درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :ملیحه
تاریخ:شنبه 9 فروردین 1393-05:37 ب.ظ

وای مادرم........

 


پای چندین لندهور درکوچه ها واگشت و بعد۰۰۰

مادرم در کوچه بانامرد تنهاگشت و بعد۰۰۰

وای برمن ناگهان درکوچه بلواگشت و بعد ۰۰۰

روی گونه جای پنج انگشت٫ پیداگشت و بعد ۰۰۰

ناگهان مادر زمین خورد و قدش تاگشت و بعد۰۰۰

رد خون بر روی آن دیوار پیدا گشت و بعد۰۰۰

مادرم دیگر توان پاشدن ازجا نداشت ... 

خواست ازجا پا شود اما به پایش نا نداشت

واى مادرم.....



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 22 بهمن 1391-07:45 ب.ظ

بیست و دوم بهمن 1391

ناپلئون بناپارت:

اگر نیمی از لشگریانم ایرانی بودند تمام دنیا را فتح میکردم...

آدولف هیتلر:

اگر مهندسان اسلحه ساز من ایرانی بودند
صد سال قبل از تولدم نازی دارای بمب اتمی میشد.

پبامبر اعظم(ص):

روزی مردانی از سرزمین پارس به دور ترین نقطه ی علم خواهند رسید .

بن لادن:

اگر دنبال مردانی هستی که تا پای خونشان از عهدشان دفاع کنند
در سرزمین پارس به کاوش بپرداز .

اسکندر :

اگر روزی دیدی که فردی بخاطر کشورش حاضر شده تمام فرزندانش را قربانی کند.بدان که آن مرد اهل امپراطوری پارس است .


برای ثبت در تاریخ:

تصویر حضور شما مردم نازنین در راه پیمایی 22 بهمن 91



ما مردمی هستیم که گرسنه می‌مانیم و سختی ها را متحمل می شویم

اما در مقابل دشمن سر فرود نمی‌آوریم

و سلیمان خود را به اهریمنان نمی‌فروشیم ...




هموطن نازنینم؛

خاک پای این حضور حماسه آفرین تو، سرمه چشم من

تشکر ... تشکر

.




.









به نظر شما این "مرد" برای ساندیس آمده؟!!






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 13 آبان 1391-10:40 ب.ظ

کربلا و غدیر

• غدیر

< کربلای عوام > بود

و

• کربلا

<غدیر خواص > ...


در غدیر با آنکه بیعت گرفته شد

✔ جفا شد ..


در کربلا با اینکه بیعت برداشته شد

✔ وفا شد ..





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 21 شهریور 1391-11:21 ب.ظ

تسلیت شهادت امام صادق(ع)

از دوستداران امام صادق(ع) بود
شرب خمر کرده بود و از کوچه عبور می کرد که دید حضرت صادق (ع) می آید
از شرم پشتش را به حضرت کرد که نکند اورا در این وضع ببیند
ناگهان گرمی دستی را بر شانه اش احساس کرد که تمام اضطرابش را به آرامش تبدیل کرد
امام بود که او را برگرداند و فرمود:
هیچگاه و در هیچ شرایطی به ما پشت نکنید که ما دوستدار شماییم....
 
 
یا امام صادق دستتون رو روی دوش ما هم بذارید که بدجور خجالت زده ایم...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:شنبه 14 مرداد 1391-03:48 ب.ظ

عیدتان مبارک


«لا أَدَبَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لاهِمَّةَ لَهُ، وَ لا حَیاءَ لِمَنْ لا دینَ لَهُ.»

كسى كه عقل ندارد، ادب ندارد و كسى كه همّت ندارد، جوانمردى ندارد و كسى كه دین ندارد، حیا ندارد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:پنجشنبه 1 تیر 1391-10:05 ق.ظ

خدایا!

« 31 خرداد،شهادت شهید مصطفی چمران »

ای خدای بزرگ!

آن چنان عشق خود را در دل ما جایگزین کن که جایی برای دیگری باقی نماند

آن چنان روح ما را تسخیر نما که هوای دیگری نکند

آن چنان همه ی هستی ما را از وجود خود پر کن که از همه کس و همه چیز بی نیاز باشیم

آن قدر به ما معرفت ده که جز تو، کسی را نپرستیم

آن قدر به ما عزت ده تا در برابر هیچ طاغوتی به زمین نیفتیم

آن قدر به ما شجاعت ده که در مقابل هیچ ظالمی تسلیم نشویم

 

خدایا!

هر چه را دوست داشتم از من گرفتی

به هرچه دل بستم، دلم را شکستی

به هر چیزی که عشق ورزیدم، زائل کردی

 هرکجا که قلبم آرامش یافت، تو مضطرب و مشوشش نمودی

هر وقت که دلم به جایی استقرار یافت، آواره ام کردی

هر زمان به چیزی امیدوار شدم، تو امیدم را کور نمودی

تا:

به چیزی دل نبندم و کسی را به جای تو نگیرم و در جایی استقرار نیابم و به جای تو محبوبی و معشوقی نگیرم و جز تو به کسی دیگر و جایی دیگر و نقطه ای دیگر آرامش نیابم

تو را بخواهم، تو را بخوانم، تو را بجویم و تو را پرستش کنم

 

خدایا!

تو می دانی که در سراسر عمرم هیچگاه تو را فراموش نکرده ام

در سرزمین دور دست، فقط تو در کنارم بودی

و در شب های تار فقط تو انیس دردها و غم هایم بودی

در صحنه های خطر فقط تو  مرا محافظت می کردی

و اشک های ریزانم را فقط تو مشاهده می نمودی

بر قلب مجروحم فقط یاد تو و ذکر تو مرحم می گذاشت

«مناجات شهید چمران»




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:دوشنبه 21 فروردین 1391-03:18 ب.ظ

وصیتنامه شهید سپهبد علی صیاد شیرازی

  « 21فروردین،شهادت امیر سپهبد علی صیاد شیرازی»

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، ارحم‌‌الراحمین، رب‌العالمین و صلی‌الله علی محمد

واله‌الطاهرین، انالله و اناالیه راجعون.

هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق‌الله و رسوله. اللهم زدنا ایماناً و ارحمنا. اشهد

ان لااله‌الا الله وحده لا شریك له و أن محمّداً عبده و رسوله ارسله بالهدی و

دین‌الحق و ان الصدیقة‌ الطاهره فاطمه‌الزهرا، سیده نسا العالمین و أن علیاً

أمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین و علی‌بن‌الحسین و محمّد‌بن‌علی و

جعفربن‌محمّد و موسی‌بن‌جعفر و علی‌بن‌موسی و محمّد‌بن‌علی و علی‌بن‌محمّد

و الحسن‌بن‌علی و الحجه‌القائم‌المنتظر صلوات‌الله و سلامه علیهم ائمتی و

سادتی و موالی بهم اتولی و من اعدائهم اتبر و أن‌الموت و النشور حق و الساعة

آتیة لاریب فیها و أن‌الجنة و النار حق. اللهم أدخلنا جنتك برحمتك و جنّبنا و

احفظنا من عذابك بلطفك و احسانك یا لطیفاً بعباده یا أرحم الراحمین.


خداوندا! این تو هستی كه قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و

ولایتت قرار دادی. خدایا! تو خود می‌دانی كه همواره آماده بوده‌ام آنچه را كه تو

خود به من دادی، در راه عشقی كه به راهت دارم، نثار كنم. اگر این نبود، آن هم

خواست تو بود.



پروردگارا! رفتن در دست تو است؛ من نمی‌دانم چه موقع خواهم رفت ولی

می‌دانم كه از تو باید بخواهم مرا در ركاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با

دشمنان قسم‌خورده‌ات بجنگم تا به فیض شهادت برسم.



از پدر و مادرم كه حق بزرگی بر گردنم دارند، می‌خواهم كه مرا ببخشند؛ من نیز

همواره برایشان دعا كرده‌ام كه عاقبت به خیر شوند. از همسر گرامی و فداكار و

فرزندانم می‌خواهم كه مرا ببخشند كه كمتر توانسته‌ام به آنها برسم و بیشتر

می‌خواهم وقف راهی باشم كه خداوند متعال به امت زمان ما عطا فرموده

است.

آنچه از دنیا برایم باقی می‌ماند، حق است كه در اختیار همسرم قرار گیرد. از

همه آنهایی كه از من بد دیده‌اند، می‌خواهم كه مرا به بزرگی خودشان ببخشند


خداوندا! ولی امرت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را تا ظهور حضرت مهدی (عج) زنده،

پاینده و موفق بدار. آمین یا رب العالمین.



من‌الله‌التوفیق علی صیاد شیرازی - 19دی1371



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:پنجشنبه 17 فروردین 1391-04:13 ب.ظ

راز دل غمین فاطمه(س)

"شما ای‌ مردم‌ بر پرتگاه‌ آتش‌ بودید و از فرط‌ ذلت‌ نزد دیگران، همچون‌ جرعه ‌آبی‌ در دست‌ تشنه‌ كامی‌ یا لقمه‌ای‌ در دست‌ گرسنه‌ای‌ و یا چون‌ آتشی‌ كه‌ شخص‌ مستعجلی‌ از آن‌ برگیرد. شما لگدكوب‌ و پایمال‌ بودید و از آب‌ متعفن‌ با سرگین‌ شتر می‌‌آشامیدید و از برگ‌های‌ خاك‌مال‌ و علف‌ بیابان‌ می‌خوردید. ذلیل‌ بودید و زبون‌ می‌زیستید و هر آن‌ مضطرب‌ بودید كه‌ مبادا از این‌ سوی‌ یا آن‌ سوی‌ به‌ شما هجوم‌ آورند و به‌ اسارتتان‌ ببرند. شما این‌ بودید تا خداوند به‌ دست‌ محمد صلی الله علیه و آله با همه‌ آنچه‌ بر او گذشت‌ رهایتان‌ كرد. چه‌ سختی‌ها كه‌ نكشید و چه‌ شكنجه‌ها كه‌ ندید.

هرگاه‌ شاخی‌ از شاخ‌های‌ شیطان‌ و گردنكشی‌ از یارانش‌ سر بر می‌داشت‌ و فتنه‌ای‌ از مشركان‌ به‌ خونخواری‌ دهان‌ می‌گشود، او برادرش‌ علی علیه السلام را در كام‌ آتش‌ رقصان‌ آن‌ و در گلوگاه‌ خطر می‌افكند و او‌ نیز، تا مغز دشمن‌ را نمی‌كوفت‌ و آتش‌ سركش‌ فتنه‌ را به‌ آب‌ شمشیرش‌ خاموش‌ نمی‌كرد، آرام‌ نمی‌گرفت. در همه‌ این‌ مدت، علی علیه السلام در راه‌ خدا سختی‌ می‌كشید و به‌ آب‌ و آتش‌ می‌‌زد. در كار خدا از جان‌ مایه‌ می‌‌گذارد و همواره‌ به‌ رسول‌ خدا نزدیك‌ بود. در میان‌ دوستان‌ و سربازان‌ خدا وقف‌ راه‌ خدا بود و مدام‌ خود را به‌ مشقت‌ می‌انداخت. در دریای‌ رنج‌ فرو می‌رفت‌ و هرگز در راه‌ خدا به‌ ملامت‌ مردم‌ وقعی‌ نمی‌نهاد و به‌ ستوه‌ نمی‌آمد.

ولی‌ شما چه؟ در تمام‌ آن‌ روزها، در رفاه‌ و عیش‌ بودید، خوش‌ می‌گذراندید و زندگی‌ می‌كردید و بی‌درد بودید. هرگاه‌ درگیری‌ و نبرد پیش‌ می‌آمد، خود را كنار می‌كشیدید و ما را تنها می‌گذاردید و از جنگ‌ می‌گریختید.
 

... به‌ كجا می‌روید؟ چه‌ می‌كنید؟ هنوز پیكر پیامبر تازه‌ است؛ آیا می‌گویید كه‌ محمد مُرد و همه‌ چیز تمام‌ شد؟ هرگز!

... هان‌ می‌بینم‌ كه‌ اینك‌ باز زمین‌گیر شده‌اید و دل‌ به‌ تن ‌آسایی‌ و راحت‌ طلبی‌ و دنیا خواهی‌ داده‌اید و قصد همیشه ‌ماندن‌ در دنیا كرده‌اید و كسی‌ را كه‌ به‌ قبض‌ و بسط‌ كار حكومت‌ سزاوارتر است، دور رانده‌اید و با راحتی‌ و عیاشی، خلوت‌ كرده‌اید.

... بدانید اگر همه‌ شما هم‌ كافر شوید و به‌ حق‌ پشت‌ كنید، خداوند همچنان‌ ستوده‌ است‌ و احتیاجی‌ به‌ شمایان‌ ندارد.

و بدانید آنچه‌ را كه‌ اینك‌ گفتم؛ گفتم، در حالی‌ كه‌ می‌دانستم‌ هرگز یاوری‌ نخواهید كرد. ولی‌ آنچه‌ گفتم‌ راز دل‌ غمین‌ من‌ بود كه‌ در سینه‌ جمع‌ شده‌ و دود حزن‌ و اندوه‌ من‌ بود كه‌ در دل‌ خسته‌ام‌ متراكم‌ شده‌ و آه‌ آتش ‌افروزی‌ كه‌ از سینه‌ دردمند من‌ شعله‌ كشیده؛ تنها خواستم‌ با شما حجت‌ را تمام‌ كرده‌ باشم."

منبع:سایت خبری بولتن




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:سه شنبه 23 اسفند 1390-05:07 ب.ظ

چشم مجنون



«24 اسفند،شهادت شهید محمد ابراهیم همت»

آنکس که تو را شناخت جان را چه کند؟

فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی

دیوانه تو هر دو جهان را چه کند؟

مجنون ترین

پسرک بودم،چشنده ی عشقی کوچک،که به مجنون گفتم «زنده بمان!»

به من گفت یا برام خواند،مادر بزرگم گمانم،که مجنونِ مجرم به عشق را چطور شلاق می زدند و او آرام و بلند و با فریاد فقط می گفت «لیلی!».

به من گفت یا برام خواند مادر بزرگم گمانم،که لیلی چطور در آتشِ عشقِ مجنون می سوخت و به هر زخم شلاق مجنون زخمی بر او نقش می بست و او هم دور از او و در زندان خانه پدر و آرام و بلند و با فریاد می گفت«مجنون!»

 به من گفت یا برام خواند مادر بزرگم گمانم،که مجنون چطور آواره ی بیابان ها شد و زخم ها خورد و جان کنار پای معشوقش سپرد وقتی هنوز از اعماق جانش صدا می زد «لیلی!»

 به من نگفت یا برام نخواند مادر بزرگم که چطور شعله یِ آتشِ عشقِ لیلی را در نگاه پیر او دیدم تا یادم بیاید او هم برای خودش مجنونی داشته که اینطور از قیسِ عامر توانسته بگوید.شاید همان روزها بود که برای اولین بار به مجنون گفتم «زنده بمان!»

عشق های کودکی اغلب کوچکند

بزرگتر که شدم،از خاطره و خط و خون که گذشتم،مجنون ها در خودم،با خودم،کنار خودم دیدم.مشقِ عشقشان حکایت ها با خودش داشته بوده ست.چمران اگر اسلحه به دست گرفت برود بجنگد،عاشقانه ترین لحظه ها را کنار لیلی اش کنار غاده اش گذراند که توانست مرگش را پیشاپیش بیبند و به آن بخندد.همت اگر گمگشته ترین مرد جزیره مجنون بود،مجنونِ لیلی اش هم بود،که زنگ بزند به او بگوید«ژیلا!کاش یک ساعت این جا بودی تا باز معنی آرامش را می فهمیدم.»

و این مجنون،مجنون،مجنون.

نمی دانم چرا اسم این دو جزیره را گذاشتند مجنون.شاید چون قربانگاه عاشق ترین مردانی بوده ست که جنگ باعث شد بشناسم شان.قربانگاه ابراهیم و حمید و مهدی،که اسمشان برای همیشه در قلبم با اسم مجنون به یادگار مانده ست.پیشه شان عاشقی بود،مطمئنم،بروید از لیلی هاشان بپرسید.از لیلی ابراهیم بپرسید.بپرسید وقتی ابراهیم رفت خانه خدا از خدا چه خواست.بپرسید مگر نگفت «ژیلا را به من برسان!»

بپرسید مگر نگفت «فقط او می تواند مادر هر دو پسرم باشد.»

بپرسید مگر نگفت«زخم تیر و ترکش نمی خواهم.نمی خواهم ژیلا حتی برای یک لحظه نگران زخم های من باشد.»

و مگر جز این شد؟ابراهیم به لیلی اش رسید،هر چند سخت،هر چند دور،هرچند کوتاه.هر دو پسرش را هم به او سپرد.که می دانست.و زخم تیر و ترکش هم نخورد.تا روزهای مجنون که سرش از تن...

و وای از مجنون،مجنون،مجنون.همان روزها بود که باز زیر لب و بلند و با فریاد به مجنون گفتم «زنده بمان!»

شرح این عشق ها را باید گفت.باید گفت هر کس که رفته ست لب مرز جنگیده ست،مشق عاشقی ها کرده است.اول او با خودش جنگیده ست،بعد با فراق دوری از لیلی اش،بعد پا در راه عشقی دیگر گذاشته است.آن لیلی دیگر.که بهای عشقش فقط خون ست.

خب بله.اشتباه من همین است.نه.بهایِ عشقِ هر لیلی ای خون ست.گواه هم دارم.خونی که مصطفی به عشق غاده ریخته است،یا ابراهیم برای ژیلا،یا حمید برای فاطمه،یا مجنون برای لیلی...

«برگرفته از مقدمه کتاب به مجنون گفتم زنده بمان-کتاب حمید باکری،نوشته فرهاد خضری،انتشارات روایت فتح»

"لینک خرید اینترنتی کتاب:http://ketabroom.ir/part,showEntity/id,770/lang,fa/fullView,true/"






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :M A
تاریخ:یکشنبه 23 بهمن 1390-08:56 ب.ظ

22 بهمن 90


با قد خمیده داشت آروم آروم از راهپیمایی 22 بهمن برمی گشت! پسرش رو هم در حوالی همین خیابون به انقلاب تقدیم کرده بود!
 چقدر افتخارآمیز حضور افراد با این سن در راهپیمایی!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:دوشنبه 14 آذر 1390-01:26 ب.ظ

یا عباس (علیه السلام)



دستان خدا زتن جدا شد
و ان قامت حیدری دو تا شد
بگرفت به ناگزیر، چون جان
آن مشک ز دوش خود به دندان
وانگاه به روی مشک خم شد
وز قامت او دو نیزه کم شد
جان در بدنش نبود و می تاخت
با زخم هزار نیزه می ساخت
از خون،تن او به گل نشسته
صد خار بر آن ز تیر ، بسته
دلشاد که گر ز دست شد دست
آبیش برای کودکان هست
چون عمر گل این نشاط ،کوتاه
تیر آمد و مشک بر درید آه!
این لحظه چه گویم او چه ها کرد
تنها نگهی به خیمه ها کرد
 
سید علی موسوی گرمارودی



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مناسبت های پیش رو 
نویسنده :M A
تاریخ:شنبه 2 مهر 1390-05:01 ب.ظ

شهادت امام جعفر صادق(ع)

 

امام صادق (سلام الله علیه) : •


 لَستُ اُحِبُّ أن أرَى الشّابَّ مِنكُم إلاّ غادِیاً فی حالَینِ: إمّا عالِماً أومُتَعَلِّماً.

 دوست ندارم جوانى از شما [شیعیان] را جز بر دو گونه ببینم: دانشمند یا دانشجو.


حكمت نامه جوان – ص 82- ح 73




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 2 مهر 1390-01:03 ب.ظ

دفاع بسیار مقدس

دانلود نوحه شهدا شرمنده ایم1

دلامون شدی خالی، از غم عاشقی و جنون

توی شهر ما فراموش شده یادتون ...

دانلود نوحه شهدا شرمنده ایم 2

دلی که تنگه می خونه، شهدا شرمنده ایم

حضرت زهرا می دونه، شهدا شرمنده ایم...

دانلود نوحه کرب و بلای ایران

اینجا همت بی سر شده، میر افضلی پر پر شده، داد از غریبی

عشقو اینجا نشون دادن، باکری هامون جون دادن، داد از غریبی...

 

(روی لینکها راست کلیک کنید و گزینه save target as رو کلیک کنید)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:جمعه 4 شهریور 1390-11:27 ب.ظ

راهپیمایی روز قدس

راهپیمایی روز قدس در شاهرود! 

راهپیمایی روز قدس در شاهرود

راهپیمایی روز قدس در شاهرود




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 10 مرداد 1390-12:12 ق.ظ

رمضان ماه خداست

خدایا در این ماه رمضان، بفهمانم که بی تو چه میشوم، اما نشانم نده...

خدایا هم بفهمانم و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد.

شهید هادی محبی، شهید امر به معروف در ماه رمضان

شهید محبی چنانکه از وصیتنامه اش معلوم است، همه چیز را در راستای خشنودی خداوند جستجو می کرد. بنابه گفته اطرافیانش او حتی در کسب و کار خود سعی می کرد تا مسائل مربوط به حلال و حرام را کاملا رعایت کند و از این جهت الگو و نمونه باشد. او پس از آنکه هفت سال از عمر عزیز خود را در بسیج گذراند، بالاخره در روز دوم ماه مبارک رمضان مصادف با 21 آذر 78 در حالی که فرماندهی یکی از گروهان های گردان عاشورا را به عهده داشت، در جریان امر به معروف و نهی از منکر کردن نوجوانی که تظاهر به روزه خواری در ملا عام می نمود و نیز بسیاری از اوقات مزاحم مردم و کسبه محل شده بود، به شهادت می رسد.

قصاص

دادگاه حكم را صادر نمود ، قتل عمد قصاص دارد ، پسرك را به میدان امام حسین (ع) بردند ،‌ حكم قرائت شد ، پدر هادی در ماشین نشسته بود ، موج جمعیت در انتظار اجرای حكم بودند. ناگهان مرد از ماشین خارج شد ،‌ مقابل مأموران ایستاد و فریاد زد:« بخشیدم،‌ بخشیدم» لذتی كه در عفو هست در انتقام نیست . نوای شادی در میان مردم پیچید. اشك از چشمان پسرك جاری شد. ماه رمضان بود ،‌و ماه كرامت و بزرگواری امیر‌المؤمنین (ع) فاتح خیبر ،‌ باید می‌بخشید ، او شیعه علی (ع) بود ،‌ پدر شهید چند روز قبل به احترام شب های قدر اجرای حكم را به تعویق انداخته بود . اما این بار صورت پسر نوجوان را بوسید و او را به خدا سپرد .


    
فرازی از وصیتنامه شهید محبی
    «انا لله و انا الیه راجعون»، همه از خداییم و به سوی او باز می گردیم. خدایا به پدر و مادرم، به دوستانم صبر عطا کن تا با صبر به مامن امن و ایمنی تو برسند. به شما وصیت می کنم که از ارزش های اسلام و انقلاب با خون خود حفاظت کنید. به شما وصیت می کنم که در هر حال نماز را فراموش نکنید که این گوهر گرانقدر است. به شما وصیت می کنم که قرآن این سلاح انسان سازی را فراموش نکنید. نگذارید مشکلات اجتماعی و اقتصادی شما را از انقلاب دور کند و بدانید که این خود امتحان الهی است. بدانید که شما وارث خون شهدایید و در روز قیامت پاسخگوی این امانتید. به عنوان برادر کوچکتر از شما می خواهم ای جوانان که پیش از اینکه به فکر خود باشید، به فکر جامعه باشید و برای سازندگی آن کوشش کنید. خداوند در آن دنیا شما را مورد سوال قرار می دهد که چرا امر به معروف و نهی از منکر نکردید و جامعه را اصلاح نکردید؟ از خداوند می خواهم که شهد شیرین عشق و معرفت را به شما بچشاند تا شما نیز آن را درک کنید. با دلی آکنده از امید و قلبی لبریز از عشق به سوی واجب الوجود و معشوق خود می روم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic