درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :M A
تاریخ:پنجشنبه 31 شهریور 1390-08:10 ب.ظ

خرید و فروش دختران در خیابانهای این شهر +عکس

به گزارش برنا به نقل از نیویورک تایمز، خرید و فروش دختران نیویورکی در خیابان های این شهر پدیده ای کاملا رایج است.

نیویورک تایمز در این باره نوشت: هنگامی که از خرید و فروش انسان در کشورهایی مانند هند وکامبوج خبر می رسد، قلب هر انسانی به درد می آید. اما به نظر می رسد همه چشم هایشان را به روی رواج این پدیده در ایالات متحده بسته اند.

در کشورهای فقیر قربانیان اغلب پس از آدم ربایی و زندانی شدن به شیوه برده ها به فروش می رسند، اما در آمریکا دختران بدون آن که زندانی شوند خرید و فروش می رسند.

در واقع قاچاق انسان در آمریکا در ظاهر به شکل خودفروشی دختران دیده می شود، اما اغلب این افراد توسط گروه های خشنی سازمان دهی می شوند که هرگز با برخورد پلیس یا مقام های قضایی مواجه نمی شوند.
خرید و فروش دختران در خیابانهای این شهر +عکس
اعتراض به قاچاق کودکان به شیوه یک مؤسسه فعال حقوق بشر


خرید و فروش دختران در خیابانهای این شهر +عکس
در واقع ساختار قضایی آمریکا امکان دفاع این دختربچه ها از حقوق شان را به آنها نمی دهد زیرا ثابت کردن پرونده های دلالی در این کشور کار بسیار دشواری است و قضات نیز به شنیدنسخنان این دخترها که ظاهرا مجرم هستند اما خود قربانی شده اند، علاقه ای ندارند.

خرید و فروش دختران در خیابانهای این شهر +عکس


پی نوشت: اصلا فکرش رو هم نمی کردم که فروش دختران این همه فراگیر شده باشه! تصور می کردم که فقط به همون اسرائیل ختم بشه. و وحشتناک تر از اون برام این بود که وقتی که یکی از دوستام عکسایی خبر قبلی که از خبر فروش دختران تو وبلاگ گذاشته بودیم رو روی صفحه فیس بوکش قرار داد. کسی پیدا شده بود که از این اتفاق دفاع می کرد و اون رو حق طبیعی انسانها قلمداد می کرد. و خوندن حرفای اون آقا از خوندن این خبر برام دردناک تر بود!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز 
نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 30 شهریور 1390-10:48 ب.ظ

عمل جراحی و در آوردن رحم زنان فرقه توسط سازمان مجاهدین خلق (منافقین)

قاعده تمامی فرقه هاست که هر نوع وابستگی به بیرون از مناسبات بایستی قیچی شود؛ طلاق همسر، جداسازی کودکان، عدم تماس با خانواده و شرکت در تمامی مراحل انقلاب ایدئولوژیک.

بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری منافقین که از این فرقه بریده است می گوید: در این راستا فرد انقلاب کرده باید خود را به قله برساند که فتح این قله در سازمان  برای زنان با جراحی رحم عینی می شود. این حرکت در واقع آخرین میخ را بر تابوت عاطفه فرد فرو می برد تا عنصر تکامل یافته دستگاه ایدئولوژیک رجوی ها به بی امیدی کامل رسیده و در نتیجه  برای همیشه در تشکیلات رها گردد. وی با یاد آوری یکی از نشستهای شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق، تصریح کرد: در این جلسه به نفیسه بادامچی (تنها دکتری که در رده شورای رهبری عضویت داشت) توسط مسعود رجوی ابلاغ شد  که اولین و مهمترین مسئولیت او برداشتن رحم زنان است و بابت بالا رفتن آمار این زنان امتیاز از شخص مسعود رجوی میگرفت. در سازمان به جراحی رحم بالا رفتن از قله اطلاق می شود. مثلا در جلسات سازمان مسعود و مریم از نفیسه بادامچی سوال می کنند تاکنون چند زن به نوک قله رسیده است؟ و چند زن در نوبت هستند؟

او ادامه میدهد: در یک نشست استدلالهای زیادی حول این کار مطرح گردید و نهایتا عنوان شد که زدودن آثار جنسیت حتی فیزیکی هم الزامی است. حتی بعضی از این خانم ها نمی دانستند که چه عملی روی آنها انجام می دهند و به این عمل «امداد » می گویند. آنها فکر می کردند که مریض هستند یا اینگونه توسط پزشکان به آنها القا میشد که به خاطر سلامی، وی ناچار است که تن به چنین عملی بدهد.

وی افزود:به خانومهایی که به هر دلیل به پزشک مراجعه می کردند مشکلات آنها را حاد جلوه میدادند و نشان می دادند که از ریل طبیعی خارج شده تا از این طریق زمینه لازم برای جراحی فراهم آید و به این ترتیب در پشت صحنه این کار، دکتر (نفیسه بادامچی) جایزه میگرفت و البته وظیفه توجیه پرسنل امداد یا پرستاران نیز به عهده وی بود.تا زمانی که من در فرقه رجوی حضور داشتم، می دانم که بیش از 150 نفر از خانوم ها تحت عمل قرار گرفته بودند.

منبع: نمایشگاه شهدای گم نام قصر شیرین




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 21 شهریور 1390-11:00 ب.ظ

این است فمینیسم؟ این است حمایت از زن؟ نمی خواهیم.

کجایند هواداران فمنیسم؟ بیایند و پاسخ ما رابدهید! این بود حمایت شما از زن؟ زن را چون کالایی در ویترین نهاده اند و بر آن قیمت می گذارند. چه شد!

اگر این آزادی است، ما طالب بند و زندانیم! ننگ بر این آزادی.

 

-----------------------------------------------

این عکسها تصاویری از یک نمایشگاه است در اعتراض به قاچاق زنان و تجاوز به آنها و پدیده کارگران جنسی است و در این نمایشگاه طوماری نیز برای منع قانونی و برخورد با این پدیده جمع آوری شده است.

این پدیده آنقدر در اسرائیل و کشورهایی که مدعای آزادی دارند شایع شده است که خود مردم نیز از دست آن به ستوه آمده اند و از دولتهای خود درخواست برخورد دارند.

و این نتیجه همان نظریه های آزادی های بی حد است از جمله فمنیسم که  در بطن خود خواستار آزادی بی قید و شرط زنان است

 

 

اما خدای را شکر که دعاهای روز و شب ملت مسلمان را مستجاب کرد:

خدایا! شر اشرار را به خودشان بازگردان.

این ترویج فساد و بی بند و باری همان چیزی  است که با آن آندلوس را از چنگ اسلام درآوردند و اروپای اسلام یافته را باز در ظلمت مسیحیت منحرف فرو بردند. چنان پایتخت اسلامی در اروپا (اسپانیا) را با استفاده از شراب و زنبارگی از هم پاشیدند که هنوز که هنوز است اسپانیا متحد نشده است و جزیره جزیره اداره می شود.

حالا خودشان گرفتار این مکر و خودئه شده اند که سالیان دور بر سر اسلام و ممالک اسلامی آوردند.

 

منبع: این مطلب رو یکی از دوستانم از سایتی گرفته بود که من متاسفانه آدرس اون رو ندارم. با عرض پوزش از نویسنده این مطلب.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فرهنگی  اخبار روز 
نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 20 شهریور 1390-10:54 ب.ظ

پیام تسلیت امام خامنه ای به مناسبت در گذشت مادر شهید جهان آرا

بسم الله الرحمن الرحیم

درگذشت بانوی صبور، مادر شهیدان جهان آرای عزیز را به روح مطهر آن شهیدان و به همه‌ی بازماندگان و همرزمان ایشان بویژه پدر بزرگوار شهیدان تسلیت می گویم، و امیدوارم روح مطهر این بانوی بزرگوار در كنار ارواح طیبه‌ی فرزندان عزیز خود مشمول رحمت و مغفرت و رضوان الهی باشد.

سیدعلی خامنه‌ای
20/شهریور/1390

 

منبع:598




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز 
نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 17 شهریور 1390-12:48 ق.ظ

بعد از عمل جراحی مسلمان شد

مرحوم آیت الله سید محمد‌هادی میلانی‌(ره) دچار بیماری معده شدند و پروفسور برلون را از اروپا برای جراحی ایشان آوردند و پس از یک عمل سه ساعته و زمانی که ایشان در حال به هوش آمدن بودند، به مترجم دستور داد تمام کلماتی که ایشان در حین به هوش آمدن می‌گویند را برایش ترجمه کند، مرحوم میلانی در آن لحظات فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را قرائت می‌کردند و پس از این مساله پروفسور برلون، گفت؛ کلمه شهادتین را به من بیاموزید؛ زیرا از این لحظه می‌خواهم روی به
اسلام بیاورم و پیرو مکتب این روحانی باشم.

وقتی دلیل این کار را جویا شدند، پروفسور برلون گفت؛ تنها زمانی که انسان شاکله وجودی خود را بدون این که بتواند برای دیگران نقش بازی کند، نشان می‌دهد، در حالت به هوش آمدن است و بنده دیدم که این آقا، تمام وجودش محو خدا بود، در آن لحظه به یاد اسقف کلیسای کانتربری افتادم
که چندی پیش در همین حالت و پس از عمل در کنارش ایستاده بودم و دیدم که او ترانه‌های کوچه بازاری جوانان آن روزگار را زمزمه می‌کند، در آن لحظه بود که فهمیدم حقیقت، نزد کدام مکتب است و بعد از آن هم وصیت کرد که وی را در شهری که مرحوم میلانی را در آن دفن کرده اند به خاک بسپارند که هم این که قبر این پروفسور مسلمان شده در خواجه ربیع، محل مراجعه مردم و افرادی است که حقیقت اسلام را باور کرده‌اند.

منبع:598




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 14 شهریور 1390-11:25 ب.ظ

ذهنتو درست کن، دنیات خودش درست میشه

استفان کاوی، یکی از سرشناس ترین چهره های علم موفقیت داستانی رو تعریف می کنه: « صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌کردند. یکی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌کشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: «آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟

 مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم که همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.

راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و....

اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم .»

حقیقت این است که به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض می‌شود. کلید یا راه حل هر مسئله‌ای این است که به شیشه‌های عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه‌ای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است

انیشتین می‌گفت : « آنچه در مغزتان می‌گذرد، جهانتان را می‌آفریند. »




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فرهنگی 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 14 شهریور 1390-04:31 ب.ظ

باز هم شهرداری تهران و عید فطر و بزن و برقص

برنامه های مناسبتی که توسط شهرداری تهران و در اکثر پارکهای بزرگ برگزار می شود شب عید فطر در پارک لاله تهران با حاشیه هایی همراه بود .

به گزارش سرویس فرهنگی صراط نیوز در حالی که پیش از این بسیاری از مردم نسبت به برنامه های رقص و پایکوبی در پارک های تهران اعتراض کرده بودند ،
شهرداری تهران با دعوت از یک خواننده "پاپ" با ظاهری کاملا غربی اقدام به اجرای موزیک های بسیار زننده کرد .

بنا بر این گزارش این خواننده! در حین اجرا موهای خود را باز کرده و سرش را برای مخاطبان تکان می داد!دختران و پسران حاضر در برنامه پس از این حرکت طالب زاده به تشویق او پرداخته و برایش سوت و کف زدند .

متاسفانه فرد مذکور که به شدت تحت تاثیر تشویق حاضرین قرار گرفته بود به حرکات خود ادامه داده و بدون کوچکترین تذکری از سوی مسئولین برنامه خود را به پایان رساند!

گروه تواشیح محراب که قرار بود پس از اجرای موسیقی این خواننده به اجرای تواشیح بپردازد در اعتراض به اقدام صورت گرفته و به دور از اخلاق متولیان برنامه حاضر به اجرای تواشیح نشده و محل برگزاری جشن را ترک کرد.

مدتی است که شهرداری تهران به بهانه اعیاد مختلف، اقدام به برگزاری مراسم های رقص و پایکوبی در پارکها می نماید .

اینم آقای خواننده...

آقای شهردار، دم مسلمونی خودت یا اطرافیانت گرم...

آقا ما نخوایم شما واسه ما عید رو جشن بگیرین باید کی رو ببینیم؟

منبع: صراط نیوز




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فرهنگی  اخبار روز 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 14 شهریور 1390-03:44 ب.ظ

امضای حکم بی حجابی در سینمای ایران!

به گزارش صراط نیوز به نقل از فارس، سید ضیاء هاشمی رئیس اتحادیه تهیه کننده گان سینما در نشست مطبوعاتی دیروز اعلام کرد: قرار است كارشناسی پروانه ساخت‌هایی كه دولت صادر می‌كند را ما انجام بدهیم. رعایت حجاب و پوشش، عدم تماس بدنی، سیگار نكشیدن و... در فرم‌های شورای پروانه ساخت گذشته وجود داشت ولی الان ما همه این 5بند را حذف كرده‌ایم.


دستش درد نکنه، خیلی زحمت کشید این همه کار فرهنگی کرد، ما که ممنونشیم.
کارد بخوره تو گلوی کسی که اعتراضی داشته باشه، اصلا به کسی چه؟ سینما مال خودشه، از باباش به ارث رسیده بهش، عشقش کشیده حجاب رو حذف کنه، تماس بدنی و سیگارم آزاد کنه، نه که تا حالا خیلی حجاب رعایت میشد، دیدن کل ملت دارن کار فرهنگی می کنن واسه
ترویج حجاب اینام خواستن مثل همیشه!!! متفاوت باشن، سینمای ایران هیچی نداشته باشه این تفاوته رو داره. دستت درد نکنه داداش هاشمی، خدا ایشالله خیر دنیا و آخرت رو بهت بده! اونم ازون خیراش که فقط به بعضی ها میده تا دیگه هوس اینجور کارا رو نکنن...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته  اخبار روز 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 12 شهریور 1390-12:37 ب.ظ

انسان ناسپاس

و اگر از جانب خود رحمتی به انسان بچشانیم و نعمتی را در اختیارش نهیم، سپس آن را از او بگیریم، به یقین او از این که بار دیگر به نعمتهایی دست یابد نا امید میشود و نعمتهایی که داشته ناسپاسی میکند و آنها را از جانب خدا  نمیشمرد.

و اگر پس از گزندی که به او رسیده نعمتی به او بچشانیم ، حتما خواهد گفت: همه دشواریها از من دور شد، و میپندارد که دیگر رنجی به او نمیرسد، چرا که او بسیار شادمان و به خود بالنده است.

اما کسانی که شکیبایی ورزیده و کارهای شایسته انجام دادهاند، نه هنگام سختی ها مایوس و ناسپاس میشوند و نه هنگام راحتی شادمانی میکنند و به خود میبالند. اینانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت.

آیات 9 و 10 و 11 سوره هود.

ناسپاسی

خدایا ما را از جمله شکیبایان درگاه حقت قرار بده چرا که هرچقدر بیشتر قرآن میخونم بیشتر با کلمه شکیبایی و صبر رو به رو میشم. پس خدایا صبور بودن الهی رو به من بیاموز.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : کلام قرآن مجید 
نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 8 شهریور 1390-11:33 ق.ظ

مسکینان خطرناک

در میان اهالی علم و دانش، دو گروه برای خود مسکین و برای دیگران خطرناکند:

1.       آنان که چیزی را رد می کنند در حالی که در آن تخصص ندارند.

2.       آنان که بر باور خود اصرار می ورزند بدون اینکه نظر مخالف را دیده و فهمیده باشند.

منبع: مقدمه کتاب کابالا و پایان تاریخش/ اثر مرتضی رضوی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 8 شهریور 1390-11:02 ق.ظ

من حسینم، تو هم حسینی، من می زنم، تو دفاع کن!

آغاز سال 1991_اول اسفند 1369_ برای رژیم عراق برهه بسیار سرنوشت سازی بود. مردم علیه صدام قیام کرده، شهرهای نجف و کربلا را آزاد نموده، رژیم بعثی عراق را در آستانه سقوط قرار داده اند.

نجف اشرف یعنی سرزمین علی(ع)، فاتح خیبر.

و کربلای معلا یعنی قتلگاه حسین(ع)، مهتر شهیدان.

... و حال سپهبد، حسین کامل حسن المجید، و ماموریت ویژه باز پس گیری کربلا؛ به هر قیمت و به هر وسیله!

فانوسقه اش را محکم کرد و گامهایش را با صلابت برداشت. گروهی از سران ارتش پشت سرش حرکت می کردند. سوار بر تانک شد و پیشاپیش سران ارتش سرکوبگر عراق به راه افتاد... مقصد، کربلا!

این اولین بار نبود که شانه های خیابان های اطراف حرم، زیر چرخهای دندانه دار تانک های عراقی له میشدند، اما اولین بار بود که کسی با تانک در مقابل آستان مقدس حسینی می ایستاد و فریاد میزد: «من حسینم، تو هم حسینی؛ من میزنم، تو دفاع کن!»

او این کلمات را بر زبان راند و اولین گلوله تانک را مستقیما به گنبد مطهر شلیک کرد!

مردم سراسیمه از وحشت به حریم حرم پناه بردند و او گلدسته ها را نیز به گلوله بست.

آنگاه وارد حرم شد و تا می توانست از مردم کشت و قتل عام کرد.

آنروز خون شهیدانی دیگر با خون سیدالشهدا گره خورد و کربلا دوباره چشم به مظلومیت مظلومانی دیگر دوخت.

شپهبد، حسین کامل حسن، زد و امام حسین(ع) دفاعی نکرد.او مست از این پیروزی بزرگ نزد صدام حسین بار یافت و مدال عالی عراق را از آن خود ساخت.

چیزی نگذشت که سه اتفاق، یکی پس از دیگری، در عراق رخ داد که پیش از آن هیچگاه سابقه نداشت.

اتفاق نخست: پنجشنبه 17/5/1374

حسین کامل حسن، به همراه همسرش رغد، دختر صدام، حسن کامل حسن، در کنار همسرش رعنا، دختر دیگر صدام، به اتفاق حدود سی نفر از خویشان و اقوام، به صورت دسته جمعی به اردن پناهنده شدند!

در تاریخ 21/5/1374 خبرگزاری فرانسه این خبر را از قول حسین کامل حسن به همه جهانیان مخابره کرد:

«من از افسران ارتش عراق، افسران گارد جمهوری، افسران گارد ویژه و کارکنان عالی رتبه همه جامعه عراق می خواهم که خود را برای نقطه عطف مهمی آماده کنند که از عراق کشوری نوین خواهد ساخت. کشوری که با جامعه بین المللی و به ویژه عراق ارتباط معقولی برقرار کند.»

آیا این یک بازی سیاسی بود؟ این سناریو از جانب حزب بعث و یا شخص صدام طراحی شده بود؟ پاسخ این سوالات در هاله از ابهام قرار داشت.

هرچه بود این دو برادر، دامادها صدام و دست راست و چپ او، در اردن ماندن و مهمترین اطلاعات نظامی عراق را در اختیار جاسوسان آمریکایی قرار دادند!

اتفاق دوم: 1/12/1374

بهت و حیرت جهانیان!

شگفتی سیاستمداران عالم و تیتر اول روزنامه های دنیا:

سپهبو سابق، حسین کامل حسن، به همراه همه کسانی که به اردن پناهنده شوده بودند به عراق بازگشتند و مورد عفو صدام حسین واقع شدند!

دو روز بعد رادیو و تلویزیون بغداد اعلام کرد: دختران صدام از شهرانشان جدا شدند.

و مردم ماندند و انتظار... انتظاری سخت که تاریخ هم آن را بر نمی تابد.

اتفاق سوم: فرجامی خونین؛ 4/12/1374

اعلان عام: حسین کامل حسن، برادرش حسن کامل حسن و همه پناهندگان به اردن به دست خانواده های خود کشته شدند. این قتل عام توسط عشیر از خاندان عبدالغفور آل بومجید و آل ابوسفیان صورت پذیرفت. آنان اعلام کردند شاخه خائن خانواده قطع شده و عفوی که دولت به آنها داده، آنان را از مجازات مرگ معاف نمی کند...

 

در این میان هر کسی کار خود را می کردآ آنان بیانیه حماسی خود را می خواندن که ما سرهای این خائنان را به رئیس جمهور و رئیس حزب بعث عراق هدیه می کنیم تا این ننگ بزرگ را از خانواده پاک کرده و وفاداری خود را ثابت کنیم.

سید مظلومان عالم با لبهای خشکیده زمزمه می کرد: من حسینم، تو هم حسینی! حالا من میزنم، تو دفاع کن!

و من صدای در و دیوار این حرم را میشنوم که میگویند:

دیدی که خون ناحق پروانه، شمع را

چندان امان نداد که شب را سحر کند!

 

منبع: کتاب می شکنم در شکن زلف یار/ نویسنده حسین سرو قامت صفحات 152.153،154




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : گزیده کتابخوانی 
نویسنده :M A
تاریخ:جمعه 4 شهریور 1390-11:27 ب.ظ

راهپیمایی روز قدس

راهپیمایی روز قدس در شاهرود! 

راهپیمایی روز قدس در شاهرود

راهپیمایی روز قدس در شاهرود




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:جمعه 4 شهریور 1390-02:56 ق.ظ

شرمندگی

 شب 23ام ماه رمضون ناخودآگاه یاد آقام امام زمان(روحی و اروحنا الفداه) افتادم. اولش داشتم می گفتم چی می شد اگه امشب صدای صیحه آسمانی که خبر ظهور امام زمان(روحی و اروحنا الفداه)  و یکی از نشونه های حتمی ظهوره، امشب اتفاق بیافته و اعلام کنه که آی پاشو آقات اومد. از تصورشم دلم قنج رفت. ولی یهو با خودم فکر کردم؛ اگه الان آقا ظهور کنه. چی داری برای گفتن؟! می خوای بگی تو این 22 سال زندگیت چیکار کردی؟! این سالها رو چجوری گذروندی؟! چیکار کردی برای ظهور امام زمان(عج)؟! آیا واقعا مثه شعاری که یک عمر حداقل توی تظاهرات ها تکرار کردی "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند" عمل کردی یا نه هر وقت به نفعت بود گفتی "اللهم عجل لولیک الفرج" و هر وقتم به نفعت نبود و حسش نبود گفتی آقا بی خیال آخه چه کاریه ظهور کنی؟ حکومت تشکیل بدی! همینجوریم دنیا می گذره! بذار عشق و حالمون رو بکنیم. یک آن ترسیدم از روزی که امام زمان (عج) ظهور کنند و من خدایی ناکرده بخوام جزء اون دسته از افرادی باشم که بدونم آقا اومده ولی باز نرم استقبال، نرم پابوسشون و ایشون مجبور بشن که یکی مثل نفس زکیه که به سمت مکه می فرستن رو بفرستن ایران و به بیچاره هایی مثه من یادآوری کنن که کی هستن. که خدا اون روز رو نرسونه!

این فکرها رو که کردم؛ دیدم ظهور آقا هیچی جز شرمندگی برام نداره. اونوقت بود که به حال خودم زار زدم. زار زدم از این سستی و کرختی. زار زدم از این بی وفایی خودم.

داشتم با خودم فکر می کردم آخه چیکار کنم که هی این سستیه نیاد سراغم این کرختیه نیاد سراغم. که یاد جواب آقای پناهیان به این سوال افتادم. که می گفتند که اگه شما مظلومیت و غریبی امام زمانتون رو به یاد بیارین(محب واقعی امام زمانت باشی) دیگه سستی معنا پیدا نمی کنه.

خدایا کمکمون کن که منتظر واقعی باشیم تا ماه رمضون سال دیگه ان شاالله در کنار مولا و سرورمون حضرت مهدی(روحی و اروحنا الفداه) باشیم!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 2 شهریور 1390-01:52 ق.ظ

چرا گوشت خوک حرام است؟

اصلا نمیشه به احکام قرآن به این صورت نگاه کرد که من باید واسه تک تکش دلیل علمی بیارم


 اما اون چیزی که من میدونم اینه که:

در قدیم کشف کردند که گوشت خوک حاوی کرم‌هایی است که با تناول آن به بدن انسان منتقل می‌گردد و عده‌ای خیلی خوشحال شدند که لابد علت حرام بودن گوشت خوک، وجود همین کرم‌ها می‌باشد. پس از یک مدتی با پیشرفت علم تجربی، بشر قادر شد که آن کرم ها بکشد و از بین ببرد. آیا گوشت خوک حلال شد؟ خیر. باز مدتی گذشت و بشر کشف کرد که گوشت خوک حاوی کرم‌های دیگری می‌باشد که با چشم غیر مسلح دیده نمی‌شود. عده‌ای گفتند: پس لابد علت تحریم همین بوده است. اما بشر با پیشرفت علمی توانست آنها را نیز از بین ببرد. آیا حلال شد؟ خیر. باز مدتی گذشت و امروزه دانشمندان انگلیسی با انجام آزمایشاتی روی گوشت مرغ و برخی دیگر از حیوانات کشف کرده‌اند که «گوشت هر حیوانی، طینت آن حیوان را به خورنده‌اش منتقل می‌کند». مثل درنده‌ خویی، تنبلی، حرص … یا بی‌غیرتی.

این یافته‌ی بشر، تثبیت شده است و البته بدیهی است که هر تغذیه‌ای تأثیرات متفاوت خود را بر بدن و بالتبع بر روح می‌گذارد. و این امر حتی در حیوانات نیز جاری است. چنان چه مشاهده می‌کنیم، اغلب حیوانات بزرگ خشکی (فیل، کرگدن، زرافه، گاو و …) فقط علف می‌خورند و هیچ کدام نیز درنده نیستند. اما حیوانات گوشت‌خوار، جثه‌ی کوچک‌تری دارند (شیر و سایر گربه‌سانان، گرگ و سایر سگ سانان، اغلب خزندگار مثل مار و یا حشرات)، اما درنده و خونخوار هستند. به همین دلیل به کسانی که در خانه حیوانات گوشت‌خواری چون سگ و گربه را نگهداری می‌کنند، توصیه می‌کنند که به آنها
زیاد گوشت خام ندهید، چون وحشی می‌شوند.

پس گوشت، طینت حیوان را به خورنده منتقل می‌کند و به همین دلیل اسلام حتی از خوردن زیاد گوشت حلال نیز منع می‌کند، چنان چه پیامبر اکرم (ص)می‌فرماید: «شکم خود را قبرستان لاشه‌ی حیوانات نکنید»، اما در عین حال ترک گوشت‌خواری را نیز نه تنها توصیه نمی‌کند، بلکه بسیار مورد نکوهش قرار می‌دهد.


از امام رضا(ع) پرسیدند چرا گوشت خوک حرام است؟
حضرت امام رضا(ع) فلسفه حرمت گوشت خوک را اینگونه تبیین می فرمایند:
«خوک، حیوانی است شهوت ران… ! چندانکه غریزه شیطانی شهوت، آنچنان وجودش را تسخیر
نموده که بر خلاف سایر حیوانات كه نوعی غیرت داشته و از تعدی همنوعان به جنس ماده شان جلوگیری می کنند، او نسبت به چنین اموری بی تفاوت و عاری از احساس است و چون حالت یاد شده از طریق خوردن گوشت خوک نیز سرایت پیدا می کند، خداوند آن را حرام نمود تا مرض بی غیرتی در بین مردم رواج نیابد» (علل الشرایع ، شیخ صدوق).


 

خوك حتی نزد اروپائیان كه از گوشت آن می‌خورند سمبل بی‌غیرتی است وحیوانی كثیف است. خوك در امور جنسی فوق العاده بی‌تفاوت و لا أبالی است و علاوه بر تأثیر غذا در روحیات كه از نظر علمی ثابت شده است، تاثیراین غذا در خصوص لاأبالی گری در مسائل جنسی مشهود است.
یكی از نویسندگان می‌نویسد: خوك غیرت ناموسی ندارد و جفت خود را درمعرض خوك‌های نر دیگر قرار می‌دهد و حتی از این كار لذت هم می‌برد، كه این صفات در گوشتش هم تاثیراتی دارد از این جهت اشخاصی كه از آن تغذیه می‌كند همان صفات و اخلاق رذیله را پیدا می‌كنند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز 
نویسنده :M A
تاریخ:سه شنبه 1 شهریور 1390-04:40 ب.ظ

تصمیم سخت مادر برای فرزندانش؛ انتخاب مرگ برای یکی و زندگی برای دیگری

واردو محمد یوسف زنی است که برای مدت دو هفته همراه دختر یکساله بر پشتش و پسر چهارساله در بغلش ، برای فرار از خشکسالی و قحطی سومالی با پای پیاده قدم برمی داشت.

در انتهای این سفرطاقت فرسا بود که پسرش از حال رفت زن مقدار آب کمی که روی سرش نگه داشته بود برروی پسرش ریخت تا شاید خنک شود ولی پسر بچه از هوش رفته بود و قادر به نوشیدن آب نبود در این هنگام زن از بقیه اعضای خانواده و سایرین درخواست کمک میکند ولی هیچ کس نمی ایستد و به راهشان ادامه میدهند آنها در هراس از ادامه حیات زندگی خود هستند

حالا این مادر ۲۹ ساله مجبور به انتخاب است انتخابی که هیچ والدینی در دنیا نمیتواند داشته باشد. زندگی برای یکی و مرگ برای دیگری

سرانجام اون تصمیم گرفت پسر بچه خردسالش را در آن جاده برهوتی بخدا سپرده و ترکش کند این زن چند روز بعد از این واقعه در مصاحبه ای در کمپ پناهجویان در داداب کنیا این مطالب را اعلام و در ادامه نیز اظهار داشت ” من مطمئنم که فرزندم زنده است این صدای قلب شکسته من است”

قحطی در سومالی

پدر و مادر با هفت بچه قد و نیم قد در حالی با پای پیاده ، اقدام به فرار از قحطی ویرانگر میکردند که در موقعیت تصمیم گیری بیرحمانه غیرقابل تصوری قرار گرفته بودند با توجه کمبود آب و غذا کدام بچه شانس زندگی دارد و کدام یک باید ترک و رها شود زن گفت: هرگز در زندگی ام با چنین معضل و معمای حل نشدنی مواجه نشده بودم من نیمه شب از فکر بچه ام از خواب بیدار میشوم و احساس وحشت میکنم مخصوصا زمانیکه پسر هم سن او می بینم

دکتر جان کیولنج پزشک سازمام ملل مستقر در کمپ  گفت پدران و مادران در سومالی فشار شدیدی را از این بابت مواجه میشوند و این یک واکنش نرمال به چنین اتفاق ناگواری و غیرعادی است اونها نمیتوانند بشینند و منتظر باشند تا همگی با هم تلف شوند و بمیرند ولی بعد از گذشت یک ماه از دچار شدن به اختلال استرس رنج میبرند بدین معنی که مدام به گذشته بر میگردند و کابوس میبنند تصویر بچه ای که رهایش کرده اند بسمتشان رفته و دور و برشان میماند.

مردم قحطی زده سومالی

بیش از ۱۲ میلیون نفر در شرق آفریقا به دلیل خشکسالی شدید  نیازمند کمک های غذایی هستند و تخمین می زند که بیش از ۲۹۰۰۰ کودک سومالی زیر پنج سال سن در قحطی سه ماه گذشته فوت کرده اند. تعداد نامعلومی نیز که قادر به راه رفتن بیشتر نبوده اند در مسیر شنزار رها شده اند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات