درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :M A
تاریخ:پنجشنبه 16 دی 1389-07:34 ب.ظ

غم مخور ایام هجران رو پایان می رود

غم مخور ایام هجران رو پایان می رود

این خماری از سر ما می گساران می رود

پرده را از روی ماه خویش بالا می زند

غمزه را سر می دهد، غم از دل و جان می رود

بلبل اندر شاخسار گل هویدا می شود

زاغ با صد شرمساری از گلستان می رود

محفل از نور رخ او، نور افشان می شود

هر چه غیر از ذکر یار، از یاد رندان می رود

ابرها، از نور خورشید رخش پنهان می شود

پرده از رخسار آن سرو خرامان می رود

 وعده دیدار از نزدیک است یاران مژده باد

روز وصلش می رسد، ایام هجران می رود

                                    اللهم عجل لولیک الفرج




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :جمیله
تاریخ:جمعه 7 آبان 1389-12:13 ب.ظ

مهدی بیا...

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن / گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن

گفتم به نام نامیت هر دم بنازم / گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

گفتم که دیدار تو باشد آرزویم / گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن / گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن / گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن / گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه / گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان / گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن / گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم  ز هجران تو قلبی تنگ دارم / گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن / گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان / گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن / گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم / گفتا که روز وصل را در انتظارم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :montazer
تاریخ:جمعه 23 مهر 1389-05:36 ب.ظ

روزی پنجره ای تصویر تو را قاب خواهد کرد

عزیز دل!
تو در پشت پرچین آسمانی كدام معنویت پنهان شده ای كه چشم مادی هیچ...
كبوتر اشتیاقی نمیتواند پیدایت كند؟
تو بر سجاده كدام ابر نماز میخوانی كه هر بار صاعقه ای آرزوی دیدارت را
به آتش میكشد؟
تو آیینه دار تجلی كدام صفت خداوندی كه همواره در مرز میان ظهور و اختفا گام میزنی؟
تو چگونه آشكاری كه دست دیدار هیچ چشمی به قامت بلند تو نمیرسد؟
و چگونه پنهانی كه همه ی وجود خبر از حضور تو می دهد؟
تو چگونه پنهانی كه هر سحر گاه چراغ آویخته بر افق را تو روشن می كنی و
به میانه ی آسمان می كشانی و هر غروب سوی آن را تو كم می كنی و در پشت
كوهها می نشانی؟
تو چگونه پنهانی كه حیات ما مرهون تنفس توست و آسمان بر دستان تو ایستاده
است و زمین با گام های تو استوار مانده است
تو چگونه پنهانی كه ما تنهاییهامان را به تو اقتدا می كنیم و در سبحه
جماعتمان رشته ی مودت تو را می یابیم؟
ما از آن به تمامی پنجره ها عشق می ورزیم و بر آستانه ی همه ی درهای رو
به افق سجده می بریم كه روزی پنجره ای تصویر روشن تو را قاب خواهد كرد و
دری پایبوس ظهور تو خواهد شد
ما تنهایان و بی كسان عالم,بی قرار آن لحظه ایم كه تو پشت به كعبه بسپاری
و با بشارت آمدنت جهان را طراوت ببخشی

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سمیرا
تاریخ:پنجشنبه 22 مهر 1389-06:12 ب.ظ

آیه های انتظار

   آیه:« و کم قصمنا من قریة کانت ظالمة و أنشأنا بعد ها قوما آخرین*فلما أحسوا بأسنا إذا هم منها یرکضون*لا ترکضوا و ارجعوا إلی ما اُثرفتم فیه و مساکنکم لعلکم تسئلون »انبیاء | 11 – 13

   ترجمه:و چه بسیار شهر ها را که (مردمش) ستمکار بودند،در هم شکستیم،و پس از آنها قومی دیگر پدید آوردیم.پس چون عذاب ما احساس کردند،به ناگاه از آن می گریختند.(هان!)مگریزید،و به سوی آنچه در آن متنعم بودید و (به سوی) سراهایتان بازگردید،باشد که شما مورد پرستش قرار گیرید.

   روایت:امام باقر(ع) ذیل این آیات فرمودند:زمانی که حضرت قائم(ع) ظهور کند جمعی را می فرستد تا بنی امیه را از شام به حضورش بیاورند.بنی امیه چون این خبر را می شنوند،به سوی روم فرار می کنند.اهل روم به انها می گویند ما نمی گذاریم داخل مملکت ما بشوید تا انکه در دین ما وارد شوید و نصرانی گردید.آنها صلیب به گردن خودشان انداخته وارد شوند. هنگامی که اصحاب حضرت قائم(ع) وارد روم شوند،رومیان از آنان امان و صلح طلب اند. ایشان گویند ما امان به شما نمی دهیم تا بنی امیه را تسلیم بنمایید.آنها تمام افراد بنی امیه را به اصحاب آن حضرت تحویل دهند. در آن وقت به آنها خطاب می کند:فرار نکنید! به سوی شام برگردید!باید بازخواست شوید،و از ایشان سوال می کنند گنجها را کجا پنهان کردید و به چه علت حضرت سید الشهدا(ع) و یارانش و ائمه را و پیروان آنان را به قتل رساندید.در ان هنگام با کمال حسرت و ندامت می گویند:وای بر ما که مردمی ظالم و ستمگر بودیم!آن گاه اصحاب آن حضرت ایشان را با شمشیر هلاک و نابود کنند.(تفسیر صافی،ج 3 ،ص 332 ؛ تفسیر برهان،ج 3 ،ص 53

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic