تبلیغات
ایستاده ایم - مطالب M A

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :M A
تاریخ:شنبه 26 دی 1394-12:13 ب.ظ

شرح در متن!

شیخ حسن روحانی(روز بعثت پیامبر در محضر رهبر انقلاب):

پیام رحمت او، همه را مجذوب او می ساخت . او با قرارداد، حکومت مدینه را اداره کرد؛ قرارداد با یهود؛ قرار داد با کفار؛ قرارداد با قبایل. خواست راه زندگی را به آیندگان و مسلمانان بیاموزد. پیامبر، پیامبر هدایت و زندگی و رفاه و بهبود زندگی مردم بود. او  پیامبر زندگی و سرزندگی و سازندگی بود.اسلام، دین رنج و تعب نیست؛ که این دین نه مشقتی در او هست و نه احکامش حرجی خواهد بود.

 

رهبر معظم انقلاب(پس از سخنرانی آقای روحانی در همان روز):

انسانها به برکت خرد می توانند پیام پیامبران را درک کنند. چالش و مشکلات وجود دارد و انسانهای با خرد و تدبیر، مشکلات را به خاطر شرف انسانی تحمل می کنند و انسانهای بی خرد به جای اینکه ولایت الهی را قبول کنند، ولایت شیطان را قبول می کنند و  به ولایت دشمنان اسلام و دشمنان بشریت متمسک می شوند.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز  سیاسی 
نویسنده :M A
تاریخ:شنبه 17 آبان 1393-09:57 ب.ظ

تطمئن القلوب

آیه 28 سوره رعد

الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قَلُوبُهُم بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ 

(هدایت شدگان) کسانی هستند که ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد. بدانید که تنها با یاد خدا دلها آرام می‌گیرد. 


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:پنجشنبه 8 آبان 1393-04:24 ب.ظ

داستانک/ بابای بد

دخترک از میان جمعیتی که گریه کنان شاهد اجرای تعزیه اند رد میشود

عروسک و قمقمه اش را محکم زیربغل میگیرد

شمر باهیبتی خشن، همانطور که دور امام حسین میچرخد و نعره میزند، از گوشه ی چشم دخترک را می پاید

 دختر با قدم های کوچکش از پله های سکوی تعزیه بالا می رود

 از مقابل شمر میگذرد، مقابل امام حسین می ایستد و به لب های سفید شده اش زل میزند

قمقمه را که آب تویش قلپ قلپ صدا میدهد، مقابل او می گیرد

 شمشیر از دست شمر می افــتــــد و رجزخوانی اش قطع میشود

دخترک می گوید: "بخور برای تو آوردم" و بر میگردد روبروی شمر می ایستد

مردمک های دخترک زیر لایه براق اشک میلرزد

 توی چشم های شمر نگاه میکند و با بغض میگوید: بـــابـــای بــــــد..!

بابای بد/داستانکی از نقش شمر در تعزیه

 

چرخید شمر تعزیه، شاعر دلش شکست
یک قطره اشک آمدو پای غزل نشست

مردم گریستند و "لب تشنه" روی خاک...
دور امام نعره زد و خنجری به دست

ین بار کاش حرف روایت عوض شود
این بار کاش... کاش ببینیم آب هست

باران برای تشنگی عشق گل کند
یا کاش بشنویم کسی آب را نبست

چرخید شمر، مردم محزون گریستند
انگار بند از دل یک طفل میگسست

دیدند دختری که به غم گریه میکند
دارد برای اهل حرم گریه میکند

در دست قمقمه ودر آغوش عروسکی
از پله ها قدم به قدم... گریه میکند

مولای من نبود پدر این چنین! ببخش
آقا ببخش تاج سرم... گریه میکند

آورده ام برای شما آب را، بنوش
یکباره مشک ودست و علم گریه میکند

پس روبروی شمر چنین داد میزند:
"بابای بد!"...نگاه قلم گریه میکند

این بار جمعیت همه بر سینه میزنند
این بار شمر تعزیه هم گریه میکند...

شاعر :صغری سلمانی نژاد مهرآباد ی


منبع: وبلاگ پاتوق بچه های شیعه





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:یکشنبه 13 مهر 1393-05:48 ب.ظ

ای آن‌که بلدی مرده‌ها را زنده کنی

آیا کسی که مرده بود و ما او را زنده کردیم و برای او نوری قرار دادیم که در میان مردم زندگی کند مثل کسی‌ست که در تاریکی‌هاست و از آن‌جا بیرون نمی‌آید؟!

بهار که می‌آید یعنی خدا دلش برای زمین زندگی خواسته، «حیات» خواسته. اراده کرده که زمینِ مرده را زنده کند و زنده کرده. زمین که زنده بشود ثمر می‌دهد، بار می‌دهد، برگ می‌دهد. چشمه می‌جوشاند... بعد همه‌ی این‌ها می‌شوند نشانه‌های او. نشانه‌ی اوست که زمین مرده زنده می‌شود، بار و برگ می‌دهد؛ ثمر می‌دهد؛ و آیه لهم الارضّ المَیته احییناها و اخرجنا منها حبّاً... (یس، 33)

می‌شود خدا اراده کند کسی را زنده کند، حیاتش بدهد، نور بتاباند به زندگی‌اش، چراغ بدهد دستش؛ کسی را که تا همین دیروز مرده بود. آدمی که زنده شده، آدمی که نور دارد، آدمی که چراغ دستش هست، برگ و بار می‌دهد، ثمر می‌دهد، نشانه‌ی خدا می‌شود.


اَو مَن کان مَیتا فَاحییناه وَ جَعلنا له نوراً یَمشی به فی النّاس کَمن مَثله فِی الظّلمات لَیسَ بِخارجٍ مِنها..(انعام/122)

 

منبع: وبلاگ به خاطر آیه ها

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : کلام قرآن مجید 
نویسنده :M A
تاریخ:سه شنبه 20 خرداد 1393-11:38 ب.ظ

یواشکی

امروز بعد مدتها وقت کردم تا یکسری به ایمیلم بزنم. که با مطلب زیر مواجه شدم.

 
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

روزگاری در سرزمینـم یــواشکی ساکشان را می بستنــد ،

 



یواشـکی شناسنـامه هایشان را دست کاری میکردنــد تا با زیـاد کردن سنشان بـه جبــهه برونــد ،

در جبـهه یـواشکی سنــگر را ترک می کردنــد بــرای نمـاز شب

 


و یواشکی گمنــام شهیــد می شدنــد ! •


ولی امروز. . .

 

و امـروز یـواشکـی در افـکـار مـان نـفـوذ کـردنـد، یواشکـی روش َنـفـکر نـمـایمان کردند، یـواشکـی مـرا بـی غـیـرت و تـو را بـی حـجـاب کـردنـد، و امـروز تـو چـه بـا غـرور یواشکی روسـری از سـر بـرمـیـداری و حـراج مـیـکـنـی زیـبایـیـت را بـه اسـم آزادی

 و مـن چـه با افـتـخار زیـرش کـامـنـت مـی گـذارم: سـپـاس بـانـو !!!


 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:شنبه 20 اردیبهشت 1393-09:51 ق.ظ

نامه زن آمریکایی به زنان مسلمان/ گول نخورید و نجیب بمانید

» اگر ما می خواهیم در مورد مسئله زن، درست فکر کنیم و درست حرکت کنیم و دچار خطا نشویم باید ذهنمان را از حرف های کلیشه ای فرآورده غربی ها به کلی خالی کنیم. غربی ها نسبت به مسئله زن بد فهمیدند، بد عمل کردند و همان فهم بد و غلط و عمل گمراه کننده و مهلک خودشان را به صورت سکه رایج در دنیا کردند.» مقام معظم رهبری(مد ظله العالی)

زن غربی پریشان و پشیمان است اما مجبور است ادای شادبودن را درآورد

زن غربی هویتش به تاراج رفته و گرفتار ظلمی گردیده است که یارای رهایی از آن را ندارد 

ظلمی که «جوانا فرانسیس» نویسنده و روزنامه نگار زن آمریکایی به صراحت به آن اذعان کرده است . این زن مسیحی چند سال پیش به زنان مسلمان لبنان که در زیر آماج بمباران اسرائیل بودند نامه می نویسد و با رشک بردن به عفت و حیا و نجابت زنان مسلمان و بر شمردن ظلم بزرگی که به زنان غربی شده است از زنان مسلمان می خواهد در دامی که غرب برای آنان گسترده است گرفتار نشوند و به جای تقلید از زن غربی ،حافظ عفت و نجابت خود باشند.

این نویسنده آمریکایی در بخشی از این نامه می گوید« ما زنان غربی شستشوی مغزی داده شده ایم که باور کنیم شما زنان مسلمان مورد ظلم واقع شدید. اما در حقیقت این مائیم که مورد ظلم  واقع شده ایم، برده مُدهایی هستیم که پستمان می کند، نسبت به وزن و انداممان عقده ای شده ایم و گدای محبت مردانی هستیم که نمی خواهند رشد فکری یابند...در اعماق وجودمان می دانیم که سرمان کلاه رفته است

متن کامل نامه در ادامه مطلب آمده است.

قصد داشتم بخش هایی از این نامه را که بی پرده به بعضی مسائل پرداخته است  حذف نمایم (چون بیان بی پرده بعضی مسائل را نمی پسندیدم ) اما برای اینکه دخل و تصرفی در متن نامه نکرده باشم علیرغم اکراه قلبی ،متن کامل نامه را در ادامه مطلب آوردم.

 

متن نامه «جوانا فرانسیس» نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی به زنان مسلمان لبنان:

در میان تهاجمات اسرائیل در لبنان و جنگ ترور صهیونیست‌ها، اکنون مسائل جهانی به موضوع اصلی خانواده‌های آمریکایی بدل شده است.من کشتار ،مرگ و نابودی را که در لبنان اتفاق افتاده می بینم ،اما من چیز دیگری را هم می بینم.

من تو را می بینم

من نمی توانم کمکی بکنم اما می ببینم که تقریبا هر زنی ،بچه ای بغل کرده یا اطراف او بچه هایی هستند. می بینم هرچند آنها پوششی محجوبانه دارند لیکن هنوز زیباییشان می درخشد . اما این فقط زیبایی بیرونی نیست ، که متوجه آن می شوم،من چیزی عجیب در درون خود احساس می کنم ،غبطه می خورم

اما نمی توانم چیزی بگویم ؛ فقط قدرت ، زیبایی، عفت  و بیش از همه رضایت و شادی تو را تحسین می کنم. آری ، عجیب است اما به ذهن من خطور می کند که تو هر چند تحت بمباران اما از ما ، خوشحال تری.

چرا که تو هنوز زندگی طبیعی یک زن را داری . شیوه ای که زنان از ابتدا همواره چنین زندگی می کردند . در غرب هم  تا دهه ۱۹۶۰ اینچنین معمول بود، تا اینکه به وسیله دشمنی مشترک بمباران شدیم.

اما ما با مهمات واقعی بمباران نشدیم ، بلکه با فساد اخلاقی و نیرنگ آلود و زیرکانه از طریقوسوسه بمباران شدیم.

آنها به جای استفاده از بمب افکن ها و جنگنده های آمریکایی ، ما را از هالیوود بمباران کردندآنها می خواهند بعد از آنکه از بمباران  زیرساخت های کشورهای شما فارغ شدند، شما را نیز اینگونه بمباران کنندنمی خواهم این برای تو هم اتفاق بیفتد. تو هم احساس خفّت خواهی کرد همانطور که ما می کنیم. تو می توانی از این بمباران ها دوری کنی ، اگر لطف کنی ، و به ما که از نفوذ شیطانی آنها تلفات جدی داده ایم، گوش کنی.

برای اینکه هر چیزی که از هالیوود می بینی ، مشتی دروغ است ، تحریف است، نیرنگی ماهرانه است

آنها روابط نا مشروع را تحت عنوان سرگرمی بی ضرر جلوه می دهند ، برای اینکه هدف آنها انهدام اساس اخلاق جوامعی است که تشعشعات و امواج برنامه های سمّی شان را به آنان مخابره می کنند .

ملتمسانه از تو می خواهم سم آنها را نخوری . وقتی که از آن خوردی، هیچ پاد زهری برای آن نیست !! ممکن است نسبتاً بهبود بیابی ، اما هرگز همچون قبل نخواهی شد.  بهتر است کاملاً از این سم دوری کنی ، تا اینکه به دنبال شفا از آسیب هایی که بوجود می آورد باشی.

آنها سعی دارند، با فیلم ها و نماهنگهای شهوت انگیز ، به دروغ ما زنان آمریکایی را شاد و راضی نشان دهند ، مفتخر به لباس پوشیدن چون هرزه ها و قانع بودن به نداشتن خانواده ؛ و تو را اینچنین وسوسه می کنند .

 

اکثر ما شاد نیستیم، به من اعتماد کن ! میلیون ها نفر از ما داروهای ضد افسردگی مصرف می کنیم ، از شغل هایمان متنفریم و شب ها به خاطر مردانی که می گفتند دوستمان دارند، ولی حریصانه از ما سوءاستفاده می کنند و می روند ، گریه می کنیم.

 

آنها می خواهند خانواده های شما را از بین ببرند و شما را متقاعد کنند که فرزندان کمتری داشته باشید . آنها با جلوه دادن ازدواج به عنوان شکلی از بردگی ، مادری به عنوان نفرین  و با جلوه دادن با حیا بودن و پاک ماندن به عنوان عقب افتادگی و اُمُلی چنین می کنند . آنها می خواهند خودت ، ارزش خودت را پایین آوری و ایمان و اعتقاداتت را از دست بدهی . آنها مانند شیطانی هستند که (آدم و حوا) را فریب دادند ، تو فریب نخور! برای خودت ارزش قائل باش : من تو را به عنوان گوهر گران قیمت، طلای ناب ، یا مروارید گرانبها  می بینم، (برگرفته از انجیل متی ۱۳ :۴۵).

 همه ی زنان مرواریدهای گرانبهایی هستند، اما برخی از ما در مورد ارزش پاکدامنی مان فریب خوردیم. عیسی گفت : «آنچه مقدس است ، به سگان مدهید و مرواریدهای خود را پیش خوک وحشی نیندازید، مبادا آنها را پایمال کنند و برگشته ، شما را بدرند.» (متی فصل ۷ عبارت ۶ )

مرواریدهای وجودیمان بسیار گرانبها هستند ، اما آنها می خواهند به ما بقبولانند که بی ارزشند. ولی باورم کن! هیچ جایگزینی برای این نیست که بتوان در آیینه نگاه کرد و بازتاب پاکدامنی ، نجابت و عزت نفس خود را در آن دید .

 

مُدهایی که از زیر دست خیاطان غربی بیرون می آیند برای این طراحی می شوند که به تو بقبولاند که ارزشمندترین سرمایه تو ، جذابیت جسمی توست . اما لباسهای عفیف تو و حجاب تو در واقع پرجاذبه تر از هر مُد غربی است، برای اینکه آنها تو را به صورت اسرارآمیزی پوشانده اند و عزت نفس و اعتماد به نفس تو را جلوه می دهند .

جاذبه های جسمانی زن باید از چشمان بی لیاقت پوشانده شود، البته این باید هدیه ای باشد از طرف تو برای مردی که تو را آنقدر دوست دارد و برایت احترام قائل است که با تو ازدواج می کند . و از آنجا که مردان شما مرد اند و با غیرت و دلاور ، حق آنان نیز چیزی کمتر از بهترینی که تو عرضه کنی نیست . مردان ما دیگر حتی پاکدامنی نمی خواهند، آنها دُرّ گرانبها را درک نمی کنند ؛ آنها سنگ مصنوعی پر زرق و برق را انتخاب می کنند تا آن را نیز (پس از سوءاستفاده) رها کنند!

گوهربارترین سرمایه های تو زیبایی درونی ات ، نجابتت ، و آن چیزیست که تو را تو کرده است. اما متوجه شدم برخی زنان مسلمان از حدود تجاوز می کنند و حتی در حین حجابشان سعی دارند تا جایی که ممکن است مانند غربی ها شوند (قسمتی از موهایشان نشان داده می شود (آرایش داشته باشند و ...).

چرا تقلید کنید از زنانی که به خاطر عفت و پاکدامنی ازدست رفته شان پشیمانند یا به زودی پشیمان خواهند شد؟ 

 هیچ جبرانی برای آن  ازدست رفته نیست. شما الماس های بی عیب هستید. نگذارید آنها شما را بفریبند و تبدیل به سنگ بدلی شوید . زیرا که هر آنچه شما در مجلات مد و تلویزیون های غرب می بینید، دروغ است . این دام شیطان است . طلا نمای ابلهان است.

 

می خواهم تو را به اعماق قلبم راه دهم و سرّی را با تو در میان گذارم ؛ احیاناً اگر کنجکاوی : ارتباط نامشروع قبل از ازدواج چندان هم جالب نیست. ما جسم مان را به مردانی دادیم که عاشقشان بودیم ، فکر می کردیم این راهی است تا آنها نیز عاشقمان شوند و با ما ازدواج کنند، همانطوری که همیشه در تلویزیون دیده بودیم . اما بدون امنیت ازدواج و علم قطعی به اینکه او همیشه با ما خواهد بود ، حتی لذت بخش هم نیست !! چنین است مسخرگی و وارونگی آن ، فقط یک هدر رفتن است . تو می مانی و اشکهایت .

به عنوان یک زن که با زن دیگر صحبت می کند ، باور دارم که تو  این را فهمیدی برای اینکه فقط یک زن می تواند حقیقتا بفهمد در قلب زن دیگر چیست. حقیقتاً ما همه شبیه یکدیگریم علیرغم نژاد ، دین و ملیتمان ، قلب یک زن همه جا یک شکل است . ما عشق می ورزیم ، این کاری است که به بهترین وجه انجام می دهیم . ما خانواده هایمان را پرورش می دهیم و به مردی که دوستش داریم، آرامش و قدرت می دهیم. اما ما زنان آمریکایی فریب خورده ایم در این باور که ما سعادتمند ترین هستیم چون شغل داریم، خانه هایی شخصی داریم که می توانیم در آن تنها زندگی کنیم و آزادی، که عشق خود را نثار هر کس که می خواهیم کنیم . این آزادی نیست و آن عشق نیست.

 فقط در پناهگاه امن ازدواج است که جسم و قلب یک زن می تواند ، برای عشق ورزیدن احساس امنیت کند . به چیزی کمتر از این، تن نده ، ارزش ندارد. تو حتی آن را دوست نخواهی داشت و پس از آن، حتی خودت را هم کمتر دوست خواهی داشت، سپس او نیز تو را ترک خواهد کرد.

 

گناه هرگز فایده ای ندارد ، همیشه تو را فریب می دهد . هرچند شرافت و کرامتم را باز پس گرفته ام ، اما هنوز هیچ چیزی جای اینکه شرافتم را از اول نمی دادم ، نمی گیرد.

 

ما زنان غربی شستشوی مغزی داده شده ایم که باور کنیم شما زنان مسلمان، مورد ظلم واقع شدید. اما در حقیقت این ماییم که مورد ظلم واقع شده ایم ، برده ی مدهایی هستیم که پستمان می کند ، نسبت به وزن و انداممان عُقده ای شده ایم، و گدای محبت مردانی هستیم که نمی خواهند رشد فکری یابند (مسئولیت پذیر باشند)… در اعماق وجودمان می دانیم که سرمان کلاه رفته است .

ما مخفیانه تو را تحسین می کنیم و به تو رشک می ورزیم ، با وجود اینکه برخی از ما آن را اقرار نمی کنیم .

خواهش می کنم به دیده تحقیر به ما نگاه نکنید یا فکر نکنید ما این چیزها را اینگونه که هست، دوست داریم .این تقصیر ما نیست. اکثر ما پدرانی نداشتیم تا وقتی نوجوان بودیم، از ما حمایت کنند چون خانواده های ما متلاشی شده اند. تو می دانی چه کسی پشت این نقشه است.

خواهران من، گول نخورید . نگذارید شما را هم بگیرند. پاک و با نجابت بمانید. ما زنان مسیحی، حقیقتاً نیاز داریم ببینیم زندگی زنان چگونه باید باشد. به تو نیاز داریم تا برای ما الگویی باشی، برای اینکه ما گمشده ایم. پاکی ات را نگه دار. به خاطر داشته باش، آب ریخته  شده را نمی توان جمع کرد. پس با دقت محافظت کن!

 امیدوارم این نصیحت را با همان روحیه ای که نیت شده بود دریافت کنی : روحیه دوستی ، احترام و تحسین.

با محبت از طرف خواهر مسیحیتجواَنا فرانسیس

 نویسنده و روزنامه نگار – ایالات متحده آمریکا

 


منبع: وبلاگ افاضات عقل کل

پ.ن: اولش خواستم فقط لینک این مطلب رو بذارم، ولی باز دلم نیومد گفتم متنش باشه بهتره!

اگه می خواید اصل نامه رو ببینید به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:جمعه 19 اردیبهشت 1393-10:21 ب.ظ

منش استادی

امروز یک مطلبی تو اینترنت خوندم راجع به یک استاد که اصلا نمی دونم کیه ولی منش و رفتارش واسم خیلی جالب بود.

پیشنهاد می کنم شمام به این لینک یک سر بزنید و مطلبش رو بخونید.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:شنبه 13 اردیبهشت 1393-07:21 ب.ظ

بدون شرح!




منبع: وبلاگ جنگ نرم



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:سه شنبه 19 فروردین 1393-09:19 ب.ظ

پروژکتورهای دشمن

توی عملیات والفجر 8 در شرایطی که نصفه نیروها از اروند رد شده بودن و رسیده بودن به خاک عراق، یکسری توی اروند بودن و داشتن از اروند رد می شدن.

یکدفعه پروژکتورهای عراقی ها روشن می شه و نور می ندازن توی آب و شروع می کنن شلیک کردن. 

فرمانده ها دل توی دلشون نبوده، چون فکر می کردن عملیات لو رفته. مونده بودن چیکار کنن!

زنگ میزنن به محسن رضایی تا ازش کسب تکلیف کنن.

میگن اونجا آقا محسن دو رکعت نماز می خونه و بعدش به  دلش می افته که عملیات رو ادامه بدن. و به فرمانده ها اطلاع می ده که عملیات رو ادامه بدن.

رزمنده هام به کارشون ادامه میدن. بعد یک مدت می بینن پروژکتورها خاموش شد و تیری هم شلیک نمی شه. اتفاقا عملیاتشون خیلی هم موفقیت آمیز بوده.

نکته جالب اینجاست که بعدها عراقیها گفتن که اونشب ما اصلا متوجه عملیات شما نشدیم. فقط یکسری پروژکتور جدید خریده بودیم می خواستیم امتحانشون کنیم.

به قول راویمون این یک امتحان الهی بوده. خدا می خواسته ببینه که رزمنده ها تا چه حد پایه کارن.


داشتم با خودم فکر می کردم چند بار تا حالا توی زندگیم شده که خدا واسه امتحان کردن میزان پایه کار بودن من، پروژکتورهای دشمنم رو روشن کرده و من سریع از ترسم پا پس کشیدم. بعدشم گفتم خدایا نیگا من داشتم کار می کردم، تو نخواستی و ای تو بودی که نذاشتی من کارم رو انجام بدم. 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:پنجشنبه 14 فروردین 1393-09:34 ب.ظ

علمای اهل سنت و استدلال علامه امینی

یک کلیپ تو آپارت دیدم دلم نیومد اینجا نذارم،

[http://www.aparat.com/v/mZvs4]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:چهارشنبه 13 فروردین 1393-01:02 ب.ظ

امر به معروف

      


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:پنجشنبه 29 اسفند 1392-04:39 ب.ظ

یا مقلب القلوب و الابصار


یا مقلب القلوب و الابصار


دل ما غرق غم و شادی مردم بی جاست / عید نوروز، فقط روز ظهور مولاست

عید، روزی است که آقا ز سفر برگردد / عیدِ شیعه بخدا روز تقاص زهراست

عید روزی است که ما ترکِ گنه می گوییم /این سخن، دُرّ گرنبار علی شیر خداست

عید روزی است که از ما بشود شاد، یتیم / وقت شادی یتیمان بخدا شاد، خداست

عید روزی است که توفیق شهادت داریم / سندِ گفته ی من قرب مقام شهداست

سال نو آمد و ما کرببلایی نشدیم /  عید ما روز سفر تا حرم کرببلاست

ای مقلب! به قلوبی که شکسته است زغم / مهدی فاطمه! برگرد که شیعه تنهاست

احسن الحال، فراهم به نگاهی از توست / دست ما خالی و دستان تو مشغول عطاست

تکیه بر کعبه بزن سر بده آواز ظهور / گوش ما تشنه ی فریاد اناابن الزّهراست

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:جمعه 2 اسفند 1392-04:51 ب.ظ

وقتش شده بیایی و پیدا کنی مرا

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا
گاهی غبار جاده‌ی لیلا کنی مرا

کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست
قطره شدم که راهی دریا کنی مرا

پیش طبیب آمده‌ام درد می‌کشم
شاید قرار نیست مداوا کنی مرا

من آمدم که این گره‌ها واشود همین
اصلا بنا نبود ز سر واکنی مرا

حالا که فکر آخرتم را نمی‌کنم
حق می‌دهم که بنده‌ی دنیا کنی مرا

من سالهاست میوه‌ی خوبی نداده‌ام
وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا؟

آقا برای تو نه برای خودم بد است
هر هفته در گناه تماشا کنی مرا

من گم شدم؛ تو آینه ای گم نمی شوی

وقتش شده بیایی و پیدا کنی مرا


این بار با نگاه کریمانه‌ات ببین
شاید غلام خانه‌ی زهرا کنی مرا




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:پنجشنبه 6 تیر 1392-09:59 ب.ظ

اثبات عشق

الان مشغول وبگردی بودم که با خبر زیر مواجه شدم:

حضور یک مداح در جمع مدافعان حرم جضرت زینب(س)

مشتاق شدم ببینم کیه. اسمش حمید علیمی بود گفتم شاید ایرانی نباشه یک مداح عربه. مداح شناسیم هم که عالی!!

بعد سرچ کردم ببینم این فرد کیه که با کلیپ زیر مواجه شدم:

[http://www.aparat.com/v/fP6gi]

فکر می کنم با کاری که انجام  داده، حرفاش توی این کلیپ رو ثابت کرده.

فقط می تونم بگم خوشا بحالش

اینم متن پیامش واسه رفتنش به سوریه است:

سلام

راجع به اومدنم به سوریه یه توضیح میدم

ولله قسم من از طرف هیج مرجعی یا شخص دیگه ای به سوریه نیومدم

حدود 20 روز تلاش كردم تا خودم رو به اینجا رسوندم

پروازهای ایران به دمشق اكثرا كنسل شده

ومن از طریق كشور دیگه ای وارد سوریه شدم

كاری به دولتش ندارم

به شوق حرمی اومدم كه هر خشت اون ریشهء عمر حسینی هاست

عمری گفتم یالیتنا كنا معك

و حالا وقتشه كه این حرف رو ثابت كنم.


در انتها بازهم مؤكدا تاكید میكنم:

من با هیج مرجعی تاكید میكنم هیج مرجعی ارتباط ندارم


و فقط یكی دو نفر از دوستانم مرجع تقلید بنده رو میشناسن.

ولی نسبت به همشون ارادت دارم.تا بعد یاعلی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:جمعه 13 اردیبهشت 1392-08:27 ب.ظ

شعرخوانی سید حمیدرضا برقعی در محضر رهبر انقلاب

به نظر من فوق العاده بود!

لینک




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فایل صوتی و کلیپ 



  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...