درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :ملیحه
تاریخ:یکشنبه 6 تیر 1395-11:12 ق.ظ

نفوذ دشمن-6

نفس ایستادگىِ ملّت عزیز ما بر سر هدفهای اسلامی و شعارهای اسلامی، یک مبارزه‌ی بزرگ است؛ چون دشمن فشار می‌آورد. البته ملّت ایران نشان داده و ثابت کرده است که با هوشیاری بر همه‌ی ترفندهای دشمنان هم، در مراحل گوناگون فائق و غالب میشود. چون غلبه‌ی دشمنان - در زمینه‌ی مسائلی که به آحاد ملّت مربوط است - بسته به این است که بتوانند در ذهن مردم اثر بگذارند. ملّت ما در مقابل تبلیغات  دشمن، بحمداللَّه تا حدود زیادی تأثیرناپذیر باقی مانده است.

شما جوانان عزیز باید سعی کنید ضمن آشنایی با حیله‌ها و ترفندهای دشمن، این روحیه‌ی نفوذناپذیری در مقابل دشمن را در مردم تقویت کنید. دانشجویان هر چه بیشتر کوشش کنند تا در محیط دانشگاه، ارزشهای معنوی و دینی را تحقّق بخشند و حاکم کنند. این، همان عاملی است که دشمن را ناکام میکند.۱۳۷۳/۰۹/۲۷
بیانات در دیدار طلّاب و دانشجویان



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : کلام بزرگان  سیاسی 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:دوشنبه 17 خرداد 1395-06:25 ب.ظ

نفوذ دشمن- 5


کشورهای مقتدر دنیا تلاش میکنند که زبان خودشان را در دنیا رایج کنند؛ چون زبان، بزرگترین رقم یک ملت و کانال عمده انتقال فرهنگ اوست، که لباس، آداب، دین، عقاید و باورهای اجتماعیاش را منتقل کند. امروز قدرتهای جهانی، حتّی با زور نظامی، میخواهند فرهنگ خودشان را منعکس و منتقل کنند. امریکاییها به شیوه‌ای که در مورد دولت و حکومت و نظام اجتماعی و اقتصادی قائلند، به این‌جا و آن جای دنیا لشکرکشی میکنند. یعنی این طغیان نفوذ نامشروعِ فرهنگ بیگانه، به این‌جاها هم میرسد؛ البته تحت نامهای موجّه مثل «حقوق بشر». کسی نیست به امریکاییها بگوید که «کجای دنیا با سیاهان آن طور عمل میکنند که شما می‌کنید؟
۱۳۷۲/۰۵/۱۲
بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : کلام بزرگان 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:شنبه 28 فروردین 1395-11:01 ق.ظ

نفوذ دشمن- 4

مورد دیگر باز برای افساد که در قرآن به آن اشاره شده، نفوذ در نیروهای جنگی برای شکستن مقاومت آنهاست. چون جهاد یکی از اساسی‌ترین مسائل یک جامعه انقلابی است که نمیتواند بدون جهاد زندگی کند، یعنی جنگهایی را بر او تحمیل میکنند و او مجبور است دفاع کند نسبت به او سوءنیت‌هایی هست که مجبور است آمادگی خودش را حفظ کند و مجبور است از ملت‌های مظلومی که زیر سلطه‌ی قدرتهای شیطانی هستند دفاع کند و به آن قدرتها حمله کند همه‌ی اینها وجوهی برای جهاد اسلامی هستند که البته جهاد اسلامی هم تدافعی و هم تهاجمی است. پس جهاد یکی از ارکان است، ولذا نفوذ در نیروهای مجاهد فی سبیل الله و مبارزه در راه خدا سست کردن و متزلزل کردن پایه جهاد است و همه‌ی اینها را که انواع فساد در جامعه اسلامی و در درون نظام اسلامی است چه کسی انجام میدهد؟ آیا دشمن با چهره‌ی دشمن ممکن است بیاید در داخل جامعه اسلامی این کارها را انجام بدهد؟ طبیعی است که نه. پس دشمن در درون نظام اسلامی کسانی را در چهره‌ی خودی و در باطن بیگانه میسازد، یا اگر هستند از آنها استفاده میکند و آنها همان گروه منافقین و همان جریان نفاق در برابر جربان ایمان و در معارضه با جریان ایمان است. حالا چه کسی به اینها میگوید این فسادها را نکنید؟ گفتیم: ممکن است بگوئیم کسانی از درون خودشان به آنها خطاب میکنند و میگویند اینقدر بدی نکنید. فرضاً الان در وضع کنونی، آن جمعی که مصلحت خودشان را در مبارزه‌ی با انقلاب و با نظام اسلامی در این میبیند که دشمنان خارجی را به حمله کردن تشویق کنند، یا در دوران جنگ مثلاً: آن گروهی که لازم میبیند با انواع و اقسام حیله‌ها و شیوه‌ها دشمن را نسبت به وضع داخلی ما آگاه کنند که از این قبیل داشتیم، یعنی کسانی در دوران جنگ بودند که با بیرون مرزها تماس میگرفتند و وضعیت‌هایی را که برای هجوم دشمن به ما مفید بود در اختیار آنها میگذاشتند، اخبار را فوراً به آنها میرساندند، یا فرضاً وقتی تهران بمباران میشد و به یک نقطه‌ای موشک میخورد که دشمن محل اصابت آن را نمیدانست، اینها میگفتند فلانجا اصابت کرده تا او هدفش را تصحیح کند و با کارهایی که دارد وشیوه‌هایی که دارد نقطه‌ای را که میخواهد هدف قرار بدهد و از این خیلی نزدیکتر و ریزترش را بنده خودم در اوایل جنگ در اهواز دیده بودم این یک حرکتی است که این منافق انجام میدهد و منافق دیگری که او هم مؤمن نیست و او هم منافق است به این میگوید چرا فساد میکنی؟ و چرا کاری می‌کنی که مثلاً دشمن بتواند شهر ما را و خانه ما را هدف قرار بدهد؟

۱۳۷۰/۰۹/۰۶
منبع: khamenei.ir



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : کلام بزرگان 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:سه شنبه 18 اسفند 1394-01:51 ب.ظ

شما اتوبان همت را می شناسید، من شهید همت را !!!

[]


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:یکشنبه 9 اسفند 1394-07:13 ب.ظ

اشعث‌های امروز

[http://www.aparat.com/v/F0vDI]



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:جمعه 30 بهمن 1394-11:17 ق.ظ

نفوذ دشمن - ۳

هر چیزی که دیدید دشمن روی آن حساسیت نشان میدهد، شما هم روی آن حساس بشوید و بفهمید که دشمن از این‌جا میخواهد رخنه کند. وقتی که میبینید دشمنان خبیث، نسبت به ملت و انقلاب و پایبندی مردم به انقلاب تبلیغات میکنند، بدانید که دشمن از پایبندی مردم به انقلاب و از حضور آنها در صحنه‌های انقلاب میترسد. حضور شما در صحنه‌های انقلاب و هوشیاری و آمادگیتان، دشمن را مأیوس خواهد کرد.۱۳۶۹/۰۹/۰۷




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:جمعه 16 بهمن 1394-06:43 ب.ظ

نفوذ دشمن-۲


شما خیال نکنید که دشمن فقط از جبهه‌ی جنگ حمله می‌کند. دشمن وقتی در مقابل نظامی مثل نظام جمهوری اسلامی قرار گرفت و دید که نمی‌تواند از جبهه، بر این انقلاب و بر این ملت پیروز بشود، سعی می‌کند که در داخل ملت رخنه کند و از درون، کار را مشکل نماید.
در این‌جا، یکی از عوامل دفاع جانانه‌ی از انقلاب و اسلام کیست؟ بسیج؛ یعنی همین پایگاههای مقاومت و همین نیروهای جوان و پُرشور؛ همین جوانانی که در طول تاریخ ما از اول اسلام تا امروز، نظیرشان را به این زیادی در هیچ دوره‌یی نداشته‌ایم   ۱۳۶۹/۰۹/۰۵

بیانات در مراسم ویژه‌ی روز بسیج در پادگان امام حسن مجتبی(ع)
منبع: khamenei.ir



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : کلام بزرگان  سیاسی 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:دوشنبه 5 بهمن 1394-01:03 ب.ظ

راز اعتماد تودۀ مردم به منافقین چیست؟

 راز اعتماد تودۀ مردم به منافقین چیست؟

حجت الاسلام پناهیان:

من امشب این راز را براساس آیات و روایات برای شما بیان خواهم کرد. واقعاً این یک راز هست. این مطلب را به هرکسی به عنوان راز بگویید، هیچ‌کس به شما نخواهد گفت: «این که خیلی روشن بود، چرا می‌گویید راز؟»


 واقعاً اگر این طور بشود که تودۀ مردم به منافقین اعتماد کنند، رازش چیست؟ چرا به منافقین اعتماد می‌کنند؟! خب به مؤمنین اعتماد کنند! یک راز دارد. بگذارید این آیۀ قرآن را برایتان بخوانم. ریشۀ نفاق، سوءظن به خداست. مثلا این‌که احتمال نمی‌دهد خدا کمک کند. سوره فتح، آیۀ ۶: یُعَذِّبَ الْمُنافِقینَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكینَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ- اینها گمان سوء دارند - عَلَیْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصیراً دیگر هرچقدر خدا می‌توانست به این‌ها گفت. همۀ بدبختی‌های عالم سرشان می‌ریزد بخاطر اینکه اینها به خدا بد دلند.

 در قرآن کریم یکی از سخت‌ترین موضوعات برای ایمان آوردن چیست؟ خدا؟ نه. قیامت؟ نه. بلکه ایمان به وعده‌های خدا، ایمان به نصرت الهی است. آن‌وقت اگر ایمان به نصرت الهی نداشته باشی، می‌شود یکی از مصادیق سوءظن به خدا، می‌شود نفاق. حالا چه اتفاقی می‌افتد که مردم به منافقین حق می‌دهند و به آنها اعتماد می‌کنند؟ چون منافقین می‌گویند: «نمی‌شود این طوری در هوا» بابا روی هوا نیست، خدا وعدۀ نصرت داده. می‌گوید: «من نمی‌توانم اعتماد کنممردم بی‌ایمان به نصرت خدا به این منافقین اعتماد می‌کنند، می‌گویند «بابا بد نمی‌گوید بدبخت، راست می‌گوید، معقول نیستراز اعتماد توده‌های مردم به منافقین، این است که منافقین سوءظن به خدا را واقع‌بینانه تلقی می‌کنند و مردم آنان را واقع‌بین تلقی می‌کنند و به آنها اعتماد می‌کنند


 در همان اول قرآن هست که منافقین پیامبر (ص) را مسخره می‌کردند. محور تمسخر پیامبر (ص) و یارانش چیست؟  آیا چون پیامبر (ص) می‌فرماید نماز بخوانید، یا خدا یکی است، مسخره می‌کنند؟ آیا پیامبر (ص) می‌فرماید اخلاق خوب داشته باشید، مسخره می‌کنند؟ آیا پیامبر (ص) می‌فرماید عدل و انصاف و حق را رعایت کنید، پیامبر (ص) را مسخره می‌کنند؟ نه، اینها که جای مسخره ندارد. مگر منافقین آدم‌های مسخره‌ایی بودند؟ اتفاقاً منافقین خیلی ظاهرشان عاقل‌مآب نشان می‌دادند. محور اصلی تمسخر پیامبر (ص) و یارانش چه بوده؟ آن‌جایی که از «نصرت خدا» حرف می‌زد، آنها مسخره می‌کردند. در جنگ احد وقتی لشکر از هم پاشید، پیامبر (ص) می‌فرماید: بجنگید، خدا به ما وعدۀ پیروزی بر همه را داده است؟ مسخره می‌کردند، می‌گفتند ما داغون شدیم، می‌گوید ما بر همه پیروز می‌شویم، بعد به پیغمبر توهین می‌کردند. الظانین بالله ظن السوء. در جنگ احزاب همه دارند با بیل و کلنگ خندق می‌کنند، بعد کلنگ پیامبر(ص) به سنگی می‌خورد و جرقه‌ایی می زند، می‌فرماید روم و ایران فتح می‌شود. مسخره می‌کردند، می‌گفتند: «ما مانده‌ایم در زنده ماندن خودمان، داریم دور خودمان چاله می‌کنیم که کسی به ما حمله نکند، ایشان می‌گوید ما روم را فتح می‌کنیم! چه حرف‌هاالظانین بالله ظن السوء .

 خواهش می‌کنم زیاد تفحص نکنید در طول انقلاب، چه کسانی وعده‌های نصرت الهی که حضرت امام(ره) می‌داد را باور نمی‌کردند، چون آنها در نظر شما می‌شوند منافق. الظانین بالله ظن السوء، آن‌وقت بحث ما سیاسی می‌شود. بگذارید بحث تاریخی و معنوی‌مان را بکنیم. مثلا حضرت امام ‌فرموده بودند: ناو آمریکایی آمد در خلیج فارس بزنیدش، روی چه حسابی می فرمود بزنید؟ روی حساب انبار موشک؟! نه، روی حساب نصرت الهی! برخی کسانی که در جلسه بودند، گفتند: نمی‌زنیم. در واقع گمان بد داشتند به خدا؛ الظانین بالله ظن السوء. امام(ره) فرمود: بزنید، نترسید. یعنی خدا کمک می کند. اما آنها قبول نکردند. من نمیخواهم نعوذ بالله آنها را منافق بدانم ولی معمولا منافقان می‌گویند: «مگر خدا چقدر می تواند کمک کند؟الظانین بالله ظن السوء. بعد بعضی‌ها این حرف را شعار انتخاباتی می‌کنند که «مگر خدا چقدر می‌تواند کمک کند؟البته نه به این صراحت. بعد مردم هم ممکن است اعتماد کنند. در زمانی که سوء ظن به خدا رایج باشد.

درسنامۀ تاریخ تحلیلی سلام

جلسۀ 51-10/ 10/ 94






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فرهنگی  شخصیت شناسی 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:شنبه 26 دی 1394-04:29 ب.ظ

مذاکره...خیانت..حماقت



منبع:https://telegram.me/joinchat/A47lqju_IBP3bY-pbdjFSA



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : کلام بزرگان  سیاسی 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:پنجشنبه 24 دی 1394-03:44 ب.ظ

نفوذ دشمن-۱

خیلی ملت‌ها هستند که از حضور امریکا و نفوذ استکبار و ایجاد پایگاه‌های نظامی و دخالتهای اقتصادی و ترویج فرهنگ بیگانه در کشورشان، دلهایشان پُر است و ناراحت و ناراضیند؛ اما جرأتِ نفس کشیدن و قدرتِ اقدام کردن ندارند، رهبری برای حرکت در میان آنها نیست و اختناق به نحوی است که اجازه‌ی تکان خوردن به آنها نمیدهد. کشورهای مرتجعی که به امریکا وابسته‌اند، غالباً از این قبیل هستند. این ملتها، وقتی میبینند ملتی آزادانه و با قدرت و بدون ترس، در مقابل نفوذ امریکا و فرهنگ غرب و دخالت استکبار و حضور نظامی و اقتصادی و فرهنگی بیگانه، شعار می‌دهد و عمل می‌کند و محکم می‌ایستد، قهری است که در دلشان نسبت به این ملت و انقلاب، احساس علاقه میکنند.۱۳۶۸/۰۸/۰۳

بیانات در دیدار ائمه‌ی جمعه و اقشار مختلف مردم

منبع: khamenei.ir





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : کلام بزرگان  فرهنگی 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:چهارشنبه 16 دی 1394-04:20 ب.ظ

سرباز کف صحنه

نسل شما به کمتر از معاون اولی امام زمان راضی نیست که!

شما همه ژنرالید!

کار تکنیکی تو کلاس کاریتون نیست.

آرپیجی برنمیدارید که!

شما فقط میشینید تو قرارگاه برنامه ریزی میکنید...

دیروز رفتم عیادت نادر طالب زاده.

یه باتری و چند تا دستگاه دیگه گذاشتن تو قلبش،

تاکید کردن نباید اضطراب و استرس داشته باشه.

تا رسیدم شروع کرده فلان قضیه رو چیکار کنیم؟

فلانی رو کی دعوت کنیم؟

من میگم بابا ول کن اونا رو حال خودت چطوره؟

باز میگه من خوبم فرصت نیستا اون برنامه رو کی بریم؟

پناهیانم همینطوری. رحیم پورم همینطور.

بقیه هم ...

اما شما که خب فرمانده اید.

تا اتفاقی میفته سریع میاید با عصبانیت میگید که،

چرا رهبری فلان کارو نمیکنه؟

چرا نمیزنه تو دهنشون؟

چرا ...

بابا علی علیه السلام نتونست کاری کنه !

میرفت با چاه حرف میزد.

امام معصوم...

چون عمار میخواست.

"این عمار؟"

امام زمان سرباز کف صحنه میخواد.

تک تیر انداز میخواد.

فکر نکنید بیاید این کلاسا قواعد حکومت داری یاد بگیرید همتون باید رییس جمهور بشید.

تقصیر ماست که این حرفای گنده گنده رو یادتون میدیم،

بعد شما هم میگید خب ما دونستیم،

حالا از بقیه بیشتر میدونیم حله.

هر جا میرم یه عده حزب اللهی میان میگن ما رفتیم فلان دفتر بسیج رامون ندادن،

دانشگاه حمایت نکرد،

امام جمعه پول نداد

و هزارتا بهونه دیگه.

بابا زکزاکی ۲۵ ملیون نفرو مسلمون کرده،

مسلمون... .

هیچ رییس و نهاد و امام جمعه ایم نبوده که حمایتش کنه.

میاد میگه فلان طرح رو ریختم،

بهمان برنامه رو دارم،

انگار که فرمانده قرارگاهه.

بابا طرح و برنامه دادن بسه،

به اندزه کافی ماها داریم طرح و برنامه میدیم،

پاشید یه کارو، فقط یه کارو بگیرید خودتون انجام بدید تا آخر.

امام جامعه گفت من به آمریکا اعتماد ندارم.

کدومتون اومدید یه سایت بزنید کنتور شمار علل بی اعتمادی مردم به آمریکا

چند وقته ایدشو دادم؟

چند بار گفتم؟

ولی شما ژنرالید.

هنوزم چهارتا دست و پا شکسته باقی مونده از دفاع مقدس قبلی مثل طالب زاده و سلحشورو غیره،

باز باید بیان آرپیجی و اسلحه بردارن کف میدون بجنگن.

چرا نمیرید این مطالبو تو جامعه نشر بدید؟

فقط ماها باید بگیم؟

امام جامعه گفت مبنای علوم انسانی غربی غیر توحیدیه.

ماهم که از متون خودشون اثبات کردیم همشون تثلیثیه.

کدومتون رفتید تو دانشکده هاتون این مطالب رو زدید تو دهن استادای لیبرالتون؟

امام جامعه گفت اقتصاد مقاومتی.

تا الان ۶۰ جلسه شورش علیه طمع و انقلاب های اکونومی و غیره رفتیم براش.

شما حتی نمیتونید برید همینارو بسط بدید تو جامعه؟

بخدا اون دنیا در مقابل حرف ولی مسئولید.

اومده میگه یه طرح ریختم برای جنگ تو سوریه،

اینا که بلد نیستن بجنگن.

گفتم آخه نادون،

اون قاسمی که اونجا داره میجنگه ۳۷ ساله نخوابیده.

تو اگه راست میگی برو ببینم جرأت داری دو روز بری اونجا تا معلوم بشه چند مرده حلاجی؟

حالا معلوم میشه کار عمار از مالک سخت تر بود.

خب ما از اون جبهه اومدیم دیگه.

والا تیرو ترکش خوردن از توجیه یه بچه حزب اللهی برای اینکه بره یه وبلاگ بزنه راحت تره.

بخدا شما مسئولید

شما در مقابل اونایی که این برق و گازو امنیت و فراهم میکنن مسئولید.

در مقابل نونوا و رفتگر و راننده تاکسی مسئولید.

نسل شما از همه طلبکاره.

اینروزا همه از زمین و زمان و نظام و خدا و همه طلبکارن.

اما من میگم، شما بدهکارید.

شما به این ۷ ملیارد نفر که تو جهل و الحاد اسیر شدن بدهکارید.

اون دنیا در قبال همشون مسئولید.

اون دنیا قرآن شکایت میکنه ازتون.

خدا الان یه نعمتی داده،

ولی اینطوری پیش بره میگیره ازتون.

فکر میکنید اون جوون رشیدی که داره تو سوریه و عراق خونشو میده تا شما اینجا تو آرامش تمام، انقلاب های اکونومی بخونید، نمیتونست اینجا بشینه؟

مگه هادی باغبانی همینجا نمینشست؟

ولی اونقدر مرد بود که دختر چند ماهشو رها کرد رفت شهید شد.

خدا میگیره ازتون نعمت رو.

فکر هم نکنید اون داعشیه و صهیونیسته پاش برسه اینجا با شما متفاوت از عراقیه و سوریه ایه برخورد میکنه.

قبلا این کارو کرده.

برید تاریخ بخونید اون موقعی که بعد جنگ جهانی دوم،

تهران اشغال شده بود،

چطور زنها و دخترا رو میریختن پشت کامیونا میبردن هیچکس هم هیچکاری نمیتونست بکنه.

با ۸۰ میلیون معاون اول،

مطمئن باشید آقا ظهور نمیکنه.

بذارید دوتا بمب تو متروی تهران منفجر بشه،

چهارتا سکوی نفتی رو بزنن،

اون موقع دیگه مجبورید بیاید کف صحنه تک تیر انداز بشید.

اونموقع دیگه مجبور میشید برید موثر باشید...

«درد و دل ها و حرف های استاد حسن عباسی سر کلاس در اندیشکده یقین»




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فرهنگی  سیاسی 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:دوشنبه 14 دی 1394-05:56 ب.ظ

هجرت

گوش كن كه قافله سالار چه می‌خواند : و لما توجه تلقاء مدین قال عسی ربی ان یهدینی سواء السبیل ... آیا تو می‌دانی كه از چه امام آیاتی كه در شأن هجرت نخستین موسی است فرا می خواند ؟ عقل محجوب من كه راه به جایی ندارد ... ای رازداران خزاین غیب ، سكوت حجاب را بشكنید و مهر از لب فروبسته اسرار برگیرید و با ما سخن بگویید . آه از این دلسنگی كه ما را صُمُّ بُكم می خواهد ... آه از این دلسنگی !

سر آنكه جهاد فی سبیل الله با هجرت آغاز می شود در كجاست؟ طبیعت بشری درجست و جوی راحت و فراغت است و سامان و قرار می طلبد . یاران ! سخن از اهل فسق و بندگان لذت نیست، سخن از آنان است كه اسلام آورده اند اما در جستجوی حقیقت ایمان نیستند . كنج فراغتی و رزقی مكفی ... دلخوش به نمازی غراب وار و دعایی كه برزبان می گذرد اما ریشه اش در دل نیست ، در باد است . در جست و جوی مأمنی كه او را ازمكر خدا پناه دهد ؛ در جست و جوی غفلت كده ای كه او را از ابتلائات ایمانی ایمن سازد، غافل كه خانه غفلت پوشالی است و ابتلائات دهر ، طوفانی است كه صخره های بلند را نیز خرد می كند و در مسیر دره ها آن همه می غلتاند تا پیوسته به خاك شود. اگر كشاكش ابتلائات است كه مرد می سازد ، پس یاران ، دل از سامان بركنیم و روی به راه نهیم . بگذار عبدالله  بن عمر ما را از عاقبت كار بترساند . اگر رسم مردانگی سرباختن است ، ما نیز چون سید الشهدا او را پاسخ خواهیم گفت كه : « ای پدر عبدالرحمن ، آیا ندانسته ای كه از نشانه های حقارت دنیا در نزد حق این است كه سر مبارك یحیی بن زكریا رابرای زنی روسپی از قوم بنی اسرائیل پیشكش برند ؟ آیا نمی دانی كه بر بنی اسرائیل زمانی گذشت كه مابین طلوع فجر و طلوع شمس هفتاد پیامبر را كشتند و آنگاه در بازارهایشان به خرید و فروش می نشستند ،آن سان كه گویی هیچ چیز رخ نداده است ! و خدا نیز ایشان را تا روز مؤاخذه مهلت داد اما وای از آن مؤاخذه ای كه خداوند خود اینچنین اش توصیف كرده است : اخذ عزیز مقتدر .

آه یاران ! اگر در این دنیای وارونه ، رسم مردانگی این است كه سر بریده مردان را در تشت طلا نهند و به روسپیان هدیه كنند ... بگذار اینچنین باشد .این دنیا و این سر ما !
«فتح خون- سید مرتضی آوینی»







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شهدا  فرهنگی  عاشورا 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:شنبه 20 تیر 1394-12:26 ب.ظ

در شـگفتم از آنکـه ازچهـارچیز میترسـد بـه چهـارچیز پنـاه نمی‌برد!

امـام صـادق (ع) می‌فرمایند: «در شـگفتم از آنکـه ازچهـارچیز میترسـد بـه چهـارچیز پنـاه نمی‌برد!»

در تعجب هسـتم از آنکه از دشـمن می‌هراسد، چرا به گفتار خدا پناه نمی‌برد که فرموده: "حَسبُنَا الله و نِعمَ الوَکیل" «خدا ما را بسنده است و نیکو وکیلی ست». زیرا دیـدم خدا در پس آن فرموده: " فانقلبوا بنعمۀ من الله و فضل لم یمسسهم سو" «با بهره‌مندی و فزونی خدا بازگشـتند، بدی بدیشان نرسـید». درشـگفت هسـتم از آنکه اندوهناک است، چرا به گفتارخدا پناه نمی‌برد که فرموده: "لا اِلهَ اِلا انتَ سُبحانَکَ اِنی کُنتُ مِنَ الظالِمین" چون دیـدم که خدا از پس آن فرموده: "و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المومنین" «خواهش وی را برآوردیم و از اندوه رهایش دادیم نیز می‌رهانیم گروندگان را». درشـگفت هسـتم از آن که گرفتار بـدانـدیش است چرا به خـدا پناه نمی‌برد که فرموده: "اُفَوِضُ اَمری اِلَی الله اِنََّ اللهَ بصیرٌ بالعِباد" «واگذار کردم کار خویش را به خـدا زیرا خدا به بندگان بیناست». از آن جهت که دیدم خدا از پس آن فرموده:" فوقاه الله سیئات ما مکروا" «او را از بدی‌هایی که درباره وی اندیشه داشتند نگاه داشت». در عجب هسـتم از آنکه خواسـتارجهـان و آسـایش آن است، چرا بگفته خـدا پنـاه نمی‌برد که فرموده: "ماشاءَ اللهُ لا قُوةَ اِلا بالله" «هرچه خدا خواهـد همـان است، نیرویی جز به یاری خدا نیست». زیرا دیدم که خدا از پس آن فرموده:  "إِن تُرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنكَ مَالًا وَوَلَدً فَعَسَى رَبِّی أَن یُؤْتِیَنِ خَیْرًا مِّنجَنَّتِكَ" «اگرچه می‌بینی اکنون توانگری و فرزند من از تو کمتر است، امید است که خدا بهتر از باغ تو به من دهد».

الخصال- صفحه‌ی ۲۱۸- حدیث ۴۳ 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : کلام ائمه نور 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:یکشنبه 9 فروردین 1394-10:10 ق.ظ

نماز شب


آیت الله مجتهدی تهرانی -نماز شب




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :ملیحه
تاریخ:سه شنبه 27 آبان 1393-02:31 ب.ظ

اذان بی موقع!

یه موتور گازی داشت که هرروز صبح و عصر سوارش میشد و قارقارقارقار باش میومد مدرسه و برمیگشت . 
یه روز عصر که پشت همین موتور نشسته بود و میروند ، رسید به چراغ قرمز . 

ترمز زد و ایستاد .
 
یه نگاه به دور و برش کرد و موتور رو زد رو جک و رفت بالای موتور و فریاد زد :
 
الله اکبر و الله اکــــبر ... 
نه وقت اذان ظهر بود نه اذان مغرب . 
اشهد ان لا اله الا الله ... 
 
هرکی آقا مجید و نمیشناخت غش غش میخندید و متلک مینداخت و هرکیم میشناخت مات و مبهوت نگاهش میکرد که این مجید 
چش شُدِه ؟! 
قاطی کرده چرا ؟ ! 
خلاصه چراغ سبز شد و ماشینا راه افتادن و رفتن و آشناها اومدن سراغ مجید که آقااا مجید ؟ چطور شد یهو ؟ حالتون خوب بود که ! 
مجید یه نگاهی به رفقاش انداخت و گفت : 
"مگه متوجه نشدید ؟ 
پشت چراغ قرمز یه ماشین عروس بود که عروس توش بی حجاب نشسته بود و آدمای دورش نگاهش میکردن . 
من دیدم تو روز روشن جلو چشم امام زمان داره گناه میشه . به خودم گفتم چکار کنم که اینا حواسشون از اون خانوم پرت شه . دیدم این بهترین کاره !" 
همین! 
"برگی از خاطرات شهید مجید زین الدین” (شادی روحشون صلوات)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : وبگردی  شهدا 



  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو