تبلیغات
ایستاده ایم - مطالب بیشتر بدانیم

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 7 اسفند 1391-03:31 ب.ظ

مکعب مغناطیسی

۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩



وقتی یك مکعب مغناطیسی را در بین انبوهی از براده های آهن قرار دهید تصویر زیر ایجاد خواهد شد .

سبحان الله
سبحان الله
سبحان الله



۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩ᴥ۩







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : بیشتر بدانیم 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 11 آذر 1391-06:26 ب.ظ

صدای اذان هیچ گاه در کره زمین قطع نمیشود!

یک ریاضیدان اماراتی طی تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که صدای اذان در طول 24 ساعت شبانه روز در هیچ یک از نقاط کره زمین قطع نمی‌شود.

"عبدالحمید الفاضل" پژوهشگر اماراتی بر اساس یک معادله ریاضی گفت: اذان که نشانه دعوت دین اسلام به نماز است، در هیچ یک از ساعات شبانه روز از روی کره زمین قطع نمی‌شود و هرگاه در یک منطقه اذان به پایان برسد درمنطقه دیگر آغاز می‌شود.

وی در مورد پژوهش خود توضیح داد: کره زمین به 360 خط طولی تقسیم می‌شود که زمان هر منطقه را مشخص می‌کند، و هر خط طولی با خط بعدی دقیقاً 4 دقیقه فاصله دارد.

این پژوهشگر تصریح کرد:‌با توجه به اینکه اذان نیز در زمان مشخصی در هر منطقه آغاز می‌شود، بنابراین به فرض اینکه مؤذن، اذان را با رعایت قواعد و به نیکویی ادا کند، در طول 4 دقیقه می‌تواند اذان را به پایان رساند.بدین ترتیب با پایان اذان در یک منطقه، اذان در منطقه بعدی آغاز می‌شود.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : بیشتر بدانیم 
نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 8 آذر 1391-10:02 ب.ظ

رابطه شمر و حضرت ام البنین

کسی مدعی شد که شمر دایی ناتنی امام حسین (ع) است :

مدعی ادعا داردشمربرادر ام البنین (س) که مادر حضرت عباس(س)وهمسردیگر امام علی (ع) است .
آیا ام البنین(س) فرزندن ذی الجوشن است ؟






  از عبارت «دایی ناتنی» اینگونه برداشت میشود که یعنی برادر ناتنی مادر امام حسین(ع) که طبیعتاً می شد فرزند پیامبر(ص) از زنی غیر از حضرت خدیجه.

 اما در رابطه با رابطه خویشاوندی بین شمر بن ذی الجوشن با بانو ام البنین مادر بزرگوار آقا ابا الفضل العباس(ع) باید گفت:

به گواهی تاریخ هیچگونه رابطه خویشاوندی و فامیلی بین آن بانوی با فضیلت و انسان پست و لعینی همچون شمر وجود نداشته است،توضیح اینکه:

این توهم که شمر و ام البنین برادر و خواهر می باشند از این ماجرای تاریخی مربوط به شب عاشورا نشأت می گیرد که شمرملعون چون دید كه ابن سعد مهیای قتال با امام حسین(ع)است به نزدیك لشكر امام علیه السلام آمد و بانگ زد كه كجایند فرزندان خواهر من عبدالله و جعفر و عثمان و عباس!!

 بسیاری با توجه به این نقل تاریخی چنین تصور کرده اند که بین شمر و ام البنین رابطه برادر خواهری وجود داشته است،و عده ای هم که به دنبال کمرنگ کردن بزرگی قیام عاشورا بوده اند،اینگونه به شبهه افکنی پرداخته اند که شمر دایی علمدار کربلا و یا به تعبیری دیگر دایی ناتنی امام حسین(ع) بوده است.حال آنکه با بررسی خصلتهای عرب درمی یابیم زمانی که شمر موضوع امان نامه را به عنوان حربه ای تاکتیکی با هدف ایجاد جنگ روانی در مقابل یاران باوفای سیدالشهدا (ع) مطرح کردد به خاطر هم قبیله بودن از عنوان " خواهر زاده " استفاده میکند نه دلیل فامیل بودن!

نسبت شناسی شمر و سیده ام البنین

شمر بن ذی الجوشن بن شرحبیل بن الأعور بن عمر بن معاویه و که معاویه همان، ضباب بن كلاب باشد. یعنی شمر از قبیله بنی کلاب است.

‏اما ام البنین یا همان فاطمه کلابیه، نسبش عبارت است از : ام البنین فاطمة بنت حزام بن خالد بن ربیعة بن الوحید بن كعب بن عامر بن كلاب.

‏پس در کلاب نسب هر دو به هم می رسد و هردو کلابی هستند اما به هیچ وجه شمر برادر حضرت ام البنین نیست. و ا ینکه می گوید: خواهر زادگان ما در امان هستند منظورش این است که مادر ایشان از قبیله ماست و مانند خواهر ما محسوب می شود نه اینکه واقعا خواهر ما باشد. در اعراب رسم بود اگر از ایشان دختری با طایفه دیگری ازدواج می کرد حتی اگر چند نسل هم از او می گذشت یعنی فاصله حتی به چند نسل هم می رسید فرزندان او را با انتساباتی این گونه خطاب قرار می دادند .





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : عاشورا  بیشتر بدانیم 
نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 7 آذر 1391-09:22 ب.ظ

غدیر و هفتاد روز بعد از آن و سقیفه!!!!!


چگونه ممکن است که دهها هزار نفر، شاهد اعلام جانشینی حضرت علی (ع) بوده باشند،و تنها بعد از حدود 70 روز کس دیگری جانشین پیامبر(ص) شده باشد و جامعه آن را بپذیرد؟



تحلیل صحیح از اوضاع آن زمان به خوبی نشان می دهد که غصب خلافت در آن زمان، واقعا ممکن بوده است، علیرغم اینکه دهها هزار نفر این جانشینی را فهمیده بودند.

 در روایات متعددی از پیامبر (ص) نقل شده است که در خطبه خود، مردم را از فحش دادن به حضرت علی (ع) نهی می کردند:
لَا تَسُبُّوا عَلِیّاً فَإِنَّ مَنْ سَبَّهُ فَقَدْ سَبَّنِی وَ مَنْ سَبَّنِی سَبَّهُ اللَّهُ وَ اللَّهِ یَا فُلَان‏؛[1] پیامبر (ص) فرمود: به علی دشنام ندهید. هر كه به على دشنام دهد به من دشنام داده و هر كه به من دشنام دهد به خدا دشنام داده است.

سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ فِی خُطْبَتِهِ أَیُّهَا النَّاسُ لَا تَسُبُّوا عَلِیّاً وَ لَا تَحْسُدُوهُ؛[2] از رسول خدا (ص) شنیدم که در سخنرانی اش می فرمود: ای مردم به علی دشنام ندهید و به او حسادت نکنید.
قَالَ النَّبِیُّ ص لَا تَسُبُّوا عَلِیّاً فَإِنَّهُ مَمْسُوسٌ فِی ذَاتِ الله؛[3] در جای دیگری نیز فرمودند: به علی دشنام ندهید به درستی که او شیفته ذات خداست.

به راستی چه جریانی علیه حضرت علی (ع) فعالیت می کرد که با وجود فضائل بسیار برای حضرت علی (ع) و جایگاه عالی ایشان، جامعه به جایی می رسد که پیامبر (ص) در خطبه خود از مردم می خواهند که به حضرت علی (ع) فحش ندهند؟!!!
 
اگر در روایات بالا اندک شک و شبهه ای وجود دارد، به آیه قرآن بنگرید که بحث ابلاغ جانشینی حضرت علی (ع) را در چه فضایی به تصویر می کشد:
یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرینَ؛[4] اى پیامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان. اگر چنین نكنى امر رسالت او را ادا نكرده ‏اى. خدا تو را از مردم حفظ مى ‏كند، كه خدا مردم كافر را هدایت نمى ‏كند.
چرا قرآن از وعده الهی برای حفظ پیامبر (ص) سخن می گوید؟ ابلاغ جانشینی حضرت علی (ع) چه خطری را می توانست متوجه حضرت پیامبر (ص) بکند؟
 

اما برای ماجرای سقیفه و چشم پوشی از حق علی (ع):

این موضوع روشن است که در جامعه عده بسیاری با حضرت علی (ع) دشمنی دارند. (احقادا بدریة حنینیة و خیبریة -  کینه کشته های عشیره خود که کافر بوده اند و به دست امیر المومنین (ع) کشته شده اند در جنگهای بدر و حنین و خیبر.) و علیرغم اینکه حقیقت را می فهمند، در مقابل آن سکوت می کنند. یا اینکه اصلا مسلمان نیستند و قرآن خطر آنها را با بحث منافقین بارها و بارها مطرح کرده و آنها سعی در نابودی جامعه اسلامی و ایجاد انحراف در آن دارند. (مثل داستان مسجد ضرار)

از طرفی برای توده های مردم نیز این گونه بیان می کنند که مصلحت امروز جامعه این است که ما شخصی با تجربه که فامیل پیامبر (ص) و از  نزدیکان ایشان بوده (حتی یار غار پیامبر (ص) است) را به حکومت برسانیم تا مشکلات حکومت را حل کند.

و بعد این طور مساله را تبلیغ می کنند که هر چه بوده تمام شده و ما با ابوبکر بیعت کردیم و نمی توانیم بیعت خود را بشکنیم.

در واقع باطل را عریان نمی توان تصور کرد، باطل همیشه با زیور و زینت خود را ارائه میکند و با شعار مصلحت مسلمین و جامعه دیگری را به خلافت می رسانند.

در این بین مردم سه دسته هستند.

1-توده ها که فریب فتنه ها را خورده اند. و باورشان شده که عدم عمل به دستور پیامبر (ص) به دلیل مصلحت بوده است.البته دهها مورد می توان ارائه کرد که حتی در زمان حیات پیامبر (ص) عده ای در مقابل دستورات ایشان مقاومت کرده و سعی می کردند نظر خود را عملی کنند. مثل ماجرای صلح حدیبیه که عده ای به شدت مقابل صلح موضع گیری می کردند. مثل ماجرای بسته شدن درها به سمت مسجد، جز در خانه حضرت علی (ع) و ... در واقع حتی در زمان زندگی آن حضرت،آنها قبح و زشتی نادیده گرفتن دستور رسول خدا را شکستند.

 

2- خواصی که به دلیل دشمنی یا نفاق، مایل به حکومت امیر المومنین (ع) نیستند.

3- خواصی که حقیقت را فهمیده اما نیروی چندانی ندارند و از صحنه حذف می شوند مانند مالک بن نویر یا کسانی که آنها را کشتند و شایع کردند که جنیان او را کشته اند!!

 
[1].
بحارالأنوار، ج 28، ص78.
[2].
بحارالأنوار، ج 39، ص292.
[3].
بحارالأنوار، ج 39، ص313.
[4].
مائده آیه 67.



منبع: سایت پاسخ گویی به سوالات شرعی و سایت کلوب بخش پاسخ گویی به سوالات شرعی و اعتقادی و اطلاعات شخصی خودم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : بیشتر بدانیم 
نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 14 آبان 1391-09:14 ب.ظ

آیا شیخ ها پول مفت میگیرند؟

توی یکی از بحثهای جنبش سبزی ها با این متن روبه رو شدم:

قرآن به صراحت میگه پولی که در بیت المال هست یا الان در دست مراجع هست باید کجا خرج بشه. مگه شما قرآن رو قبول نداری؟ باید برای فقیر و اسیر و یتیم خرج بشه، اما الان فقط پول در دست مراجع و خمس هم فقط مال سیده اما متاسفانه این پول ها را میدن به شیخ ها، به حلال و حرامش کاری ندارن، میگیرن و میخورن، فقیر و اسیر و یتیم هم بره کمیته امداد به دولت التماس کنه تا حقشو بگیره، اونوقت شیخها میشینن بی کار و مفت میخورن و نماز میخونن.

"ما می گوییم چهار هزار نفر شاگردان امام صادق علیه السلام خدمت ایشان درس می خواندن و یک ریال به اینا شهریه یا پول نمی داد اگر عمل امام صادق علیه السلام معتبر هست پس شهریه دادن به شیخ ها از محل خمس و زکوه که مال فقرا هست از کجا و چه وقت دختراع شده ؟ شما نمی فهمی که پولی که درست مراجع هست پول بیت المال هست نمی توانند هر طور دوست دارن خرج کنن فقط نسبت به سهم امام حق دارن به وکالت از امام زمان خرج کنن در مورد خمس و زکوه هیچ حق ندارن خارج از محل خرج کنن که می کنن متاسفانه قرآن قبول نداری ؟ "

 

اما جوابش:

آنچه به قرآن نسبت داده شده، سخنان دقیقی نیست. بیت المال می تواند اموال مختلفی را در بر بگیرد. زکات –خمس – انفال و ...

مصرف زکات موارد ذیل است:

إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكینِ وَ الْعامِلینَ عَلَیْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقابِ وَ الْغارِمینَ وَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبیلِ (توبه 60) زكاتها مخصوص فقرا و مساكین و كاركنانى است كه براى (جمع آورى) آن زحمت مى‏كشند، و كسانى كه براى جلب محبّتشان اقدام مى‏شود، و براى (آزادى) بردگان، و (اداى دین) بدهكاران، و در راه(تقویت آیین) خدا، و واماندگان در راه.

بنابر آیه هشت مورد برای مصرف زکات مطرح شده است: 1- «فقرا» 2- «مساكین» 3- «عاملان و جمع آورى كنندگان زكات» 4- «و كسانى كه براى جلب محبتشان اقدام مى‏شود» 5- «در راه آزاد ساختن بردگان» 6- «اداء دین بدهكاران» 7- «و در راه خدا» 8- «واماندگان در راه»

مصرف خمس نیز در آیه ذیل بیان شده است:

وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساكینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ (انفال 41) هر گاه چیزى به غنیمت گرفتید خمس آن از آن خدا و پیامبر و خویشاوندان و یتیمان و مسكینان و در راه ماندگان است.

بنابر این خمس نیز به شش قسمت تقسیم می شود: سهم خداى تعالى و سهم پیامبر (ص) و سهم امام علیه السلام و سه قسمت دیگر به یتیمان و مساكین و ابناء سبیل كه از سادات باشند.

درباره انفال نیز آیه زیر حکم آن را مشخص کرده و به طور کامل در اختیار حاکم قرار می گیرد:

یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ (1 انفال) از تو درباره انفال [غنایم، و هر گونه مال بدون مالك مشخص‏]سؤال مى‏كنند بگو: «انفال مخصوص خدا و پیامبر است.

با توجه به این آیات روشن می شود که موارد مصرف منحصر در آنچه ادعا شده است نمی باشد. بلکه دو واژه خاص در کنار بحث فقرا و نیازمندان می بینیم که به بحث ما مرتبط است. 1-فی سبیل الله 2-حق خدا و رسول و امام

با توجه به این آیات روشن است که طلاب علوم دینی حق مسلم و روشنی در این مال ها دارند. اولا به خاطر اینکه عمل آنها بارزترین مصداق "فی سبیل الله" است. در واقع آن ها هستند که باتحصیل و بالتبع تبلیغ، راه الهی را رونق می بخشند. ثانیا این قشر هستند که جانشین رسول و ائمه (علیهم السلام) هستند و حقوق الهی و رسول و ائمه (علیهم السلام) باید در دست آنها قرار گرفته و به صلاحدید آن ها خرج شود.

البته وجود مشکلات فقرا و نیازمندان و عدم تامین حوائجشان قابل انکار نیست. همچنان که طلاب علوم دینی نیز از وضع معیشتی مطلوبی برخوردار نیستند. و ریشه این مشکل نیز در واقع به عدم پرداخت حقوق الهی توسط ثروتمندان باز می گردد. یعنی عده بسیاری حقوق واجب مالی را نمی پردازند و عدم پرداخت زکات و خمس سبب می شود که فاصله و شکاف بین طبقات بیشتر شود.

همچنین باید توجه کرد که ارجاع دادن فقرا به دولت برای دریافت کمک، با مبانی دینی منافاتی ندارد. چرا که دولت بزرگترین حجم بیت المال را در اختیار گرفته است. به عنوان نمونه، تمام معادن از انفال حساب می شوند که جزئی از بیت المال است و تنها یک نمونه این انفال، نفت با درآمدهای گسترده آن است!

حال روشن می شود که مشکل عدم تامین حوائج فقراء، عواملی دارد که هیچ ربطی به روحانیت ندارد! و خود نویسنده مطلب نیز اعتراف کرده که "سهم امام باید در اختیار مراجع باشد" و شهریه ای که طلاب دریافت می کنند تنها از این بخش است و زکات و نظیر آن به دست مراجع داده نمی شود. و سهم امام نیز بخشی از خمس است که پرداخت کنندگان آن با رضایت کامل و طیب خاطر آن را تقدیم می کنند، حال اینکه این پول ها را حرام!! بخوانیم یا روحانیت را مفت خور!! نام بنهیم، (فرهنگی که رضا خان باب کرد و عده ای همچنان راه او را می روند) تنها نوعی موضع گیری خصمانه و غیر منطقی است.

شناخت دوره درسی ای که یک طلبه سپری می کند، روشن می کند که بیت المال باید زندگی او را تامین کند. یک طلبه در مقطع اول تحصیلی خود، باید به مدت شش سال تمام وقت (صبح و بعد از ظهر از اول هفته تا آخر آن) تنها مشغول تحصیل و تعلیم باشد. و حق اشتغال به هیچ کار دیگر و حتی تحصیل هیچ رشته دیگری را ندارد! و ادامه تحصیل بعد از این مقطع نیز که به طور معمول وجود دارد، تعداد سال های تحصیل یک طلبه را قطعا دو رقمی می کند. (تنها بعضی از دانشجویان رشته پزشکی چنین سالهای طولانی را پشت سر می گذارند که اولا دارای حقوق مشخص هستند ثانیا درآمد آنها پس از اتمام تحصیل می تواند منبعی برای بازپرداخت وام های دولتی باشد. ثالثا این دانشجویان نیز پس از چند سال می توانند مشغول کار شده و کار آنها هیچ منافاتی با تحصیلشان ندارد.)

حال کسانی که مدعی هستند بیت المال نباید زندگی طلاب را تامین کند، باید منطقی و غیر خصمانه جواب دهند که چه راهکاری پیشنهاد می کنند؟

تنها کسانی که نیاز به هیچ کمک مالی ندارند وارد حوزه شوند اگر چه نیاز جامعه به عالمان علوم دینی تامین نشود؟

روحانیون به جای پرداختن به تحصیلی که سالهای سال تمرکز می طلبد، مانند مردم دیگر وقت خود را صرف اشتغال به امور دیگر کنند اگر چه نتیجه این کار عدم تخصص در علوم دینی شود؟ و آنها نیز مانند سایر مردم اطلاعاتی بسیار ناقص و محدود داشته باشند؟

یا ...

آیا حضرت علی (ع) که در سالهای غصب خلافت، مشغول باغبانی و ... بود، در سالهای خلافت نیز به این کارها می پرداخت و به تعبیری "آنجا که مردم به او نیاز داشتند او به درخت ها می پرداخت؟"

البته لازم به ذکر است که قشرهای بسیاری در جامعه وجود دارند که کار آن ها تولیدی نبوده و به نوعی خدمت محسوب می شود و بیت المال موظف به تامین زندگی آنهاست. به عنوان نمونه نیاز جامعه به معلم امری تردید ناپذیر است. و بیت المال زندگی آنها را تامین می کند. آیا تاکنون کسی در هزینه شدن بیت المال در این امور، خدشه و اشکال کرده است؟ آیا عده ای توقع دارند که روحانیون نیازهای مادی نداشته و مانند فرشتگان زندگی کنند که چنین به وضعیت امرار معاش آنها اشکال می کنند؟

و نکته دیگری که ذکر آن لازم است اینکه طلاب پس از طی سالهای تمرکز تحصیلی، به اشتغالاتی روی می آورند و این گونه نیست که شهریه همیشه مستدام باشد یا بخواهند با نماز خواندن و پول گرفتن در قبال آن!! زندگی خود را تامین کنند! این اشتغالات می تواند در تالیف و تبلیغ و تدریس متجلی شود. همچنان که بعضی از روحانیون نیز کارهای اجرایی ای مثل قضاوت و... را متصدی می شوند و زندگی آنها از این راه تامین می شود. نه اینکه روحانیون در قبال نماز خواندن زندگی مادی خویش را تامین کنند.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : بیشتر بدانیم 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 18 شهریور 1391-01:40 ق.ظ

مرجع تقلید و جاهلیت!!!

یه روز پریماه گفت:

چیزی به اسم مرجع تقلید قبول ندارم
اون برای زمان جاهلیت بود . و زمان پیامبر که خود ایشان پاسخگو بودند.
وقتی برای یک الله و اکبر گفتن در زمان محرم شدن در حج بین آقایان اختلاف نظر هست وای به حال بقیه چیزها

دین یعنی قلبی صاف و درد داشتن. نه قلبی که در پی ازار دیگران باشد و مدام وسوسه حقکشی و کلاهبرداری از زندگی دیگران باشد.
همه میدانند باید خدا را شاکر بود. به همنوع کمک کرد . گره از کار هم نوع خود باز کرد. بقیش سرگرمیه برای یک عده و لاغیر .....

پاسخ گو جواب داد:

در نوشته شما چندین مطلب وجود دارد:

1-تقلید برای زمان جاهلیت است.

2-مردم باید سوالات خود را از پیامبر (ص) می پرسیدند.

3-چگونه تقلید کنیم با اینکه این قدر اختلاف بین مراجع تقلید وجود دارد؟

4-دین در قلب صاف داشتن است و دینداری با آزار و حقکشی سازگاری ندارد.

5-غیر شکر خدا و کمک به هم نوع، بقیه دینداری سرکاری است.

1و2-تقلید در صورت وجود جهل است و انسان در هر مساله ای که نمی داند باید به خبرگان و صاحبان فن مراجعه کند. و خود شما در بند دوم این مطلب را تائید کرده اید که مردم در زمان پیامبر (ص) باید سوال خویش را از ایشان می پرسیدند.

اما اینکه تصور کنیم جهل مربوط به گذشته بوده و زندگی تمام افراد بشر امروزه با علم است، و هیچ جهلی باقی نمانده، مطلب غلطی است که اندک دقتی غلط بودن آن را روشن می کند.

پس امروزه نیز در هر مساله ای که در آن جهل داریم باید به اهل فن مراجعه کنیم و الا دچار جاهلیت هستیم.

انسان می تواند در مسائل و احكام دینی آگاه شده و بر اساس آگاهی خود و بدون مراجعه به مرجع تقلید(آگاه از احكام دین) احكام و تكالیف الهی را انجام دهد. بر چنین كسی نه تنها تقلید لازم نیست بلكه حرام است مگر آن كه دیگری را آگاه تر از خود بداند.

اگر فردی بخواهد اعمالش را بر اساس قرآن و سنّت انجام دهد، باید قرآن و تفسیر آن و علومی را كه وابسته به آن است،‌ به طور تخصصّی بداند. همین طور باید سنّت را كه عبارت است از قول،‌ عمل و تقریر (گفتار و اعمال و رضایت به اعمال دیگران) كاملاً بشناسد؛ یعنی با علوم حدیث آشنا باشد كه عبارت است از: علم رجال (شرح حال راویان حدیث) و سلسله سند، درایه (فهم دلالت روایات)، شأن نزول روایات، قرائن حالیه و مقالیه، تقیّه، حقیقت و مجاز، تعارض روایات با روایات یا تعارض روایات با آیات و تزاحم مصالح. وی باید این دانش ها را به طور تخصّصی و كارشناسانه بداند. چنین فردی كه به قرآن و سنّت با كیفیت مذكور آگاهی داشته باشد، می تواند بلكه باید طبق قرآن و سنت، آن طور كه می فهمد عمل نماید. به چینن فردی متخصّص علوم اسلامی یا مجتهد و فقیه می گویند و تقلید كردن بر او حرام است.

3- اولا اشتراک نظرات مراجع تقلید بسیار بیشتر از اختلافات آنهاست. ثانیا انسانی که به هل فن مراجعه می کند، در روز قیامت حجت دارد و خدای متعال در صورت غلط بودن عملش عذرش را می پذیرد. اما کسی که بدون علم یا مراجعه به اهل علم عمل کرده، در صورت غلط بودن عملش هیچ عذری ندارد.

4-اینکه دین همراه با قلب صاف داشتن و ترک ازار دیگران و سایر افعال ناپسند است، مطلب صحیحی است. اما اگر منظور این باشد که دین صرفا در قلب صاف است و ربطی به اعمال ندارد، اولا با ادامه عبارت خودتان ناسازگار است که در عمل نیز شروطی بیان کرده اید. ثانیا: از کوزه همان تراود که در اوست. کسی که اعمال و رفتارش غلط است، نمی تواند مدعی داشتن دل پاک و صاف باشد. بنابراین روشن است که ایمان و عمل صالح دو همراه همیشگی هستند و نمی توان بین آنها جدایی انداخت.

5- کمک به هم نوع یکی از عبادات الهی است و در نزد خدا ارزش بسیار دارد. اما نمی توان با اثبات یک خوبی، باقی خوبی ها را نفی کرد. ایا شما می توانید ادعا کنید چون راست گویی خوب است پس نیازی به امانت داری نیست؟ بنابراین خوب بودن کمک به هم نوع ربطی به لازم نبودن عبادت و ... ندارد. هر چند اگر شکر خدا را به معنای عام خودش در نظر بگیریم، عبادت ها نیز شکر خداست. و مساله ای در دین نمی ماند که شما بخواهید آن را سرکاری بنامید.

آخرشم من گفتم:

پریماه خانم لطفا از این به بعد اگر دیدی ماشینت هر چی استارت می زنی روشن نمشه، خودت برو در کاپوتو باز کن و هر چی سیم اونجاها دیدی بکش، یا اینکه چون ماشین سواری کردن یعنی شما فقط فرمونو بچرخونی و بوق بزنی کلا ترمز و کلاج و دنده رو بکن و بنداز دور، آخرشم ماشین رو با اولین استارت منفجر کن بره رو هوا! مهم نیست که شما چیزی از مکانیکی نمی دونی، مهم اینه که شما می دونی رانندگی کردن یعنی چرخوندن فرمون و لا غیر.

خدایا همه ما رو خودت به مقصد نهاییمون برسون. این ماشینو چهار چرخشو بچرخون...

 

منبع: سایت کلوب و پایگاه شهر سوال و خودم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : بیشتر بدانیم 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 12 تیر 1391-12:41 ق.ظ

چرا در قرآن مجید نام حضرت على((علیه السلام))به صراحت برده نشده است؟

 

متن پاسخ:

اولا، به حكم عقل بر خداوند لازم است تمام آنچه انسانسها در پیمودن طریق عبودیّت - كه به خاطر آن آفریده شده اند - لازم دارند، براى آنان بیان كند. كه اگر بیان نكند نقض غرض و خلاف لطف است; امّا لازم نیست چنانچه مسأله اى در قرآن مجید در رابطه با اشخاص مطرح است، از آنان به طور صریح نام برده شود، بنابراین باید مسأله خلافت على((علیه السلام)) از ناحیه ى خداوند بیان مى شد اما لازم نبود كه صریحاً نام حضرت على((علیه السلام)) در قرآن برده شود.

امّا اینكه اگر صریحاً نام حضرت على((علیه السلام)) در قرآن برده شده بود، این اختلافات پایان مى یافت، باید گفت كه سنت پیامبر نیز مانند قرآن است و فرقى با قرآن ندارد. همواره شیوه ى قرآن بر طرح مسائل كلى است و بیان آن به وسیله سنت پیامبر و امام مى باشد.

علاوه بر این، اگر نام حضرت على((علیه السلام)) در قرآن بصراحت بیان شده بود، افرادى كه با حضرت عناد و دشمنى داشتند، درصدد بر مى آمدند كه نام آن حضرت را از قرآن بردارند و یا آن را تاویل نمایند. همچنانكه در مورد حدیث معروف پیامبر((صلى الله علیه وآله)) كه: «انا مدینه العلم و علّى بابها; من شهر علم هستم و على در آن است».

برخى از علماى اهل سنت دست به توجیه بسیار سبك و نامفهومى زده اند و آن اینكه «علىّ» در این حدیث به معناى وصفى آن، یعنى: بلند آمده است و معناى حدیث این است كه:«من شهر علم هستم و بلند است در آن شهر».آنان با این توجیه خواسته اند یك از فضایل بزرگ حضرت على((علیه السلام)) كه در این حدیث معروف از پیامبر بزرگوار اسلام بازگو شده است، انكار كنند. بر این اساس ممكن بود در مورد قرآن عمل كنند و به خاطر اینكه نمى توانند این مسأله را تحمل كنند، دست به تحریف قرآن بزنند خداوند گرچه قدرتش گسترده است و مى تواند قرآن را به هر صورت ، حتى به صورت خارق العاده از تحریف مصون نگهدارد، اما سنت خداوند بر این بوده است كه قرآن را از طریق طبیعى و اسباب عادى از توطئه دشمنان اسلام حفظ فرماید.

منبع: سامانه پرسش و پاسخ دینی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : بیشتر بدانیم