درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :M A
تاریخ:چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392-12:21 ب.ظ

حاج حسین یکتا؛ در جنگ نرم نه حزب‌اللهی می‌خواهیم، نه انقلابی

حتما ببینید!

   لینک




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:جمعه 27 بهمن 1391-12:29 ب.ظ

ایستادگی

ایستادگى شرط اول است. ملتها در راهى كه شروع میكنند، باید استقامت كنند؛ «فلذلك فادع و استقم كما امرت».در قرآن كریم، دستور استقامت به نبى مكرم اسلام در جاهاى متعددى داده شده است؛ سرّش همین است. باید ایستاد، باید ثبات به‌خرج داد، باید راه را گم نكرد، هدف را همواره در مقابل چشم داشت و به‌طور مستمر باید پیش رفت. اگر این شد، پیروزى‌ها پى‌درپى پیش خواهد آمد؛ همچنان كه براى ملت ایران پیش آمده است.

                                                                                                   مقام معظم رهبری




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :M A
تاریخ:چهارشنبه 10 آبان 1391-11:40 ب.ظ

برای میانمار

بسم الله

به گزارش پایگاه برای مستضعفین میانمار،به همت دانشجویان ایرانی مقیم هلند هفته آینده تجمع اعتراض آمیزی در اعتراض به فجایع انسانی رخ داده درخصوص مسلمان میانماردر شهر لاهه (پایتخت سیاسی هلند) برگزار خواهد گردید
همراه با این تجمع، یک دادخواست بین المللی به ۵ زبان عربی‌، فارسی، انگلیسی‌، آلمانی‌ و هلندی نیز تهیه شده است که قراراست پس از جمع آوری امضا به حد کافی، به نهادهای ذیربط ارسال و نتایج آن پیگیری گردد. در خصوص اثربخشی این مساله، یکی از دانشجویان ایرانی مقیم هلند گفت: چندی پیش درخصوص عدم صدور و عدم تمدید ویزا دانشجویان ایرانی توسط کشور هلند و اعمال محدودیت های شدید در خصوص دانشجویان ایرانی، مشابه چنین دادخواستی تهیه و از طریق نهادهای ذیربط پیگیری شد که بسیار موثر و اثربخش بود. لذا از کلیه عزیزان مجدد تقاضا دارم که این دادخواست را امضا نموده و آنرا برای سایر دوستان نیز ارسال نمایند
برای اینکه بتوانیم صدای این مردم بی پناه را به گوش جامعه جهانی رسانده و مانع خشونت بیشتر علیه ایشان باشیم دادخواستی به شرح لینک زیر تهیه شده است
لینک

فقط کافیه در فرم پایین صفحه اسم و ایمیل و کشور خودتون رو وارد کنید و کلید ساین رو بزنید. باور کنید 30 ثانیه هم نمیشه...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :M A
تاریخ:پنجشنبه 2 شهریور 1391-11:28 ب.ظ

لزوم زمینه سازی برای ظهور

و شما آقایان اگر توقع دارید كه در یك شب همه امور بر طبق اسلام و احكام خداوند تعالی متحول شود یك اشتباه است ، و در تمام طول تاریخ بشر چنین معجزه ای روی نداده است و نخواهد داد. و آن روزی كه ان شاءالله تعالی مصلح كل ظهور نماید، گمان نكنید كه یك معجزه شود ویكروزه عالم اصلاح شود؛ بلكه با كوششها و فداكاریها، ستمكاران سركوب ومنزوی می شوند.

وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی ره




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:پنجشنبه 31 فروردین 1391-01:10 ب.ظ

فاطمیه


 تعدی به حریم فرزند پیامبر سنگین تر است یا نوه پیامبر؟

مادر، در کربلا هیچ زنی میان درودیوار قرار نمی گیرد.
خودت گفته ای ما حداکثر تازیانه می خوریم اما میخ اهنین بدن هایمان را سوراخ نمی کند.
نگو گریه نکن مادر! باید مرد در این مصیبت باید هزار بار جان داد وخاکستر شد.
نگو که روزی سخت تر از عاشورا نیست.
در عاشورا کودک شش ماهه به شهادت می رسد اما توکودک نیامده ات - محسن ات- به شهادت رسید.
من دیدم که خودت را در آغوش فضه انداختی وشنیدم که به او گفتی مرا بگیر فضه که محسن ام را کشتند.
هنوز آب تغسیل پیامبر خشک نشده خانه اش را اتش زدند ان اتش که عصر عاشورا به خیمه ها می گیرد مبداش اینجاست.
دختر اگر درد مادرش را نفهمد که دختر نیست.
من کربلا را میان درو دیوار دیدم وقتی که ناله تو به اسمان بلند شد.
در کربلا دشمن به روشنی خیمه کفر علم می کند اما اینها با پرچم اسلام آمدند گفتند از فتنه می هراسیم کدام فتنه بدتر ازاین؟
...
توباز نتوانستی تاب بیاوری خودت نمی توانستی به روی پا بایستی اماامامت راهم نمی توانستی در چنگال دشمنان تنها بگذاری
خود را باهمه جراحت ونقاهت از جا کندی وبه دامن علی آویختی
من نمیگذارم علی راببرید
نمیدانم تازیانه بود غلاف یا شمشیر بود چه بود؟
عمر انقدر بر بازو وپهلوی مجروح تو زد که تو از حال رفتی ودستت رها شد.
من نمیدانم باکدام توان به سوی مسجد دویدی ووقتی علی رادر چنگال دشمنان دیدی وشمششیر را بالای سرش فریاد کشیدی
ای ابوبکر دست از سر پسر عمویم برنداری سرم را برهنه می کنم گریبان چاک می زنم وهمه تان را نفرین میکنم بخدا نه من از ناقه صالح کم ارج ترم ونه کودکانم کم قدر تر.
همه وحشت کردند ای وای اگر تونفرین می کردی! ای کاش نفرین می کردی!
پدر به سلمان گفت برو ودختر رسول الله رادریاب اگر اونفرین کند...
توفریاد زدی علی را خلیفه به حق پیامبر رادارند میکشند...
اگرچه موقت دست از سر علی برداشتند ورهایش کردند.
ومن نمیدانم کدام توان تورا برپا نگاه داشته بود.
تواز علی خسته تر وعلی ازتو خسته تر تواز علی مظلوم تر وعلی از تو مظلوم تر.
هردو به خانه آمدید اما چه امدنی.
توچون کشتی شکسته پهلو گرفتی.
وپدر درست مثل چوپانی که گوسفندانش داوطلبانه خودرا به اغوش مرگ سپرده باشند غم آلوده حسرت زده ودر عین حال خشمگین خود رابه خانه انداخت.قبول کن غم عاشورا هر چه باشد به این سنگینی نیست.
پدر به هنگام تغسیل روی تورا خواهددید وبازوی تورا وپهلوی تورا.
وپدر را ازاین پس هزار عاشورااست.
..

 

 برگرفته از کتاب کشتی پهلو گرفته سید مهدی شجاعی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:سه شنبه 1 فروردین 1391-10:37 ب.ظ

نوروز مبارک!

          سرخوش آن عیدی که آن بانی نور

     

    ازکنار کعبه بنماید ظهور 
    قلبها را مهر هم عهدی زند 
    از حرم بانک انا المهدی زند 
    عیدتان مبارک باد





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:یکشنبه 23 بهمن 1390-08:56 ب.ظ

22 بهمن 90


با قد خمیده داشت آروم آروم از راهپیمایی 22 بهمن برمی گشت! پسرش رو هم در حوالی همین خیابون به انقلاب تقدیم کرده بود!
 چقدر افتخارآمیز حضور افراد با این سن در راهپیمایی!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :M A
تاریخ:چهارشنبه 19 بهمن 1390-02:52 ب.ظ

وضعیت انفعال غرب بهترین زمان حمله به اسرائیل

اشتباهات کثیر غرب (آمریکا و اتحایه اروپا) در تقابل با ایران موجب گردیده است ایران از تواتمندی‌های بسیاری در قبال دشمنان خود برخوردار شود و نیز به نقاط ضعف دشمنان خود بیش از پیش پی ببرد. با بررسی موقعیت کنونی و برنامه تحریم نفتی اتحادیه اروپا علیه ایران برعکس ادعای غرب، اروپا و متحدانش در وضعیت انفعال بیشتری فرو می‌روند به نحوی که در صورت حمله ایران به اسرائیل امکان همراهی با اسرائیل را نخواهند داشت. ما گذاره‌های مختلف این سناریو را بررسی نموده‌ایم که در ذیل ارائه می‌شود.

سئوالاتی که در این رهیافت مورد بررسی قرار گرفته است:

چرا تحریم نفتی ایران برای غرب خطرناک است؟

عکس‌العمل‌های محتمل ایران در قبال تحریم نفتی چیست؟

آیا عربستان می‌تواند کسری ناشی از تحریم نفتی ایران را جبران نماید؟

آیا آمریکا امکان بازگشایی تنگه هرمز و ورود به جنگ با ایران را دارد؟

چرا امریکا و غرب در صورت حمله ایران به اسرائیل فقط ناظر آن خواهند بود؟

چرا رهبر معظم انقلاب، ایران را در وضعیت جنگ بدر و خیبر می‌داند؟
برای خوندن ادامه مقاله به این آدرس مراجعه نمایید.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :M A
تاریخ:سه شنبه 18 بهمن 1390-12:01 ق.ظ

هدفم گم شد!

نمى‏دانم داستان پیرمردى را شنیده‏اید كه مى‏خواست به زیارت برود اما وسیله‌‏اى براى رفتن نداشت. به هر حال یكى از دوستان او، اسبى برایش آورد تا بتواند با آن به زیارت برود. یكى دو روز اول، اسب پیرمرد را با خود برد و پیرمرد خوشحال از اینكه وسیله‏‌اى براى سفر گیر آورده، به اسب رسیدگى مى‏كرد، غذا مى‏داد و او را تیمار مى‏كرد. اما دو سه روز كه گذشت ناگهان پاى اسب زخمى شد و دیگر نتوانست راه برود. پیرمرد مرهمى تهیه كرد و پاى اسب را بست و از او پرستارى كرد تا كمى بهتر شد. چند روزى با او حركت كرد اما این بار، اسب از غذا خوردن افتاد. هر چه پیرمرد تهیه مى‏كرد اسب لب به غذا نمى‏زد و معلوم نبود چه مشكلى دارد. پیرمرد در پى درمان غذا نخوردن اسب خود را به این در و آن در مى‏زد اما اسب همچنان لب به غذا نمى‏زد و روز به روز ضعیف‏تر و ناتوان‏تر مى‏شد تا اینكه یك روز از فرط ضعف و ناتوانى نقش زمین شد و سرش خورد به سنگ و به شدت زخمى شد. این بار پیرمرد در پى درمان زخم سر اسب برآمد و هر روز از او پرستارى مى‏كرد. روزها گذشت و هر روز یك اتفاق جدید براى اسب مى‌‏افتاد و پیرمرد او را تیمار مى‏كرد تا اینكه دیگر خسته شد و آرزو كرد اى كاش یك اتفاقى بیفتد كه از شر اسب راحت شود. آن اتفاق هم افتاد و مردى كه اسب پیرمرد را دید خواست آن را از پیرمرد خریدارى كند. پیرمرد خوشحال شد و اسبش را فروخت. وقتى صاحب جدید، سوار بر اسب دور مى‏شد، ناگهان یك سؤال در ذهن پیرمرد درخشید و از خود پرسید من اصلاً اسب را براى چه كارى همراه خود آورده بودم؟ اما هر چقدر فكر كرد یادش نیامد اسب به چه دلیلى همراه او شده بود! پس با پاى پیاده به ده خود بازگشت و چون مدت غیبت پیرمرد طولانى شده بود همه اهل ده جلو آمدند و به گمان اینكه از زیارت برمى‏گردد، زیارتش را تبریك گفتند! تازه پیرمرد به خاطر آورد كه به چه هدفى اسب را همراه برده و اهالى ده هم تا روزها بعد تعجب مى‏كردند كه چرا پیرمرد مدام دست حسرت بر دست مى‏كوبد و لب مى‏گزد!! بسیارى از ما در زندگى محدود خود، مانند این پیرمرد، به چیزها یا كارهایى مشغول مى‏‌شویم كه ما را از رسیدن به هدف واقعى‏مان بازمى‏دارند ولى تا موقعى كه مشغول آنها هستیم، چنان آنها را مهم و واقعى تلقى مى‏كنیم كه حتى به خاطر نمى‏آوریم هدفى غیر از آنها هم داشته ‏ایم! 

پ.ن: واسه همین که نیاز داریم هر چند وقت یکبار به خودمون یادآوری کنیم که کجاییم و واسه چی این راهی رو که توش هستیم رو داریم دنبال می کنیم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : وبگردی 
نویسنده :M A
تاریخ:چهارشنبه 23 آذر 1390-09:09 ب.ظ

لحظاتی تا مرگ ...

حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: دارم میمیرم
گفتم: یعنی چی؟
گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟
گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم
از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن،
تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم،
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم،
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت،
خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد
با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن، آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه
سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم
بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
ماشین عروس که میدیدم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم
گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم
مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم
الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟
گفتم: بله، اونجور که یادگرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه
آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر
داشت میرفت
گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!
هم کفرم داشت در میومد وهم ازتعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟
گفت: فهمیدم مردنیم،
رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه!
خلاصه ما رفتنی هستیم کی ش فرقی داره مگه؟
باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:چهارشنبه 9 آذر 1390-07:27 ب.ظ

غافلان از قافله...!



هنگامی که قافله عاشقان از کربلای معلی عروج ملکوتی خود را آغاز می نمودند و
 مرغ دل آنان  از جسم قطعه قطعه شده ی غرق در خونشان جدا می شد و به
 عالم اعلی پر می کشید من همچنان در اندوه گناهان گذشته زانوی غم در سینه گرفته بودم  و در گوشه ای شاهد عروج آنان به افق اعلی در جوار یار بودم.کاروانیان حسین این عاصی را به دیار غم سپردند و رفتند.
                                                                                                       شهید رضا نادری




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:چهارشنبه 18 آبان 1390-12:58 ب.ظ

نامه ایی به خدا در موزه گلستان

این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان ناصرالدین شاه طلبه ای در مدرسه مروی تهران بود و از آن طلبه های فقیر بود. آن قدر فقیر بود که شب ها می رفت دور و بر حجره های طلبه ها می گشت و از توی باقیمانده غذاهای آن ها چیزی برای خوردن پیدا می کرد.یک روز نظرعلی به ذهنش می رسد که برای خدا نامه ای بنویسد.نامه ی او در موزه ی گلستان تهران تحت عنوان "نامه ای به خدا" نگهداری می شود.
مضمون این نامه :

نظر علی طالقانی

نظرعلی بعد از نوشتن نامه با خودش فکر کرد که نامه را کجا بگذارم؟ می گوید، مسجد خانه ی خداست.پس بهتره بگذارمش توی مسجد. می رود به مسجد امام در بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) نامه را در مسجد در یک سوراخ قایم میکنه و با خودش میگه: حتما خدا پیداش میکنه!
او نامه را پنجشنبه در مسجد می ذاره. صبح جمعه ناصرالدین شاه با درباری ها می خواسته به شکار بره. کاروان او ازجلوی مسجد می گذشته، از آن جا که به قول پروین اعتصامی

"نقش هستی نقشی از ایوان ماست               آب و باد وخاک سرگردان ماست"

ناگهان به اذن خدا یک بادتندی شروع به وزیدن می کنه نامه ی نظرعلی را روی پای ناصرالدین شاه می اندازه. ناصرالدین شاه نامه را می خواند و دستور می دهد که کاروان به کاخ برگردد. او یک پیک به مدرسه ی مروی می فرستد، و نظرعلی را به کاخ فرا می خواند. وقتی نظرعلی را به کاخ آوردند ،دستور می دهد همه وزرایش جمع شوند و می گوید:نامه ای که برای خدا نوشته بودند، ایشان به ما حواله فرمودند.پس ما باید انجامش دهیم و دستور می دهد همه ی خواسته های نظرعلی یک به یک اجراء شود!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:دوشنبه 9 آبان 1390-09:27 ب.ظ

در دانشگاه شریف چه می گذرد؟!!!

چندی پیش عکس رییس دانشکده‌ی فیزیک دانشگاه شریف در کنار یکی از شاگردانش که کشف حجاب کرده بود، در سایت‌های خبری منتشر شد؛ عکسی که توسط خود ریاست دانشکده‌ی فیزیک در سایت دانشگاه به مدت چهار سال قرار داده شده بود.

خبرنامه دانشجویان ایران: اقدامات رییس دانشکده‌ی فیزیک دانشگاه شریف تنها به این یک مورد محدود نمی‌شود و شرایط دانشکده به گونه‌ای است که حتی تراس‌های دانشکده تبدیل به پاتوق شده تا جایی که دختران و پسران در این محیط گاهی به صورت مختلط پاسور بازی می‌کنند یا به رقص و پایکوبی می‌پردازند!

ادعای علمی بودن این اساتید و فخر فروشی آنان به دانشجویان درحالی است که این افراد از لحاظ علمی هم بسیار ناکارآمد بوده و فقط به این علت که از موقعیت خوب دانشگاه شریف و افراد نخبه‌ای که به این دانشگاه وارد می‌شوند استفاده می‌کنند، موقعیت خود را حفظ کرده‌اند.

گفته می شود مشی این افراد به جای قدردانی از دانشجویان، تحقیر آنان است و جو را به صورتی سامان داده‌اند که یک دانشجو در حالت عادی تشویق می‌شود که برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفته و دیگر برنگردد.

اساتید این دانشکده از لحاظ مذهبی هم تقیدات را رعایت نمی‌کنند. تماس دست استاد با دانشجوی دختر در کلاس، مطرح کردن حرف‌های نامناسب (مثل شراب‌خواری و کیفیت فیزیکی شراب به عنوان مثال درسی) و روزه‌خواری در جلوی دانشجویان از این موارد است.

پارچه‌های سیاه عزاداری ماه محرم هم معمولاً با اصطکاک و به صورت محدود در محیط دانشکده نصب می‌شود. محیط دانشکده و کتابخانه را طوری طراحی می‌کنند که به صورت اختلاط بیشتر باشد و اگر کسی اعتراضی کند انگار به اجرای یک پدیده به صورت عادی اعتراض داشته است.

در سال‌های گذشته کتابخانه‌ی دانشکده‌ی فیزیک به صورت محیطی مجزا بود ولی یکی از اقدامات رییس جدید دانشکده‌ی فیزیک، آقای وحید کریمی پور، این است که کتابخانه که قبلاً به صورت مجزا بود (میز و صندلی‌های دختران و پسران در دو طرف مجزای کتابخانه بود)، را به صورت مختلط و میزهای یکسان قرار داده است که دانشجویان دختر و پسر به صورت مختلط اطراف این میزها می‌نشینند و گاهی محیط کتابخانه به صورت پاتوق درمی‌آید.

یکی دیگر از اقدامات رییس جدید این است که تراس‌های دانشکده را به روی پسران و دختران بازگشایی کرده و گاهی دختران و پسران دانشکده در کمال وقاحت روی تراس‌ها پاسور بازی می‌کنند و کسی هم اعتراضی نمی‌کند.

دکتر رسول صدیقی از امضا کنندگان نامه‌ی ننگین جام زهر دوم در کسوت نماینده‌ی مجلس ششم بود و یا دکتر اعظم ایرجی‌زاد که در سال 2006 میلادی در یک کنفرانس علمی در جزیره‌ی مالت شرکت می‌کند که هدف از آن به رسمیت شناختن اسراییل در بین کشورهای خاورمیانه بوده است و یا دکتر رضا منصوری که در سال 1365 دبیر اجرایی کنفراسی در فلسطین اشغالی می‌شود و حتی آگهی آن را در دانشکده نصب می‌کند، که با اطلاع رییس دانشگاه با پادرمیانی رییس وقت سازمان انرژی اتمی و سپردن تعهدی مبنی بر پشیمانی به سر کار برمی‌گردد؛‌ همچنان در دانشکده فیرزیک دانشگاه شریف مشغول به کار هستند.

دانشگاه شریف

رفتار این اساتید به حدی است که صراحتاً در سر کلاس‌های درس و جمع‌های علمی کشور را به تمسخر می‌گیرند چه اینکه به عنوان چند مثال خاص بارها دکتر فرهاد اردلان در جلسات عمومی به سران کشوری توهین کرده است یا اسلامی کردن دانشگاه‌ها را زیر سؤال برده است.

چند سال پیش عده‌ای از دانشجویان بسیجی به مناسبت روز معلم به دکتر کریمی‌پور کتابی از انتشارات بسیج دانشجویی با عنوان «نشت نشا» را تقدیم می‌کنند و وی جلوی همه‌ی دانشجویان دانشجویان بسیجی را به تمسخر می‌گیرد.

گفتنی است دو ماه پیش معاونت فرهنگی دانشگاه عکس امام و رهبری را برای نصب در مکان مناسبی در محیط دانشکده فرستادند؛ ولی وی زیر بار نرفته و اجازه‌ی نصب آن را نداده است؛ حتی عکس شهدا به بهانه مکدر شدن روحیه دانشجویان! جمع آوری شده است.

در ایام فتنه هم تعدادی از این افراد با دست بند سبز در دانشگاه ظاهر می‌شدند تا جاییکه دکتر اردلان با وجود ادعای عدم سیاسی‌کاری در محیط دانشکده (که با این دلیل واهی آقای دکتر گلشنی را به دلیل نصب عکس امام و رهبری زیر سؤال برده بود) در ایام فتنه در برخی سمینارها با دست‌بند سبز حاضر می‌شد.

به عنوان نمونه‌ای دیگر می‌توان به آقای دکتر مصفا اشاره کرد که در ایام فتنه با دستبند سبز در دانشکده حاضر می‌شد یا به عنوان نمونه‌ی دیگر آقای دکتر جعفری از اساتید تازه جذب شده که در دانشگاه صنعتی اصفهان در ایام فتنه به خاطر اقدامات تندروانه توبیخ شده است.

این در حالی است که حتی پس از نماز جمعه تاریخی 29 خرداد و تاکید رهبر انقلاب بر حل و فصل عاقلانه قضایا و در ایام پس از انتخابات و مخصوصاً در 25 بهمن سال گذشته دانشجویان از سوی این اساتید به شورش تشویق می‌کردند.

دکتر کریمی‌پور در صفحه‌ی فیس‌بوک شخصی خود برای شرکت در تجمع غیرقانونی 25 بهمن فراخوان داده بود و سپس در حمایت از دانشجویان خاطی به مسؤولان دانشگاه به دلیل مجازات آن‌ها اعتراض نمود. وی همچنین در مقاله‌ای که در سایت احمد شیرزاد منتشر شد، به طور تلویحی نظام را به ترور دکتر علی‌محمدی متهم کرد.

آمار بالای خودکشی در دانشکده فیزیک دانشگاه شریف در حالی است که مسئولین به جای پاسخگویی در برابر این پدیده دانشجویان و مشکلات شخصی آن‌ها را به عنوان عامل قضیه مطرح می‌کنند در حالی که اگر جو با نشاط و علمی و امیدوارانه‌ای در دانشکده حاکم بود، اکنون شاهد چنین وضعیتی نبودیم. حتی یکی از خودکشی کنندگان در نامه‌ای که از او به جا ماند، صراحتاً وضعیت نامناسب علمی دانشکده را به عنوان عامل خودکشی مطرح کرده بود.

گفتنی است در طی نه ماه از اردیبهشت 89 تا اسفند 89 سه خودکشی در دانشکده‌ی فیزیک شریف صورت گرفته است که از حد متوسط خودکشی در دانشگاه شریف بسیار بالاتر است.

از طرف دیگر در جذب نیروهای جدید هیأت علمی هم سیاسی بازی و نفع پرستی به وفور دیده می‌شود. اساتید ارزشی و مستقل نمی‌توانند به حلقه بسته هیأت علمی راه پیدا کنند حتی اگر همه توان‌مندی‌های علمی را داشته باشند.

مکرراً مشاهده شده است که اساتیدی که توانایی‌های علمی غیرقابل انکاری داشته‌اند حذف شده‌اند و اساتیدی که توانایی علمی چندانی ندارند ولی به لحاظ سیاسی و شخصیتی مورد تأیید اساتید قبلی هستند وارد می‌شوند.

اساتید جدید معمولاً افرادی هستند که علی رغم نداشتن روحیه مستقل و مذهبی به علت حضور چند ساله در خارج از کشور (کعبه‌ی آمالشان) معمولاً روحیاتی غیربومی دارند و دانشجویان را به سمت لاقیدیِ مذهبی و ملی سوق می‌دهند.

برای لیست اساتیدی که به دلایل واهی از دانشکده حذف شدند می‌توان از دکتر مهدی سعادت، دکتر مهدی خاکیان، دکتر محمدرضا ابوالحسنی اشاره کرد. حتی با وجود مخالفت اکثر دانشجویان دانشکده با اخراج دکتر سعادت وی از دانشکده اخراج شد.

در سال 1374 مسئولین سکولار این دانشکده به شدت برای حدف دکتر گلشنی نیز تلاش کردند که با انتخاب وی به عنوان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی این موضوع منتفی شد. البته پس از آن دکتر گلشنی هرگز در جلسات شورای دانشکده شرکت نکرد.

در مورد اساتید مستقل نیز می‌توان به دکتر خرمی، یکی از شاخص‌ترین فیزیکدانان ایران که پس از سه ترم در دانشکده او را تبدیل وضعیت ندادند و به همین دلیل از دانشکده رفت و دکتر پرویزی اشاره نمود.

به عنوان نمونه می‌توان به یکی از اساتید دانشکده، دکتر لاله‌ معمارزاده اشاره کرد که اخیراً عکس بی‌حجاب او در کنار استادش دکتر کریمی‌پور را روی سایت دانشگاه قرار داده بودند.
دانشگاه شریف 1

پذیرش دانشجویان دکتری هم در کمال بی مسئولیتی صورت می‌گیرد در این دانشکده هر سال حدود 20 دانشجوی دکتری پذیرش می‌شود در حالی که نه تنها موضوع خاصی به عنوان زمینه تز آن‌ها در نظر گرفته نشده بلکه حتی معلوم نیست با چه کسی قرار است کار کنند.

جالب است با این توجیه که استاد و دانشجو باید از سازگاری و علاقه به یکدیگر مطمئن شوند این جماعت را که به صورت فله‌ای پذیرش شده‌اند در طول چند سال، آن هم با منت، مثل سیب زمینی جدا می‌کنند و در ادامه با عوض کردن جای شاکی و متهم با متهم کردن درصد قابل توجه بلاتکلیف مانده به کم کاری و بی‌انگیزگی و همچنین معرفی آن‌ها به تحصیلات تکمیلی به عنوان عنصر کم‌کار زمینه فشار را بر روی آن‌ها را دو چندان می‌کنند؛ تا آن‌ها برای جلوگیری از ادامه تضییع حقوق خود به گدایی عواطف و برانگیختن ترحم برای جلب حمایت روی آورند! جالب اینجاست که در صورت تقاضای دانشجوی بلاتکلیف برای انتخاب استاد از خارج دانشگاه با این توجیه مضحک که «اگر می‌خواستی با فلانی کار کنی چرا آمدی دانشگاه شریف»! وی را ملامت می‌کنند؛ در حالی که این جواب وقتی می‌تواند مطرح باشد که مسئولین به وظایف ابتدایی خود در فراهم کردن استاد با موضوع تحقیقاتی کوتاهی نکرده باشند. خلاصه مسئله بلاتکلیفی درصد بالایی از دانشجویان دکتری در چند سال اول دوره! و تشدید فشارها بر آن‌ها در دانشکده یک معضل همیشگی است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی  فرهنگی  اخبار روز 
نویسنده :M A
تاریخ:شنبه 2 مهر 1390-05:01 ب.ظ

شهادت امام جعفر صادق(ع)

 

امام صادق (سلام الله علیه) : •


 لَستُ اُحِبُّ أن أرَى الشّابَّ مِنكُم إلاّ غادِیاً فی حالَینِ: إمّا عالِماً أومُتَعَلِّماً.

 دوست ندارم جوانى از شما [شیعیان] را جز بر دو گونه ببینم: دانشمند یا دانشجو.


حكمت نامه جوان – ص 82- ح 73




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:پنجشنبه 31 شهریور 1390-09:10 ب.ظ

خرید و فروش دختران در خیابانهای این شهر +عکس

به گزارش برنا به نقل از نیویورک تایمز، خرید و فروش دختران نیویورکی در خیابان های این شهر پدیده ای کاملا رایج است.

نیویورک تایمز در این باره نوشت: هنگامی که از خرید و فروش انسان در کشورهایی مانند هند وکامبوج خبر می رسد، قلب هر انسانی به درد می آید. اما به نظر می رسد همه چشم هایشان را به روی رواج این پدیده در ایالات متحده بسته اند.

در کشورهای فقیر قربانیان اغلب پس از آدم ربایی و زندانی شدن به شیوه برده ها به فروش می رسند، اما در آمریکا دختران بدون آن که زندانی شوند خرید و فروش می رسند.

در واقع قاچاق انسان در آمریکا در ظاهر به شکل خودفروشی دختران دیده می شود، اما اغلب این افراد توسط گروه های خشنی سازمان دهی می شوند که هرگز با برخورد پلیس یا مقام های قضایی مواجه نمی شوند.
خرید و فروش دختران در خیابانهای این شهر +عکس
اعتراض به قاچاق کودکان به شیوه یک مؤسسه فعال حقوق بشر


خرید و فروش دختران در خیابانهای این شهر +عکس
در واقع ساختار قضایی آمریکا امکان دفاع این دختربچه ها از حقوق شان را به آنها نمی دهد زیرا ثابت کردن پرونده های دلالی در این کشور کار بسیار دشواری است و قضات نیز به شنیدنسخنان این دخترها که ظاهرا مجرم هستند اما خود قربانی شده اند، علاقه ای ندارند.

خرید و فروش دختران در خیابانهای این شهر +عکس


پی نوشت: اصلا فکرش رو هم نمی کردم که فروش دختران این همه فراگیر شده باشه! تصور می کردم که فقط به همون اسرائیل ختم بشه. و وحشتناک تر از اون برام این بود که وقتی که یکی از دوستام عکسایی خبر قبلی که از خبر فروش دختران تو وبلاگ گذاشته بودیم رو روی صفحه فیس بوکش قرار داد. کسی پیدا شده بود که از این اتفاق دفاع می کرد و اون رو حق طبیعی انسانها قلمداد می کرد. و خوندن حرفای اون آقا از خوندن این خبر برام دردناک تر بود!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز 



  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو