درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 13 تیر 1390-12:19 ق.ظ

اقدامات سیاسی فرهنگی دولت رضا شاه (قسمت اول)

1.      استبداد و خشونت(1)

رضا شاه در ابتدا روحیه خشن و استدادی خود را بروز نمی داد و به همین دلیل به جز تعداد اندکی از سیاست مداران برجسته کسی به ماهیت واقعی وی پی نبرده بود. رضا شاه پس از کسب قدرت مدتی با رجال قدیمی و ملی همکاری کرد و حتی حسن مستوفی مشروطه خواه را به نخست وزیری انتخاب نمود. اما بعد از کمتر از دو سال با آوردن مخبرالسلطنه که شخصیت ضعیفی داشت عزم خود را برای تقویت بنیه استبدادی رژیم جزم کرد.

تقویت بیش از اندازه ارتش، کنترل مجلس و از بین بردن نهادها و شخصیتهای مستقل از جمله مهم ترین اقدامات استبدادی رضاخان بود.

از اولین سیاستهایی که رضا شاه از ابتدای حضور در عرصه سیاسی ایران در پیش گرفت تقویت ارتش بود. در تمام سالهای حکومت وی حدود یک سوم بودجه دولت برای این منظور هزینه میشد. ایجاد ارتش نوین و تقویت آن به خصوص در اوایل امر ضروری می‌نمود و به توسعه نظم و امنیت و گسترش اقتدار دولت مرکزی کمک کرد اما در سالهای بعد نیز رضاخان همچنان بر طبل نظامی‌گری می‌کوفت و با صرف هزینه‌های کلان ارتش را به عنوان ابزار قدرتمندی علیه مخالفان به کار می‌گرفت. بنابراین هدف از تقویت ارتش، تثبیت اقتدار دولت مرکزی، سرکوب مخالفاتهای داخلی به خصوص ایلات و عشایر و هممچنین نظارت بر انتخابات و کمک به اجرای سیاستهای مطلوب شخص رضاشاه بود.

از سوی دیگر رضاشاه با تقلب در انتخابات عملا مجلس را به نهادی تشریفاتی تبدیل کرد. نهادی که تنها به درد امضای اوامر ملوکانه می‌خورد. در هر انتخابات رضاخان فهرستی نمایندگان مورد نظر خود را تهیه می‌کرد و درنهایت همین افراد انتخاب می‌شدند. طبیعی است که این نمایندگان هیچ گاه جرات مخالفت با شاه را نداشتند. تقلب در انتخابات بی محابا صورت می‌گرفت به گونه‌ای که در انتخابات مجلس هفتم آیت الله مدرس نماینده مشهور و محبوب مردم تهران حتی یک رای هم نیاورد و فریاد او که «آن رای که من به خودم داده‌ام، کجا رفته است» آبروی انتخابات را برد.[1]



[1] علی مدرسی، روزگاران ص 318




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شخصیت شناسی  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 19 خرداد 1390-11:18 ب.ظ

پدیده ای به نام خود "عمار" پنداری

علی رجبی در سایت «الف» نوشت:

1ـ در جبهه جنگ، نیاز نیست همه در خط مقدم حضور داشته باشند و آرپیجی دست بگیرند. بعضی ها هم باید سلاح سبک دست بگیرند. بعضی ها هم، تدارکات و بعضی ها هم حتی در پشت جبهه، باید بخش پشتیبانی را بر عهده داشته باشند.
 
بدیهی است، اگر همه مصّر باشند در خط مقدم بروند و آرپیجی بزنند، علاوه بر آنکه سایر مکان های حساس خالی می ماند، در میان خود آرپیجی زن ها هم اختلاف پیش می آید، چون بالاخره هر کسی می خواهد در زدن تانک های دشمن مشارکت کند و  مطمئنا تعداد آرپیجی زن ها از تانک های دشمن بیشتر است!
 
 2ـ وقتی ولی فقیه جامعه در مواجه با فتنه ای همچون فتنه سبز که در آن حق و باطل آمیخته شده اند، چاره را بصیرت افزایی معرفی می کند، همه باید لبیک بگوییم. اما این بدان معنا نیست که هر کسی ندای «این عمار» رهبری را شنید باید برود در خط مقدم آرپیچی به دست بگیرد و بقیه صحنه های عرصه جنگ را خالی بگذارند!جمع شدن همه نیروهای ولایی در پُست آرپیجی زن (!) و خالی ماندن عرصه های دیگر، مساوی است با باخت در جنگ نرم دشمن...
 
 3 ـ فرض کنید شما و خانواده تان به همراه خانواده برادرتان به همراه دو اتومبیل پراید به رانندگی شما و بردارتان، می خواهید در طول شب از شمال کشور به مقصد تهران سفر کنید. فرض این است که برای شما بسیار حیاتی است که فردا صبح، رأس ساعت 8 در سر کار خود حاضر شوید.
 
اگر نور اتومبیل شما به یکباره در میان جاده قطع شود و شما هم نتوانید آن را درست کنید، می توانید از برادرتان کمک بگیرید و با او قرار بگذارید که او کمی آرام تر برود و هوای شما را داشته باشد تا شما با احتیاط کامل و با فاصله کمی پشت سر او حرکت کرده تا به پرتگاه های میان مسیر سقوط نکنید. اما فرض کنیم، به جای قطع نور ماشین، سیستم ترمز اتومبیل دچار اختلال شود. مطمئنا دیگر نمی توانید با کمک گرفتن از بردارتان که اتومبیلی سالم دارد، حرکت کنید؛ چرا که افتادن به پرتگاه، سزای کسانی است که سرعت خود را نمی توانند کنترل کنند. در موقع فتنه هم فضا همین گونه است. کسی که بصیرت کافی نداشته باشد، می تواند با نگاه به رهبری، مراجع و روحانیت به مقصد برسد، اما آنکه خود را عمار ببیند و بخواهد سرخود هر کار دلش بخواهد بکند، می شود امثال آن کسی که به آن دخترک فتنه گر فحش ناموسی داد و  یا امثال نیروهای خودسری که به کوی دانشگاه حمله کردند.
 
4ـ عمار فرد با بصیرتی است که فتنه را در اوج غبارآلوده شدن فضا ببیند؛ نه آنکه وقتی غبار صحنه فرو نشست و حق و باطل به طور واضح مشخص شد، بخواهد وارد صحنه شود، چرا که ضرب المثلی معروف می گوید: «معما چو حل گردد آسان شود».

گرچه بصیرت افزایی، کاری نیکو و پسندیده است، اما کسانی که در اوج فتنه، همه چیز را منکر می شوند و بدون واهمه هر گونه مشکلی را رد می کنند، نباید در میانه راه که همه چیز هویدا شد، خود را عمار بخوانند.

5 ـ خود عمارپنداری، امروز یکی از مشکلاتی است که نیروهای حزب الهی را دچار خود کرده است. اگر چه رهبری فرموده اند که هر کس باید حرفش را بزند و تلاش کند حرفش درست باشد، اما بعضی ها اصرار دارند این گزاره دوم حرف رهبری که «درست بودن حرف» است را نادیده بگیرند.

قیاس مع الفارق است؛ اما بعضی ها در فتنه دوم به مرض خواص بی بصیرت فتنه اول، مبتلا شده اند؛ یعنی به جای آنکه ولایت ناپذیری و قانون شکنی موسوی و کروبی را ببینید، به دنبال سوء رفتار احمدی نژاد در مناظرات هستند. امروز کسانی در جبهه نیروهای انقلاب هستند که خواسته یا ناخواسته، عدم تمکین رئیس جمهور به دستورات صریح رهبری را نمی بینند، اما انتقادات بعضا تیز بعضی رسانه ها را بزرگ می کنند و با برچسب زدن به دیگر سرمایه های اصولگرایی سعی در حذف آنها از میدان دارند.

6 ـ طنز قضیه آن است که همان گونه که در فتنه سبز، بعضی از افراد، قانون شکنی بزرگ سران فتنه را نمی دیدند و به ناحق به آنها حق می دادند که اینگونه در برابر متانت نظام اسلامی، پرخاشگرانه رفتار کنند؛ امروز هم عده ای به احمدی نژاد حق می دهند که با تمام قوا از لیدر گروه انحرافی حمایت کند و در تحلیل این رفتار رئیس جمهور محترم، انتقادهای بعضی اصولگرایان از دولت را دلیل این لجبازی رئیس دولت می دانند! و از آن خنده دارتر کسانی هستند که تا دیروز، سعی داشتند همه اقدامات دولت را توجیه کنند ولی امروز که آش دستپخت دولت شوری اش عیان است، به دنبال فرافکنی اند.

منبع: پایگاه خبری صراط نیوز




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : وبگردی  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 18 خرداد 1390-08:34 ق.ظ

حاشیه های خنده دار و گاهی تامل برانگیز نشست خبری احمدی نژاد

خبرنگار آسوشیتدپرس قبل از طرح سؤال خود از رئیس جمهور، عذرخواهی كه می‌خواهد سؤال تندی را مطرح كند و احمدی‌نژاد به وی گفت كه می‌خواهی سؤال خود را تند تند بپرسی؟ اما وقتی خبرنگار مذكور با مقایسه دولت احمدی‌نژاد با دولت‌های گذشته از ابراز نارضایتی علما از ‌این دولت سخن گفت، عنادی به كمك احمدی‌نژاد آمد و گفت: خبرنگار آسوشیتدپرس قرار بوده در حوزه سیاست خارجی سؤال كند اما از این مسیر انحراف داشته كه احمدی‌نژاد هم پاسخ داد: این سؤال هم در راستای سیاست خارجی بود!

خبرنگار یكی از رسانه‌های تركیه كه برای طرح سؤال از رئیس جمهور پشت تریبون قرار گرفت، سؤال خود را به زبان انگلیسی پرسید و چون ترجمه سؤال او زمانبر بود، احمدی‌نژاد به او گفت "از تركیه آمدی و انگلیسی صحبت می‌كنی؟ همان تركی صحبت كن كه هم من بفهمم و بقیه هم بفهمند ".
خبرنگار مذكور بعد از آنكه پاسخ خود را از رئیس جمهور گرفت، به زبان فارسی و به سختی گفت «تشكر می‌كنم» و احمدی‌نژاد هم پاسخ داد:«ساغول»!

خبرنگار روزنامه سیاست روز هم وقتی پشت تریبون قرار گرفت، خطاب به رئیس جمهور گفت یكی از خبرنگاران خود را نماینده نسل جوان دانست و یكی دیگر هم بر اساس زرنگی خود به طرح دو سؤال از شما پرداخت اما من هر چه فكر می‌كنم مزیتی برای طرح دو سؤال نمی‌بینیم اما می‌خواهم دو سؤال مطرح كنم؛ جواب احمدی‌نژاد: حالا شما سؤالات خود را مطرح كنید تا ما ببینیم چه مزیتی دارید!

خبرنگاری از رئیس جمهور سؤال كرد "آیا 1+ 5 می‌تواند پیشنهادی به ایران بدهد تا برنامه هسته‌ای خود را متوقف كند؟ كه احمدی‌نژاد با طرح پاسخ یك كلمه‌ای «خیر» كه آن را با قاطعیت بیان كرد، موجب خنده حاضران شد و خبرنگار مذكور هم كه حرف دیگری نداشت، از او تشكر كرد!

خبرنگار برنا آخرین خبرنگاری بود كه با رایزنی و تذكرات پی‌درپی توانست برای طرح سؤال خود از رئیس جمهور وقت بگیرد و با این وجود مسئولان دفتر رئیس جمهور تنها به خبرنگار فارس كه جزء پرمخاطب‌ترین رسانه‌های كشور است، اجازه طرح سؤال از احمدی‌نژاد را ندادند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
دنبالک ها: پایگاه خبری تحلیلی 598 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 31 اردیبهشت 1390-12:55 ق.ظ

منافقین و عملیات مروارید

این عملیات که به عملیات کرد کشی نیز معروف است، یکی از بزرگترین عملیاتهای منافقین در داخل خاک عراق است.پس از حمله عراق به کویت و اشغال آن (1990_1991)، آمریکا به مقابله برخواست و در یک حمله فراگیر، ارتش عراق را وادار به عقب نشینی کرد. در این ضدحمله قریب به 75 درصد ارتش عراق و توانایی رزمی آن از بین رفت.

اکنون بهترین فرصت برای رفتن صدام و بازگشت کشور عراق به صاحبان حقیقی آن، یعنی مردم بود.از همین رو نیروهای مردمی و نیروهای معارض شیعی و کرد، از جنوب و شمال، شهر به شهر پیشروی کرده و به دروازه های بغداد رسیدند، اما...

نیروهای منافقین بلافاصله و با یک ضرب العجل 24 ساعته از قرارگاه ملعون اشرف خارج شده و اقدام به رویارویی با نیروهای مردمی کردند. بسیاری از شهرها، از جمله طوز خور ماتو، سلیمانبک، کرکوک، خالص و ... توسط تانکها و زره پوشهای منافقین اشغال شد.

در این عملیات که تمامی اعضا و کادر منافقین تحت نام ارتش آزادی بخش شرکت داشتند، بیش از 2500 تانک و زره پوش و موشک انداز کاتوشا، توپ و ...در اختیارشان بود. این سلاحها یک سال قبل توسط صدام به آنها اهدا شده بود. منافقین در شهرهای اشغال شده راه پیشروی نیروهای معارض را بستند و از ورود آنها به بغداد جلوگیری کردند.

اتفاقی که نزدیک بود به حکومت دیکتاتوری صدام خاتمه دهد، توسط منافقین و ارتش به اصطلاح آزادی بخش، به حالت عادی بازگشت و صدام حسین از این معرکه نجات پیدا کرد.

منافقین در این عملیات صدها تن از زن و مرد و کودک کرد را به قتل رساندند.

صدام حسین نیز از این حمایت بی نظیر منافقین تشکر کرد که رسما از رادیو عراق با صدای خود صدام حسین در اواسط سال 1991 پخش شد.

پس از این عملیات صدام برای قدردانی کمکهای گسترده ای را به سازمان اهدا کرد و...

اگر چه الان منافقین آواره شدند و از  همه جا مونده و رونده شدن، اما همیشه برای یک سری آدم جاهل و حریص جایی وجود داره که به نوکری گمارده بشن. اونها از این انقلاب و از این ایمان و از این کشور زخم خوردند چون راهشون و منششون با راه و منش امام و انقلاب ما فرق داشت، تصور این که اگر یک آدم روانی مثل مسعود رجوی توی کشور ما قرار بود کاره ای بشه، چه بلایی به سر این کشورر میومد، من رو به این فکر وا می داره که چقدر باید توی انتخابهامون دقت داشته باشیم، چقدر باید تیزهوش و تیزبین باشین. تاثیر رای من در انتخاب مسیر این انقلاب یک بر چهل میلیونه، اما تاثیر فکر من خیلی وسیع تر و گسترده تر از این حرفهاست، فکر می کنم الان وقت این رسیده که هممون این دو خصلت منافقین رو از خودمون دور کنیم: جهل، و طمع.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :M A
تاریخ:چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390-07:28 ب.ظ

جشن توهم

از هنگامی که خبر مرگ رهبر القاعده رسانه ای شد. سئوالت مختلفی در مورد نحوه مرگ اون و عملکرد آمریکا در این قضیه و نفعی که از این ماجرا می برد مطرح شد و تحلیل هایی هم تو سایت های مختلف در رابطه با این قضیه نوشته شده.

توی وبلاگ "تعارف" سعی شده به سئوالاتی نظیر "چرا در طول10سال گذشته امریكا و ناتو اقدام به دستگیری رهبر القاعده ننموده است و چرا امریكا سعی در زنده دستگیر نمودن و بازجویی از او ننموده و پس از مرگ بدون انتشار عكس جسد او را به دریا افكنده است؟" پاسخ داده بشه.

که می تونید برای خوندن اون به لینک زیر مراجعه کنید.

جشن توهم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : وبگردی  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 22 فروردین 1390-03:44 ب.ظ

منافقان آواره

پایگاه اطلاع رسانی براثا به نقل از منابع آگاه اعلام کرد، ائتلاف ملی از نوری مالکی خواسته است با قاطعیت با عناصر گروهک تروریستی منافقین برخورد کرده و بدون دادن فرصت و زمان آنها را از خاک عراق بیرون کند.
در پی حمله جمعه گذشته عناصر گروهک تروریستی منافقین به نیروهای عراقی، درگیری‌های شدیدی در اردوگاه تروریستی اشرف صورت گرفت.
در قانون اساسی عراق به صراحت تاکید شده است که این کشور پایگاهی برای هیچ یک از گروه‌های تروریستی به منظور اقدام علیه همسایگان نیست.
مسئولان عراقی بارها تاکید کرده‌اند که حضور گروهک تروریستی منافقین در عراق برخلاف قانون اساسی این کشور
است.

قطعا مسئولان عراقی هم به این نکته توجه دارند که اگر گروهی از آدمها به ملت و مملکت خودشون رحم نکنند، ابدا دلشون به  حال ملت و مملکت دیگه ای نخواهد سوخت و چه سرنوشت غم باری دارند این منافقین که آواره این دنیا شدند، گرچه تا حامیانی مانند انگلیس و آمریکا دارند دلشان قرص است و پشتشان محکم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 16 اسفند 1389-11:20 ب.ظ

سیاست حاکم

روزی در شهری حاکم مهربانی زندگی می کرد، که همه مردم او را دوست داشتند و برایش احترام زیادی قائل بودند.اما در بین آنها مرد فقیر و بیچاره ای بود که همواره سعی می کرد حاکم را نکوهش و از او بدگویی کند. حاکم این موضوع را میدانست، اما شکیبایی به خرج می داد و علیه او فرمانی صادر نمی کرد. تا این که روزی تصمیم گرفت او را از این کار باز دارد. بنابراین در یکی از شبهای زمستان، کیسه ای آرد، جعبه ای صابون و کیسه ای شکر به یکی از خدمتکارانش داد تا آنها را برای آن مرد ببرد. خدمتکار حاکم در خانه مرد را کوبید و گفت: "حاکم این هدایا را برای یادگاری و به نشانه رسیدگی به وضع تو برایت فرستاده است."

مرد فقیر بسیار خوشحال شد و از این هدیه ها تعجب کرد، زیرا می پنداشت حاکم این هدایا را برای راضی کردن او فرستاده است. به همین دلیل با غرور نزد کشیش رفت و کار حاکم را برایش تعریف کرد و گفت: "میبینی حاکم با این هدایا چگونه خواسته است مرا راضی کند؟"

کشیش پاسخ داد:"حاکم مرد بسیار دانایی ست و تو بسیار نادان و احمقی! او با زبان رمز و کنایه خواسته است به تو بفهماند که آرد را برای شکم خالی و گرسنه ات، صابون را برای آلودگی باطنت و شکر را برای شیرین کردن زبان تلخت فرستاده است."

از آن روز به بعد مرد که شرمنده شده بود و از کارش خجالت می کشید، بیشتر از گذشته از حاکم متنفر شد و از کشیش هم که قصد حاکم را برای دادن هدایا برایش توضیح داده بود، کینه به دل گرفت، اما از آن روز ساکت شد و دیگر برعلیه حاکم سخنی نگفت.

جبران خلیل جبران

اینم داستانیه که به نظرم به فضای سیاسی روز  حسابی می خوره. فقط کافیه روش فکر کنید، نتیجه گیری مثل همیشه با خودتون.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 9 بهمن 1389-01:06 ق.ظ

چرا تونس تونست و فتنه سبز نتونست؟!!!

 

منبع: وبلاگ طنزهای خفن سیاسی: http://islamic.mihanblog.com/post/829




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:جمعه 1 بهمن 1389-02:38 ق.ظ

ثروتمند ترینهای جهان

در مورد ثروتمندترینهای جهان حرف و حدیث زیاده و جالب اینه كه با یه سرچ كوچیكی كه من انجام دادم، تمام سایتهای ایرانی در حال بحث روی این موضوع مهم بودند كه نفر دوم شد نفر اول، نفر اول شد نفر دوم!!!!

در هر صورت این ده نفر در سال 2010 به عنوان ثروتمندترینهای جهان نامیده شدند و اگر به مبلغ داراییشون نگاه كنید، عددی رو میبینید كه من یكی حتی توی خوابم نمی تونم تصورش كنم!!!

در مورد این شخصیتها در همین وبلاگ در آینده اخبار بسیار شنیدنی ای خواهید خواند كه خودتون كم كم قضاوت میكنید دنیا دست كیه و دست هر كسی هست چه عقایدی داره، البته به طور واضح مشخصه كه كسی كه پول داره، اون همه این همه تقریبا میشه گفت هر كاری رو می تونه انجام بده، و شما فكر می كنید این ده نفر چه كاری انجام میدن؟ خیر خواهی؟!!!

بعدا خواهید فهمید، فعلا و در این پست در حد آشنایی مختصر:

نفر اول: کارلوس اسلیم متولد مكزیك البته او لبنانی الاصل است ولی پدرش با مهاجرت به مكزیك این نخبه رو از مردم لبنان گرفت!!

جالبه كه بدونید این فرد تا آپریل سال ۲۰۱۰ مبلغی بالغ بر ۵۳.۵ میلیارد دلار دارایی داشته است كه البته در جاهای دیگه ای من دیدم كه داراییشو تا 59 میلیارد دلار هم تخمین زدند!!!

نفر دوم: بیل گیتس مرد نام آشنای دنیای کامپیوتر، او به دلیل هوش بی نظیری كه دارد معروف است، البته شركت ماكروسافت كه از فكر و ایده او شكل گرفت، در تمام دنیا به شكلی بی نظیر بازار رو در اختیار خودش گرفت، دارایی او 53 میلیارد دلار تخمین زده شده!!!

نفر سوم:وارن بوفت ،پیرمرد ۷۹ ساله آمریکایی كه یکی از بزرگترین سرمایه گزاران بورس در جهان است دارایی او  ۴۷ میلیارد دلار تخمین زده شده است.

نفر چهارم:موکش آمبانی هندی تبار، مدیرعامل، مدیر اجرایی و بزرگ‌ترین سهام‌دار کمپانی صنایع «رلیانس» . جالبه اینه كه این فرد در سن ۵۲ سالگی ثروتمند ترین مرد قاره کهن لقب گرفته و دارایی اش 29 میلیارد دلار تخمین زده شده است.

نفر پنجم: لاکشمی میتال هندی ۵۹ سال دارد و رئیس شرکت میلیاردی فولاد میتال می باشد ، سلطان فولاد جهان لقب دارد و دارایی اش ۲۸.۷ میلیارد دلار تخمین زده شده است .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شخصیت شناسی  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 30 دی 1389-03:06 ب.ظ

سكوت معنادار امام علی (ع)

با یه بنده خدایی داشتیم در مورد سكوت حضرت علی (ع) بحث می كردیم، خیلی جالب بود كه دیدم واقعا هیچ چیز در مورد سكوت حضرت علی با تمام مدعی بودنش نمی دونه، گفتم این مطب رو بذارم شاید به درد اون بنده خدا و بنده خداهای دیگه ای بخوره، شدیدا تاكید می كنم، چه این مطلب و چه هر مطلب دیگه ای كه می خونید با شرایط روز تطبیقش بدبد، تا بصیرت پیدا كنید...

 

قیام حضرت موجبات آشوب و تلاطم در پایتخت جامعه اسلامی و تضعیف اسلام و امیدوار گردیدن دشمنان می شد. اعتراض در شرایط نامناسب , یک پارچگی جامعه را بر هم زده و زمینه برای استیلای دشمن خارجی و داخلی را فراهم می سازد. از این رو حضرت علی (ع ) می فرمودند: "من صبر کردم ولی همانند آن که تیغی در چشمانم و استخوانی در گلویم باشد"

 

دلایل سکوت معنادار علی (ع ) پس از غصب خلافت

 

الف ) شرایط سیاسی و اجتماعی امت اسلام پس از رحلت پیامبر(ص ): وقتی رهبر یک حرکت عظیم تاریخی که بنیانهای جامعه آن روز را زیرو رو کرده و اندیشه و نظامی نوین برقرار نموده از میان مردم می رود بهترین شرایط برای حرکت ارتجاعی و ضد تکاملی فراهم می آید حال اگر در داخل امت و در بین سران آن نیز درگیری بوجود آید روشن است که امور آن جامعه و امت هیچ گاه به سامان نخواهد رسید و چه بسا نتایج همه حرکتهای قبلی نیز از دست برود. در صدر اسلام نیز دقیقا همین شرایط پیش آمد; دشمنان خارجی حرکت عظیم اسلام همانند روم و ایران آن زمان از یکسو, منافقان و عناصر ارتجاعی داخلی از سویی دیگر منتظر فراهم آمدن شرایطی بودند تا نهال نورسته اسلام را از بیخ برکنند. اگر فرضا علی (ع ) برای احقاق حق دست به شمشیر می برد مسلما جنگ دامنه داری درگیر می شد که پایان آن چیزی جز از بین رفتن زحمات پیامبر(ص ) نبود.

 

ب ) شرایط محیط و افکار عمومی نیز آمادگی قبول نبردی داخلی در بین اصحاب پیامبر(ص ) را نداشت زیرا همگان انتظار داشتند که اصحاب بزرگ پیامبر(ص ) پس از آن حضرت همانند او عمل نمایند و محور وحدت جامعه باشند نه اینکه به نزاع و درگیری در بین خود اقدام نمایند..

 

ج) نکته دیگری که شایان توجه است آنکه در امور داخلی امت اسلامی روا نیست که هر کس برای احقاق حق خود دست به شمشیر ببرد و مسلحانه و به زور در صدد احقاق حق خود باشد از روش علی (ع ) و دیگر ائمه چنین بر می آید که آنان برای احقاق حق خود در جامعه هرگز و ابتدا دست به شمشیر نبرده اند بلکه سعی آنها بر این بوده که با روشنگری و تبلیغ حقیقت زمینه را برای یک حرکت عمومی در جامعه فراهم نمایند. در برخی از روایات و اسناد تاریخی این مسائله تایید گردیده و سر آن حفظ وحدت و انسجام اجتماعی و جلوگیری از سوئ استفاده کسانی است که ورای اختلاف امام (ع ) و خلفا اهداف سیاسی شکننده دیگری را دنبال می کردند.

 

منبع: پایگاه حوزه، شماره 2- 18246

 

بنابراین هم به اون عزیز و هم به سایر عزیزان عرض می كنم، مسلمون تنها به زبانش مسلمون نیست، به هزار چیز دیگه هم بستگی داره....




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 26 دی 1389-02:26 ب.ظ

موسوی مهره ای بیش نبود!

موسوی در بهمن و اسفند 87 با مصاحبه هایی كه انجام داد، موضع و دیدگاه خود را مشخص كرد كه این دیدگاه ها به ویژه در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی همان دیدگاههایی بود كه از وی به عنوان نخست وزیر دوران جنگ یاد می رفت اما بعد از اعلام نامزدی وی و انصراف خاتمی، گروههایی از اصلاح طلبان مانند گروه فشار دور او را گرفتند و حمایت از وی را مشروط به پذیرش شروط آنان كردند.

این شروط باعث شد تا فضایی دور موسوی ساخته شود و قرائنی از وی به جامعه داده شود كه با موسوی اصلی كه به عنوان نخست وزیر دوران جنگ شناخته می شد فاصله داشت.

در دو هفته پایانی هزار سخنرانی در حمایت از موسوی در سراسر كشور ترتیب داده شد كه هیچ كدام از سوی موسوی نمایندگانی نداشتند در حالی مه تندترین و افراطی ترین مواضع از جانب وی به جامعه القا می كردند. (بسیار قابل تامل است).

وی تاكید كرد این مساله موجب شد كه رایی كه موسوی روی آن سرمایه گذاری كرده بود دچار تغییر و دگرگونی شود.

در واقع موسوی به قیمت به دست آوردن عده ای، رای بسیاری را از دست داد. در حالی كه او در جناح بندی اصولگرا و اصلاح طلب چندان صف بندی نداشت و حتی حامیان زیادی نیز در بین اصولگرایان داشت.

اسیر شدن موسوی در چنبره این گروهها و دور شدن از موسوی كه جامعه اورا میشناحت، سبب هم صدایی گروههای قانونی كه تا قبل از 22 خرداد پایبند به مسیر قانونی بودند با گروههای معاند نظام و شبكه های خارجی و تروریستی شد.

 

برگرفته از سخنان امیر حسین مهدوی عضو ارشد ستاد انتخایاتی موسوی و سردبیر روزنامه اندیشه نو و عضو شورای مركزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، نشریه سیاسی یادداشت، تیرماه 88

 

دونستن این كه اون گروههای اصلاح طلب چه كسانی بودند و به چه هدف این بار بزرگ رو بر دوش موسوی انداختند جای سوال دارد و از آن مهم تر زرنگی آنهاست كه در نهایت همه تقصیرها بر دوش موسوی افتاد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 9 دی 1389-10:45 ب.ظ

مواضع هاشمی در سال 88

آقای اکبر هاشمی رفسنجانی که در انتخابات نهم ریاست جمهوری رقیب دکتر احمدی‌نژاد بود، از نگاه بسیاری، طراح پشت پرده انتخابات دهم ریاست جمهوری بود اما آنچه در مناظره‌ها اتفاق افتاد سبب شد هاشمی رفسنجانی به روی صحنه بیاید.

وی در تاریخ 19 خرداد 88 نامهای به رهبر معظم انقلاب نوشت تا مسیر انتخابات را عوض کند اما مردم تصمیمشان را گرفته بودند. هاشمی‌رفسنجانی در حوادث بعد از انتخابات و فتنه 88 گاهی سکوت کرد و گاهی سخن گفت. آنچه در ادامه میخوانید جمع‌بندی سخنان آقای هاشمی رفسنجانی در موضوعات مختلف فتنه 88 است.


موضع‌گیری

تاریخ

 

موضوع

در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقای احمدی‌نژاد گفتم که در اظهارات او خلاف‌گویی‌‌های فراوانی وجود داشته و ادعای کذب تماس تلفنی من با یکی از سران عرب و ادعای کارگردانی مبارزات انتخاباتی رقبا و اتهامات ناروا به جمعی از بزرگان نظام، از جمله جناب آقای ناطق نوری و فرزندان من و بدتر از همه زیرسؤال بردن اقدامات امام راحل را یادآوری و پیشنهاد کردم با صراحت اتهام‌های نادرست را پس بگیرد که نیازی به اقدامات قانونی افراد و خانواده‌هایی که ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تیرهای ناسزاگویی قرار گرفته‌اند، نباشد.

19 خرداد 1388

نامه به رهبری

اولین واکنش
پس از مناظره

در فرصت باقی‌مانده ضروری به نظر می‌رسد خواسته حق حضرت‌عالی و مردم در خصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداکثری تحقق یابد. کاری که می‌تواند عامل نجات کشور از خطر و باعث تحکیم وحدت ملی و اعتماد عمومی باشد و فتنه‌گران نتوانند با حدس و گمان نص پیامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحریف کنند و با نادیده گرفتن قانون، بنزین بر آتش‌افروخته بریزند. سرچشمه شاید گرفتن به بیل چو پر شد نشاید گرفتن به پیل

19 خرداد 1388

نامه به رهبری

پیش‌بینی اغتشاشات پس از انتخابات

دیدم کار بسیار زشتی انجام شد. در مناظره، آقای احمدی‌نژاد حرف‌هایی را زده بود که غیر واقعی بود. تأسف بیشتر از این بود که همان حرف‌های دروغ را پایه تبلیغات خویش قرار داد و در اجتماعات از آنها سوءاستفاده می‌‌کرد. انتظار من و همه دلسوزان واقعی نظام این بود که رهبری عکس‌العمل نشان دهند. چون من تنها نبودم. در آن مناظره شما نوعی ستیز با روحانیت را مشاهده کردید که به بهانه مخالفت با من و دیگر مدیران ارشد تاریخ انقلاب، همه دستاوردهای گذشته را به حراج گذاشت و این‌گونه القا کرد که روحانیت در اداره جامعه کارایی ندارد. در سالگرد رحلت امام در مرقد به ایشان گفتم حرف‌های ناقص گفته‌اند. ترجیح می‌دهم خودشان اصلاح کنند وگرنه ناچارم توضیح بدهم. چند روز هم صبر کردم و جوابی ندیدم. پس از آن نامه‌ای تهیه کردم چون می‌‌بایست جواب آن حرف‌ها داده می‌‌شد. می‌‌گویند چرا قبل از انتخابات نامه را دادم. این سؤال دیگر سفسطه است چون مگر ایشان هدفی غیر از انتخابات در طرح آن مباحث خلاف واقع داشت؟نامه را تهیه کردم و در آخرین فرصت قبل از انتخابات که عصر سه شنبه بود، برای رهبری فرستادم چون اگر سه‌شنبه می‌‌دادم، روزنامه‌ها چهارشنبه می‌‌نوشتند و اگر چهارشنبه می‌‌دادم، پنج‌شنبه کسی حق نداشت بنویسد. چون فرصت تبلیغات تمام می‌شد. می‌‌خواستم جواب آن حرف‌ها را بدهم. در کنار آن کارها، در رفت و آمد و اخبار موثق شور و اشتیاق مردم را می‌‌دیدم. از برنامه‌های محافل مجریان انتخابات هم خبر داشتم.به هر حال در همان فرصت باقی‌مانده برای رهبری معظم فرستادم و متأسفانه در آن فاصله ۲ ساعته باقی مانده نامه را به ایشان نداده بودند چون جوابی به من نرسیده بود. در آخرین لحظاتی که می‌‌خواستم خدمت ایشان بروم، منتشر کردم.وقتی رفتم، ایشان گفتند: داشتم نامه شما را از روی کامپیوتر می‌‌خواندم. یعنی پس از اینکه پخش شده بود هم، هنوز متن اصلی را به ایشان نداده بودند. پرسیدم از نظر شما چگونه بود؟ گفتند: از لحاظ محتوا هیچ ملاحظه‌ای ندارم و فقط یک نکته دارم که آقای احمدی‌نژاد شخص شما را به فساد متهم نکرد و درباره بچه‌های شما گفت. گفتم: فضا به‌گونه‌ای بود که اگرچه از من اسم نبرد، اما همه چیز متوجه من شد. ایشان گفتند: واقعاً هیچ ملاحظه‌ای روی نامه ندارم. ولی اگر جای شما بودم، بعد از انتخابات منتشر می‌‌کردم. گفتم: خواست خدا بود که شما تا قبل از انتشار نبینید، چون اگر می‌‌خواندید و به من می‌‌گفتید، منتشر نمی‌کردم و این مناسب نبود. چون اگر بعد از انتخابات منتشر می‌‌کردم دو حالت داشت: اگر آقای احمدی‌نژاد شکست بخورد که درست نیست با ایشان درگیر شوم. چون اخلاقاً کار درستی نیست. اگر هم پیروز شود که اصلاً درست نیست با منتخب مردم درگیر شوم و جشن انتخابات را در کام مردم تلخ کنم.

خرداد 89

گفت‌وگو با نشریه مدیریت ارتباطات

دلیل نامه به رهبری

باید بگویم که موضع من از اول انقلاب و حتی پیش از انقلاب و در مبارزه روشن بود. همیشه با افراط و تفریط مخالف بودم راه عقلانی، معتدل و عرفی مقبول را راه درست تشخیص می‌دادم که مستند به آیات قرآن وادله بود. در تمام این دوران هم در هر شرایطی نوعی افراط در مقابل من بود. البته انسان نمی‌تواند توقع داشته باشد که همه سلیقه‌ها در همه جا او را می‌پذیرند. باید بگویم به آن معنا ساکت نیستم. شرایط کشور به گونه‌ای نیست که من در سخنرانی‌های عمومی مسائل را به صورت صریح مطرح کنم. می‌دانید که همیشه با صراحت حرف می‌زدم، اما الآن شرایطی است که هر حرفی را که در جهت خودشان نباشد، تحمل نمی‌کنند. عکس‌العمل‌ها هم به گونه‌ای است که مفسده دارد. گاهی خود انسان دچار زحمت می‌شود که اهمیتی ندارد ولی گاهی از حرف‌ها مفسده‌ای برای جامعه بیرون می‌آید.

24/09/88

سخنرانی در مشهد

دلیل سکوت در حوادث بعد از انتخابات

به هر دلیل در آن خطبه هیچ نظری درباره انتخابات ریاست جمهوری ندادم و همین الآن در بین شما هم قضاوت نمی‌کنم، چون تحمل نمی‌کنند. در آن خطبه نگفتم که انتخابات درست بود یا باطل بود، گفتم: به هر دلیل برای بخش مهمی از جامعه تردید پیدا شد. این حالت که منکر ندارد. بعضی‌ها گفتند: چرا در خطبه سخن از بذر تردید کردید؟! مطمئناً چند میلیون جمعیت که به خیابان‌ها می‌آمدند و تظاهرات می‌کردند، یقین داشتند و من سخن از تردید کرده بودم. گفتم: گروهی از مردم با تردیدی که پیدا کردند، معترض شدند. راه درست این بود که تردید مردم را برطرف کنیم و جواب قانع‌کننده بدهیم. راه آن هم روشن است که چگونه می‌توان عمل کرد. لذا راه‌حل دادم. از آن تاریخ که درگیری‌ها شدید و خونین و بازداشت‌ها زیاد شده بود، باتجربه 50 ساله‌ام در مبارزه و اداره کشور گفتم: اولاً زندانی‌ها را آزاد کنید، ثانیاً از کسانی که آسیب دیدند، دلجویی کنیم، ثالثاً همه تعهد کنند که تابع قانون باشند.

 

سخنرانی در مشهد

نظر نهایی درباره انتخابات و شبهه تقلب

حکومت همه چیز را در دست دارد، پول، نیرو و رسانه دارد و بالاخره کسانی را دارد که در مواقع لزوم در خیابان‌ها جمع شوند. بسیج و سپاه را هم دارد،در آن طرف هم عده زیادی از مردم هستند. دانشجو، دانش‌آموز، استاد، معلم، مدیر، کارگر، کاسب، زن و مرد و... که بعضی‌ها ساکت و بعضی‌ها فعال هستند. این گونه که به جایی نمی‌رسیم.

 

سخنرانی در مشهد

طرفین دعوا پس از انتخابات

خانم‌ها که تا به حال در منازل بودند و میدان مبارزه نداشتند، امروز دارند اکثریت دانشگاه‌ها را می‌گیرند. اینها که به دانشگاه آمدند، خیلی راحتر و آزادتر مبارزه می‌کنند. چون مسئولیت‌هایی را که آقایان دارند، در زندگی خود کمتر دارند. مراعات آنها هم از طرف نیروهای امنیتی بیشتر است چون هیچ کس جز عده‌ای خیلی افراطی - در جامعه ما حاضر نیست با خانم‌ها با خشونت رفتار کند. اگر مبارزه میدانی، خیابانی و شعاری شود و خانم‌ها هم حضور داشته باشند، می‌دانیم که وضع چگونه می‌شود ولی اگر نظام بپذیرد و باز بگذارد که همه بحث کنند، خیلی از مسائل حل می‌شود.

 

سخنرانی در مشهد

حضور خانم‌ها در اغتشاشات

آنچه امروز دولت و بعضی از نیروهای امنیتی می‌کنند و بعضی از مبلغین خام حرف‌های نابجایی می‌زنند، همه را به حساب رهبری می‌گذارند. الآن کار به جایی رسیده که رئیس دولت آن هم در خارج از کشور و به خبرنگاران خارجی می‌گوید: «هیچ کس در ایران به خاطر من زندانی نیست!» سپاه می‌گوید: «ما که از خود ایده‌ای نداریم، فقط فرمان می‌بریم!» پس این وسط چه کسی است؟ زندانی برای چه کسی در زندان است؟ دولت که می‌گوید من نیستم. حتی می‌گوید: من نامه می‌نویسم که زندانیان را آزاد کنید. سپاه که می‌گوید: ما فقط فرمان می‌بریم. راست هم می‌گوید. چون نظامی‌های ما فرمانبرند. منتها فرمان را به گونه‌ای که خودشان می‌خواهند، می‌برند و نه آن گونه که رهبری و فرمانده می‌خواهند.

 

سخنرانی در مشهد

چه کسی زندانی می‌کند

یکی از آقایان درباره سفر خارج مهدی پرسید که چرا نمی‌آید؟ خیال مهدی از پرونده‌هایش راحت راحت است. بارها در این مسائل به مراکز مسئول جواب داد. در جریان استات اویل مجلس وارد شد و پس از تحقیق و تفحص اعلام کرد که ایشان مبراست. وزارت اطلاعات دو سال‌ کارکرد و گزارش داد که مبراست. وزارت نفت یک تیم را مشخص کرد و من از رهبری خواهش کردم برادر ایشان هم عضو آن تیم باشد تا همه شرایط را به ایشان بگوید که آن تیم گزارش داد ما دلیلی برای این اتهام ندیدیم. در داخل شرکت نروژی استات اویل خلافی اتفاق افتاد و پولی بین چند نفر رد و بدل شد و آنها با سیاسی‌کاری مسائل خودشان را حل کردند و مسئله را داخل ایران انداختند که اسرائیل پشت قضیه بود. حتی بسیج دانشجویی - به اعتراف روزنامه جوان که با ضدیت هم عمل می‌کند - در این مورد به دادستان کل کشور شکایت کرد و دادستان به محکمه کارکنان دولت ارجاع داد که پس از بررسی اسناد گفتند: «هیچ دلیلی نمی‌بینیم و حکم تبرئه دادند.» ولی گروهی رها نمی‌کنند و همیشه این مسئله را مطرح می‌کنند. من مطمئنم مهدی در این انتخابات در هیچ بخشی دخالت نداشت، جز در مسئله کمیته صیانت از آرا، آنها نگران بودند و او در مجلس خبرگان در این زمینه کار کرده بود، تجربه خود را در اختیار آنان گذاشت. نه پولی دارد و نه به کسی پول داد. گفتند: او پول داده تا افرادی در اغتشاشات شرکت کنند، در حالی که از این کارها بیزار است.

 

سخنرانی در مشهد

چرا مهدی هاشمی به ایران باز نمی‌گردد

ما در دانشگاه آزاد اسلامی شش واحد در خارج از کشور داریم که همه آنها مشکل دارند. می‌بایست کسی می‌رفت و رسیدگی می‌کرد. از لندن شروع کردیم و به لبنان رفتیم که باید توسعه پیدا کند. واحد دبی مشکلات خاصی دارد. در زنگبار زمین دادند که هنوز نتوانستیم شروع کنیم. در ارمنستان و تاجیکستان هم واحد داریم. باید رسیدگی می‌کرد که رفت. دلش می‌خواهد بیاید و من می‌گویم اول کارهایت را تمام کن و انجام بده و بعد بیا. از این طرف هم مرتب تهمت می‌زنند که او هم همیشه جواب می‌دهد. جالب این است که هیچ کسی از هیچ دادگاهی او را احضار نکرده است.او به دادستان نوشت که نه احضاریه دادید و نه از من خواستید که به دادگاه بیایم. تا به حال هیچ مقام امنیتی یا قضایی احضار نکرده است. از روزی که رفت، این حرف‌ها را می‌زنند و هر وقت لازم باشد، کارش را ناتمام می‌گذارد و می‌آید. البته در شرایطی که در آنجا بود، گفتم: الآن که کار اجرایی آنچنانی نداری و وقت تو ضایع می‌شود، چون در حال تحصیل در مقطع دکتراست، بناست رساله‌اش را در یکی از دانشگاه‌های خارج بگذراند. البته لازم نیست دائم بماند و می‌تواند رفت و آمد کند.

 

سخنرانی در مشهد

سفرهای خارجی مهدی هاشمی

چرا اینطور شد آنچه که من می‌فهمم و راه حل از توی آن می‌خواهم درآورم این است‌که اواخر دوران تبلیغات ما دچار تردید شدیم یعنی یک عده افرادی پیدا شدند تردید کردند و بذر تردید حالا به هر دلیل یا تبلیغات نادرست یا عمل نادرست صدا و سیما و یا چیزهای دیگر باعث شد در ذهن مردم پیش بیاید. ما تردید را بدترین مصیبت می‌دانیم. این تردید مثل خوره افتاد به جان ملت ما البته دو جریان هستند یک جریان که تردید ندارند و قاطع هم ایستاده‌اند و دارند کار خودشان را می کنند و یک عده هستند که آنها هم کم نیستند و بخش زیادی از مردم فهیم کشور ما عالم کشور ما هستند و می‌گویند که ما تردید داریم و برای رفع تردید اینها باید کار کنیم. امروز الآن تلخ است یعنی شرایطی که بعد از اعلام نتایج انتخابات (ریاست جمهوری) پیش آمد دوران تلخی است و من فکر نمی‌کنم هیچکس از همه جریانات همه دلشان نمی‌خواست این‌طوری شود و الآن همه ضرر کردیم که چرا این‌طور باید بشود.

26 تیر 1388

خطبه نماز جمعه

تردید در انتخابات

او برای خوردن ساندویچ به خیابان آزادی رفته بود(به نقل از محمد کوثری)

 

دیدار با اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس

دستگیری فائزه هاشمی در روز 30 خرداد

اهانت به تصویر مبارک امام راحل بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و رهبر معظم انقلاب

از سوی هر کس و با هر هدفی که انجام یافته عملی ناروا و زیان‌بخش و سزاوار تقبیح است.

22 آذر 1388

 

هتک حرمت به عکس امام در روز 16 آذر 88 در دانشگاه تهران

 

 

موضوع

موضع‌گیری

واکنش به اظهارات عفت مرعشی درباره این که اگر موسوی رئیس‌جمهور نشد بریزید در خیابان‌ها

اظهارنظری صورت نگرفته است.

اغتشاشات پس از انتخابات از 23 خرداد تا 30 خرداد

اظهارنظری صورت نگرفته است.

واکنش به خطبه‌های نماز جمعه رهبر انقلاب در 29 خرداد 1388

اظهارنظری صورت نگرفته است.

شعار نه غزه نه لبنان در راهپیمایی روزقدس

اظهارنظری صورت نگرفته است.

هتک حرمت عاشورا

اظهارنظری صورت نگرفته است.

حضور فائزه هاشمی در میان حرمت شکنان روز عاشورا

اظهارنظری صورت نگرفته است.

واکنش به صدور حکم بازداشت مهدی هاشمی

اظهارنظری صورت نگرفته است.

نامه‌های مهدی کروبی درباره دروغ تجاوز در زندان‌ها

اظهارنظری صورت نگرفته است.

نامه محسن کدیور درباره صلاحیت مجلس خبرگان رهبری

اظهارنظری صورت نگرفته است.

 

 

موضوع

 

تاریخ

موضع‌گیری

پاسخ به آیت‌الله یزدی

دیدار با جمعی ازاستادان علوم سیاسی دانشگاه‌های قم

6 بهمن 1388

درمورد سخنان اخیر آقای یزدی همانگونه که قبلاً هم گفتم جوابم تاکنون به سخنان توأم با عصبانیت و غرض‌آلود ایشان سلام بوده است، ولی با صحبت‌های دیروز ایشان و اطلاعات رسیده، این بار بوی توطئه به مشام می‌رسد و درباره مسائل ایشان در زمان امام راحل و درجلسه انتخاب رهبری بعد از ارتحال امام و درقوه قضائیه به صورت کتبی مطالبی را گوشزد خواهم کرد.

واکنش به ابطال وقف دانشگاه آزاد از سوی هیأت منتخب رهبر انقلاب

سخنرانی در دانشگاه آزاد بابل

۶ مهر ۱۳۸۹

چهار مجتهد عضو هیأت مؤسس یعنی حضرات آیات و حجج‌الاسلام والمسلمین موسوی اردبیلی، هاشمی رفسنجانی، سید حسن خمینی، قمی و همچنین آیت‌الله بجنوردی به‌عنوان ناظر، بر شرعی بودن وقف صحه گذاشتند. فکر نمی‌کنم که خداوند اجازه بدهد هیچکس بتواند این وقف را به هم بزند و اگر کسی بتواند به هم بزند، خدا از او قوی‌تر است و پس می‌گیرد یک روزی، ما خیلی موقوفات داریم که (زمانی) گرفتند، ولی دوباره امروز برگشته است!

 
حالا قضاوت با خودتونه
 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
دنبالک ها: سایت خبری تحلیلی 598 
نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 9 دی 1389-01:52 ب.ظ

موسوی و توقبف بینوایان!!!

با این كه به نظر من افرادی مثل موسوی تنها بازیچه ای بودند كه خیلی بد نقششون رو ایفا كردند، اما میبینم كسانی رو كه هنوز هم به موسوی به عنوان یك فرد مصلح نگاه می كنند و نمی خواهند اتهامات او را كه از نظر من تنها نادانی و ضعف او بود و بس بپذیرند، بنابراین تصمیم گرفتم كه هر از چند گاهی از تناقضات فاحش ایشون رو بنویسم تا شاید تلنگری باشد برای آن عده قلیل.

جناب آقای موسوی! چرا در دوارن نخست وزیری جناب عالی در وزارت ارشاد، آقای خاتمی رمان «بینوایان» اثر ویكتو هوگو توقیف شد؟ آیا كسی غیر از آیت الله خامنه ای دستور فع توقیف از آن را صادر نمود؟

در دوران نخست وزیری آقای موسوی:

تصدی وزارت ارشاد بر عهده آقای خاتمی بود

 معاون امور فرهنگی ایشون آقای بیژن زنگنه (رئیس ستاد انتخاباتی ایشون در انتخابات دهم)

مدیر كل مطبوعات و نشریات آقای آرمین (و اكنون عضو مركزیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی)

معاون اداره مطبوعات و نشریات آقای مصطفی تاج زاده (و اكنون عضو مركزیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی)

رئیس اداره بررسی كتاب آقای هاشم آغاجری (و اكنون عضو مركزیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی)

مدیر كل حراست آقای فیض الله عرب سرخی  (و اكنون عضو مركزیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی)

در آن روزگاران آقایان آرمین، تاج زاده و آغاجری در جهت ممیزی كتاب بسیار تند رو و تنگ نظر بودند، از جمله كارهایشان توقیف كتاب ویكتو هوگو بود كه صدور مجوز آن را به انجام اصلاحاتی از سوی ناشر (به نیابت از ویكتو هوگو) منوط ساختندبه دنبال این عمل كه می توانست آبروی ملت با فرهنگ ایران را به خطر بیندازد، ریئس جمهور وقت، آیت الله خامنه ای، با وزیر ارشاد تماس گرفته و علت توقف آن را جویا شدند. آقای خاتمی نیز اعلام كرد كه چون در این رمان مادر كزت برای تامین مخارج نگهداری او به فاحشگی روی آورده است، این رمان بد آموزی دارد و نباید چاپ شود!! آیت الله خامنه ای نیز به آقای خاتمی تذكر دادند: « رمانهای برتر جهان میراث بشریتند و ما نباید آنها را توقیف كنیم یا در آنها دست ببریم» و سپس دستور رفع توقیف آن را صادر كردند. ازین جور موارد در آن زمان زیاد وجود داشت و نكته جالب توجه تر آن است كه چه طور افرادی با این همه تعصب نسبت به وجود فاحشه ای در یك داستان، امروز طرفدارانی دارند كه...

همان طور كه همه می دانند آقای موسوی در دوران نخست وزیری خود پوشیدن بلوز آستین كوتاه را برای مردان كارمند ممنوع كرده بودند و امروز پرچم او را دختری بالا گرفته بود كه كوتاهی را تنها به بلوز و شلوار محدود نكرده بود و بیخیال روسری شده بود...

و این همه تناقض آدم را به فكر فرو میبرد..

همیشه می شود كسانی را كه خواب هستند بیدار كرد، اما آنها كه خود را به خواب زده اند، نه!

با كمك گرفتن از كتاب: 572 پرسش از آقای میرحین موسوی نشر درك نو




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فرهنگی  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 1 دی 1389-09:48 ب.ظ

خطاب به انسان نماهایی كه می گویند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران!!!!

سرویس بین الملل ـ روزنامه «ایندیپندنت» با انتشار خاطرات سربازان اسرائیلی در كرانه باختری رود اردن عمق جنایات  صهیونیست ها را به نمایش گذاشت.

به گزارش «تابناک»، این خاطرات را موسسه یهودی «سكوت را بشكنیم» منتشر كرده و با این كار، مدعی است كه وجدان جنایتكاران اندكی آرام خواهد شد. این خاطرات بدون هیچ توضیحی، خود نشانگر عمق فجایع رخ داده در سرزمین فلسطین توسط صهیونیست هاست.

در بخشی از خاطرات یك سرباز اسرائیلی در جریان جنگ غزه در سال 2008 آمده است: احساس خستگی می كردم. مدتی بود تفریح نكرده بودم. چند روزی بود كه فقط می خواستم استراحت كنم. ناگهان تصمیم به كاری خنده دار گرفتم ... یك بمب پشت در خانه یك فلسطینی قرار دادم و چاشنی آن را فعال كردم.
مادر وارد خانه شد و با انفجار بمب تكه های بدن او به دیوار پخش شد...
كودكان او با دیدن این صحنه نمی گریستند و فقط چشم هایشان باز بود و پلك نمی زدند ... خیلی خندیدیم!

او در ادامه خاطرات خود می گوید: یك بار دیگر پدر یك دختر سیزده ساله فلسطینی را كه كشته شده بود، از درب پشت خانه به اتاق خوابش بردیم و او را روی تخت خواب خواباندیم ...
تصور كنید دخترك با دیدن جسد له شده پدر در رختخواب چگونه گریه می كرد!!!!

این سرباز صهیونیست در بخش های دیگری از خاطراتش با افتخار می نویسد: دیدن انفجار گلوله توپ روی كودكستان هم جالب است. من گزارش آن را برای پدرم هم فرستادم او هم مرا تشویق كرد.

با دوستم كه روی یك تانك خدمت می كردم، تماس گرفتم و نقطه مشتركی در فضای یك كودكستان در غزه را نشانه رفتیم و همزمان گلوله تانك را شلیك كردیم، دو گلوله در وسط روز در آسمان به یكدیگر برخورد كردند و صدای انفجار آن كودكان را به صحن كودكستان كشاند. من بیشتر از كودكان ترسیدم، اما خود را خیس نكردم، ولی در عوض یقین دارم که بیست كودك فلسطینی آن روز كه به خانه هایشان رفتند، شلوارشان خیس بود! ...این هم جالب است و تجربه ای تكرار نشدنی.
زایشگاه هم عجب جایی است؛ محل تولید فلسطینی، محل تولید دشمن ما، محل تولد كودكانی كه تا ده سال دیگر از زندگی فقط سنگ را می شناسند كه باید به ما پرتاب كنند، ترساندن پرستارهای زایشگاه ها و زنان باردار فلسطینی، تنها در زایشگاه ممكن است، در زایشگاه می توان صحنه هایی آفرید كه در هیچ جای دنیا امكان تكرار آن نیست!

گفتنی است، موسسه «سكوت را بشكنیم»، یك موسسه یهودی فرهنگی است كه به انتشار خاطرات سربازان و فرماندهان در جنگ های گوناگون صهیونیست ها با فلسطینی ها دست می زند و موسس این انتشارات، امیدوار است با انتشار این خاطرات وجدان انسانی جنایتكاران بیدار شده و كمتر به جنایت بیندیشند.

آهای انسان نماهایی كه در گوش جامعه فریاد میزنید نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران، ایران چه به درد می خورد وقتی ایرانی انسانیت خود را فدای ظواهر دنیا كند

مسلمان نیستید، نباشید، لا اقل انسان باشید، لا اقل كمی هم فكر كنید تا كسی مثل من محكومتان نكند به لاشعوری و لا انسانی

ما می گوییم، هم غزه، هم لبنان، جانم فدای انسانیت.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 22 آذر 1389-11:24 ق.ظ

هم این وری بخوریم،‌هم اون وری؟!!!!

احضار حسین قدیانی به دادسرای تهران واقعا دود از كلم بلند كرد!!

من نمی دونم چرا تا موسوی ها و كروبی هایی هستند كه علنا از راه امام فاصله گرفتند و  دانسته و خواسته دشمنی خودشون رو با اسلام و با رهبر اعلام كردند راست راست بگردند و همچنان به وراجی ها و آسمون ریسمون بافتنهاشون ادامه بدن و هیچ كس به جایی احضارشون نكنه؟!! شاید از نیمچه طرفدارای منافقشون می ترسن؟ برید از خدا بترسید، و الا بنده خدا هزار هزار هم باشه ترس نداره،خود شیطان هم باشه ترس نداره.

اما حسین قدیانی رو احضار كردید كه ازتون انتقاد كرد؟!!! فقط انتقاد كرد؟ این همه انتقاد كه چه عرض كنم فحش و بد و بیراه از این ور اون رو میشنوید، علنا میان و به اسلام و ولیمون فحش میدن و تحمل می كنین و لام تا كام حرف نمی زنین و فوقش می كنین "چه كار بدی كردند" چی شده كه حالا شنیدن یه انتقاد براتون سخت شده؟

از خدا بترسید، از خون پاك بترسید، از حق بترسید.

در مقابل ناحق، ناحقی هم بكنید ترسی نداره، اما بترسید از حقی كه پایمال بشه، از صدای حقی كه خفه بشه، بترسید از حرف حقی كه نگفته بمونه، بترسید.

حسین قدیانی بدونه كه هزار هزار جوونه جان بر كف پشت ولیشون وایستادند و تا زمانی كه كسی پشت ولیشو بگیره همسنگر ماست و ما هم سنگرهامونو تنها نمی ذاریم.

خدایا هم این وری بخوریم هم اون وری!!!!!!!

خدایا به هممون بصیرت عطا نما

اللهم عجل لولیك الفرج




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 



  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic