درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :ملیحه
تاریخ:سه شنبه 9 آبان 1391-09:39 ب.ظ

حمله نظامی!!!!

قطار که از کنار شهر ها عبور میکرد،آثار حمله نظامی آمریکا رو میشد به وضوح دید،خونه هایی که اغلبشون خونه های مجللی نبودند،اما از آثار حمله نظامی بی نصیب نمونده بودند!!
دیدن این صحنه های اندوه بار من رو یاد این کاریکاتور انداخت،کاریکاتور حمله نظامی آمریکا





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :ملیحه
تاریخ:شنبه 14 مرداد 1391-03:48 ب.ظ

عیدتان مبارک


«لا أَدَبَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لاهِمَّةَ لَهُ، وَ لا حَیاءَ لِمَنْ لا دینَ لَهُ.»

كسى كه عقل ندارد، ادب ندارد و كسى كه همّت ندارد، جوانمردى ندارد و كسى كه دین ندارد، حیا ندارد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:یکشنبه 8 مرداد 1391-07:37 ب.ظ

لطفا نظرتون رو بگید!!!

لطفا با دقت به عکس زیر نگاه کنید




این یک عکس از عمق فضاست که توسط تلسکوپ هابل گرفته شده .

هر کدام از نقاطی که در این عکس می بینید یک کهکشان است مثل کهکشانی که منظومه ما یک نقطه از اونه.

این عظمت خلقت و کوچکی ما چی رو از ذهنتون می گذرونه؟ 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :ملیحه
تاریخ:یکشنبه 1 مرداد 1391-05:24 ب.ظ

میانمار

این شب جمعه

جای کربلا

"میانمار" بودی

صاحب الزمان؟!


* گرفته شده از وبلاگ سقوط آزاد:http://larizadeh.blogfa.com  *



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :ملیحه
تاریخ:پنجشنبه 1 تیر 1391-10:05 ق.ظ

خدایا!

« 31 خرداد،شهادت شهید مصطفی چمران »

ای خدای بزرگ!

آن چنان عشق خود را در دل ما جایگزین کن که جایی برای دیگری باقی نماند

آن چنان روح ما را تسخیر نما که هوای دیگری نکند

آن چنان همه ی هستی ما را از وجود خود پر کن که از همه کس و همه چیز بی نیاز باشیم

آن قدر به ما معرفت ده که جز تو، کسی را نپرستیم

آن قدر به ما عزت ده تا در برابر هیچ طاغوتی به زمین نیفتیم

آن قدر به ما شجاعت ده که در مقابل هیچ ظالمی تسلیم نشویم

 

خدایا!

هر چه را دوست داشتم از من گرفتی

به هرچه دل بستم، دلم را شکستی

به هر چیزی که عشق ورزیدم، زائل کردی

 هرکجا که قلبم آرامش یافت، تو مضطرب و مشوشش نمودی

هر وقت که دلم به جایی استقرار یافت، آواره ام کردی

هر زمان به چیزی امیدوار شدم، تو امیدم را کور نمودی

تا:

به چیزی دل نبندم و کسی را به جای تو نگیرم و در جایی استقرار نیابم و به جای تو محبوبی و معشوقی نگیرم و جز تو به کسی دیگر و جایی دیگر و نقطه ای دیگر آرامش نیابم

تو را بخواهم، تو را بخوانم، تو را بجویم و تو را پرستش کنم

 

خدایا!

تو می دانی که در سراسر عمرم هیچگاه تو را فراموش نکرده ام

در سرزمین دور دست، فقط تو در کنارم بودی

و در شب های تار فقط تو انیس دردها و غم هایم بودی

در صحنه های خطر فقط تو  مرا محافظت می کردی

و اشک های ریزانم را فقط تو مشاهده می نمودی

بر قلب مجروحم فقط یاد تو و ذکر تو مرحم می گذاشت

«مناجات شهید چمران»




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:جمعه 19 خرداد 1391-12:03 ب.ظ

خدا توفیق دهد به سوی امام(عج) تیر پرتاب نکنیم!

ما مسلمان ها امتحان خود را با پیغمبر(ص) و یازده امام (ع) در زمان

حضورشان پس داده ایم!اگر این یکی هم ظاهر میشد لابد به قربانشان

می رفتیم!!


کسانی که در زمان ائمه به بنی امیه و بنی عباس گرایش داشتند،مگر

دیوانه بودند؟!آن ها از میان دو راه دین و دنیا،دنیا و ضد آخرت را انتخاب

می کردند!وهنوز مناصب آنها بر ما عرضه نشده تا امتحان خود را پس

بدهیم.


امام زمان (عج) هم اگر بیاید با او همان معامله را می کنیم که با آباء

طاهرینش کردیم!آیا می شود امام زمان (عج) چهارصد میلیون یاور

داشته باشد و ظهور نکند؟!


خدا توفیق دهد به سوی امام(عج) تیر پرتاب نکنیم!



*در محضر آیت الله بهجت*



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :ملیحه
تاریخ:سه شنبه 16 خرداد 1391-12:28 ب.ظ

داستان

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا(مسجد)بخواند
لباس پوشید راهی خانه خدا شد در راه مسجد مرد زمین خورد ولباس هایش کثیف
شد.
او بلند شد خودش را پاک کرد وبه خانه برگشت
مرد لباس هایش را عوض کرد ودوباره راهی خانه خدا شد.
درراه مسجد ودر همان نقطه مجددا زمین خورد!
اودوباره بلند شد خودش را پاک کردوبه خانه برگشت
یک بار دیگر لباس هایش را عوض کرد وراهی خانه خدا شد
در راه مسجد با مردی که چراغ دردست داشت برخورد کرد ونامش را پرسید
مرد پاسخ داد:
من دیدم شما درراه مسجد دوباربه زمین افتادید از این رو چراغ آوردم تا
بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او به طور فراوان تشکرمی کند
وهردو راهشان رابه طرف مسجد ادامه می دهند.
همین که به مسجد رسیدند مرد اول از مرد چراغ به دست درخواست کرد تا به
مسجد وارد شود
وبا اونماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به مسجد خودداری میکندمرد اول درخواستش را دوبار دیگر
تکرار می کندومجددا همان جواب را می شنود.
مرد اول سوال می کند چرا او نمی خواهد وارد مسجد شودونماز بخواند مرد دوم
پاسخ داد:
(من شیطان هستم)
مرد ابتدا با شنیدن این جواب جا خورد شیطان در ادامه توضیح می دهد:
من شما را در راه مسجد دیدم واین من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم
وقتی شمابه خانه رفتید
خودتان را تمیز کردید وبه راهمان به مسجد برگشتیم،خدا همه گناهان شما را
بخشید.
من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم وحتی آن شما را تشویق به ماندن
در خانه نکرد
بلکه بیشتر ازپیش به راه مسجد برگشتید.به خاطر آن،خدا همه گناهان افراد
خانواده ات را بخشید.
من ترسیدم اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردنتان شوم خداوند گناهان افراد
دهکده تان را خواهد بخشید  بنابر این من سالم رسیدن شمارابه
خانه خدا مطمئن ساختم.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :ملیحه
تاریخ:یکشنبه 7 خرداد 1391-04:59 ب.ظ

قال علی (ع)

* هرگاه در کاری که برایت پیش آمده است احتیاج به مشورت پیدا کردی ابتدا آن را با جوانان در میان بگذار؛ زیرا جوانان تیز هوش تر و از سرعت حدس بیشتری بر خوردارند٬ سپس درباره ی آن با میان سالان و پیران رایزنی کن تا عیبش را بیابند و نیکش را برگزینند؛ چرا که آنان از تجربه بیشتری برخوردارند.
منبع : شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید  20.337

* هر کس می خواهد بداند که منزلت او نزد خداوند چگونه است ٬بنگرد که در هنگام رو به رو شدن با گناهان منزلت خداوند نزد او چگونه است؟منزلت وی در پیشگاه خداوند تبارک وتعالی نیز چنین است.
منبع:الخصال۶١٧



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : وبگردی  کلام ائمه نور 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:دوشنبه 11 اردیبهشت 1391-10:16 ق.ظ

خداوند شش چیز را در شش چیز قرار داد...


خداوند به حضرت داوود علیه السلام فرمود:


من شش چیز را در شش چیز قرار دادم و مردم در چیز دیگری جستجو می کنند


1-آسایش را در بهشت قرار دادم و مردم در دنیا جستجو می کنند


2-علم را در گرسنگی قرار دادم و مردم در سیری جستجو می کنند


3-عزت را در بیداری شب قرار دادم ولی مردم در دربار جستجو می کنند


4-بزرگی را در تواضع قرار دادم و لی مردم در تکبر جستجو می کنند


5-استجابت دعا را در لقمه ی حلال قرار دادم و مردم در سر و صدا جستجو می کنند


( آیت الله جوادی عاملی: مردم فکر می کنند خدا خیلی دوره و داد می زنند در حالی که خدا همین نزدیکی هاست)


6-ثروت را در قنا عت قرار قرار دادم ولی مردم در انباشت جستجو می کنند




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : وبگردی 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391-04:05 ب.ظ

ملاقات ابلیس با فرعون

می گویند ابلیس، زمانی نزد فرعون آمد در حالیکه فرعون خوشه ای انگور در دست داشت و می خورد،

ابلیس به او گفت: آیا هیچکس می تواند این خوشه انگور را به مروارید خوش آب و رنگ مبدل سازد؟

فرعون گفت: نه.

ابلیس با جادوگری و سحر، آن خوشه انگور را به دانه های مروارید تبدیل کرد.

فرعون تعجب کرد و گفت: آفرین بر تو که استاد و ماهری.

ابلیس سیلی ای بر گردن او زد و گفت: مرا با این استادی به بندگی قبول نکردند، تو با این حماقت چگونه

دعوی خدایی می کنی؟


پندها: گاهی وقتها یادمان می رود که چقدر ضعیف هستیم و ادعاهای بزرگ می کنیم، گاهی وقتها بندگی

خدا یادمان می رود؛ نگذاریم این گاه و بیگاهها جمع شوند و ادعاهایمان به جایی برسد و بندگی خدا را

فراموش کنیم که سیلی ابلیس ما را از خواب غفلت بیدار کند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : وبگردی 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:چهارشنبه 30 فروردین 1391-08:45 ب.ظ

کریم





درویشی تهیدست از كنار باغ كریم خان زند عبور می‌كرد.

چشمش به شاه افتاد با دست اشاره‌ای به او کرد.

كریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند.

كریم خان گفت: این اشاره‌های تو برای چه بود؟

درویش گفت: نام من كریم است و نام تو هم كریم و خدا هم كریم. آن كریم

به تو چقدر داده است و به من چی داده؟

كریم خان در حال كشیدن قلیان بود؛ گفت چه می‌خواهی؟

درویش گفت: همین قلیان، مرا بس است.

چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان

كسی نبود جز كسی كه می‌خواست نزد كریم خان رفته و تحفه برای خان

ببرد. پس جیب درویش پر از سكه كرد و قلیان نزد كریم خان برد...

روزگاری سپری شد. درویش جهت تشكر نزد خان رفت.

ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشاره‌ای به كریم خان زند كرد و گفت:

نه من كریمم نه تو. كریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول كرد و قلیان

تو هم سر جایش هست !



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : وبگردی 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:دوشنبه 21 فروردین 1391-03:18 ب.ظ

وصیتنامه شهید سپهبد علی صیاد شیرازی

  « 21فروردین،شهادت امیر سپهبد علی صیاد شیرازی»

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، ارحم‌‌الراحمین، رب‌العالمین و صلی‌الله علی محمد

واله‌الطاهرین، انالله و اناالیه راجعون.

هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق‌الله و رسوله. اللهم زدنا ایماناً و ارحمنا. اشهد

ان لااله‌الا الله وحده لا شریك له و أن محمّداً عبده و رسوله ارسله بالهدی و

دین‌الحق و ان الصدیقة‌ الطاهره فاطمه‌الزهرا، سیده نسا العالمین و أن علیاً

أمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین و علی‌بن‌الحسین و محمّد‌بن‌علی و

جعفربن‌محمّد و موسی‌بن‌جعفر و علی‌بن‌موسی و محمّد‌بن‌علی و علی‌بن‌محمّد

و الحسن‌بن‌علی و الحجه‌القائم‌المنتظر صلوات‌الله و سلامه علیهم ائمتی و

سادتی و موالی بهم اتولی و من اعدائهم اتبر و أن‌الموت و النشور حق و الساعة

آتیة لاریب فیها و أن‌الجنة و النار حق. اللهم أدخلنا جنتك برحمتك و جنّبنا و

احفظنا من عذابك بلطفك و احسانك یا لطیفاً بعباده یا أرحم الراحمین.


خداوندا! این تو هستی كه قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و

ولایتت قرار دادی. خدایا! تو خود می‌دانی كه همواره آماده بوده‌ام آنچه را كه تو

خود به من دادی، در راه عشقی كه به راهت دارم، نثار كنم. اگر این نبود، آن هم

خواست تو بود.



پروردگارا! رفتن در دست تو است؛ من نمی‌دانم چه موقع خواهم رفت ولی

می‌دانم كه از تو باید بخواهم مرا در ركاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با

دشمنان قسم‌خورده‌ات بجنگم تا به فیض شهادت برسم.



از پدر و مادرم كه حق بزرگی بر گردنم دارند، می‌خواهم كه مرا ببخشند؛ من نیز

همواره برایشان دعا كرده‌ام كه عاقبت به خیر شوند. از همسر گرامی و فداكار و

فرزندانم می‌خواهم كه مرا ببخشند كه كمتر توانسته‌ام به آنها برسم و بیشتر

می‌خواهم وقف راهی باشم كه خداوند متعال به امت زمان ما عطا فرموده

است.

آنچه از دنیا برایم باقی می‌ماند، حق است كه در اختیار همسرم قرار گیرد. از

همه آنهایی كه از من بد دیده‌اند، می‌خواهم كه مرا به بزرگی خودشان ببخشند


خداوندا! ولی امرت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را تا ظهور حضرت مهدی (عج) زنده،

پاینده و موفق بدار. آمین یا رب العالمین.



من‌الله‌التوفیق علی صیاد شیرازی - 19دی1371



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:جمعه 18 فروردین 1391-11:22 ق.ظ

چند لحظه تامل!


نگوهش غفلت زدگان:
یاد مرگ از دل‏هاى شما رفته، و آرزوهاى فریبنده جاى آن را گرفته است.
و دنیا بیش از آخرت شما را تصاحب كرده و متاع زودرس دنیا بیش از متاع جاویدان آخرت در شما نفوذ كرده است و دنیا زدگى قیامت را از یادتان برده است. همانا شما برادران دینى یكدیگرید، چیزى جز درون پلید و نیّت زشت، شما را از هم جدا نساخته است، نه یكدیگر را یارى مى‏ دهید، نه خیر خواه یكدیگرید و نه چیزى به یكدیگر مى ‏بخشید و نه به یكدیگر دوستى مى‏ كنید. شما را چه شده است كه با به دست آوردن متاعى اندك از دنیا شادمان مى‏ گردید و از متاع بسیار آخرت كه از دست مى‏ دهید اندوهناك نمى‏ شوید امّا با از دست دادن چیزى اندك از دنیا مضطرب شده كه آثار پریشانى در چهره‏ ها آشكار مى‏ گردد و بى تابى مى‏ كنید، گویا این دنیا محل زندگى جاودان شما و وسائل آن براى همیشه از آن شماست. چیزى شما را از عیب جویى برادر دینى باز نمى ‏دارد جز آن كه مى‏ ترسید مانند آن عیب را در شما به رختان كشند. در بى اعتنایى به آخرت و دوستى دنیا یك دل شده‏ اید، و هر یك از شما دین را تنها بر سر زبان مى ‏آورید، و از این كار خشنودید همانند كارگرى كه كارش را به پایان رسانده و خشنودى مولاى خود را فراهم كرده است.
»
قسمتی از خطبه 113 نهج البلاغه «





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : گزیده کتابخوانی 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:پنجشنبه 17 فروردین 1391-04:13 ب.ظ

راز دل غمین فاطمه(س)

"شما ای‌ مردم‌ بر پرتگاه‌ آتش‌ بودید و از فرط‌ ذلت‌ نزد دیگران، همچون‌ جرعه ‌آبی‌ در دست‌ تشنه‌ كامی‌ یا لقمه‌ای‌ در دست‌ گرسنه‌ای‌ و یا چون‌ آتشی‌ كه‌ شخص‌ مستعجلی‌ از آن‌ برگیرد. شما لگدكوب‌ و پایمال‌ بودید و از آب‌ متعفن‌ با سرگین‌ شتر می‌‌آشامیدید و از برگ‌های‌ خاك‌مال‌ و علف‌ بیابان‌ می‌خوردید. ذلیل‌ بودید و زبون‌ می‌زیستید و هر آن‌ مضطرب‌ بودید كه‌ مبادا از این‌ سوی‌ یا آن‌ سوی‌ به‌ شما هجوم‌ آورند و به‌ اسارتتان‌ ببرند. شما این‌ بودید تا خداوند به‌ دست‌ محمد صلی الله علیه و آله با همه‌ آنچه‌ بر او گذشت‌ رهایتان‌ كرد. چه‌ سختی‌ها كه‌ نكشید و چه‌ شكنجه‌ها كه‌ ندید.

هرگاه‌ شاخی‌ از شاخ‌های‌ شیطان‌ و گردنكشی‌ از یارانش‌ سر بر می‌داشت‌ و فتنه‌ای‌ از مشركان‌ به‌ خونخواری‌ دهان‌ می‌گشود، او برادرش‌ علی علیه السلام را در كام‌ آتش‌ رقصان‌ آن‌ و در گلوگاه‌ خطر می‌افكند و او‌ نیز، تا مغز دشمن‌ را نمی‌كوفت‌ و آتش‌ سركش‌ فتنه‌ را به‌ آب‌ شمشیرش‌ خاموش‌ نمی‌كرد، آرام‌ نمی‌گرفت. در همه‌ این‌ مدت، علی علیه السلام در راه‌ خدا سختی‌ می‌كشید و به‌ آب‌ و آتش‌ می‌‌زد. در كار خدا از جان‌ مایه‌ می‌‌گذارد و همواره‌ به‌ رسول‌ خدا نزدیك‌ بود. در میان‌ دوستان‌ و سربازان‌ خدا وقف‌ راه‌ خدا بود و مدام‌ خود را به‌ مشقت‌ می‌انداخت. در دریای‌ رنج‌ فرو می‌رفت‌ و هرگز در راه‌ خدا به‌ ملامت‌ مردم‌ وقعی‌ نمی‌نهاد و به‌ ستوه‌ نمی‌آمد.

ولی‌ شما چه؟ در تمام‌ آن‌ روزها، در رفاه‌ و عیش‌ بودید، خوش‌ می‌گذراندید و زندگی‌ می‌كردید و بی‌درد بودید. هرگاه‌ درگیری‌ و نبرد پیش‌ می‌آمد، خود را كنار می‌كشیدید و ما را تنها می‌گذاردید و از جنگ‌ می‌گریختید.
 

... به‌ كجا می‌روید؟ چه‌ می‌كنید؟ هنوز پیكر پیامبر تازه‌ است؛ آیا می‌گویید كه‌ محمد مُرد و همه‌ چیز تمام‌ شد؟ هرگز!

... هان‌ می‌بینم‌ كه‌ اینك‌ باز زمین‌گیر شده‌اید و دل‌ به‌ تن ‌آسایی‌ و راحت‌ طلبی‌ و دنیا خواهی‌ داده‌اید و قصد همیشه ‌ماندن‌ در دنیا كرده‌اید و كسی‌ را كه‌ به‌ قبض‌ و بسط‌ كار حكومت‌ سزاوارتر است، دور رانده‌اید و با راحتی‌ و عیاشی، خلوت‌ كرده‌اید.

... بدانید اگر همه‌ شما هم‌ كافر شوید و به‌ حق‌ پشت‌ كنید، خداوند همچنان‌ ستوده‌ است‌ و احتیاجی‌ به‌ شمایان‌ ندارد.

و بدانید آنچه‌ را كه‌ اینك‌ گفتم؛ گفتم، در حالی‌ كه‌ می‌دانستم‌ هرگز یاوری‌ نخواهید كرد. ولی‌ آنچه‌ گفتم‌ راز دل‌ غمین‌ من‌ بود كه‌ در سینه‌ جمع‌ شده‌ و دود حزن‌ و اندوه‌ من‌ بود كه‌ در دل‌ خسته‌ام‌ متراكم‌ شده‌ و آه‌ آتش ‌افروزی‌ كه‌ از سینه‌ دردمند من‌ شعله‌ كشیده؛ تنها خواستم‌ با شما حجت‌ را تمام‌ كرده‌ باشم."

منبع:سایت خبری بولتن




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:پنجشنبه 3 فروردین 1391-12:45 ب.ظ

وقتی بهار آمد به یاد قیامت باش

گفتاری از حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی:

در رابطه با ایام تحویل سال و فرا رسیدن عید نوروز، میتوان گفت آنهایی که عاقلاند و حکیمانه زندگی میکنند، بهره کامل و کافی از زندگی میبرند. یعنی هم لذتهای جسمانی و بدنی میبرند و هم لذتهای روحانی و عقلی. اگر کسی عاقل باشد بهترین لذت را از زندگی مخصوصا در فصل بهار میبرد اما اگر کسی غافل باشد فقط لذت ظاهری میبرد. توضیح مطلب این است که در روایات آمده: «إذا رأیتم الربیع فاذکروا النشور» وقتی بهار آمد، به یاد معاد باشید. وقتی بهار میآید دوتا کار در عالم طبیعت و عالم ماده انجام میگیرد. اگر کسی نداند چهکاری در طبیعت انجام میگیرد و چهکسی این کارها را انجام میدهد، فقط یک حیات گیاهی دارد یعنی در حد گیاهان لذت میبرد از خوردن و پوشیدن لباس نو. این «حیوان نام» هنوز متخیل و متوهم و... نشده، و فقط یک لذت گیاهی میبرد. مگر گیاه لذت ندارد؟ گیاه هم تغذیه دارد و بالنده است و جامه نو در بر میکند؛ این برگها لباس نویی است برای اینها. جوانی که از همهجا غافل است و فقط به این فکر است که نوروز را خوش باشد، یک لذت گیاهی دارد یعنی خوب غذا میخورد، خوب میگوید، خوب میخندد، خوب جامه در بر میکند، میخرامد و دیگر هیچ. این، بهره غافلان است اما اهلبیت عصمت و طهارت که به حقیقت عالم آگاه هستند و ما را به حقیقت عالم آگاهی میدهند، فرمودند شما عاقلانه زندگی کنید نه غافلانه. بهره مادی ببرید، از هوای لطیف لذت ببرید، از سبزی و از آب و از هوا و محیط سالم لذت ببرید اما از این رسیدن بهار به یاد معاد باشید: «اذا رأیتم الربیع فاذکروا النشور» به یاد معاد باشید.



در قرآن کریم بیش از هر چیزی بعد از مسأله توحید ما را به جریان معاد آشنا می
کنند زیرا آنکه سازنده است، مسأله معاد است. اعتقاد به خدا بهعنوان اینکه او واجبالوجود است، بهعنوان اینکه خالق کل است، بهعنوان اینکه مدیرعامل کل جهان و رب الارباب است؛ در مشرکان حجاز هم بود؛ این اعتقادها مشکل را حل نمیکند، این فقط ثمره علمی دارد. آنکه مشکل را حل میکند، ربوبیت جزیی است که رب انسان کیست، نه رب عالم! این ربوبیت جزیی چیست؟ انسان باید تحت تدبیر چهکسی باشد، قانون چهکسی را گوش بدهد؟ این را مشرکین قبول نداشتند. بعد هم مسأله معاد است. انسان که مرد، میپوسد یا از پوست به درمیآید؟ مشرکان میگفتند انسان که مرد، میپوسد: «إِنْ هِی إِلا حَیاتُنَا الدنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیی» بعد از مرگ خبری نیست.

اگر کسی بعد از مرگ را انکار کند و مرگ را پوسیدن بداند، تمام حیات را تا گور خلاصه میبیند بنابراین میگوید هر اندازه ممکن است در اینجا بهره ببریم. قرآن کریم در بسیاری از آیات سخن از معاد را مطرح میکند که مرگ پوسیدن نیست، بلکه از پوست به در آمدن است؛ مرگ نابودی نیست، هجرت است؛ در روایات نورانی اهلبیت آمده است: «إنما تنتقلون من دار الی دار» اگر برای ما روشن شد که مرگ از پوست به در آمدن است نه پوسیدن و هجرت، میلاد جدید و یک مرحله دیگر است، خواهیم دانست که باید چیزی را تهیه کنیم که آنجا کارایی داشته باشد.


در روایات فرمودند وقتی بهار آمد، شما به فکر معاد باشید. در بهار دوتا کار اساسی انجام می
گیرد یکی اینکه خوابیده‎‎ها بیدار میشوند و یکی اینکه مرده‎‎ها زنده میشوند و در قرآن کریم از هر دو راه برای مسأله معاد استفاده شده است. در جریان خواب فرمود: «یتَوَفاکمْ بِاللیلِ وَ یعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنهارِ ثُم یبْعَثُکمْ» اینکه هر شب انسان میخوابد، نموداری از مرگ است چون «النوم اخ الموت» در خواب، روح بخش مهم تعلقش از بدن را کم میکند و در حد حیات گیاهی بدن را نگاه میدارد؛ بدن او در بستر است، اما خودش در عالم خودش حرکت میکند.

تعبیر قرآن کریم درباره خواب توفی است یعنی انسان خوابیده، متوفی است چه اینکه انسان مرده هم متوفی است منتها در مرگ تعلق بین نفس و بدن بالکل قطع است اما در خواب فقط قسمت مهم تعلقش قطع است؛ لذا تعبیر وفات درباره موت هم هست: «اللهُ یتَوَفی اْلأَنْفُسَ حینَ مَوْتِها وَ التی لَمْ تَمُتْ فی مَنامِها» او متوفی است و ما در خواب متوفاییم «هُوَ الذی یتَوَفاکمْ بِاللیلِ وَ یعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنهارِ» ما هر شب متوفا میشویم و بعد بیدار میشویم. بعد میفرماید این، نشانه قیامت است؛ کسیکه میمیرد مانند به خواب رفتن است منتها قدری بیشتر، پس خوابیدن و بیدار شدن نموداری از معاد است. در بهار تمام این درختهایی که خواب رفتهاند، بیدار میشوند. آن گیاهان و آن درختانی که چندین سال قبل از بین رفتهاند و خاک شدند و الآن خاکشان پای این درختهاست؛ اینها مردهاند، بهار خدا اینها را زنده میکند. دوتا کار در بهار میشود یکی اینکه این درختهایی که خوابند بیدار میشوند برای اینکه خشک نشدهاند. وقتی دیگر درختها بیدار شدند و آب خوردند و هوا دیدند و نور دیدند و کود دیدند، تغذیه میکنند. کار تغذیه کردن اینها این است که خاکهای اطراف خودشان را جذب میکنند و این درختی که یک متر بود، دو متر میشود؛ چراکه خاک خورده و هوا خورده. این خاک مرده را خدا از راه تغذیه زنده کرد و همین خاک را بهصورت میوه درآورد، همین خاک را بهصورت برگ درآورد، همین خاک را بهصورت خوشه و شاخه درآورد.

 

 اینچنین نیست که در باغ یک کار بشود که خوابیده بیدار بشود بلکه در باغ دوتا کار میشود؛ یکی اینکه خوابیدهها بیدار میشوند و اینکه مردهها زنده میشوند قرآن کریم فرمود خدای سبحان باران نازل میکند، زمین مرده را زنده میکند: «یحیی اْلأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» نه یحیی النبات بعد نومها. زمین مرده را زنده میکند. خدای سبحان در قرآن کریم فرمود خوابیده‎‎ها را بیدار میکند و مرده‎‎ها را زنده میکند: «کذلِک یحْیی اللهُ الْمَوْتی» اینچنین خدای سبحان این بدنهای پوسیده را دوباره نو میکند. اهلبیت (علیهمالسلام) فرمودند: «اذا رأیتم الربیع فاذکروا النشور» وقتی که بهار آمد به یاد قیامت باشید.

 این کسی که حکیمانه به بهار نگاه میکند، هم مطلب جدید میفهمد و هم لذت علمی میبرد، برهان اقامه میکند و جانش تغذیه میشود؛ در نشاط است که مطلبی را فهمیده؛ بدنش هم از هوای تازه، از گلها، بهار، لذائذ و نسیم لذت میبرد. پس آدم عاقل از بهار دو لذت میبرد ولی آدم غافل یک لذت از بهار میبرد؛ اصرار کتاب و سنت این است که شما هرگز به کم قناعت نکنید. آدم وقتی مطلبی را فهمید کاملا لذت میبرد؛ لذتی که انسان از مطلب عمیق میبرد بیش از لذتی است که از خوردن یک غذای لذیذ عاید او میشود؛ لذا فرمودند وقتی بهار شد شما به این فکر باشید که اگر خواب هستید بیدار بشوید و اگر خدای ناکرده آن مرگ دامنگیر شما شد، خودتان را با آیات الهی زنده کنید. در بیانات نورانی حضرت امیر (سلاماللهعلیه) در نهجالبلاغه آمده است که بعضیها مرده متحرکاند: «فَالصورَه صُورَه إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیوَانٍ وَ ذلِک مَیتُ الْأَحْیاءِ» ایشان فرمود اینها صورتا زندهاند؛ آن جانشان، آن قلبشان، آن فکرشان مرده است: «فَالصورَه صُورَه إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیوَانٍ وَ ذلِک مَیتُ الْأَحْیاءِ» یعنی در میان زنده‎‎ها راه میروند ولی مردهاند. اگر کسی با این معارف آشنا باشد، خودش را زنده میکند؛ وقتی زنده شد از حیات لذت میبرد. بنابراین خاصیت بهار این است که اگر انسان به یاد معاد بیفتد، هم لذت عاقلانه میبرد و هم لذت حسی.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic