درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 21 اسفند 1391-12:32 ق.ظ

غصه نخور پسته بخور

هــمـانـطـورکــه خــوردن شــراب حــرام اســت ،

خــوردن غــصـه هــم حـــرام اســت

و خـــوردن هـیـچ چــیـز مــثـل خــوردن غــصـه حــرام نــیـسـت .

اگـر مــا فـهـمیدیــم کــه جـهان دار عــالم اوســت

دیــگـر چـه غصــه ای بــایـد بخـــوریـم ؟

"دکتر الهی قمشه ای"




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : کلام بزرگان  فرهنگی 
نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 20 اسفند 1391-10:57 ق.ظ

جاذبه

چـه کسی می گویــد:

جـاذبـه رو به زمیـن استـــ ؟

مـن کسانــی را دیـــدم،

فـارغ از هــر کششــی،

رفتـه انـد تـا بـالا . .

تـا اوج . . .

.
.
.

جــاذبه رو به خـــداستـــــــ . . .

 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:جمعه 18 اسفند 1391-10:44 ب.ظ

دوست داشتن

 
دوست داشتن را

نه "می گویند"

و نه "می نویسند"

ثابت می کنند



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 16 اسفند 1391-10:41 ب.ظ

حضرت فاطمه(س)


!!××!!


دخترک رو به من کرد و گفت:واقعا؟!

گفتم:ببخشید چی واقعا؟!

گفت:واقعا شما از دخترای چادر به سر بیشتر از ما خوشتون میاد!

گفتم:بله

گفت: اگه آره، پس چرا پسرایی که از ما ها خوششون میاد از کنار ما که میگذرند محو ما میشن، ولی همین خود تو و امثال تو از چند متری یه دختر چادری که رد میشید فقط سر پایین میندازید و رد میشید!

گفتم: آره راست میگی، سر پایین انداختن کمه!

گفت: کمه؟ببخشید متوجه نمیشم؟

گفتم: برای تعظیم مقابل حجاب حضرت زهرا(س) باید زانو زد حقا که سر پایین انداختن کمه...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 10 اسفند 1391-10:20 ق.ظ

ایران مقاوم در برابر آمریکا و ملتهای مطیع آمریکا

كشورهائى در همین منطقه‌ى ما هستند و سى و چند سال در مشت آمریكا بودند، دولتهاشان نوكر و مطیع و فرمانبر آمریكا بودند؛ آنها كجا هستند؟ ملت ایران هم سى و چند سال در مقابل آمریكا ایستاده؛ ملت ایران كجاست؟ در مقابل سى سال فشار آمریكا، ملت ما از لحاظ پیشرفت علمى، پیشرفت اقتصادى، پیشرفت فرهنگى، آبروى بین‌المللى، نفوذ و اقتدار سیاسى، به جائى رسیده است كه در دوران رژیمهاى پهلوى و قاجار خوابش را هم نمیدیدند؛ نه مردم، نه مسئولان. ما تجربه كردیم، ما امتحان كردیم. سى سال ما در مقابل فشارهاى آمریكا ایستاده‌ایم، اینجائیم؛ ملتهائى هم هستند كه سى سال تسلیم آمریكا شدند و مراحل متعددى عقبند. ما بدى ندیدیم از ایستادگى، از مقاومت. مقاومت، نیروى درونى یك ملت را احیاء میكند و به فعلیت میرساند. همین تحریمهائى كه میكنند، به كمك ملت ایران خواهد آمد و ملت ایران را به اذن اللَّه و به حول و قوه‌ى الهى به رشد و شكوفائى خواهد رساند. این، نكته‌ى مهمى است.


بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مردم آذربایجان 28/11/1391




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : کلام بزرگان  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 8 اسفند 1391-06:32 ب.ظ

سند فروش بهشت به سبک وهابیون از جنس طالبان و القاعده ...!


فروش بهشت در برخی از گروه‌های مسیحی یک امر عادی است اما در طول چند سال گذشته این موضوع در بین گروه‌های شبه‌نظامی در افغانستان و پاکستان نیز رواج یافته است. در اینجا مشکلی پیش می‌آید و آن این است که چه تضمینی برای رفتن عامل انتحاری به بهشت وجود دارد؟

فرماندهان طالبان با اعطای مدرک کتبی به شبه‌نظامیان این گروه، این مشکل را حل کرده‌اند .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 7 اسفند 1391-03:31 ب.ظ

مکعب مغناطیسی

۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩



وقتی یك مکعب مغناطیسی را در بین انبوهی از براده های آهن قرار دهید تصویر زیر ایجاد خواهد شد .

سبحان الله
سبحان الله
سبحان الله



۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : بیشتر بدانیم 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:یکشنبه 6 اسفند 1391-11:13 ب.ظ

ای کاش فکر می کردیم...

مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی
سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند.
مدتی بعد ، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها آن را باز نکردند تا
آنچه در آن بود بخوانند ، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند : این
نامه از طرف عزیزترین کس ماست.
سپس بدون این که پاکت را باز کنند ، آن را در کیسه‌ی مخملی قرار دادند ...
هر چند وقت یکبار نامه را از کیسه درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در کیسه
می‌گذاشتند... و با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را می کردند.
سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود، از
او پرسید :مادرت کجاست ؟ پسر گفت : سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش
وخیم تر شد و مرد.
پدر گفت : چرا ؟ مگر نامه ی اولم را باز نکردید ؟ برایتان در پاکت نامه پول
زیادی فرستاده بودم! پسر گفت : نه . پدر پرسید : برادرت کجاست ؟ پسر گفت : بعد از
فوت مادر کسی نبود که او را نصیحت کند ، او هم با دوستان ناباب آشنا شد و با آنان رفت.
 پدرتعجب کرد و گفت : چرا؟ مگر نامه ای را که در آن از او خواستم از دوستان ناباب دوری گزیند ، نخواندید؟ پسر گفت :نه ... مرد گفت : خواهرت کجاست ؟ پسر گفت : با همان پسری که مدت ها خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم در زندگی با او بدبخت است. پدر با تأثر گفت : او هم نامه‌ی من را نخواند که در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و خوش نامی نیست و من با این ازدواج مخالفم ؟ پسر گفت : نه ...
به حال آن خانواده فکر کردم واین که چگونه از هم پاشید ،


سپس چشمم به قرآن روی طاقچه افتاد که در قوطی مخملی زیبایی قرار داشت.


وای بر من ...! رفتار من با كلام الله مثل رفتار آن بچه ها با نامه های پدرشان است!
 من هم قرآن را می‌بندم و در کتابخانه ام می گذارم و آن را نمیخوانم
و از آنچه در اوست ، سودی نمی برم، در حالی که تمام آن روش زندگی من است



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 2 اسفند 1391-03:43 ب.ظ

امام پیش بینی شده



اگر کوه ها از جای کنده شود،

تو جای خویش بدار!
دندان ها را بر هم فشار
و کاسه سرت را به خدا عاریت بسپار!

پای در زمین کوب و چشم بر کرانه سپاه نِه
و بیم بر خود راه مده!

و بدان که "پیروزی از سوی خداست" (1)




مردی از قم، مردم را به حق فرا می‌خواند و گروهی چون پاره‌های آهن [استوار]، پیرامون او گرد می‌آیند. (2)



1- امام علی (ع) - نهج البلاغه، خطبه 11
2- امام كاظم (ع) - بحارالأنوار، ج 57، ص 216




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : کلام ائمه نور 
نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 1 اسفند 1391-10:28 ب.ظ

جانباز شیمیایی

یادت باشــد:

سهمیـــه اے ،دختــرے نیست که به نـــاحق صندلـے مردودے هــاے کنکــور را اشغـــــال کرده ...

سهمیـــه اے دختـــرے ست که وقتے تو در کلاس هاے گــاج و قلــم چے نشستـه بودی او در ناصــرخسرو به دنبــال دارو برای پـــدر جانبـــازش بود ...

همان دختـــرے که وقتے نیمـه شب کنـــج خانه میخواست درس بخواند نـــاله هاے پـــدر روحش را خـــراش مے انداخت ...

دختـــرکے که روز کنکـور با سرفه هاے پـــــدری شیمیـــــایے بـــــدرقه شد ...

سهمیـــه اے ،عرضـے داشتــم :

┘◄
سهمیـــه ات نـــــوش جـــــان! ܓ✿



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شهدا 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic