درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 30 خرداد 1391-03:00 ب.ظ

اختلاس

در آخرین دادگاه فساد مالی متهمان همگی دست به دست هم دادند تا متهم اصلی اختلاس را به همه معرفی کنن البته این افراد به اصطلاح بی‌گناه نشانه‌هایی از آن متهم فراری عنوان کردند مثل اینکه تنها کسی می‌تواند این همه پول را جا به جا کند که دارای هیکل گنده‌ای باشد یا یک عدد چمدان بزرگ را با خود حمل می کند.

خدا آخر و عاقبت این دادگاه رو ختم به خیر کنه.

منبع:نمک نیوز کد خیر: 6191 | ۳۰ خرداد، ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۳ ق.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 10 فروردین 1391-10:55 ب.ظ

باز هم دانشجویان ایرانی در قلب اروپا پوز اسرائیل را به خاک مالیدند (روایت دانشجوی ایرانی در هلند)

چند روز پیش از طریق وب سایت دانشگاه ماستریخت متوجه شدم قراره مناظره ای در سالن اصلی دانشگاه برگزار بشه. از آنجا که از این سالن صرفا برای جلسات رسمی دفاع دکتری استفاده میشه مشخص بود که باید مناظره مهمی باشه وگرنه از سالن های دیگه استفاده میشد. برای همین توجهم جلب شد ببینم کیا قراره صحبت کنند.
هماهنگ کننده جلسه یکی از پروفسورهای متخصص اتحادیه اروپا بود که سال‌ها در اتحادیه اروپا کار کرده بود. در این جلسه قرار بود نماینده رسمی تشکیلات خود گردان فلسطین با سفیر جدید رژیم اشغالگر اسرائیل در هلند مناظره داشته باشند. وقتی خبر را با دقت بررسی کردم متوجه شدم قراره رژیم صهیونیستی یک برنامه تبلیغاتی تازه داشته باشه و خلاصه معلوم بود خوابهایی دیدن. به خودم گفتم میشه رویاهای اونا را تبدیل به کابوس کرد یا نه؟ میدونستم که هر گونه فعالیت در این زمینه خیلی خطرناکه.

خلاصه در جلسه ای که برای دید و بازدید عید، بچه های ایرانی عضو هیات در منزل ما جمع شده بودن، موضوع را مطرح کردم و به بچه ها گفتم بسم الله هر کی دوست داره، بخشی از کار را به عهده بگیره. همانجا چند نفر از بچه ها اعلام آمادگی کامل کردن.

البته کار به این راحتی ها نبود. از اونجایی که احتمال می دادیم برای ورود به جلسه، بازرسی بدنی داشته باشن، نمیشد مقوای بزرگ به جلسه برد و مجبور بودیم پارچه نویسی داشته باشیم تا در لباسمون پنهانشون کنیم و وارد جلسه بشیم. من رفتم دنبال تهیه شاولون و اسپری و اینجور چیزا. چون نمی تونستیم به وسایل چاپگرهای مدرن بازار هم اعتماد کنیم چرا که ممکن بود سیستم امنیتی هلند قبل از برنامه خبردار بشن و همه چیز توقیف بشه.

با هرسختی ای بود جملاتی را انتخاب کرده و حرف به حرف روی پارچه ها اسپری کردم. بعدش هم تعدادی عکس در مورد فلسطین و کشتار غزه و وحشیگری های نظامیان صهیونیستی و همچنین اعتراض به کشتار دانشمندان ایرانی از اینترنت دانلود کرده و با پرینتر خونگی در قالب پوستر پرینت گرفتم.

روز جلسه متوجه شدم بچه های ایرانی حتی روی فیس بوک هم حاضر به حمایت نشدن. قبل از شروع جلسه یک برنامه توجیحی در محل کارم در دانشکده حقوق ترتیب دادم و پارچه ها را به بچه ها تحویل دادم تا در لباسشون مخفی کنن و پوسترهای رنگی کوچک را نیز بین جزواتشون پنهان کنن. بعدش هم با یاد خدا پخش شدیم تا اگه چند تایی لو رفتن مابقی بتونن راحت وارد سالن بشن.

موقع ورود اگرچه به شدت تحت نظر بودیم اما خدا را شکر مشکلی پیش نیومد. دو ردیف اول را نیروهای امنیتی بسته بودن که کسی نشینه. من هم نشستم اولین صندلی ردیف سوم و حسین و سالار هم رفتن آخرین صندلی همون ردیف و ردیف چهارم نشستن. سایرین هم فرستادیم وسط سالن بشینن تا پوستر دست بگیرن.

خلاصه جلسه شروع شد. سفیر رژیم صهیونیستی اولین کسی بود که صحبت می کرد. قرار بود من اول پارچه دست بگیرم. بعد سالار. حسین هم اول عکس بگیره و با همین پوشش به همه سر بزنه و بعد هم به عنوان نفر سوم پارچه دست بگیره. و سپس پوسترها بالا بره.

سفیر اسرائیل که صحبتش را شروع کرد، بعد از چند دقیقه که جلسه متمرکز شد روی صحبتاش، همانطور که نشسته بودم پارچه ام را بالا بردم. یکهو همه شروع کردن به پارچه نگاه کردن. تمرکز سفیر صهیونیست کاملا بهم خورد و دست پاچه شد به حدی که همینطور که میکروفون دستش بود گفت ببینیم چی روی پارچه نوشته و شروع کرد به خوندن!

خوند: رهبران اسرائیلی باید در! به اینجا که رسید مکثی کرد و ما بقیش را آروم زمزمه کرد و قرمز شد و صورتش عرق کرد. روی پارچه نوشته شده بود: رهبران اسرائیلی باید در دیوان بین المللی کیفری ( که اتفاقا در شهر لاهه حدودا نزدیک سفارت اسرائیل در هلند قرار دارد) محاکمه بشن. این دیوان یک دادگاه بین المللیست که متهمین و مرتکبین جرایمی همچون جرایم جنگی و نسل کشی در آن محاکمه میشن. صحبتش را ادامه داد منهم بلد شدم رفتم جلو واستادم و پارچه را طوری گردوندم که همه بتونن بخونن. همونوت بود که متوجه جمعیت زیاد حاضر در جلسه شدم. بالکن و حتی آخر و اطراف سالن هم پر بود از جمعیت نشسته و ایستاده.

چند لحظه بعد از من تا سفیر اومد دوباره تمرکز بگیره، سالار پارچه دوم را بلند کرد. و رفت واستاد آنطرف جلسه. روی پارچه نوشته شده بود: هولوکاست را در فلسطین متوقف کنین. بعدش هم حسین پارچه اش را دست گرفت و آنطرف، کنار سالار ایستاد.

در همین لحظه متوجه نماینده فلسطین شدم. وقتی پارچه را خوند لبخندی از روی آرامش بر چهره‌اش نشست و انگاری جان تازه ای گرفت حس کردم همین لحظه فضای جلسه کاملا مثبت شد. روی اون پارچه چیزی نوشته بود که بارها در طول جلسه توسط نماینده فلسطین تکرار شد: اشغال فلسطین را متوقف کنید.

همزمان با پارچه ها، پوسترها هم از وسط جلسه بالا برده شد. که خیلی هم اثر گذار بود به حدی که نماینده فلسطین اواخر جلسه به یکی از پوسترها اشاره کرد و گفت اسرائیلیها همانطور که در عکس می بینید کودکان ما را قتل عام میکنن و همه سالن یکهو زوم کردن روی اون پوسترکه مربوط به غزه بود.

سفیر اسرائیل سعی می کرد به پارچه ها نگاه نکنه اما ناخوداگاه نگاهش به پوسترها می افتاد و عذابش میداد و همین موضوع هم باعث شده بود که بیشتر عصبی بشه


در بین سئوالات یکی از سئوالات برام خیلی جالب بود. یکی از دانشجوهای اروپایی که اصلا به قیافش چنین سئوالی نمیومد سئوال کرد: ایران عضو سازمان بین المللی انرژی هسته ای و عضو ان پی تیه. اما چرا رژیم صهیونیستی که اینهمه سلاح هسته ای داره عضو این سازمان نیست؟ البته سفیر اسرائیل به این سئوال هیچگونه پاسخی نداد!

جالب این بود که هر بار که نماینده فلسطین صحبت می کرد و یا به سئوالی پاسخ می داد همه سالن براش کف می زدن. همین هم به شدت سفیر اسرلئیل را عصبانی کرد. البته یکبار بعد از صحبت های اونهم چند نفر از آخر سالن شروع کردن به کف زدن که از بس تصنعی بود خودشون هم خجالت کشیدن چرا که جو جلسه کاملا در حمایت از فلسطین شده بود. حتی مجری هم تمام سعی خودش را برای تخریب این جو کرد اما خوشبختانه موفق نشد چون کار از کار گذشته بود.

وقتی سفیر اسرائیل با کلی محافظ داشت از سالن بیرون می رفت، زود از سالن زدم بیرون و پارچه را جمع کردم و گفتم نمیخوای این را به برای دوستات یعنی سران اسرائیل هدیه ببری؟ خودش را کنار کشید و نگاهش را تند کرد. بهش گفتم در آی سی سی میبینمت! گفت چی؟ گفتم دادگاه را میگم اونجا میبینمت! هیچی نگفت و با عصبانیت به راهش ادامه داد. یکی از محفظاش وقتی که بهش گفتم تروریست نگاه تندی بهم انداخت و رفت. البته مطمئنم که تا چند شب سفیر رژیم غاصب، کابوس می بینه البته اگه بتونه بخوابه! خیلی خوشحال بودم که تمام خوابهایی که برای این جلسه دیده بودن به لطف حق بر باد رفت و نتیجه جلسه آاشنایی و حمایت بیشتر اروپاییها از مردم مظلوم فلسطین شد. اگرچه حتم دارم نتیجه این جلسه و فضای حاکم بر اون مشمول سانسور خبری شدید رسانه ها میشه.



بیرون جلسه، بچه ها جمع شده بودن. همه از نتیجه کار خیلی راضی بودن. بهشون گفتم به نظر من این یک کار حسینی بود که فلسطین را تنها نگذاشتین. اگه فقط همین کار را در طول زندگی کرده باشین فکر میکنم بتونه اون دنیا مستمسک خوبی باشه. بعدش هم همانطور که پیاده در کوچه پس کوچه های شهر می گشتیم تا یهودیهای افراطی که احتمال می دادیم دنبالمون کنن خسته بشن و خونمون را پیدا نکنن به فکر دوستانی افتادم که در این حرکت نه تنها فلسطین را یاری نکردند بلکه با جوسازی و شانتاژ مانع حمایت برخی از بچه های ایرانی دیگه هم شدن. خدایشان بیامرزاد.

رجا نیوز،کد خبر:120826




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 7 فروردین 1391-03:10 ب.ظ

در سال 90 نام ایران زبانزد شد با نام مصطفی و اصغر!!!

در سال 1390، اتفاق‌های زیادی در ایران رخ داد که منجر به صدرنشینی نام کشور عزیزمان در لیست خبرهای مهم جهان شد. در این میان دو خبر به خاطر ویژگی منحصر به فرد و وجوه اشتراک متعدد، قابل تأمل و درس و عبرت است.


خبر اول: اصغر فرهادی با ساخت فیلم جدایی نادر از سیمین برای اولین بار در تاریخ سینمای ایران مفتخر به دریافت جایزه‌ی اسکار شد.

خبر دوم: مصطفی احمدی روشن به عنوان جوان ترین دانشمند نسل سوم انقلاب، مفتخر به دریافت مدال شهادت شد.

تأمل اول: هم اصغر هدف‌مند پیش رفت تا به این مقام نائل شد، هم مصطفی. هدف‌مندی اصغر که از اهداف ذاتی هر فیلم‌ساز بی توجه به دو فریضه ی تولّی و تبرّی است، نیازی به اثبات ندارد. رؤیای اسکار برای این تیپ فیلم‌سازان آن قدر جذابیت دارد که برای پرکردن چشم سیاستگذاران اسکار هرگونه خوش رقصی را مباح بدانند.

شاید در هدف‌مندی مصطفی برای بعضی خواننده ها جای تردید باشد. که آن هم دست کم با دو دلیل محکم عقلی و نقلی قابل رفع است. دلیل عقلی این است که مصطفی مسلّح بود. پس می دانست قدم در راهی گذاشته که احتمال ترورش قریب به یقین است. و دلیل نقلی این که وی از استاد اخلاق خود (حضرت آیت الله خوشوقت) تقاضای ذکری برای نیل به مقام شهادت کرده بود.

تأمل دوم:
دو ایرانی با اراده، با دو آرمان کاملاً متفاوت از هم به قدری در مسیر خود عزم داشتند که هر دو خیلی زود به قله‌ی رؤیایی خویش صعود کردند.

آرمان این دو کاملاً مشهود و قابل مطالعه است. اصغر در قالب فیلم، حرف هایش را زده و مصطفی نیز در قالب شهادت، حرف هایش را عمل کرده است.

تأمل سوم:
اصغر سر سفره‌ی این ملت جلوس کرد و با نان و نمک مردم سکوی مرتفعی ساخت تا روی آن بایستد و فریاد بزند كه؛
در ایران همه دروغ می گویند. زن، شوهر، پدر، مادر، فرزند، کارگر، کارمند، معلم،...
لذا سرزمین ایران محیط مناسبی برای تربیت فرزندان ایده آل اصغر فرهادی نیست.
در ایران کرسی قضاوت فشل است. نه عدالت دارد و نه فراست.
اسلام ایران، اسلام خرافاتی است.

نسل سوم انقلاب زیر یوغ خودرأیی و استبداد پیشینیان خود می سوزند و تحمل می کنند، اما در آخر طاقت آن ها سر آمده، حصار را می شکنند و با نسلی که از گذشته‌ی خود پشیمان شده و راه نجات را غلتیدن در دامن امریكا می داند، همراه می شود.

این ها دروغ های فیلم جدایی نادر از سیمین است!


تأمل چهارم: مصطفی که نماینده‌ی نسل سومی هاست با خون خود بر ادعای واهی افتراق نسل سوم خط بطلان کشید و در عین حال واقعیت های تلخی را فریاد زد که "جدایی..." آن را انکار کرده بود. از جمله:

ثروتی که با بلوکه کردن اموال ایران و دزدی نفت کشورهای مسلمان و کشت و قاچاق مواد مخدر از افغانستان و فروش سلاح‌های کشتار جمعی و ده‌ها جنایت دیگر به دست می آید، نامشروع است. این لقمه ها در نگاهی خوش بینانه فرزندانی تربیت می کند وطن فروش و خیانت‌کار به ملت. مثل میرزا ملکم دیروز و الی ماشاء الله امروز!

دولتی که با پرچم استیفای حقوق بشر و محو تروریزم، خون میلیون ها مسلمان بی گناه فلسطینی، ایرانی، عراقی، افغانی و بحرینی را مکیده، دولتی دروغ‌گوست و هنرمندی که قادر به بیان این دروغ بزرگ نباشد یا جاهل است یا خائن.

صدق شعار مبارزه با تولید سلاح های هسته ای و کشتار جمعی از دماغ پینوکیویی کره‌ی زمین که با انفجار ناکازاکی و هیروشیما شکل گرفت، پیداست.


تأمل پنجم: اصغر در اوج صعود به قله‌ی توفیق‌های هنری مفتخر شد دست نامحرم آنجلینا جولی را در دست خود بفشارد و این اتفاق شیرین را در کارنامه افتخارات حرفه ای اش ثبت كند. مصطفی در اوج غیرت و شرف و مردانگی، وقتی به خون خود آغشته شد، فرشته های الهی را به تعظیم و تکریم واداشت.

و...

هزاران تامل دیگر

 

 

منبع: رجانیوز، کد خبر:120660




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 6 اسفند 1390-03:17 ب.ظ

چرا این همه تلاش احزاب برای حضور در انتخابات؟

 

در پی بیانات رهبر معظم انقلاب حضرت ایت الله خامنه ای در سفر ایشان به کرمانشاه و سخنرانی در جمع دانشجویان با موضوع "تغییر سیستم اداره جامعه از ریاستی به پارلمانی" یا به زبانی ساده تر، تغییر شیوه انتخاب رئیس جمهور از شکل رای مستقیم مردم به صورت غیر مستقیم و به وسیله رای منتخبین مردم (نمایندگان مجلس) بعید به نظر نمیرسد که مجلس نهم مجلسی باشد که به نمایندگی از مردم رییس دولت و قوه مجریه را پس از طی مراحل قانونی انتخاب کند و اجازه تشکیل کابینه را به وی بدهد و از این پس در کنار به دست آوردن قدرت بیشتر ، نقش نظارتی خود را به مراتب بالاتر ببرد.

 

در حال حاضر انتخاب رییس جمهور با رای مستقیم ملت است و ایشان به واسطه همین رای مردم و اصل تفکیک قوا ،خود را در مقابل برخی تصمیمیات مجلس دست بسته و پاسخگو نمیداند، حتی گاها در اظهار نظرهای رسانه ای ، رئیس دولت نقش قوه مجریه را برجسته تر از قوه قانونگذاری قلمداد نموده است! در این زمینه موارد سرپیچی دولت از پذیرفتن قوانین مصوب مجلس به تواتر موجود است که دراینجا  مجال توضیح نیست.

البته تغییر شیوه اداره مملکت از ریاستی به پارلمانی دارای نکات مثبت فراوانی است و برعکس نظام ریاستی که مردم پس از انتخاب رییس جمهور ، تا چهار سال دیگر نمیتوانند انتخاب خود را پس بگیرند ، مگر تحت شرایط سخت سوال و اسیضاح توسط مجلس شورای اسلامی که در سی سال گذشته غیر از جریان ابوالحسن بنی صدر دیگر روی نداده است و این روزها هم جریان سوال از آقای احمدی نژاد با موانع بسیاری روبروست. دلیل آن هم این است که تبعات سیاسی عزل یک رئیس جمهور برای کشوری به مانند جمهوری اسلامی ایران بسیار بالا خواهد بود.ولی در نظام پارلمانی رییس جمهور یا شخصی با نام نخست وزیر چون منتخب نمانیدگان مردم است درانجام وظایف محوله طبق قانون باید پاسخگوی منتخبین مردم باشد،در صورت عدم انجام وظایف قانونی خود مجلس میتواند او را برکنار و شخص دیگری را به عنوان ریس دولت برگزیند و چون این تغییرات دولتها در اکثر کشورهای جهان هم بسیار مشاهده میشودعواقب و تبعات سیاسی بالایی را نخواهد داشت .

حال با توجه به این مسایل عنوان شده روشن است که احزاب و گروههای سیاسی کشور بیشترین تلاش خود را در کسب کرسی های مجلس شورای نهم خواهند داشت، چرا که کسب کرسی های بیشتر در مجلس برابر است با انتتخاب رئیس جمهور مورد تایید حزب. بنابراین مشارکت فعال همه اقشار جامعه و انتخاب برترین ها از بین کاندیدها تضمین کننده آینده این مرز و بوم خواهد بود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :M A
تاریخ:چهارشنبه 19 بهمن 1390-02:52 ب.ظ

وضعیت انفعال غرب بهترین زمان حمله به اسرائیل

اشتباهات کثیر غرب (آمریکا و اتحایه اروپا) در تقابل با ایران موجب گردیده است ایران از تواتمندی‌های بسیاری در قبال دشمنان خود برخوردار شود و نیز به نقاط ضعف دشمنان خود بیش از پیش پی ببرد. با بررسی موقعیت کنونی و برنامه تحریم نفتی اتحادیه اروپا علیه ایران برعکس ادعای غرب، اروپا و متحدانش در وضعیت انفعال بیشتری فرو می‌روند به نحوی که در صورت حمله ایران به اسرائیل امکان همراهی با اسرائیل را نخواهند داشت. ما گذاره‌های مختلف این سناریو را بررسی نموده‌ایم که در ذیل ارائه می‌شود.

سئوالاتی که در این رهیافت مورد بررسی قرار گرفته است:

چرا تحریم نفتی ایران برای غرب خطرناک است؟

عکس‌العمل‌های محتمل ایران در قبال تحریم نفتی چیست؟

آیا عربستان می‌تواند کسری ناشی از تحریم نفتی ایران را جبران نماید؟

آیا آمریکا امکان بازگشایی تنگه هرمز و ورود به جنگ با ایران را دارد؟

چرا امریکا و غرب در صورت حمله ایران به اسرائیل فقط ناظر آن خواهند بود؟

چرا رهبر معظم انقلاب، ایران را در وضعیت جنگ بدر و خیبر می‌داند؟
برای خوندن ادامه مقاله به این آدرس مراجعه نمایید.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 15 بهمن 1390-11:06 ب.ظ

ایران می تواند اقتصاد اروپا را قفل کند

روزنامه اقتصادی "داگنزنیهتر" چاپ استکهلم، تحت عنوان "ایران می تواند اقتصاد اروپا را قفل کند" نوشته است که تحریم اتحادیه اروپا علیه صادرات نفت ایران می تواند بهای نفت را افزایش داده و به رکورد جدیدی برساند و در بدترین شرایط اگر ایران تنگه هرمز را ببندد، اقتصادی اروپا عملاً در وضعیتی دهشتناک قرار می گیرد که همزمان با افزایش بهای نفت رشد اقتصادی متوقف خواهدشد.

به گزارش رجانیوز، کارشناس اقتصاد نفتی بانک "سوئد بانک" با اشاره به طرح تصمیم ایران به متوقف كردن صادرات نفت و تهدید به بستن تنگه هرمز می گوید: با چشم انداز مبهمی که در اقتصاد کنونی اروپا وجود دارد، هر کدام از این اقدامات وضعیت را از آن چه هست ـ برای اروپا ـ وخیم تر خواهد ساخت.

کارشناس اقتصاد نفتی بانک (نیمه دولتی) " نوردآ " نیز در همین رابطه می گوید: 40 درصد از نفت جهان از تنگه هرمز می گذرد و در صورت تحقق این تهدیدات، بهای نفت به بشکه ای 200 دلار خواهد رسید. ما پیش از وضعیت جدید، پیش بینی می کردیم که بهای نفت به بشکه ای 109 دلار کاهش یابد، اما وضع جدید چشم اندازی کاملاً متفاوت پدید آورده است. آن چه که می تواند مانع افزایش بهای نفت شود.

وی ادامه می‌دهد: «اقدام عربستان برای جبران نفت ایران است، اما غلظت سولفور نفت عربستان بیش از نفت ایران است واز نظر فنی، تصفیه آن سخت‌تر و هزینه آن نیز بالاتر است. علاوه بر این، تطبیق نفت عربستان (به جای نفت ایران در پالایشگاه ها)، برای اقتصاد کشورهای یونان، ایتالیا و اسپانیا که پیشاپیش با بحران اقتصادی دست به گریبان هستند، و وارد کننده نفت ایران هستند، ضربه ای سنگین محسوب می شود.

سئوال جدی آن است که تاثیر سیاسی تحریم نفتی ایران واقعا چیست؟ ژاپن و کره جنوبی علامت داده اند که مایل به کاهش واردات نفت از ایران هستند، اما کشورهای چین و هند مایل به همراهی با اروپا در قطار تحریم ایران نیستند و ایران به راحتی می تواند بر میزان صادرات نفت خود به این کشورها که دارای رشد اقتصادی هستند، بیافزاید. به این ترتیب ایران از درآمد نفتی محروم نخواهد شد و تحریم نفتی از جانب اروپا را جبران خواهد کرد و عملاً پروژه وادار کردن ایران به حضور در پای میز مذاکره را مشکل تر خواهد کرد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 5 بهمن 1390-03:57 ب.ظ

انتخابات مجلس

سخنان رائفی پور در مورد انتخابات مجلس و امام حسین(ع)

امام حسین(ع) اصولگرا بود یا اصلاح طلب؟

[http://www.aparat.com/v/51289a8ce3d4960b7c1e94501357d810107003]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :M A
تاریخ:دوشنبه 9 آبان 1390-09:27 ب.ظ

در دانشگاه شریف چه می گذرد؟!!!

چندی پیش عکس رییس دانشکده‌ی فیزیک دانشگاه شریف در کنار یکی از شاگردانش که کشف حجاب کرده بود، در سایت‌های خبری منتشر شد؛ عکسی که توسط خود ریاست دانشکده‌ی فیزیک در سایت دانشگاه به مدت چهار سال قرار داده شده بود.

خبرنامه دانشجویان ایران: اقدامات رییس دانشکده‌ی فیزیک دانشگاه شریف تنها به این یک مورد محدود نمی‌شود و شرایط دانشکده به گونه‌ای است که حتی تراس‌های دانشکده تبدیل به پاتوق شده تا جایی که دختران و پسران در این محیط گاهی به صورت مختلط پاسور بازی می‌کنند یا به رقص و پایکوبی می‌پردازند!

ادعای علمی بودن این اساتید و فخر فروشی آنان به دانشجویان درحالی است که این افراد از لحاظ علمی هم بسیار ناکارآمد بوده و فقط به این علت که از موقعیت خوب دانشگاه شریف و افراد نخبه‌ای که به این دانشگاه وارد می‌شوند استفاده می‌کنند، موقعیت خود را حفظ کرده‌اند.

گفته می شود مشی این افراد به جای قدردانی از دانشجویان، تحقیر آنان است و جو را به صورتی سامان داده‌اند که یک دانشجو در حالت عادی تشویق می‌شود که برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفته و دیگر برنگردد.

اساتید این دانشکده از لحاظ مذهبی هم تقیدات را رعایت نمی‌کنند. تماس دست استاد با دانشجوی دختر در کلاس، مطرح کردن حرف‌های نامناسب (مثل شراب‌خواری و کیفیت فیزیکی شراب به عنوان مثال درسی) و روزه‌خواری در جلوی دانشجویان از این موارد است.

پارچه‌های سیاه عزاداری ماه محرم هم معمولاً با اصطکاک و به صورت محدود در محیط دانشکده نصب می‌شود. محیط دانشکده و کتابخانه را طوری طراحی می‌کنند که به صورت اختلاط بیشتر باشد و اگر کسی اعتراضی کند انگار به اجرای یک پدیده به صورت عادی اعتراض داشته است.

در سال‌های گذشته کتابخانه‌ی دانشکده‌ی فیزیک به صورت محیطی مجزا بود ولی یکی از اقدامات رییس جدید دانشکده‌ی فیزیک، آقای وحید کریمی پور، این است که کتابخانه که قبلاً به صورت مجزا بود (میز و صندلی‌های دختران و پسران در دو طرف مجزای کتابخانه بود)، را به صورت مختلط و میزهای یکسان قرار داده است که دانشجویان دختر و پسر به صورت مختلط اطراف این میزها می‌نشینند و گاهی محیط کتابخانه به صورت پاتوق درمی‌آید.

یکی دیگر از اقدامات رییس جدید این است که تراس‌های دانشکده را به روی پسران و دختران بازگشایی کرده و گاهی دختران و پسران دانشکده در کمال وقاحت روی تراس‌ها پاسور بازی می‌کنند و کسی هم اعتراضی نمی‌کند.

دکتر رسول صدیقی از امضا کنندگان نامه‌ی ننگین جام زهر دوم در کسوت نماینده‌ی مجلس ششم بود و یا دکتر اعظم ایرجی‌زاد که در سال 2006 میلادی در یک کنفرانس علمی در جزیره‌ی مالت شرکت می‌کند که هدف از آن به رسمیت شناختن اسراییل در بین کشورهای خاورمیانه بوده است و یا دکتر رضا منصوری که در سال 1365 دبیر اجرایی کنفراسی در فلسطین اشغالی می‌شود و حتی آگهی آن را در دانشکده نصب می‌کند، که با اطلاع رییس دانشگاه با پادرمیانی رییس وقت سازمان انرژی اتمی و سپردن تعهدی مبنی بر پشیمانی به سر کار برمی‌گردد؛‌ همچنان در دانشکده فیرزیک دانشگاه شریف مشغول به کار هستند.

دانشگاه شریف

رفتار این اساتید به حدی است که صراحتاً در سر کلاس‌های درس و جمع‌های علمی کشور را به تمسخر می‌گیرند چه اینکه به عنوان چند مثال خاص بارها دکتر فرهاد اردلان در جلسات عمومی به سران کشوری توهین کرده است یا اسلامی کردن دانشگاه‌ها را زیر سؤال برده است.

چند سال پیش عده‌ای از دانشجویان بسیجی به مناسبت روز معلم به دکتر کریمی‌پور کتابی از انتشارات بسیج دانشجویی با عنوان «نشت نشا» را تقدیم می‌کنند و وی جلوی همه‌ی دانشجویان دانشجویان بسیجی را به تمسخر می‌گیرد.

گفتنی است دو ماه پیش معاونت فرهنگی دانشگاه عکس امام و رهبری را برای نصب در مکان مناسبی در محیط دانشکده فرستادند؛ ولی وی زیر بار نرفته و اجازه‌ی نصب آن را نداده است؛ حتی عکس شهدا به بهانه مکدر شدن روحیه دانشجویان! جمع آوری شده است.

در ایام فتنه هم تعدادی از این افراد با دست بند سبز در دانشگاه ظاهر می‌شدند تا جاییکه دکتر اردلان با وجود ادعای عدم سیاسی‌کاری در محیط دانشکده (که با این دلیل واهی آقای دکتر گلشنی را به دلیل نصب عکس امام و رهبری زیر سؤال برده بود) در ایام فتنه در برخی سمینارها با دست‌بند سبز حاضر می‌شد.

به عنوان نمونه‌ای دیگر می‌توان به آقای دکتر مصفا اشاره کرد که در ایام فتنه با دستبند سبز در دانشکده حاضر می‌شد یا به عنوان نمونه‌ی دیگر آقای دکتر جعفری از اساتید تازه جذب شده که در دانشگاه صنعتی اصفهان در ایام فتنه به خاطر اقدامات تندروانه توبیخ شده است.

این در حالی است که حتی پس از نماز جمعه تاریخی 29 خرداد و تاکید رهبر انقلاب بر حل و فصل عاقلانه قضایا و در ایام پس از انتخابات و مخصوصاً در 25 بهمن سال گذشته دانشجویان از سوی این اساتید به شورش تشویق می‌کردند.

دکتر کریمی‌پور در صفحه‌ی فیس‌بوک شخصی خود برای شرکت در تجمع غیرقانونی 25 بهمن فراخوان داده بود و سپس در حمایت از دانشجویان خاطی به مسؤولان دانشگاه به دلیل مجازات آن‌ها اعتراض نمود. وی همچنین در مقاله‌ای که در سایت احمد شیرزاد منتشر شد، به طور تلویحی نظام را به ترور دکتر علی‌محمدی متهم کرد.

آمار بالای خودکشی در دانشکده فیزیک دانشگاه شریف در حالی است که مسئولین به جای پاسخگویی در برابر این پدیده دانشجویان و مشکلات شخصی آن‌ها را به عنوان عامل قضیه مطرح می‌کنند در حالی که اگر جو با نشاط و علمی و امیدوارانه‌ای در دانشکده حاکم بود، اکنون شاهد چنین وضعیتی نبودیم. حتی یکی از خودکشی کنندگان در نامه‌ای که از او به جا ماند، صراحتاً وضعیت نامناسب علمی دانشکده را به عنوان عامل خودکشی مطرح کرده بود.

گفتنی است در طی نه ماه از اردیبهشت 89 تا اسفند 89 سه خودکشی در دانشکده‌ی فیزیک شریف صورت گرفته است که از حد متوسط خودکشی در دانشگاه شریف بسیار بالاتر است.

از طرف دیگر در جذب نیروهای جدید هیأت علمی هم سیاسی بازی و نفع پرستی به وفور دیده می‌شود. اساتید ارزشی و مستقل نمی‌توانند به حلقه بسته هیأت علمی راه پیدا کنند حتی اگر همه توان‌مندی‌های علمی را داشته باشند.

مکرراً مشاهده شده است که اساتیدی که توانایی‌های علمی غیرقابل انکاری داشته‌اند حذف شده‌اند و اساتیدی که توانایی علمی چندانی ندارند ولی به لحاظ سیاسی و شخصیتی مورد تأیید اساتید قبلی هستند وارد می‌شوند.

اساتید جدید معمولاً افرادی هستند که علی رغم نداشتن روحیه مستقل و مذهبی به علت حضور چند ساله در خارج از کشور (کعبه‌ی آمالشان) معمولاً روحیاتی غیربومی دارند و دانشجویان را به سمت لاقیدیِ مذهبی و ملی سوق می‌دهند.

برای لیست اساتیدی که به دلایل واهی از دانشکده حذف شدند می‌توان از دکتر مهدی سعادت، دکتر مهدی خاکیان، دکتر محمدرضا ابوالحسنی اشاره کرد. حتی با وجود مخالفت اکثر دانشجویان دانشکده با اخراج دکتر سعادت وی از دانشکده اخراج شد.

در سال 1374 مسئولین سکولار این دانشکده به شدت برای حدف دکتر گلشنی نیز تلاش کردند که با انتخاب وی به عنوان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی این موضوع منتفی شد. البته پس از آن دکتر گلشنی هرگز در جلسات شورای دانشکده شرکت نکرد.

در مورد اساتید مستقل نیز می‌توان به دکتر خرمی، یکی از شاخص‌ترین فیزیکدانان ایران که پس از سه ترم در دانشکده او را تبدیل وضعیت ندادند و به همین دلیل از دانشکده رفت و دکتر پرویزی اشاره نمود.

به عنوان نمونه می‌توان به یکی از اساتید دانشکده، دکتر لاله‌ معمارزاده اشاره کرد که اخیراً عکس بی‌حجاب او در کنار استادش دکتر کریمی‌پور را روی سایت دانشگاه قرار داده بودند.
دانشگاه شریف 1

پذیرش دانشجویان دکتری هم در کمال بی مسئولیتی صورت می‌گیرد در این دانشکده هر سال حدود 20 دانشجوی دکتری پذیرش می‌شود در حالی که نه تنها موضوع خاصی به عنوان زمینه تز آن‌ها در نظر گرفته نشده بلکه حتی معلوم نیست با چه کسی قرار است کار کنند.

جالب است با این توجیه که استاد و دانشجو باید از سازگاری و علاقه به یکدیگر مطمئن شوند این جماعت را که به صورت فله‌ای پذیرش شده‌اند در طول چند سال، آن هم با منت، مثل سیب زمینی جدا می‌کنند و در ادامه با عوض کردن جای شاکی و متهم با متهم کردن درصد قابل توجه بلاتکلیف مانده به کم کاری و بی‌انگیزگی و همچنین معرفی آن‌ها به تحصیلات تکمیلی به عنوان عنصر کم‌کار زمینه فشار را بر روی آن‌ها را دو چندان می‌کنند؛ تا آن‌ها برای جلوگیری از ادامه تضییع حقوق خود به گدایی عواطف و برانگیختن ترحم برای جلب حمایت روی آورند! جالب اینجاست که در صورت تقاضای دانشجوی بلاتکلیف برای انتخاب استاد از خارج دانشگاه با این توجیه مضحک که «اگر می‌خواستی با فلانی کار کنی چرا آمدی دانشگاه شریف»! وی را ملامت می‌کنند؛ در حالی که این جواب وقتی می‌تواند مطرح باشد که مسئولین به وظایف ابتدایی خود در فراهم کردن استاد با موضوع تحقیقاتی کوتاهی نکرده باشند. خلاصه مسئله بلاتکلیفی درصد بالایی از دانشجویان دکتری در چند سال اول دوره! و تشدید فشارها بر آن‌ها در دانشکده یک معضل همیشگی است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی  فرهنگی  اخبار روز 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 2 آبان 1390-08:35 ب.ظ

نامه ای به ... بدون شرج

آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی با صدور پیامی خطاب به ملک عبدالله بن عبدالعزیز؛ درگذشت ولیعهد عربستان را تسلیت گفت!!!

به گزارش آفتاب، متن کامل پیام تسلیت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بدین شرح است:

جناب آقای ملک عبدالله بن عبدالعزیز
خادم الحرمین الشریفین

سلام العلیکم

خبر درگذشت سلطان بن عبدالعزیز آل سعود ولیعهد عربستان باعث تاسف و تالم خاطر گردید.
مصیبت وارده را خدمت جنابعالی، دولت و ملت عربستان تسلیت می‌گویم.
از درگاه خداوند متعال برای آن فقید سعید غفران الهی و برای خاندان آل سعود بویژه جنابعالی صبر و اجر مسالت می‌کنم.
امیدوارم با تقویت وحدت اسلامی در میان مسلمانان، توطئه ایجاد تفرقه بین کشورهای مسلمان بویژه دو کشور ایران و عربستان خنثی گردد.

اکبر هاشمی رفسنجانی
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام

جای تعجب زیاد داره، این که مثلا ملت های مسلمان فقط ایران و عربستان هستند یک طرف و بحرین و بقیه کلا یا مسلمون نیستند و یا ملت نیستند و یا اینکه انقدر بی اهمیت بودند که ...

نمی دونم، الله اعلم

منبع: آفتاب




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 5 مهر 1390-02:28 ب.ظ

ملک زاده در وزارت خارجه

پس از انتصاب علی اکبر صالحی، دومین خیز جریان انحرافی برای رساندن ملک زاده به وزارت خارجه نیز با ناکامی مواجه شد.

خبر انتصاب آقای محمدشریف ملك زاده، یكی از سه عضو اصلی حلقه انحرافی به معاونت مالی و اداری وزارت امور خارجه، بلافاصله پس از انتشار، موج گسترده ای از اعتراض توأم با ناباوری دلسوزان نظام و دوستداران مردم را در پی داشت، چرا كه بعد از آشكار شدن چهره واقعی جریان انحرافی و دهها نمونه از فساد اقتصادی، روابط مشكوك بیرونی، زمینه سازی برای نفوذ عوامل شناخته شده دشمنان به مراكز حساس نظام، حیف و میل گسترده بیت المال، بی بند و باری فرهنگی و سایر اقدامات پشت این جریان، انتظار آن بود - و هست- كه افراد وابسته به جریان انحرافی از حلقه اطرافیان رئیس جمهور محترم پاكسازی شوند و به «درازدستی» این «كوته آستینان» خاتمه داده شود نه آن كه یكی از اصلی ترین اعضای حلقه انحرافی در كانون تعیین كننده و حساسی نظیر معاونت مالی و اداری وزارت امور خارجه كشورمان به كار گرفته شود!

برخی از مقامات مسئول از پرونده قطور تخلفات و قانون شكنی های آقای محمدشریف ملك زاده در مراكز اطلاعاتی و دستگاه قضایی كشور خبر می دهند و به همین علت، صلاحیت ایشان برای كاندیداتوری مجلس هشتم رد شده بود. بنابراین بدیهی است كه انتصاب نامبرده به معاونت وزارت امور خارجه با اعتراض گسترده دلسوزان و نمایندگان مجلس شورای اسلامی روبرو شود كه شده است .

واکنش مجلس به این انتصاب در نوع خود بی نظیر بود. نمایندگان مجلس طرح استیضاح وزیر امور خارجه را در سریعترین زمان ممکن کلید زدند. نکته ای که این استیضاح را برجسته می کند، نه تنها سرعت در واکنش که جهت گیری های سیاسی امضا کنندگان بود، این استیضاح، امضای منتقدین مختلفی همچون باهنر و مطهری و حتی رسایی و حسینیان که ازحامیان دولت به شمار می روند را نیز در بر داشت.

انتصاب آقای ملك زاده با سوابقی كه به آن اشاره شد به اندازه ای غیرمنتظره، غیرقانونی و مصداق انحراف از اصول بوده است كه نمایندگان مجلس برخلاف روال جاری در اینگونه موارد جایی برای طرح سؤال از وزیر محترم خارجه ندیده و مستقیماً به استیضاح ایشان روی آورده اند!

علی اکبر صالحی که گویا از سوی رییس جمهور تحت فشار بود مراسم تودیع و معارفه فرحی و ملک زاده را برگزار کرد.

پس از این که گروه انحرافی جدیت امضا کنندگان طرح استیضاح را دید، از موضع خود عقب نشینی کرد و همه چیز را به نظر وزیر اطلاعات سپرد، نامه حیدر مصلحی به علی اکبر صالحی مبنی بر این که آقای ملک زاده صلاحیت این پست را ندارد، مهم ترین دلیلی بود تا نمایندگان در تصمیم خود مصمم تر شده و امضای بیشتری پای برگه استیضاح وزیر خارجه بزنند.

با ادامه فشارها، ملک زاده استعفای خود را تقدیم وزیر خارجه کرد و بلافاصله مورد پذیرش ایشان قرار گرفت.علی اکبر صالحی نیز در نامه ای به رییس مجلس پیوستی از نامه موافقت خود را با استعفای ملک زاده را ارسال کرد و خواستار پایان یافتن این ماجرا شد.

 

منابع: هفته نامه پنجره، شماره 96، سایت فراسو نیوز




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 5 مهر 1390-12:53 ق.ظ

محمد شریف ملک زاده کیست؟یکی از اعضای جریان انحرافی

محمد شریف ملک زاده نامی است که اولین بار در جریان تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد مطرح شد. تحقیق کنندگان ادعا می کردند که ملک زاده با همکاری بعضی افراد تاثیر گذار در قوه قضاییه، از جمله قاضی سعید مرتضوی، مسیر پرونده را با مشکلاتی مواجه کرده بود.

او در دانشگاه آزاد مشاور جاسبی و رییس مرکز اطلاع رسانی دانشگاه آزاد و مدیر خبرگزاری ایسکانیوز بوده و البته دکترایش را از همین دانشگاه گرفته است. درست در زمانی که مجلس هفتم مشغول بررسی پرونده متخلفان پرونده فروش سوالات دانشگاه آزاد بود، انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری برگزار شد. ملک زاده به عنوان مدیر ایسکانیوز در آن زمان، توپخانه رسانه خود را برای تخریب جریان اصولگرایی به شدت فعال کرده بود و مانند تمامی مدیران دانشگاه آژاد برای به ریاست جمهوری رسیدن هاشمی رفسنجانی تلاش میکرد.

بعد از پیروزی قاطع دکتر احمدی نژاد بر آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور تیزترین انتهادها را متوجه فساد در مدیریت دانشگاه آزاد کرد. در همین حال، ملک زاده که تا روز قبل در حال قلع و قمع منتقدان دانشگاه آزاد بود، با آشنایی با آقای خاص!! به دولت منتقل می شود!

ملک زاده، همان رفیق مرتضوی، یار دیرین جاسپی و معاون مشایی در سازمان گردشگری با انتقال اسفندیار رحیم مشایی به دفتر رئیس جمهور موقعیت قوی تری پیدا می کند. مشایی در مقام جانشین رئیس جمهور در شورای عالی ایرانیان، برای معاون سابق خود حکم دبیری این شورا را امضا می کند.

در همین حال است که عضویتهای متعدد او در هیات مدیره های شرکتهای خصوصی آغاز می شود و البته او هیچ گاه ارتباط خود را با دانشگاه آزاد قطع نکرد و با حکم جاسبی عضو علی البدل «هیات تجدید نظر رسیدگی به تخلفات انتظامی اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد» شد.

سپس او قصد کرد تا به عنوان نماینده مجلس وارد این عرصه هم بشود که با رد صلاحیت از سوی شورای نگهبان مواجه شد.وی همچنین عضویت و ریاست هیات مدیره شرکت نفت ایرانول را نیز تجربه کرد.

ماجرای ملک زاده همچنان ادامه دارد، منتظر پست بعدی باشید.

 منبع: هفته نامه پنجره، شماره 96




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شخصیت شناسی  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 2 مهر 1390-12:36 ق.ظ

مسعود کشمیری کیست؟

هر سال همزمان با هشتم شهریور ماه، نام مسعود كشمیری به عنوان عنصری كه عامل انفجارنخست وزیری بوده و با نفاق خود تا اصلی ترین مراكز امنیتی كشور نفوذ نموده بود، مطرح می شود. نام او غالباً همراه است با بیان تزویرهایش كه دو خودكار در جیب داشته یكی برای بیت المال و یكی شخصی و...

مسعود کشمیری فرزند سعید، متولد 1329 از کرمانشاه، دارای مدرک لیسانس علوم اداری و مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران بود.

وی قبل از انقلاب توسط پسر دایی خود، ابوالفضل دلنواز -كه برادر همسرش نیز بود و در درگیری مسلحانه معدوم شد-، جذب سازمان مجاهدین شد. ابتدا در بحث های خانوادگی از آنها حمایت می کرد، لیکن به مرور زمان چهره ای حزب اللهی و حامی جمهوری اسلامی به خود گرفت و كمی پیچیده تر عمل کرد.

وی پس از انقلاب نیز همچنان عضو سازمان منافقین بوده و اسامی مستعاری همچون "حنیف" و "مجیب" داشته است. منزل او در مهرشهر كرج و آریاشهر از بزرگترین انبارهای سلاح و مهمات سازمان بوده است و افراد سطح بالایی از سازمان در این منازل به تشكیل جلسه می پرداخته اند. همسر وی مینو دلنواز نیز از اعضای فعال منافقین بوده است و اکنون نیز به همراه وی متواری است.

کشمیری همزمان با فعالیت گسترده در سازمان منافقین به عضویت در كمیته مستقر در اداره دوم ارتش تحت سرپرستی محمد كاظم پیرورضوی در می آید.

وی مدتی نیز در ضد اطلاعات مركزی نیروی هوایی و مركز مستشاری امریکایی ها با عنوان نماینده نخست وزیر دولت موقت و زیر نظر كمیته اداره دوم ارتش مستقر بود. در این مدت، از جمله اقدامات وی می توان به مداخله و جلوگیری از به جریان افتادن و محاكمه عاملان كشتار 17 شهریور اشاره کرد كه با توجه به ریشه امریکایی جمعه خونین و تظاهر منافقین در آن تاریخ به اعمال ضد امریکایی، محل تأمل فراوان است.

وی در بدو تأسیس طرح و برنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز مدتی به عضویت آن در آمد. معرف وی عبدالمجید قبادیان معدوم از دیگر نفوذی های ارشد منافقین به سپاه آقای داود شمسی بوده است.

وی همچنین عضویت مؤثر در ستاد خنثی سازی كودتای نوژه به نمایندگی از كمیته اداره دوم ارتش داشته است كه از جمله خیانت های وی در این مقطع، فراری دادن رهبر عملیات كودتا سرهنگ احسان بنی عامری بوده است.

وی سپس دستور ضرورت نفوذ در نخست وزیری را دریافت می كند و برای آغاز این مسیر، ابتدا عضو دفتر نخست وزیری در سیتان و بلوچستان می شود. کشمیری مدتی كوتاه نیز در دفتر محسن سازگارا معاونت سیاسی اجتماعی بهزادنبوی وزیر وقت مشاور در امور اجرایی مشغول به كار شد و از آنجا به دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری به سرپرستی خسرو تهرانی رفت. وی از آنجا مدتی به فعالیت در دبیرخانه شورای امنیت پرداخت و سپس جانشین خسرو تهرانی در دبیرخانه شورای امنیت شد. عملكرد وی در این جایگاه آنچنان بود که بسیاری به غلط تصور كرده اند وی خود دبیر شورای امنیت بوده است.

از دوستان صمیمی او می توان به علی اكبر تهرانی، جلیل بیات (كه از اتهاماتش جسدسازی برای كشمیری و تلاش برای شهید جلوه دادنش بوده است)، اشاره کرد.

پس از انفجار دفتر نخست وزیری، در نتیجه بازرسی از منزل مسعود در شهرستان کرج، مقادیر زیادی سلاح و مهمات کشف شد، پدر مسعود کشمیری بازنشسته شرکت نفت بود که در سال 1377 به علت سرطان در انگلستان فوت و دفن شد. این بخشی از اطلاعاتی است که حجت الاسلام ری شهری در کتاب خاطرات خود از مسعود کشمیری نقل می کند.

مسعود كشمیری همچنان زنده است، برخی از اعضای منافقین معتقدند او نیز همچون بسیاری دیگر از اعضای ارشد منافقین بریده است و برخی دیگر او را به دلیل جرم آشكاری كه مرتكب شد،ه همچنان محتاج منافقین می دانند و معتقدند با مسعود و مریم رجوی در اردن به سر می برد. اما آنچه موجب افسوس است، این است كه او در پی آنكه پرونده انفجار نخست وزیری همچنان مسكوت مانده است، علی رغم اینكه تمام اسناد محكمه پسند بر علیه او دلالت دارند، گویا مورد تعقیب هیچ نهاد بین المللی همچون اینترپل نیست و این است كه بر مظلومیت رجایی و باهنر می افزاید...

منبع: رجا نیوز




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شخصیت شناسی  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 30 شهریور 1390-10:48 ب.ظ

عمل جراحی و در آوردن رحم زنان فرقه توسط سازمان مجاهدین خلق (منافقین)

قاعده تمامی فرقه هاست که هر نوع وابستگی به بیرون از مناسبات بایستی قیچی شود؛ طلاق همسر، جداسازی کودکان، عدم تماس با خانواده و شرکت در تمامی مراحل انقلاب ایدئولوژیک.

بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری منافقین که از این فرقه بریده است می گوید: در این راستا فرد انقلاب کرده باید خود را به قله برساند که فتح این قله در سازمان  برای زنان با جراحی رحم عینی می شود. این حرکت در واقع آخرین میخ را بر تابوت عاطفه فرد فرو می برد تا عنصر تکامل یافته دستگاه ایدئولوژیک رجوی ها به بی امیدی کامل رسیده و در نتیجه  برای همیشه در تشکیلات رها گردد. وی با یاد آوری یکی از نشستهای شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق، تصریح کرد: در این جلسه به نفیسه بادامچی (تنها دکتری که در رده شورای رهبری عضویت داشت) توسط مسعود رجوی ابلاغ شد  که اولین و مهمترین مسئولیت او برداشتن رحم زنان است و بابت بالا رفتن آمار این زنان امتیاز از شخص مسعود رجوی میگرفت. در سازمان به جراحی رحم بالا رفتن از قله اطلاق می شود. مثلا در جلسات سازمان مسعود و مریم از نفیسه بادامچی سوال می کنند تاکنون چند زن به نوک قله رسیده است؟ و چند زن در نوبت هستند؟

او ادامه میدهد: در یک نشست استدلالهای زیادی حول این کار مطرح گردید و نهایتا عنوان شد که زدودن آثار جنسیت حتی فیزیکی هم الزامی است. حتی بعضی از این خانم ها نمی دانستند که چه عملی روی آنها انجام می دهند و به این عمل «امداد » می گویند. آنها فکر می کردند که مریض هستند یا اینگونه توسط پزشکان به آنها القا میشد که به خاطر سلامی، وی ناچار است که تن به چنین عملی بدهد.

وی افزود:به خانومهایی که به هر دلیل به پزشک مراجعه می کردند مشکلات آنها را حاد جلوه میدادند و نشان می دادند که از ریل طبیعی خارج شده تا از این طریق زمینه لازم برای جراحی فراهم آید و به این ترتیب در پشت صحنه این کار، دکتر (نفیسه بادامچی) جایزه میگرفت و البته وظیفه توجیه پرسنل امداد یا پرستاران نیز به عهده وی بود.تا زمانی که من در فرقه رجوی حضور داشتم، می دانم که بیش از 150 نفر از خانوم ها تحت عمل قرار گرفته بودند.

منبع: نمایشگاه شهدای گم نام قصر شیرین




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 19 مرداد 1390-02:44 ق.ظ

آنچه آنان آرزو داشتند در کلام قرآن کریم

ای کسانی که ایمان آوردید، یهودیان و مسیحیان را دوستان خود مگیرید،زیرا آنان با وجود اینکه با هم اختلاف دارند، در برابر شما با یکدیگر هم دل اند و هر کس از شما آنان را به دوستی بگیرد قطعا در زمره آنان به شمار می آید و از ستمکاران است و خدا مردم ستمکار را هدایت نمی کند.

به همین سبب است که میبینی آنان که در دلهایشان بیماری شک و تردید است، برای طرح دوستی با یهودیان و مسیحیان شتابان به میان آنان میروند و به دروغ می گویند، می ترسیم گزندی به ما برسد و به یاری آنان نیازمند شویم، امید است خداوند برای مومنان پیروزی پدید آورد و یا از جانب خود امری پدیدار سازد آنگاه بیمار دلان سست ایمان از آنچه در دوستی با یهودیان و مسیحیان در دلهایشان نهان میداشتند پشیمان میشوند.

آیات 51 و 52 سوره مائده




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 16 مرداد 1390-12:15 ق.ظ

آیا از دیدگاه اسلام، دین از سیاست جداست؟

روشن ترین گواه بر رد این موضوع، روش پیامبر گرامی در دوران پر فراز و نشیب رسالت است. ایشون از آغاز دعوت خودشون در صدد پدید آوردن یک حکومت نیرومند بر پایه ایمان به خدا بودند که توانایی پی ریزی طرح ها و برنامه های اسلام را داشته باشد.

مثلا اون وقتی که پیامبر خدا ماموریت یافتند که دعوت خود را آشکار کنند با روشهای گوناگون به تشکیل هسته های مبارزه و هدایت و گردآوری نیروهای مسلمان پرداختند و در این راستا با گروههایی که از دور و نزدیک به زیارت کعبه می آمدند، ملاقات می کردند و آنان را به سوی اسلام دعوت می نمودند. در این میان با دو گروه از مردم مدینه در محل «عقبه» به گفتگو نشستند و آنان پیمان بستند تا آن حضرت را به شهر خود دعوت کنند و از او حمایت نمایند[1] به این ترتیب نخستین گامهای رسول خدا در جهت تاسیس دولت اسلامی برداشته شد.

حضرت رسول بعد از هجرت به مدینه، اقدام به تشکیل یک سپاه نیرومند و با صلابت کردند، ارتشی که در دوران رسالت ایشون در هشتاد و دو نبرد گوناگون شرکت کرده و با پیروزی های خود موانع تشکیل حکومت اسلامی را از سر راه برداشت.

ایشون پس از استقرار حکومت اسلامی در مدینه به منظور پیشبرد اهداف اسلام و انسجام هر چه بیشتر پایه های حکومت اسلامی، برای بسیاری از قبایل و شهرها فرمانروا تعیین کردند

با در نظر گرفتن این رفتارها و اقدامات پیامبر اکرم (ص) شکی نیست که آن بزرگوار از اول بعثت در صدد تشکیل یک حکومت نیرومند بودند که در پرتو آن احکام اسلامی در تمام زوایای زندگی بشری تحقق یابد.

رفتار و گفتار و اعمال پیامبر اکرم(ص) برای ما یک مبنای راه و یک الگوی به تمام معناست.

علاوه بر اینها یک گوشه ای از سخنان امام رضا(ع) برای من جالب بود که دلیل عقلی آورده بودند بر این موضوع:

«ما هیچ گروه و امتی را نمیابیم که بدون فرمانروا و رئیس، بتواند به زندگی و بقای خود ادامه  دهد؛ فرمانروایی که در شئون دین و دنیا به او نیاز است. پس، از حکمت خداوند حکیم به دور است که مردم را از آنچه بدو نیاز دارند و بدون آن نمی توانند روی پای خود بایستند، فروگذار نماید. پس مردم، همراه با فرمانرا با دشمنان خود می جنگند و به حکم او، غنیمتها و دست آوردهای در جنگ را تقسبم می کنند و به فرمان او، نمازهای جمعه و جماعت را برپا می دارند.»[2]

به نظر من از سخنان امام میشه کاملا درک کرد، که اسلام باید در جامعه دیده بشه، همین به جنگ رفتن، نمازهای جمعه و جماعت که اصلش سیاسیه، همشون نشون دهنده اینه که اسلام دین فردی نیست، اسلام یک دین اجتماعیه و من واقعا درک نمی کنم یک عده چرا و به چه دلیلی ادعا می کنند که در دین اسلام دین از سیاست جداست!!!

اگر دلیلی برای این حرف دارید خوشحال میشم بشنوم



[1] سیره ابن هشام، ج1، ص431

[2] علل الشرائع باب 182 ح9، ص253




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic