تبلیغات
ایستاده ایم - مطالب شهدا

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 19 دی 1394-12:52 ب.ظ

اعدام شیخ نمر و باد کردن رگ غیرت بعضی ها

مدتی است که در شبکه های اجتماعی مانند تلگرام انسان‌های به اصطلاح غیوری مشاهده می‌شوند که با کلمات و جملات احساسی سعی در مرزبندی کردن انسانیت ما دارند. در یکی از کانال‌های تلگرام جوابی به این شبهه داده شده بود.

شبهه: اینکه با کشته شدن شیخ نمر سفارت عربستان در تهران و مشهد به آتش کشیده شد، حال ما از امت خداجوی غیورمان سوالی داریم... 

چرا آن زمان که به دو نوجوان ایرانی در جده تجاوز شد کسی سفارت عربستان را به آتش نکشید؟ چرا در سال ۸۶ که دو دختر ایرانی در بازار ابوسفیان شهر مکه ناپدید شدند کسی اعتراضی نکرد؟ 

چرا آن زمان به رگ غیرتمان برنخورد که ناموسمان مورد تجاوز قرار گرفته؟ و برویم سفارت عربستان را به آتش بکشیم؟ چرا وقتی سفیر عربستان در حالت مستی در حال رانندگی در خیابان‌های تهران بود و عابری را به کشتن داد کسی نرفت سفارت عربستان را به آتش بکشد؟ 

چرا با مرگ یک روحانی غیر ایرانی باید رگ غیرتمان بر بخورد؟ حوزه علمیه تعطیل شود، تمام مقامات کشوری و لشکری بیانیه صادر کنند. مگر خون شیخ نمر رنگی‌تر از خون هموطنان ماست؟ 

واقعا غیرت اصیل ایرانی کجاست؟ 

قطعا از فردا شاهد خیابان‌هایی به اسم شیخ نمر خواهیم بود عرب پرست به این جماعت گفته می‌شود که رگ غیرتشان فقط برای تازیان باد می‌کند. 


به یزدان که گر ما خرد داشتیم 

کجا این سرانجام بد داشتیم 


و اما پاسخ از کانال فرقان سایبری 

اولا امروز شاهد آن هستیم که آنهایی که تا دیروز برای آن دو نوجوان جک می‌ساختند، امروز که نام دین و مذهب و تشییع آمده همین‌ها شدند مدافع آن دو نوجوان و حس ملی گرایی‌شان گل کرده است. در حادثه فرودگاه مراجع تقلید، مقامات کشوری و لشکری و آحاد مردم این حادثه را محکوم کردند و حتی روند اعزام حجاج به حالت تعلیق در آمد

دوما آتش کشیدن سفارت عربستان در اعتراض به اعدام شیخ نمر توسط افرادی ناشناس صورت گرفته بود و تمام مقامات این عمل را محکوم کردند، پس استناد نویسنده شبهه به این حادثه بی معناست 

سوما نویسنده که این همه به اعراب اظهار نفرت می‌کند باید بداند تنها کشوری که در مقابل حکام ظالم عرب‌ایستاده ایران اسلامی‌ست، و این قدرت ناشی از اسلامیت آن است زیرا که ما ایران بدون اسلام را در زمان پهلوی درک کرده ایم، و دیده ایم که چگونه ایران همسو با اعراب شد و حتی حاضر شد کشور بحرین که قسمتی از خاک ایران بود را با خفت دو دستی تقدیم به اعراب کند. اما ایران امروزه به واسطه قدرتش در منطقه نقش فرماندگی را ایفا می‌کند و با هر عملی که این نقش را به خطر بیندازد مقابله می‌کند، اعتراض به اعدام شیخ نمر نیز در همین راستاست

چهارما اعتراض ما به اعدام شیخ نمر نشانه بیگانه پرستی ما نیست بلکه اولا نشانه انسان دوستی ماست و ثانیا در راستای اهداف سیاسی منطقه‌ای ماست. همان سیاست‌هایی که باعث شد کشور ما در میان توطئه‌های اعراب و اربابان آنها به جزیره امنیت و ثبات تبدیل شود و نکته آخر اینکه همان‌هایی که به ابراز همدردی ما با شیعیان نیجریه و اعتراض ما به اعدام شیخ نمر معترضند، همان‌ها برای قربانیان حادثه تروریستی فرانسه در تهران شمع روشن کرده و مراسم عزا گرفتند!! و کسی هم اعتراضی نکرد و چنین شبهه ای بیان نکرد، اما آنجا که نام دین و مذهب و تشیع به میان آمد، مخالفان دین و غرب‌پرستان از لاک خود بیرون آمده و شروع به بازی با احساسات مردم کردند!!!! 

و اینجاست که بصیرت سفارش شده آقا به کار می‌آید.

 منبع: با اندکی تغییر از کانال فرقان سایبری Forqancybery@






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی  شهدا 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:دوشنبه 14 دی 1394-05:56 ب.ظ

هجرت

گوش كن كه قافله سالار چه می‌خواند : و لما توجه تلقاء مدین قال عسی ربی ان یهدینی سواء السبیل ... آیا تو می‌دانی كه از چه امام آیاتی كه در شأن هجرت نخستین موسی است فرا می خواند ؟ عقل محجوب من كه راه به جایی ندارد ... ای رازداران خزاین غیب ، سكوت حجاب را بشكنید و مهر از لب فروبسته اسرار برگیرید و با ما سخن بگویید . آه از این دلسنگی كه ما را صُمُّ بُكم می خواهد ... آه از این دلسنگی !

سر آنكه جهاد فی سبیل الله با هجرت آغاز می شود در كجاست؟ طبیعت بشری درجست و جوی راحت و فراغت است و سامان و قرار می طلبد . یاران ! سخن از اهل فسق و بندگان لذت نیست، سخن از آنان است كه اسلام آورده اند اما در جستجوی حقیقت ایمان نیستند . كنج فراغتی و رزقی مكفی ... دلخوش به نمازی غراب وار و دعایی كه برزبان می گذرد اما ریشه اش در دل نیست ، در باد است . در جست و جوی مأمنی كه او را ازمكر خدا پناه دهد ؛ در جست و جوی غفلت كده ای كه او را از ابتلائات ایمانی ایمن سازد، غافل كه خانه غفلت پوشالی است و ابتلائات دهر ، طوفانی است كه صخره های بلند را نیز خرد می كند و در مسیر دره ها آن همه می غلتاند تا پیوسته به خاك شود. اگر كشاكش ابتلائات است كه مرد می سازد ، پس یاران ، دل از سامان بركنیم و روی به راه نهیم . بگذار عبدالله  بن عمر ما را از عاقبت كار بترساند . اگر رسم مردانگی سرباختن است ، ما نیز چون سید الشهدا او را پاسخ خواهیم گفت كه : « ای پدر عبدالرحمن ، آیا ندانسته ای كه از نشانه های حقارت دنیا در نزد حق این است كه سر مبارك یحیی بن زكریا رابرای زنی روسپی از قوم بنی اسرائیل پیشكش برند ؟ آیا نمی دانی كه بر بنی اسرائیل زمانی گذشت كه مابین طلوع فجر و طلوع شمس هفتاد پیامبر را كشتند و آنگاه در بازارهایشان به خرید و فروش می نشستند ،آن سان كه گویی هیچ چیز رخ نداده است ! و خدا نیز ایشان را تا روز مؤاخذه مهلت داد اما وای از آن مؤاخذه ای كه خداوند خود اینچنین اش توصیف كرده است : اخذ عزیز مقتدر .

آه یاران ! اگر در این دنیای وارونه ، رسم مردانگی این است كه سر بریده مردان را در تشت طلا نهند و به روسپیان هدیه كنند ... بگذار اینچنین باشد .این دنیا و این سر ما !
«فتح خون- سید مرتضی آوینی»







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شهدا  فرهنگی  عاشورا 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:سه شنبه 27 آبان 1393-02:31 ب.ظ

اذان بی موقع!

یه موتور گازی داشت که هرروز صبح و عصر سوارش میشد و قارقارقارقار باش میومد مدرسه و برمیگشت . 
یه روز عصر که پشت همین موتور نشسته بود و میروند ، رسید به چراغ قرمز . 

ترمز زد و ایستاد .
 
یه نگاه به دور و برش کرد و موتور رو زد رو جک و رفت بالای موتور و فریاد زد :
 
الله اکبر و الله اکــــبر ... 
نه وقت اذان ظهر بود نه اذان مغرب . 
اشهد ان لا اله الا الله ... 
 
هرکی آقا مجید و نمیشناخت غش غش میخندید و متلک مینداخت و هرکیم میشناخت مات و مبهوت نگاهش میکرد که این مجید 
چش شُدِه ؟! 
قاطی کرده چرا ؟ ! 
خلاصه چراغ سبز شد و ماشینا راه افتادن و رفتن و آشناها اومدن سراغ مجید که آقااا مجید ؟ چطور شد یهو ؟ حالتون خوب بود که ! 
مجید یه نگاهی به رفقاش انداخت و گفت : 
"مگه متوجه نشدید ؟ 
پشت چراغ قرمز یه ماشین عروس بود که عروس توش بی حجاب نشسته بود و آدمای دورش نگاهش میکردن . 
من دیدم تو روز روشن جلو چشم امام زمان داره گناه میشه . به خودم گفتم چکار کنم که اینا حواسشون از اون خانوم پرت شه . دیدم این بهترین کاره !" 
همین! 
"برگی از خاطرات شهید مجید زین الدین” (شادی روحشون صلوات)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : وبگردی  شهدا 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:شنبه 30 شهریور 1392-05:11 ب.ظ

خدایا! سوختم

 

رزمنده‌ی داخل نفربر با این که داشت می‌سوخت، داد و فریاد نمی‌کرد، اما بلند بلند می‌گفت:

خدایا! الان پاهام داره می‌سوزه، می خوام اون ور ثابت قدمم کنی

خدایا! الان سینم سوخت، این سوزش به سوزش سینه حضرت زهرا نمی‌رسه.

خدایا! الان دستام سوخت، می‌خوام تو اون دنیا دستام رو طرف تو دراز کنم، نمی‌خوام دستام گناه کار باشه.

خدایا! صورتم داره می‌سوزه، این سوزش برای امام زمانه، برای ولایته، اولین بار حضرت زهرا این طوری برای ولایت سوخت. ...

آتش که به سرش رسید گفت:

خدایا! دیگه طاقت ندارم، دیگه نمی‌تونم، دارم تموم می‌کنم، لا اله الا الله، لا اله الا الله!

خدایا! خودت شاهد باش، خودت شهادت بده، آخ نگفتم.

به این جا که رسید سرش با صدای تقّی از هم پاشید و تمام...

« برگرفته از کتاب زندگی با فرمانده- نوشته علی اکبری مزدآبادی »




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : گزیده کتابخوانی  شهدا 
نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 26 بهمن 1391-10:09 ب.ظ

نان و جان

ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿

آن زمان که دشمن به جانمان حمله کرد

شهدا ما راشرمنده کردند

نکند حالا که دشمن به نانمان حمله کرده

شرمنده شهدا شویم

ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿ ܓ✿



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شهدا 
نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 1 اسفند 1391-10:28 ب.ظ

جانباز شیمیایی

یادت باشــد:

سهمیـــه اے ،دختــرے نیست که به نـــاحق صندلـے مردودے هــاے کنکــور را اشغـــــال کرده ...

سهمیـــه اے دختـــرے ست که وقتے تو در کلاس هاے گــاج و قلــم چے نشستـه بودی او در ناصــرخسرو به دنبــال دارو برای پـــدر جانبـــازش بود ...

همان دختـــرے که وقتے نیمـه شب کنـــج خانه میخواست درس بخواند نـــاله هاے پـــدر روحش را خـــراش مے انداخت ...

دختـــرکے که روز کنکـور با سرفه هاے پـــــدری شیمیـــــایے بـــــدرقه شد ...

سهمیـــه اے ،عرضـے داشتــم :

┘◄
سهمیـــه ات نـــــوش جـــــان! ܓ✿



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شهدا 
نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 14 آذر 1391-09:30 ب.ظ

بنازم غیرت رزمندگان هشت سال دفاع مقدس را!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شهدا 
نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 9 شهریور 1391-01:30 ق.ظ

فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه!

می خواست برگرده جبهه بهش گفتم: پسرم! تو به اندازه ی سنّت خدمت کردی بذار اونایی برن جبهه که نرفته اند .

چیزی نگفت و ساکت یه گوشه نشست…

… وقت نماز که شد ، جانمازم رو انداختم که نماز بخونم دیدم اومد و جانمازم رو جمع کرد...

خواستم بهش اعتراض کنم که گفت: این همه بی نماز هست! اجازه بدید کمی هم بی نمازا ، نماز بخونند

دیگه حرفی برا گفتن نداشتم خیلی زیبا ، بجا و سنجیده جواب حرف بی منطق من رو داد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شهدا 
نویسنده :هدی
تاریخ:جمعه 23 دی 1390-10:14 ب.ظ

شهید

خیلی حال میده یه بچه خوشگل دنیا بیاری!

خیلی حال میده تو کوچیکی همه جا از ادبش و تو بزرگی از اخلاق و صفا

و صمیمیتش حرف بزنند!

خیلی حال میده به سنین جوانی که رسید وقتی نگاش کنی دلت بره!

خوشگل،خوشتیپ،شیک...

خیلی حال میده وقتی حرف ِ امام میاد وسط دیگه بی خیال همه چیز بگه

می خوام برم و تو بگی خدا یارت مادر!

ولی از همه اینا باحال تر می دونی چیه؟

اینه که وقتی بعد چندین سال چشم انتظاری استخونای پسر خوشتیپتُ

بیارن،کفن ُبگیری سمت آسمون و آروم بگی:

اللهم تقبل منا هذا القلیل ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شهدا 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 2 مهر 1390-12:03 ب.ظ

دفاع بسیار مقدس

دانلود نوحه شهدا شرمنده ایم1

دلامون شدی خالی، از غم عاشقی و جنون

توی شهر ما فراموش شده یادتون ...

دانلود نوحه شهدا شرمنده ایم 2

دلی که تنگه می خونه، شهدا شرمنده ایم

حضرت زهرا می دونه، شهدا شرمنده ایم...

دانلود نوحه کرب و بلای ایران

اینجا همت بی سر شده، میر افضلی پر پر شده، داد از غریبی

عشقو اینجا نشون دادن، باکری هامون جون دادن، داد از غریبی...

 

(روی لینکها راست کلیک کنید و گزینه save target as رو کلیک کنید)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 10 مرداد 1390-12:12 ق.ظ

رمضان ماه خداست

خدایا در این ماه رمضان، بفهمانم که بی تو چه میشوم، اما نشانم نده...

خدایا هم بفهمانم و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد.

شهید هادی محبی، شهید امر به معروف در ماه رمضان

شهید محبی چنانکه از وصیتنامه اش معلوم است، همه چیز را در راستای خشنودی خداوند جستجو می کرد. بنابه گفته اطرافیانش او حتی در کسب و کار خود سعی می کرد تا مسائل مربوط به حلال و حرام را کاملا رعایت کند و از این جهت الگو و نمونه باشد. او پس از آنکه هفت سال از عمر عزیز خود را در بسیج گذراند، بالاخره در روز دوم ماه مبارک رمضان مصادف با 21 آذر 78 در حالی که فرماندهی یکی از گروهان های گردان عاشورا را به عهده داشت، در جریان امر به معروف و نهی از منکر کردن نوجوانی که تظاهر به روزه خواری در ملا عام می نمود و نیز بسیاری از اوقات مزاحم مردم و کسبه محل شده بود، به شهادت می رسد.

قصاص

دادگاه حكم را صادر نمود ، قتل عمد قصاص دارد ، پسرك را به میدان امام حسین (ع) بردند ،‌ حكم قرائت شد ، پدر هادی در ماشین نشسته بود ، موج جمعیت در انتظار اجرای حكم بودند. ناگهان مرد از ماشین خارج شد ،‌ مقابل مأموران ایستاد و فریاد زد:« بخشیدم،‌ بخشیدم» لذتی كه در عفو هست در انتقام نیست . نوای شادی در میان مردم پیچید. اشك از چشمان پسرك جاری شد. ماه رمضان بود ،‌و ماه كرامت و بزرگواری امیر‌المؤمنین (ع) فاتح خیبر ،‌ باید می‌بخشید ، او شیعه علی (ع) بود ،‌ پدر شهید چند روز قبل به احترام شب های قدر اجرای حكم را به تعویق انداخته بود . اما این بار صورت پسر نوجوان را بوسید و او را به خدا سپرد .


    
فرازی از وصیتنامه شهید محبی
    «انا لله و انا الیه راجعون»، همه از خداییم و به سوی او باز می گردیم. خدایا به پدر و مادرم، به دوستانم صبر عطا کن تا با صبر به مامن امن و ایمنی تو برسند. به شما وصیت می کنم که از ارزش های اسلام و انقلاب با خون خود حفاظت کنید. به شما وصیت می کنم که در هر حال نماز را فراموش نکنید که این گوهر گرانقدر است. به شما وصیت می کنم که قرآن این سلاح انسان سازی را فراموش نکنید. نگذارید مشکلات اجتماعی و اقتصادی شما را از انقلاب دور کند و بدانید که این خود امتحان الهی است. بدانید که شما وارث خون شهدایید و در روز قیامت پاسخگوی این امانتید. به عنوان برادر کوچکتر از شما می خواهم ای جوانان که پیش از اینکه به فکر خود باشید، به فکر جامعه باشید و برای سازندگی آن کوشش کنید. خداوند در آن دنیا شما را مورد سوال قرار می دهد که چرا امر به معروف و نهی از منکر نکردید و جامعه را اصلاح نکردید؟ از خداوند می خواهم که شهد شیرین عشق و معرفت را به شما بچشاند تا شما نیز آن را درک کنید. با دلی آکنده از امید و قلبی لبریز از عشق به سوی واجب الوجود و معشوق خود می روم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 2 مرداد 1390-09:51 ب.ظ

باز هم نهایت درماندگی دشمنان ایران اسلامی

اونی که شهید شد و رفت که خوش به حالش

منی که موندم و دارم می گندم از سکون، وای به حالم

اونی که وظیفشو انجام داد و رفت خوش به حالش

منی که موندم با یک کوله بار بزرگ از وظایف انجام نشده که امروز و فردا می کنم برای انجامشون، وای به حالم

اونی که با درسش چنان دشمن رو زخمی کرد که لایق صفت بزرگ شهادت شد خوش به حالش

منی که موندم با یه عالمه درس نخونده و یه عالمه استعداد هدر رفته، وای به حالم

اونی که سرباز امام زمان شد، اونم با علمش، خوش به حالش

منی که فقط و فقط ناله می کنم برای اومدن امام وای به حالم

 

با تمام وجود به همه اهل ایران اسلامی شهادت نخبه ایرانی، سرباز امام زمان رو تسلیت می گم

خوشا آنان که با اثبات ایمان    بساط کفر برچیدند و رفتند

خوشا آنان که با عشق الهی     شهادت را پسندیدند و رفتند




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته  اخبار روز  شهدا 
نویسنده :M A
تاریخ:یکشنبه 4 اردیبهشت 1390-08:07 ب.ظ

کشف پیکر شهید برونسی بعد از ۲۷ سال

                                                          

رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس از کشف پیکر شهید برونسی طی عملیات ویژه ای در شرق دجله بعد از گذشت ۲۷ سال خبر داد.

به گزارش دانشجو، سردار سید محمد باقرزاده امروز در نشست خبری در مشهد اظهار داشت: پیکر شهید برونسی طی عملیات ویژه ای در شرق دجله به همراه ۱۲ شهید دیگر پیدا، و به میهن منتقل شد و در روز شهادت حضرت زهرا (س) همزمان با دهه دوم در مشهد تدفین می شود.

وی افزود: از این شهید پلاک هویت، بخشی از صفحات قرآن به همراه جانماز و مهر، سربند لبیک یا خمینی(ره) و لباس بادگیر خاکی منقوش به آرم سپاه پیدا شده است.

رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس پیدا شدن پیکر بی سر شهید برونسی را به مردم متدین و شهید پرور مشهد بویژه خانواده شهید تبریک گفت و بیان کرد: به همه دولتمردان توصیه می کنم از این شهید بزرگوار درس تبعیت از ولایت فقیه بگیرند.

باقرزاده خاطرنشان کرد: این شهید سر در بدن ندارد، اما بر آرمان های خود استوار است.

شهید برونسی در سال ۱۳۲۱ در روستای «گلبوی کدکن»، از توابع تربت حیدریه، قدم به عرصه هستی نهاد. نام زیبنده اش گویی از لحظه هایی نشأت می گرفت که در فرمایش « الست بربکم»، مردانه و بی هیچ نفاقی، ندا در داد:«بلی»؛ عبدالحسین.

روحیه ستیزه جویی با کفر و طاغوت، از همان اوان کودکی با جانش عجین می گردد؛ کما این که در کلاس چهارم دبستان، به خاطر بیزاری از عمل معلمی طاغوتی، و فضای نامناسب درس و تحصیل، مدرسه را رها می کند.

در سال ۱۳۴۱ به خدمت زیر پرچم احضار می شود که به جرم پایبندی به اعتقادات اصیل دینی، از همان ابتدا، مورد اهانت و آزار افسران و نظامیان طاغوتی قرار می گیرد.

سال ۱۳۴۷ سال ازدواج اوست. برای این مهم، خانواده ای مذهبی و روحانی را انتخاب می نماید و همین، سرآغاز دیگری می شود برای انسجام مبارزات بی وقفه او با نظام طاغوتی حاکم بر کشور؛ همین سال، اعتراضات او به برخی خدعه های رژیم پهلوی ( مثل اصلاحات ارضی)، به اوج خود می رسد که در نهایت، به رفتن او و خانواده اش به شهر مقدس مشهد و سکونت در آنجا می انجامد، که این نیز فصل نوینی را در زندگی او رقم می زند.

پس از چندی، با هدفی مقدس، به کار سخت و طاقت فرسای بنایی روی می آورد و رفته رفته، در کنار کار، مشغول خواندن دروس حوزه نیز می شود. بعدها به علت شدت یافتن مبارزات ضد طاغوتی اش و زندان رفتنهای پی در پی و شکنجه های وحشیانه ساواک، و نیز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و ورود او در گروه ضربت سپاه پاسداران، از این مهم باز می ماند.

با شروع جنگ تحمیلی، در اولین روزهای جنگ، به جبهه روی می آورد که این دوران، برگ زرین دیگری می شود در تاریخ زندگی او.

به خاطر لیاقت و رشادتی که از خود نشان می دهد، مسئولیت های مختلفی را برعهده او می گذارند که آخرین مسئولیت او، فرماندهی تیپ هجده جوادالائمه (سلام الله علیه) است، که قبل از عملیات خیبر، عهده دار آن می شود.

با همین عنوان، در عملیات بدر، در حالی که شکوه ایثار و فداکاری را به سر حد خود می رساند، مرثیه سرخ شهادت را نجوا می کند.

تاریخ شهادت این سردار افتخار آفرین، ۲۳ اسفندماه ۱۳۶۳ می باشد که جنازه مطهرش، مفقودالأثر می شود
 
 
پ.ن: شنیدن این خبر واقعا منو شوکه کرد! خیلی دوست دارم تو مراسم تشیعشون شرکت داشته باشم.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز  شهدا 
دنبالک ها: پایگاه تحلیلی خبری 598 
نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 30 آبان 1389-09:31 ب.ظ

خوبه كه غیرت نداریم وگرنه اذیت میشدیم!!!

به گزارش پایگاه 598،کنسرت فرشید اعرابی که پنج شنبه گذشته در سالن اریکه ایرانیان تهران برگزار گردید با حواشی تأثر برانگیزی همراه بود که در آن علاوه بر تبلیغ علائم گروه های شیطانی،به ساحت مقدس شهدا توهین گردید.

در حالیکه دلسوزان جامعه بارها نسبت به غفلت مسئولان فرهنگی کشور از زیر مجموعه های خود اعم ازحوزه  تأتر، موسیقی، سینما و ... هشدار داده اند دوباره نیز برگزاری یک کنسرت در هفته گذشته در سالن اریکه ایرانیان تهران تعجب همگان را بر انگیخت.

در این کنسرت که توسط یکی از گروه های مروج موسیقی راک-متال (موسیقی رسمی فرقه های شیطان پرستی در سراسر دنیا) برگزار گردید، پخش تصاویری از شهدای جنگ تحمبلی با توهین تماشاگران به ساحت مقدس این شهیدان همراه گردید.

حضار مراسم به هنگام پخش این تصاویر با استفاده از نماد های شیطان پرستی،به تشویق گروه خواننده پرداختند.این برای اولین در کشور می باشد که با مساعدت مسئولان فرهنگی،یک گروه مروج موسیقی شیطان پرستان موفق شدند  با استفاده از تصاویر دفاع مقدس به تبلیغ نماد های شیطان پرستی بپردازند.

طی سال های گذشته نیز بعضی از خوانندگان گروه های موسوم به "زیر زمینی"با ساخت یک موسیقی با مضامین پیرامون اهل بیت(علیهم السلام)توانستند نظر مسئولان فرهنگی را برای صدور مجوز آثار سخیف خود جلب کنند.

با عرض پوزش از محضر خانواده های معظم شهدا و یادگاران عزیز سال های دفاع مقدس چند نمونه از تصاویر این کنسرت را در ذیل مشاهده بفرمایید.

 

نظر یكی از خواننده های این مطلب توی سایت مبدا خیلی روم تاثیر گذاشت

"خوبه كه غیرت نداریم، وگرنه اذیت میشدیم!!! "

خوبه كه غیرتمون رو به تاراج بردن وگرنه توی این آشفته بازار حسابی باید از بی خیالی خودی ها و با خیالی نخودی ها حرص می خوردیم، خوبه كه نمی دونیم دنیا دست كیه و دست كی باید باشه، خوبه كه بی خیال نشستیم اینجا و گم شدیم توی روزمرگی ها، بابا ای ول، دم همه شماها گرم

دم من دانشجو گرم

دم شمای شاغل گرم

دم توی استاد گرم

دم شما خونه دارا گرم

دم مامانا گرم

دم باباها گرم

.......................................

خدایا ما اینجا میشینیم، تو و امامت بی زحمت برید بجنگین




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :جمیله
تاریخ:شنبه 15 آبان 1389-08:50 ق.ظ

وصیت نامه ی شهید مهدی باکری

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یا الله یا محمد  یا علی  یا فاطمه  یا حسن  یا حسین

 یا علی یا محمد یا جعفر ، یا موسی ، یا علی یا محمد

 

 یا علی یا حسن یا مهدی (عج)

 

 و تو ای ولی مان یا روح الله و شما ای پیروان صادق شهیدان

          خدایا چگونه وصیتنامه بنویسم در حالیکه سراپا گناه و معصیت و سراپا تقصیر و نافرمانیم ، گرچه از رحمت و بخشش تو نا امید نیستم ولی ترسم از این است که نیامرزیده از دنیا بروم می ترسم رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم . یا رب العفو . خدایا نمیرم در حالیکه از ما راضی نباشی ای وای که سیه روی خواهم بود . خدایا چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی هیهات نفهمیدم . خون باید میشدی و در رگهایم جریان می یافتی ، ... و سلولهایم یا رب یا رب می گفت . یا ابا عبدالله شفاعت ، آه چقدر لذت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربش ولی چه کنم تهیدستم، خدایا قبولم کن ، سلام بر روح خدا نجات دهنده ما از عصر حاضر ، عصر ظلم و ستم ، عصر کفر و الحاد ، عصر مظلومیت اسلام و پیروان واقعیش، عزیزانم اگر شبانه روز شکرگزار خدا باشیم که سرباز راستین و صادق این نعمت شویم خطر وسوسه درونی و دنیا فریبی را شناخته و حذر باشیم که صدق نیت و خلوص در عمل تنها چاره‌ساز ماست، ای عاشقان ابا عبدالله بایستی شهادت را در آغوش گرفت ، و گونه ها بایستی از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند . بایستی محتوای فرامین امام را درک و عمل نمائیم تا بلکه قدری از تکلیف خود را در شکرگزاری بجا آورده باشیم .

 

          وصیت به مادر و خواهر و برادرانم و اهل فامیل ، بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست ، همیشه بیاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل کنید ، پشتیبان و از ته قلب مقلد امام باشید ، اهمیت زیادی به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید که راه سعادت و توشه آخرت است .

 

          همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید ، و رسالت آنها را در رسالت خود بدانیم و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت دهید که سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح وارث حضرت ابوالفضل برای اسلام به بار آیند . از همه کسانی که از من رنجیده اند و حقی بر گردن من دارند طلب بخشش دارم و امیدوارم خداوند مرا با گناهان بسیار بیامرزد .

 

خدایا مرا پاکیزه بپذیر .

مهدی باکری

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شهدا 



  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2