصه به شما عرض می‌کنم:

می‌گویند: روزی یکی از انبیای الهی در گذر خود به مردی پیر و فرتوت برخورد که برای خود جایگاهی در بالای درختی کهن‌سال ساخته بود و در آن به عبادت خدا مشغول بود. سر سخن را با او باز کرد و در نهایت پرسید: حالا چرا اینجا زندگی می‌کنی؟ گفت: جوان که بودم در عالم رؤیا به من خبر دادند که بیش از ۹۰۰ سال زندگی نخواهم کرد، لذا حیفم آمد که این عمر کوتاه را به جای عبادت، در راه ساختن خانه و کاشانه تلف کنم. آن نبی گفت: اما به من خبر رسیده که زمانی خواهد رسید که در آن مردمان بیش از ۸۰ یا ۹۰ سال عمر نمی‌کنند، اما برای خود قصرها و برج‌ها می‌سازند. او گفت: ای بابا، اگر عمر من ۹۰ سال بود که آن را با یک سجده سپری می‌کردم.

منبع: سایت خبری 598

کد خبر:12964




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : وبگردی  فرهنگی 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 2 خرداد 1390-12:10 ق.ظ

تاریخ تشیع در ایران قسمت اول

نقش قوم اشعری و شهر قم در شیعه شدن مردم ایران

مهمترین خاندان عرب مقیم قم، طایفه اشعریون بودند که شمارشان را تا شش هزار نفر نوشته اند[1]. آنان از قبایل نامدار، نقش آفرین و پرنفوذ در نواحی مختلف یمن به شمار میآمدند و در میان قبایل عرب به نیک خویی، شرافت و جوانمردی شهره بودند.

اشعریون  از معدود قبایلی بودند که با میل و رغبت به اسلام گرویدند و از سرزمین خود برای پشتیبانی از رسول خدا(ص) به مدینه هجرت کردند و اسلام آنها به شایستگی از جانب رسول خدا پذیرفته شد. اشعریان در مدینه نقش بارزی در گسترش اسلام ایفا کردند.آنها در دوره فتوحات اسلامی از ارکان سپاه اسلام به شمار می آمدند. از مفاخر ایشان در این دوره، مالک بن عامر اشعری است که به هنگام فتح مدائن، سوار بر اسب به فرات زد. این اقدام جسورانه وی، به سپاه اسلام جرات بخشید تا به دنبال وی از فرات بگذرند. همچنین وی یکی از یاران استوارگام امام علی(ع) در جنگ صفین بود. سائب فرزند وی نیز از بزرگان کوفه و دلاورمردان عرب بود که به یاری مختار شتافت و از فرماندهان ارشد سپاه وی به شمار می رفت و در سال 67 هجری در کنار مختار و در جنگ با لشکر مصعب بن زبیر کشته شد.

فرزند سائب، محمد نیز فردی دلاور و جنگجو بود که توسط حجاج دستگیر شد و به قتل رسید، کشته شدن محمد بن سائب به دست حجاج را علت اصلی کوچ اشعریون از کوفه دانسته اند.

اشعریون در راه کوچ پس از تلفاتی که بر اثر شیوع وبا متحمل شدند، به سوی مرکز ایران حرکت کردند و به سال 94 ق،، به قریه ابرشتجان از نواحی قم رسیدند و تصمیم به اقامت موقت در این ناحیه گرفتند. طی این مدت روابط صمیمانه ای بین ایشان و اشراف محلی منطقه برقرار گردید. با دفع حمله دیلمیان به ناحیه قم به دست اشعریون، بومیان قم خواستار اقامت آنها در قم شدند که با موافقت آنها روبه رو شدند و پیمان نامه ای متضمن صلح و دوستی و دفاع از یکدیگر بین ایشان منعقد گردید.

آنها در توسعه و آبادانی شهر، تلاش وافری داشتند، به طوری که قم را که از روستاهای پراکنده تشکیل شده بود به شهری اسلامی و شیعی تبدیل کردند.

در زمان خلفای عباسی، امامان شیعه تحت نظارت شدید خلفا یودند و  حتی برای ابراز دیدگاههای فقهی خود نیز دچار تنگنا و مشکلات شدیدی بودند. در چنین فضای بسته ای اشعریان تنها با ایجاد حوزه های درسی و علمی، توانستند فقه اهل بیت (ع) را آشکارا تبلیغ و ترویج کنند. آنها نخستین شیعیانی بودند آشکارا خمس اموال خود را به ائمه (ع) دادند و اموال منقول و غیر منقول فراوانی وقف ایشان کردند. حمایت و پشتیبانی اشعریان از اهل بیت (ع) نقش مهمی در حفظ و گسترش مکتب تشیع داشته است.

از دیگر کارهای مهم آنها استقبال شایسته از فرزندان و نوادگان ائمه اطهار(ع) در قم بود، وجود نزدیک به چهارصد نفر از امامزادگان در قم به خوبی بیانگر این مطلب است. این بزرگان که از شهرهای مدینه ، کوفه و بغداد می آمدند، حامل احادیث ائمه (ع) بودند و بر غنای علمی قم می افزودند تا آنجا که نام شهر قم مترادف با تشیع شد و کوفه این نام را در قرن دوم و سوم از دست داد.[2]

واضح است که با تبدیل شدن قم به مرکز تشیع، معرفت شیعی به شهرهای اطراف قم و کم کم به کل ایران انتقال یافت.

بنابراین یکی از علل شیعه شدن مردم ایران را می توان قوم اشعری دانست.



[1] تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا قرن دهم هجری، ج1، ص 181

[2] تاریخ تشیع، ج1، ص 171




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات