درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 18 خرداد 1391-01:08 ب.ظ

چرا طلا برای آقایان مضر است؟

اولین دلیل: چون خدا بنده های خودش رو دوست داره و نمی خواد چه از نظر روحی و چه از نظر جسمی آسیبی ببینند. این حکمت همه باید ها و نبایدهاییه که خداوند برای ما تعیین کردند.

اما علم هم در این زمینه نقل هایی داره:

با توجه به تعداد زیاد گلبول های سفید خون در مردان نسبت به زنان ، در صورتی که بدن آقایان با طلا در ارتباط باشد موجب افزایش تعداد گلبول های سفید آنها می شود و از تعداد گلبول های قرمز خون شان کاسته خواهد شد. همین امر موجب برهم خوردن تعادل گلبول های سفید و قرمز خواهد شد. این اختلال می تواند منجر به سرطان خون شود.

طلا، حاوی اشعه هایی است که از پوست بدن رد می شود و روی گلبول های بدن تاثیر می گذارد. این مساله در مورد مردان صدق می کند ولی در زنان به این شکل نیست. در زنان بین لایه ی پوست و گوشت، یک لایه چربی وجود دارد اما در مردان این لایه وجود ندارد. این لایه چربی همانند سدی محکم مانع از رسیدن اشعه های مضر طلا در خانمها است.

به این ترتیب تاثیر منفی روی گلبول های قرمز خونی در مردان یکی از مضرات استفاده ازطلا در آقایان است.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : کلام قرآن مجید 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 23 اردیبهشت 1391-10:02 ب.ظ

اثبات شق القمر توسط ناسا

فبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (سوره الرحمان(

پس کدام یک از نعمات پروردگارتان را انکار می کنید؟

در روایات اسلامی آمده که کفار مکه از پیامبر اسلام (ص) تقاضا کردند برای صدق دعوی خود ماه را به دو نیم بشکافد و به او قول دادند که اگر چنین نماید به دین اسلام و صدق گفتار او ایمان خواهند آورد... آن شب آسمان صاف و ماه به صورت کامل (بدر) بود، پیامبر (ص) از خداوند خواست تا آنچه را که کفار مکه از او خواسته اند به آنها نشان بدهد تا ایمان بیاورند... خداوند دعای پیامبرش را اجابت کرد... و سپس ماه به دو نیم شکافته شد، نیمی در کوه صفا و نیم دیگر در کوه قیقعان در مقابل آن قرار گرفت.

کفار مکه که در حال مشاهده این واقعه بودند گفتند که محمد (ص) ما را سحر کرده است، سپس گفتند اگر او ما را سحر کرده باشد نمی تواند همه مردم را سحر کند، ابوجهل گفت: "صبر کنید تا یکی از اهل بادیه بیاید و از او سئوال کنیم که آیا انشقاق ماه را دیده است یا نه، اگر تایید کرد ایمان می آوریم و اگر نه معلوم می شود که محمد (ص) چشمان ما را سحر کرده است."

 بالاخره یکی از اهالی بادیه به مکه آمد و این خبر را تصدیق کرد و آنگاه ابو جهل و مشرکان گفتند: "این سحر مستمر است" و آنگاه این آیات مبارک نازل شد ... "اقتربت الساعه وانشق القمر ..." باری این موضوع پایان یافت و مشرکان ایمان نیاوردند.

در یکی از نشستهای دکتر زغلول النجار در یکی از دانشگاههای انگلیس، وی در خصوص معجزه شق القمر در صدر اسلام به دست پیامبر (ص) به عنوان یکی از معجزات پیامبر (ص) که توسط ناسا به اثبات رسیده است صحبت می کرد. در این میان یکی از حاضران که به اسلام خیلی توجه و اهتمام داشت به نام "داوود موسی بیتکوک " که در حال حاضر نیز رئیس حزب اسلامی بریتانیاست ماجرای مسلمان شدن خود را اینگونه نقل کرد:

    "هنگامی که می خواستم در مورد اسلام تحقیق کنم یکی از دوستانم ترجمه ای از قران کریم به زبان انگلیسی را به من هدیه کرد و من نیز بطور اتفاقی آن را باز کردم و اتفاقا سوره قمر آمد. سپس شروع به خواندن کردم ....و ماه شکافته شد... وقتی به این جمله رسیدم از خود پرسیدم آیا واقعا ماه شکافته شده است؟؟! سپس با ناباوری کتاب را بسته و به کناری گذاشتم و از تحقیق در باره اسلام هم منصرف شدم و دیگر سراغ آن کتاب هم نرفتم.

    روزی در مقابل تلویزیون نشسته بودم و طبق معمول برنامه ای را مشاهده می کردم، برنامه ای بود که در آن مجری با سه نفر از دانشمندان ناسا متخصص در علوم فضایی مصاحبه داشت. موضوع برنامه جنگ ستارگان و صرف میلیاردها دلار در این راه و اعتراض به این موضوع بود. مجری با بیان اینکه صدها میلیون نفر در سراسر جهان از گرسنگی رنج می برند، دانشمندان را مورد انتقاد قرار داده بود و آنان هم با بیان مفید بودن این تحقیقات در مجلات کشاورزی و صنعت و غیره از این طرحها دفاع می کردند...

    مجری سپس سئوال دیگری را طرح می کند با این مضمون که "شما در یکی از سفرهای خود به ماه حوالی 100 میلیارد دلار هزینه کردید و تنها خواسته اید که پرچم آمریکا را بر روی ماه نصب کنید... آیا این عاقلانه است؟؟!" در جواب این گوینده دانشمند آمریکایی لب به سخن گشوده و می گوید که: "در آن سفر، هدف ما مطالعه ترکیب داخلی ماه بوده که بدانیم چه تشابهاتی با زمین دارد و در این زمینه به موضوع عجیبی برخورد کردیم که عبارت بود از یک کمر بندی از سنگها و صخره های تغییر شکل یافته که سطح کره ماه را به طرف عمق و به طرف سطح دیگر آن پوشانده بود و هنگامی که این اطلاعات را به زمین شناسان منتقل کردیم مایه شگفتی آنان شده و گفتند چنین چیزی امکان ندارد مگر آنکه ماه در مرحله ای از حیات خود به دو نیم تقسیم شده و سپس دوباره جمع شده باشد و به شکل اول بازگشته باشد و این نوار از صخره های تغییر شکل یافته نتیجه برخورد دو نیمه ماه در لحظه جمع شدن و به هم پیوستن دو نیمه آن می باشد."

داوود موسی بیتکوک سپس می گوید:

    "با شنیدن این مطلب از جای خود پریدم و گفتم این معجزه ای است که در 1400 سال قبل به دست پیامبر اسلام در قلب صحرا اتفاق افتاده و از عجایب روزگار این است که آمریکا باید میلیاردها دلار خرج کنند تا آن را برای مسلمانان اثبات نمایند! بی شک این دین حق و حقیقت است..."

به این ترتیب سوره قمر سبب اسلام آوردن این شخص شد، پس از آنکه عاملی برای دوری او از اسلام شده بود و این خود از دیگر معجزات اسلام است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 27 فروردین 1391-11:16 ب.ظ

شبکه من وتو

 

و اما در ایران...

برداشت آزاد است...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : ضدفرهنگها 
نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 22 فروردین 1391-12:56 ق.ظ

لطفا...

لطفا روی خون شهدا پا بگذارید!!!!!

میدانی این حرف ، حرف کیست؟

آری درست حدس زدی، این حرف ، حرف من و توست،من و تویی که هر روز

ده ها بار این جمله را با هم بلند فریاد می زنیم.

من و تویی که معتقدیم خون شهدا بی ارزش است،

من و تویی که آن ها را مرده فرض میکنیم،

من و تویی که آرمان هایشان را عقب افتادگی تلقی میکنیم،

و من وتویی که...

تعجب کرده ای؟

تعجب نکن .

مگر غیر از این است؟

کدامتان ادعایی بر خلاف این دارید؟

کدامتان از مفهوم این حرف خود را دور میدانید؟

اگر باز هم میگویی نه،پس خوب گوش کن:

صبحت را با یاد چه کسی آغاز کردی؟بایاد خدا؟؟!؟!؟

گفتی ساعت چند نماز صبحت را خواندی؟نکنه گفتی باز هم قضا شد؟

وای برما، مگر فراموش کرده ایم حکایت آن شخصی که نزد

امام زمان (عج) رفت ولی با بی توجهی ایشان رو به رو شد،

شخص ناراحت شد و علت را جویا شد،مگر غیر از این بود که امام(عج)

سه بار پشت سر هم فرمودند:

از رحمت خدا به دور است،از رحمت خدا به دور است،از رحمت خدا به دور است

کسی که نماز مغربش را آنقدر به تاخیر افکند که ستاره ها در آسمان

پدیدار شوند و از رحمت خدا به دور است،از رحمت خدا به دور است،

از رحمت خدا به دور است، کسی که نماز صبحش را آنقدر به تاخیر اندازد که

ستاره ها از آسمان محو شوند؟پس چرا فراموش کرده ایم؟چرا ندای حق را نمی شنویم؟


کمی بیا جلوتر،امروز برای بیرون رفتنت چه کردی؟

بگذار از قبل از بیرون رفتنت سوال کنم،امروز کدام مانتو یا کدام لباست را پوشیدی؟

باز هم بیا جلوتر،می خواهم از زمانی که سوار بر ماشینت شدی برایم بگویی،

در راه کدام آهنگ را گوش دادی؟ آیا این ها مورد رضایت امام زمان(عج)بود؟

باز هم بیا جلوتر، چند بار به نامحرم چشم دوختی و

چند بار سعی در متوجه کردن دیگران داشتی؟

چرا ناراحت شدی؟ میگویی نگویم؟ چشم نمیگویم،پس تو بگو،

در سکوت و در تنهایی،در خلوت شب،با خدای خودت،بگو،نترس،

برای خدا نمیگویی، برای خودت بگو،

بگو که دیگر واجباتم برایم بی اهمیت شده است،

بگو که از محرمات لذت می برم و غافلم از حال مولایم امام زمان(عج)،

بگو که خون شهدا و عقایدشان برایم بی ارزش شده است نه در گفتارم،بلکه در عملم،

بگو که پا بر روی خون سید الشهدا گذاشته ام و دل زینب کبری(س) را خون کرده ام،

بگو آنقدر غرق دنیا گشته ام که یادم رفته است،شهدا زنده اند و شاهد بر اعمالم،

بگو آنقدر غافلم که فرزند بی بی حضرت فاطمه زهرا(س) را هم از یاد برده ام.


حال تو چه میگویی؟باز هم مخالفت میکنی؟اگر هنوز هم قبول نکرده ای،

از دیگران بپرس تا برایت بگویند،از دیگران بپرس تا برایت از جسم های بی سر بگویند،

تا برایت از بدن های تکه تکه بگویند،تا برایت از لب های تشنه بگویند،

تا برایت از خمپاره و گلوله و خون بگویند،تا برایت از جنون بگویند،

تا برایت از استخوان های بی نشان بگویند،تا برایت از پلاک های زیر خاک بگویند،

تا برایت از نیم پلاک ها بگویند،تا برایت از اسارت ها بگویند،

تا برایت از ندیدن فرزندانشان بگویند،تا برایت از ایثار ها بگویند،

تابرایت از عشق بگویند،تا برایت از دریای خون بگویند،

تا برایت از مشک های پر از اشک بگویند،تا برایت از بچه های بی پدر بگویند،

بپرس تا برایت ار نامردی روزگار سخن بگویند.

آیا هنوز هم می خواهی بشنوی؟ آیا تحمل شنیدن داری؟

آیا تحمل تصوّر جسم های در خار فرو رفته را داری؟ می پرسی چرا در خار فرورفته؟

مگر فراموش کرده ای حکایت آن دلاور مردانی که بی درنگ

بر روی خار ها دراز میکشیدند تا دیگران از روی آنها عبور کنند و به پیروزی برسند.


می دانی این ها برای چه بود؟ برای که بود؟

نگو که برای پس گرفتن خاکشان بود،نگو که برای دفاع از میهنشان بود،

بلکه فریاد بزن برای انتقام گرفتن صورت سیلی خورده بانوی دو عالم بود.

نکند باز هم می خواهی بشنوی؟؟!؟ اما دیگر من نمی توانم بگویم!!،

پس اینبار تو بگو ، تو فکر کن:

اول یادی از دست های بریده علم دار کربلا بکن،

بعد یادی از جسم بی سر امام حسین(ع) و

بعد هم یادی از دختر کوچکشان حضرت رقه(س) ،

نمی گویم که یادی از عبدالله ابن حسن(ع) که خود را سپر امام حسین(ع)کرد بکنی،

زیرا میدانم که شرمنده خواهی شد.

حال نگاهی به خود بیانداز،ببین آیا باز هم میتوانی بگویی*العجل یا مولای*

در حالی که تو باعث میشوی هر جمعه چشم های مولایت بگریند

و دهان مبارکشان ناله استغفار سر دهند.


حرف برای گفتن بسیار است ، اما افسوس که کسی نمیشنود،

افسوس که همه خفته اند.

پس با تو میگویم یا مولای ، که به فریادمان رسی.

یا مولانا یا صاحب الزمان(عج)

الغوث،الغوث،الغوث

ادرکنی، ادرکنی،ادرکنی

الساعه،الساعه،الساعه

العجل،العجل،العجل

 

منبع:http://shia-mahdi.com




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 19 فروردین 1391-10:15 ب.ظ

فراماسونها 1

بسمه تعالی

واژه فرماسونری از واژه انگلیسی freestone mason به معنی سنگ تراش ظریف کار یا بنای آزاد گرفته شده است. پیشینه ماسونها، ارتباطی با ماسون دوره جدید ندارد. توضیح مطلب این که بعد از سقوط امپراطوری روم و ویرانی شهرها و تبدیل آنها به دهکده کوچک، مردم به توسعه شهری پرداختند و با تجارت ثروت زیادی دست یافتند. ماسونها یا معماران به دلیل ساختن کلیساها، هسته اصلی تشکیل دهنده شهرها بودند. این افراد از آموختن حرفه خود به دیگران جلوگیری میکردند و پاداش مادی فراوانی میبردند. اتحادیه فراماسونها یا بنایان آزاد به عنوان سازمان صنفی در سال 1093 میلادی شکل گرفت. در آن زمان فراماسونها یک سازمان صنفی به شمار می آمدند و هیچ جنبه سیاسی نداشتند و تنها با تشکیل کلاسهایی(لژهایی) سعی در پیشبرد اهداف صنفی خود داشتند و این اهداف تا آخر قرن هفدهم ادامه یافت.

سال 1717 میلادی، آغاز انحراف مسیر فراماسونها توسط انگلیسی ها بود. محافل جدید این جریان در قرن هجدهم، کشورهای فرانسه، هند، آلمان، هلند، سوئد، پرتقال، ایتالیا و غیره را در برگرفت و از مرز 1600 لژ گذشت. همه این لژها موطف بودند اصول و عقاید خود را مخفی نگه دارند. فراماسونها در همین دوره بود که تاریخ باستانی برای خود ساختند و سلسله خود را به حضرت آدم نسبت دادند.

اعتقادات فراماسونری

اعتقادات متفاوت در ماسونها، دلیل بر نفی اعتقادات مشترک نیست. برای نمونه، تقدیس شیطان، الهه ملل باستان، اعتقاد به اومانیسم(خدا انگاری انسان)، ماتریالیسم، عدم اعتقاد به روح و امور فرامادی، اعتقاد به سلیمان نه به عنوان نبی بلکه به عنوان پادشاه، جادوگر و ماسون اعظم، علاقه افراطی به علوم طبیعی(برخی از برندگان جایزه نوبل مانند الکساندر فلمینگ کاشف پنی سیلین و ادوارد جنر کاشف واکسن آبله ماسون بوده اند.)، اعتقاد به قدرت برتر صاحب و گروه ماسونی درجه 33 (این فرد ماسون اعظم نامیده میشود)،اعتقاد به ساخت معبد سلیمان به عنوان پایتخت عقیدتی در بیت المقدس قبل از ظهور ضد مسیح، اعتقاد به ظهور ضد مسیح یا دجال یا فرعون جدید در ابتدای دهه اول قرن 21 و شروع حکومت جهانی شیطان توسط او.

ویژگی های ماسونها

1.     یک ماسون براساس اصل اول قانون اساسی فراماسونها، تنها مجوز به پیروی از قوانین اخلاقی است و تعهدی جز این ندارد. هرچند برخی از لژهای آمریکایی و انگلیسی، به صورت لفظی و با غرض سیاسی در خاورمیانه، اعتقاد به خدا را مطرح می کنند و مقصودشان خدای اختصاصی صهیونیستها یعنی یهود صبایوت است.

2.     فاش نکردن و ناشناخته نگه داشتن اسرار و رموز سازمان نه فعالیت و اعضای آن

3.     آغاز ورود یک فرد به لژ، معرفی سه ماسون بعد تحقیقات و انجام آزمایش و سپس رای نهایی مجمع شورای عالی آزمایشهای ویژه مردان عبارتند از: آزمایش هوا، آزمایش آتش، آزمایش خون و آزمایش آب. فرد در آزمایش هوا باید خود را حلق آویز کند هرچند طناب از حلقه ای عبور کرده که با کوچکترین سنگینی رها میشود. داوطلب در آزمایش آتش باید تپانچه ای را که به او داده میشود، پر از تیر کند و روی شقیقه خود شلیک کند. البته تپانچه به گونه ای طراحی شده است که فقط باروت میسوزد و گلوله ای از آن خارج نمیشود. فرد در آزمایش خون، شمشیری را در شکم مجسمه ای که پارچه ای مشکی پر از خون در خود دارد فرو برده تا او را برای قتل در مواقع ضروری آماه سازند. به داوطلب در آزمایش آب طنابی آویزان میکنند و سرش را به داخل استخر آبی برده و به او میگویند زیر آب باشد تا وقتی که به وسیله طناب به او فهمانده شود.

ادامه دارد...

منبع: کتاب جریان شناسی ضدفرهنگها، دکتر عبدالحسین خسروپناه




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : ضدفرهنگها 
نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 10 فروردین 1391-10:55 ب.ظ

باز هم دانشجویان ایرانی در قلب اروپا پوز اسرائیل را به خاک مالیدند (روایت دانشجوی ایرانی در هلند)

چند روز پیش از طریق وب سایت دانشگاه ماستریخت متوجه شدم قراره مناظره ای در سالن اصلی دانشگاه برگزار بشه. از آنجا که از این سالن صرفا برای جلسات رسمی دفاع دکتری استفاده میشه مشخص بود که باید مناظره مهمی باشه وگرنه از سالن های دیگه استفاده میشد. برای همین توجهم جلب شد ببینم کیا قراره صحبت کنند.
هماهنگ کننده جلسه یکی از پروفسورهای متخصص اتحادیه اروپا بود که سال‌ها در اتحادیه اروپا کار کرده بود. در این جلسه قرار بود نماینده رسمی تشکیلات خود گردان فلسطین با سفیر جدید رژیم اشغالگر اسرائیل در هلند مناظره داشته باشند. وقتی خبر را با دقت بررسی کردم متوجه شدم قراره رژیم صهیونیستی یک برنامه تبلیغاتی تازه داشته باشه و خلاصه معلوم بود خوابهایی دیدن. به خودم گفتم میشه رویاهای اونا را تبدیل به کابوس کرد یا نه؟ میدونستم که هر گونه فعالیت در این زمینه خیلی خطرناکه.

خلاصه در جلسه ای که برای دید و بازدید عید، بچه های ایرانی عضو هیات در منزل ما جمع شده بودن، موضوع را مطرح کردم و به بچه ها گفتم بسم الله هر کی دوست داره، بخشی از کار را به عهده بگیره. همانجا چند نفر از بچه ها اعلام آمادگی کامل کردن.

البته کار به این راحتی ها نبود. از اونجایی که احتمال می دادیم برای ورود به جلسه، بازرسی بدنی داشته باشن، نمیشد مقوای بزرگ به جلسه برد و مجبور بودیم پارچه نویسی داشته باشیم تا در لباسمون پنهانشون کنیم و وارد جلسه بشیم. من رفتم دنبال تهیه شاولون و اسپری و اینجور چیزا. چون نمی تونستیم به وسایل چاپگرهای مدرن بازار هم اعتماد کنیم چرا که ممکن بود سیستم امنیتی هلند قبل از برنامه خبردار بشن و همه چیز توقیف بشه.

با هرسختی ای بود جملاتی را انتخاب کرده و حرف به حرف روی پارچه ها اسپری کردم. بعدش هم تعدادی عکس در مورد فلسطین و کشتار غزه و وحشیگری های نظامیان صهیونیستی و همچنین اعتراض به کشتار دانشمندان ایرانی از اینترنت دانلود کرده و با پرینتر خونگی در قالب پوستر پرینت گرفتم.

روز جلسه متوجه شدم بچه های ایرانی حتی روی فیس بوک هم حاضر به حمایت نشدن. قبل از شروع جلسه یک برنامه توجیحی در محل کارم در دانشکده حقوق ترتیب دادم و پارچه ها را به بچه ها تحویل دادم تا در لباسشون مخفی کنن و پوسترهای رنگی کوچک را نیز بین جزواتشون پنهان کنن. بعدش هم با یاد خدا پخش شدیم تا اگه چند تایی لو رفتن مابقی بتونن راحت وارد سالن بشن.

موقع ورود اگرچه به شدت تحت نظر بودیم اما خدا را شکر مشکلی پیش نیومد. دو ردیف اول را نیروهای امنیتی بسته بودن که کسی نشینه. من هم نشستم اولین صندلی ردیف سوم و حسین و سالار هم رفتن آخرین صندلی همون ردیف و ردیف چهارم نشستن. سایرین هم فرستادیم وسط سالن بشینن تا پوستر دست بگیرن.

خلاصه جلسه شروع شد. سفیر رژیم صهیونیستی اولین کسی بود که صحبت می کرد. قرار بود من اول پارچه دست بگیرم. بعد سالار. حسین هم اول عکس بگیره و با همین پوشش به همه سر بزنه و بعد هم به عنوان نفر سوم پارچه دست بگیره. و سپس پوسترها بالا بره.

سفیر اسرائیل که صحبتش را شروع کرد، بعد از چند دقیقه که جلسه متمرکز شد روی صحبتاش، همانطور که نشسته بودم پارچه ام را بالا بردم. یکهو همه شروع کردن به پارچه نگاه کردن. تمرکز سفیر صهیونیست کاملا بهم خورد و دست پاچه شد به حدی که همینطور که میکروفون دستش بود گفت ببینیم چی روی پارچه نوشته و شروع کرد به خوندن!

خوند: رهبران اسرائیلی باید در! به اینجا که رسید مکثی کرد و ما بقیش را آروم زمزمه کرد و قرمز شد و صورتش عرق کرد. روی پارچه نوشته شده بود: رهبران اسرائیلی باید در دیوان بین المللی کیفری ( که اتفاقا در شهر لاهه حدودا نزدیک سفارت اسرائیل در هلند قرار دارد) محاکمه بشن. این دیوان یک دادگاه بین المللیست که متهمین و مرتکبین جرایمی همچون جرایم جنگی و نسل کشی در آن محاکمه میشن. صحبتش را ادامه داد منهم بلد شدم رفتم جلو واستادم و پارچه را طوری گردوندم که همه بتونن بخونن. همونوت بود که متوجه جمعیت زیاد حاضر در جلسه شدم. بالکن و حتی آخر و اطراف سالن هم پر بود از جمعیت نشسته و ایستاده.

چند لحظه بعد از من تا سفیر اومد دوباره تمرکز بگیره، سالار پارچه دوم را بلند کرد. و رفت واستاد آنطرف جلسه. روی پارچه نوشته شده بود: هولوکاست را در فلسطین متوقف کنین. بعدش هم حسین پارچه اش را دست گرفت و آنطرف، کنار سالار ایستاد.

در همین لحظه متوجه نماینده فلسطین شدم. وقتی پارچه را خوند لبخندی از روی آرامش بر چهره‌اش نشست و انگاری جان تازه ای گرفت حس کردم همین لحظه فضای جلسه کاملا مثبت شد. روی اون پارچه چیزی نوشته بود که بارها در طول جلسه توسط نماینده فلسطین تکرار شد: اشغال فلسطین را متوقف کنید.

همزمان با پارچه ها، پوسترها هم از وسط جلسه بالا برده شد. که خیلی هم اثر گذار بود به حدی که نماینده فلسطین اواخر جلسه به یکی از پوسترها اشاره کرد و گفت اسرائیلیها همانطور که در عکس می بینید کودکان ما را قتل عام میکنن و همه سالن یکهو زوم کردن روی اون پوسترکه مربوط به غزه بود.

سفیر اسرائیل سعی می کرد به پارچه ها نگاه نکنه اما ناخوداگاه نگاهش به پوسترها می افتاد و عذابش میداد و همین موضوع هم باعث شده بود که بیشتر عصبی بشه


در بین سئوالات یکی از سئوالات برام خیلی جالب بود. یکی از دانشجوهای اروپایی که اصلا به قیافش چنین سئوالی نمیومد سئوال کرد: ایران عضو سازمان بین المللی انرژی هسته ای و عضو ان پی تیه. اما چرا رژیم صهیونیستی که اینهمه سلاح هسته ای داره عضو این سازمان نیست؟ البته سفیر اسرائیل به این سئوال هیچگونه پاسخی نداد!

جالب این بود که هر بار که نماینده فلسطین صحبت می کرد و یا به سئوالی پاسخ می داد همه سالن براش کف می زدن. همین هم به شدت سفیر اسرلئیل را عصبانی کرد. البته یکبار بعد از صحبت های اونهم چند نفر از آخر سالن شروع کردن به کف زدن که از بس تصنعی بود خودشون هم خجالت کشیدن چرا که جو جلسه کاملا در حمایت از فلسطین شده بود. حتی مجری هم تمام سعی خودش را برای تخریب این جو کرد اما خوشبختانه موفق نشد چون کار از کار گذشته بود.

وقتی سفیر اسرائیل با کلی محافظ داشت از سالن بیرون می رفت، زود از سالن زدم بیرون و پارچه را جمع کردم و گفتم نمیخوای این را به برای دوستات یعنی سران اسرائیل هدیه ببری؟ خودش را کنار کشید و نگاهش را تند کرد. بهش گفتم در آی سی سی میبینمت! گفت چی؟ گفتم دادگاه را میگم اونجا میبینمت! هیچی نگفت و با عصبانیت به راهش ادامه داد. یکی از محفظاش وقتی که بهش گفتم تروریست نگاه تندی بهم انداخت و رفت. البته مطمئنم که تا چند شب سفیر رژیم غاصب، کابوس می بینه البته اگه بتونه بخوابه! خیلی خوشحال بودم که تمام خوابهایی که برای این جلسه دیده بودن به لطف حق بر باد رفت و نتیجه جلسه آاشنایی و حمایت بیشتر اروپاییها از مردم مظلوم فلسطین شد. اگرچه حتم دارم نتیجه این جلسه و فضای حاکم بر اون مشمول سانسور خبری شدید رسانه ها میشه.



بیرون جلسه، بچه ها جمع شده بودن. همه از نتیجه کار خیلی راضی بودن. بهشون گفتم به نظر من این یک کار حسینی بود که فلسطین را تنها نگذاشتین. اگه فقط همین کار را در طول زندگی کرده باشین فکر میکنم بتونه اون دنیا مستمسک خوبی باشه. بعدش هم همانطور که پیاده در کوچه پس کوچه های شهر می گشتیم تا یهودیهای افراطی که احتمال می دادیم دنبالمون کنن خسته بشن و خونمون را پیدا نکنن به فکر دوستانی افتادم که در این حرکت نه تنها فلسطین را یاری نکردند بلکه با جوسازی و شانتاژ مانع حمایت برخی از بچه های ایرانی دیگه هم شدن. خدایشان بیامرزاد.

رجا نیوز،کد خبر:120826




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 7 فروردین 1391-03:10 ب.ظ

در سال 90 نام ایران زبانزد شد با نام مصطفی و اصغر!!!

در سال 1390، اتفاق‌های زیادی در ایران رخ داد که منجر به صدرنشینی نام کشور عزیزمان در لیست خبرهای مهم جهان شد. در این میان دو خبر به خاطر ویژگی منحصر به فرد و وجوه اشتراک متعدد، قابل تأمل و درس و عبرت است.


خبر اول: اصغر فرهادی با ساخت فیلم جدایی نادر از سیمین برای اولین بار در تاریخ سینمای ایران مفتخر به دریافت جایزه‌ی اسکار شد.

خبر دوم: مصطفی احمدی روشن به عنوان جوان ترین دانشمند نسل سوم انقلاب، مفتخر به دریافت مدال شهادت شد.

تأمل اول: هم اصغر هدف‌مند پیش رفت تا به این مقام نائل شد، هم مصطفی. هدف‌مندی اصغر که از اهداف ذاتی هر فیلم‌ساز بی توجه به دو فریضه ی تولّی و تبرّی است، نیازی به اثبات ندارد. رؤیای اسکار برای این تیپ فیلم‌سازان آن قدر جذابیت دارد که برای پرکردن چشم سیاستگذاران اسکار هرگونه خوش رقصی را مباح بدانند.

شاید در هدف‌مندی مصطفی برای بعضی خواننده ها جای تردید باشد. که آن هم دست کم با دو دلیل محکم عقلی و نقلی قابل رفع است. دلیل عقلی این است که مصطفی مسلّح بود. پس می دانست قدم در راهی گذاشته که احتمال ترورش قریب به یقین است. و دلیل نقلی این که وی از استاد اخلاق خود (حضرت آیت الله خوشوقت) تقاضای ذکری برای نیل به مقام شهادت کرده بود.

تأمل دوم:
دو ایرانی با اراده، با دو آرمان کاملاً متفاوت از هم به قدری در مسیر خود عزم داشتند که هر دو خیلی زود به قله‌ی رؤیایی خویش صعود کردند.

آرمان این دو کاملاً مشهود و قابل مطالعه است. اصغر در قالب فیلم، حرف هایش را زده و مصطفی نیز در قالب شهادت، حرف هایش را عمل کرده است.

تأمل سوم:
اصغر سر سفره‌ی این ملت جلوس کرد و با نان و نمک مردم سکوی مرتفعی ساخت تا روی آن بایستد و فریاد بزند كه؛
در ایران همه دروغ می گویند. زن، شوهر، پدر، مادر، فرزند، کارگر، کارمند، معلم،...
لذا سرزمین ایران محیط مناسبی برای تربیت فرزندان ایده آل اصغر فرهادی نیست.
در ایران کرسی قضاوت فشل است. نه عدالت دارد و نه فراست.
اسلام ایران، اسلام خرافاتی است.

نسل سوم انقلاب زیر یوغ خودرأیی و استبداد پیشینیان خود می سوزند و تحمل می کنند، اما در آخر طاقت آن ها سر آمده، حصار را می شکنند و با نسلی که از گذشته‌ی خود پشیمان شده و راه نجات را غلتیدن در دامن امریكا می داند، همراه می شود.

این ها دروغ های فیلم جدایی نادر از سیمین است!


تأمل چهارم: مصطفی که نماینده‌ی نسل سومی هاست با خون خود بر ادعای واهی افتراق نسل سوم خط بطلان کشید و در عین حال واقعیت های تلخی را فریاد زد که "جدایی..." آن را انکار کرده بود. از جمله:

ثروتی که با بلوکه کردن اموال ایران و دزدی نفت کشورهای مسلمان و کشت و قاچاق مواد مخدر از افغانستان و فروش سلاح‌های کشتار جمعی و ده‌ها جنایت دیگر به دست می آید، نامشروع است. این لقمه ها در نگاهی خوش بینانه فرزندانی تربیت می کند وطن فروش و خیانت‌کار به ملت. مثل میرزا ملکم دیروز و الی ماشاء الله امروز!

دولتی که با پرچم استیفای حقوق بشر و محو تروریزم، خون میلیون ها مسلمان بی گناه فلسطینی، ایرانی، عراقی، افغانی و بحرینی را مکیده، دولتی دروغ‌گوست و هنرمندی که قادر به بیان این دروغ بزرگ نباشد یا جاهل است یا خائن.

صدق شعار مبارزه با تولید سلاح های هسته ای و کشتار جمعی از دماغ پینوکیویی کره‌ی زمین که با انفجار ناکازاکی و هیروشیما شکل گرفت، پیداست.


تأمل پنجم: اصغر در اوج صعود به قله‌ی توفیق‌های هنری مفتخر شد دست نامحرم آنجلینا جولی را در دست خود بفشارد و این اتفاق شیرین را در کارنامه افتخارات حرفه ای اش ثبت كند. مصطفی در اوج غیرت و شرف و مردانگی، وقتی به خون خود آغشته شد، فرشته های الهی را به تعظیم و تکریم واداشت.

و...

هزاران تامل دیگر

 

 

منبع: رجانیوز، کد خبر:120660




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 6 فروردین 1391-07:21 ب.ظ

"حس زیبا دیدن" همان عشق است ...

یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا است ازدواج کرد.
اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه می‌خوردند، آنها از هم جدا شدند.
طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج کرد. همسر دومش یک دختر عادی با چهره‌ای بسیار معمولی است.
اما به نظر می‌رسد که دوستم بیشتر و عمیق‌تر از گذشته عاشق همسرش است.
عده‌ای آدم فضول در اطراف از او می‌پرسند:...
فکر نمی‌کنی همسر قبلی‌ات خوشگل‌تر بود؟
دوستم با قاطعیت به آنها جواب می‌دهد: نه! اصلاً! اتفاقا وقتی از چیزی عصبانی میشد و فریاد میزد، خیلی وحشی و زشت به نظرم می‌رسید.
اما هسمر کنونی‌ام این طور نیست. به نظر من او همیشه زیبا، با سلیقه و باهوش است.
وقتی این حرف را می‌زند، دوستانش می‌خندند و می‌گویند : کاملا متوجه شدیم...
می‌گویند :
زن‌ها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمی‌شوند، بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر می‌رسند.
بچه‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند؛
سگ‌ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی‌کنند.
اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید.
اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت.
زیرا "حس زیبا دیدن" همان عشق است ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 6 اسفند 1390-02:17 ب.ظ

چرا این همه تلاش احزاب برای حضور در انتخابات؟

 

در پی بیانات رهبر معظم انقلاب حضرت ایت الله خامنه ای در سفر ایشان به کرمانشاه و سخنرانی در جمع دانشجویان با موضوع "تغییر سیستم اداره جامعه از ریاستی به پارلمانی" یا به زبانی ساده تر، تغییر شیوه انتخاب رئیس جمهور از شکل رای مستقیم مردم به صورت غیر مستقیم و به وسیله رای منتخبین مردم (نمایندگان مجلس) بعید به نظر نمیرسد که مجلس نهم مجلسی باشد که به نمایندگی از مردم رییس دولت و قوه مجریه را پس از طی مراحل قانونی انتخاب کند و اجازه تشکیل کابینه را به وی بدهد و از این پس در کنار به دست آوردن قدرت بیشتر ، نقش نظارتی خود را به مراتب بالاتر ببرد.

 

در حال حاضر انتخاب رییس جمهور با رای مستقیم ملت است و ایشان به واسطه همین رای مردم و اصل تفکیک قوا ،خود را در مقابل برخی تصمیمیات مجلس دست بسته و پاسخگو نمیداند، حتی گاها در اظهار نظرهای رسانه ای ، رئیس دولت نقش قوه مجریه را برجسته تر از قوه قانونگذاری قلمداد نموده است! در این زمینه موارد سرپیچی دولت از پذیرفتن قوانین مصوب مجلس به تواتر موجود است که دراینجا  مجال توضیح نیست.

البته تغییر شیوه اداره مملکت از ریاستی به پارلمانی دارای نکات مثبت فراوانی است و برعکس نظام ریاستی که مردم پس از انتخاب رییس جمهور ، تا چهار سال دیگر نمیتوانند انتخاب خود را پس بگیرند ، مگر تحت شرایط سخت سوال و اسیضاح توسط مجلس شورای اسلامی که در سی سال گذشته غیر از جریان ابوالحسن بنی صدر دیگر روی نداده است و این روزها هم جریان سوال از آقای احمدی نژاد با موانع بسیاری روبروست. دلیل آن هم این است که تبعات سیاسی عزل یک رئیس جمهور برای کشوری به مانند جمهوری اسلامی ایران بسیار بالا خواهد بود.ولی در نظام پارلمانی رییس جمهور یا شخصی با نام نخست وزیر چون منتخب نمانیدگان مردم است درانجام وظایف محوله طبق قانون باید پاسخگوی منتخبین مردم باشد،در صورت عدم انجام وظایف قانونی خود مجلس میتواند او را برکنار و شخص دیگری را به عنوان ریس دولت برگزیند و چون این تغییرات دولتها در اکثر کشورهای جهان هم بسیار مشاهده میشودعواقب و تبعات سیاسی بالایی را نخواهد داشت .

حال با توجه به این مسایل عنوان شده روشن است که احزاب و گروههای سیاسی کشور بیشترین تلاش خود را در کسب کرسی های مجلس شورای نهم خواهند داشت، چرا که کسب کرسی های بیشتر در مجلس برابر است با انتتخاب رئیس جمهور مورد تایید حزب. بنابراین مشارکت فعال همه اقشار جامعه و انتخاب برترین ها از بین کاندیدها تضمین کننده آینده این مرز و بوم خواهد بود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 15 بهمن 1390-10:06 ب.ظ

ایران می تواند اقتصاد اروپا را قفل کند

روزنامه اقتصادی "داگنزنیهتر" چاپ استکهلم، تحت عنوان "ایران می تواند اقتصاد اروپا را قفل کند" نوشته است که تحریم اتحادیه اروپا علیه صادرات نفت ایران می تواند بهای نفت را افزایش داده و به رکورد جدیدی برساند و در بدترین شرایط اگر ایران تنگه هرمز را ببندد، اقتصادی اروپا عملاً در وضعیتی دهشتناک قرار می گیرد که همزمان با افزایش بهای نفت رشد اقتصادی متوقف خواهدشد.

به گزارش رجانیوز، کارشناس اقتصاد نفتی بانک "سوئد بانک" با اشاره به طرح تصمیم ایران به متوقف كردن صادرات نفت و تهدید به بستن تنگه هرمز می گوید: با چشم انداز مبهمی که در اقتصاد کنونی اروپا وجود دارد، هر کدام از این اقدامات وضعیت را از آن چه هست ـ برای اروپا ـ وخیم تر خواهد ساخت.

کارشناس اقتصاد نفتی بانک (نیمه دولتی) " نوردآ " نیز در همین رابطه می گوید: 40 درصد از نفت جهان از تنگه هرمز می گذرد و در صورت تحقق این تهدیدات، بهای نفت به بشکه ای 200 دلار خواهد رسید. ما پیش از وضعیت جدید، پیش بینی می کردیم که بهای نفت به بشکه ای 109 دلار کاهش یابد، اما وضع جدید چشم اندازی کاملاً متفاوت پدید آورده است. آن چه که می تواند مانع افزایش بهای نفت شود.

وی ادامه می‌دهد: «اقدام عربستان برای جبران نفت ایران است، اما غلظت سولفور نفت عربستان بیش از نفت ایران است واز نظر فنی، تصفیه آن سخت‌تر و هزینه آن نیز بالاتر است. علاوه بر این، تطبیق نفت عربستان (به جای نفت ایران در پالایشگاه ها)، برای اقتصاد کشورهای یونان، ایتالیا و اسپانیا که پیشاپیش با بحران اقتصادی دست به گریبان هستند، و وارد کننده نفت ایران هستند، ضربه ای سنگین محسوب می شود.

سئوال جدی آن است که تاثیر سیاسی تحریم نفتی ایران واقعا چیست؟ ژاپن و کره جنوبی علامت داده اند که مایل به کاهش واردات نفت از ایران هستند، اما کشورهای چین و هند مایل به همراهی با اروپا در قطار تحریم ایران نیستند و ایران به راحتی می تواند بر میزان صادرات نفت خود به این کشورها که دارای رشد اقتصادی هستند، بیافزاید. به این ترتیب ایران از درآمد نفتی محروم نخواهد شد و تحریم نفتی از جانب اروپا را جبران خواهد کرد و عملاً پروژه وادار کردن ایران به حضور در پای میز مذاکره را مشکل تر خواهد کرد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 5 بهمن 1390-02:57 ب.ظ

انتخابات مجلس

سخنان رائفی پور در مورد انتخابات مجلس و امام حسین(ع)

امام حسین(ع) اصولگرا بود یا اصلاح طلب؟

[http://www.aparat.com/v/51289a8ce3d4960b7c1e94501357d810107003]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 3 بهمن 1390-02:46 ب.ظ

اثرات شیشه

وقتی توی دین مبین اسلام شراب حرام اعلام شد، گفتن چرا؟

هرچقدر هم جواب شنیدن که چون عقل انسان رو از بین میبره براشون قانع کننده نبود

شراب پیشرفت کرد شد هریون، پیشرفت کرد شد شیشه، حالا ببینید که پدری بعد از مصرف شیشه سر پسر چهار سالشو میبره و بعد هم اصلا از کارش پشیمون نیست!!!!

خوب خدا که من و توی آدم ایزاد رو میشناسه که یه چیزی میگه.....................

[http://www.aparat.com/v/e77218e47baabf9b92ffc2c45d7126ed110624]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فایل صوتی و کلیپ 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 1 بهمن 1390-08:50 ب.ظ

گناه شجریان چیست؟

« گناه شجریان این نیست که با گوگوش عکس انداخته یا با آن یکی خانوم سر لخت دیگر، مگر در محافل خصوصی این آقایان و خانومها چیز دیگری بجز این حالتها انتظار دارید؟ اگر غیر از این فکر می کرده اید بدانید خیلی از مرحله پرت هستید. بلکه گناه ایشان این هست که ... »



http://www.azadupload.com/images/yin37ogeqa4s365zoz6u.jpg



تقی دژاكام در آخرین مطلب وبلاگ خود درباره حضور محمد رضا شجریان در تحریریه بی بی سی و شبكه من و تو و گرفتن عكس یادگاری با اعضای تحریریه این شبكه ها نوشت:


شجریان را برای عکس انداختن با گوگوش ملامت نکنید تعجب می کنم ؛ واقعاً هم تعجب می کنم. برداشته اند دو سه تا عکس از محمد رضا شجریان و گوگوش و شجریان و مجری زن یک شبکه ماهواره ای انداخته اند در سایتها و ملت هم هی به این دو تا نگاه می کنند و بد و بیراه نثار شجریان می کنند که اَل و بَل.


آقای عزیز! خانوم محترم !

گناه شجریان این نیست که با گوگوش عکس انداخته یا با آن یکی خانوم سر لخت دیگر، مگر در محافل خصوصی این آقایان و خانومها چیز دیگری بجز این حالتها انتظار دارید؟ اگر غیر از این فکر می کرده اید بدانید خیلی از مرحله پرت هستید.

ضمن اینکه این گناهان برای این افراد و اصولاً برای هر کس دیگری، به نوعی جزو گناهان خصوصی و شخصی آنها تلقی می شود و شاید گیر دادن ما به آنها خیلی وجهی نداشته باشد. ما در اسلام دو نوع گناه داریم : یکی معصیتهایی که شخص در خلوت خودش انجام می دهد که بار مجازاتی مشخصی دارد و بیشتر وقتها با توبه، این نوع گناهان خیلی سریع از پرونده اعمال شخص حذف می شود و اما نوع دیگری از گناهان هم هست که وجه اجتماعی آن غالب است و مجازات آن هم بسیار شدیدتر و توبه از آن بسیار سخت تر و در مواردی محال و غیر ممکن است . شاید حدیث معروف ِ «الغیبة اشد من الزنا» به نوعی تفاوت این دو گناه را نشان بدهد که اولی تخریب وجهه شخص یا اشخاص دیگر در اجتماع است و دومی گناهی شخصی و خصوصی است که عمدتاً کسی هم از آن آگاه نمی شود و اگر کسی هم با خبر بشود حق اعلام عمومی آن را - مگر با شرایط بسیار سخت - ندارد.

آقایان محترم ! خانومهای گرامی !


گناه شجریان عکس گرفتن کنار یک پیرزن 59 ساله یا یک دخترک تازه به دوران رسیده نیست؛ گناه شجریان حضور در تحریریه شبکه معاند و بهایی پرور و صهیونیستی بی بی سی فارسی و اتفاقاً عکس یادگاری گرفتن با عناصر فرقه ضاله بهاییت و صهیونیستی است ؛ گناه شجریان توهین به امام خمینی این احیاگر سترگ اسلام ناب محمدی در قرن بیستم و دمنده روح تکلیف و بیداری به مسلمانان و مستضعفان جهان است که در مصاحبه با رادیو آمریکا ابراز کرده است.

آری . شجریانی که روزی در حرم مطهر ثامن الائمه"ع" قرآن می خواند و روزی « ربنا»یش زینت بخش لحظه های افطار ما بود، الان در دامان شیطان بزرگ و صهیونیسم و شبکه بهایی پرور ِ بی بی سی فارسی و صدای آمریکا و... به امام و مردم و انقلاب اسلامی ملتش توهین می کند. این است که آرزو می کردیم کاش او تنها با یک دخترک جویای نام یا یک بیوه زن چند شوهر عوض کرده 59 ساله عکس انداخته بود و سطح معصیت کاری او به همین جا ختم می شد.

پ . ن : این هشداری است برای همه ما - تک تکمان - که نکند به سابقه خوبماندر انقلاب و فعالیتهای دینی و سیاسی، غره شویم و یا بو برمان دارد که من آنم که رستم بوَد پهلوان و فراموش کنیم که گاهی یک لحظه غرور و جدایی از خط دین و مکتب، می تواند ما را برای همیشه به ضلالت ببرد.پس جا دارد که دعا کنیم :

ربنا ! لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا ...

 

منبع:کلوب سبز علوی جامعه مجازی کلوب




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شخصیت شناسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 29 دی 1390-10:23 ب.ظ

داداش سیا ضایع شد!

شبکه او آی پی ان آمریکا از یک مهمان دعوت کرده و البته کمی رو به بالا ضایع شد...

[http://www.aparat.com/v/7afdf5aa446decdb597bc90429ceaf8c104525]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فایل صوتی و کلیپ 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 26 دی 1390-06:36 ب.ظ

نامه خانواده شهید احمدی روشن به رهبر انقلاب

به گزارش فارس، خانواده شهید مصطفی احمدی روشن در پاسخ به پیام محبت و بصیرت آمیز مقام معظم رهبری در رابطه با شهادت این دانشمند جوان ایران اسلامی ، طی نامه ای خطاب به حضرت آیت الله خامنه ای ، تاکید کردند:هر قطره خون مصطفای عزیز، هزاران جوان غیور و شهادت طلب در اقصی نقاط سرزمین های اسلامی می پروراند

متن کامل این نامه که نسخه ای از آن در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفته ، به شرح ذیل است:

 

 

"من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا

محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (مدظلّه العالی)

سلام علیکم؛

سرخم می سلامت، شکند اگر سبویی

پیام سراسر شور، محبت و بصیرت افزای حضرت عالی در رابطه با شهادت سرباز صراط مستقیم ولایت،دانشمند جوان ایران اسلامی، مصطفای شما موجب تسلّی خاطر و آرامش قلبی خانواده و بستگان گردید.

اعتقاد راسخ داریم شجره ی طیبه ی انقلاب اسلامی، این یادگار حضرت امام (ره)، بار دیگر با تأسی به مکتب سید الشهداء علیه‌السلام، یکی از ثمرات جاودان خود را تقدیم اسلام عزیز کرد.

مصطفای شهیدمان که تنها افتخار خویش را حرکت در سایه‌سار ولایت، بدون وابستگی به هیچ جریان و گرایشی، و عمل به تکلیف خود در جبهه های نبرد علمی می دانست، بدست ایادی استکبار جهانی به سردمداری آمریکا و صهیونیسم بین الملل به آرزوی دیرینه ی خود، فوز عظیم شهادت نایل گردید؛ لکن این دشمنان زبون و یزیدیان زمان بدانند که با شهادت رساندن مصطفی، از حنجر این خانواده ندایی جز «ما رأیت الا جمیلا» و از حلقوم ملت شریف ایران جز فریاد «یا لثارات الحسین» نخواهد شنید.

دشمنان عنود داخلی و خارجی ملت سرافراز ایران اسلامی بدانند که هر قطره خون مصطفای عزیز، هزاران جوان غیور و شهادت طلب در اقصی نقاط سرزمین های اسلامی می پروراند که آرامش را از اردوگاه استکبار و نظام سلطه خواهد ربود. «ما ننسخ من آیه او ننسها نأت بخیر منها او مثلها»

رهبرا ما پای بیعت نامه خویش را با خون فرزندمان امضاء کرده ایم و از شما مسئلت داریم در پیشگاه خداوند متعال و حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) شهادت دهید که ما ذره ای از پیمودن راه اعتلای مکتب اسلام عزیز کوتاه نخواهیم آمد و در پایان عرضه می داریم: «ربنا تقبل منا هذا القلیل»

خانواده شهید مصطفی احمدی‌روشن

یک‌شنبه 25 دی‌ماه 1390"

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز 



  • تعداد صفحات :18
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو