درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :ملیحه
تاریخ:سه شنبه 27 فروردین 1392-10:38 ب.ظ

فاطمیون...

در خاطرم شد زنده یاد فاطمیون

یاد شلمچه،یاد فکه،یاد مجنون

یاد شهیدانی که حق را برگزیدند

با رمز یا زهرا حماسه آفریدند

رفتند تا در بزم گلها جا بگیرند

رفتند تا انتقام سیلی زهرا بگیرند...






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:جمعه 23 فروردین 1392-05:24 ب.ظ

یا مهدی






مسیرت مشخص،امیرت مشخص


مکن دل دل ای دل بزن دل به دریا

که دنیا به خسران عقبی نیرزد

به دوری ز اولاد زهرا(س) نیرزد


واین زندگانی فانی،جوانی،خوشی های امروز و اینجا

به افسوس بسیار فردا نیرزد...





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 11 آذر 1391-09:38 ب.ظ

فقط و فقط لبخند رهبری برای ما

گلشیفته برای شما، ننه علی برای ما




امریکا برای شما روستای بشاگرد برای ما
اصغر برای شما همان دهنمکی برای ما
اسکار برای شما جشنوار عمار هم برای ما
مدهای روز برای شما. چادر زهرا(س) هم برای ما
ادکلن دیویدف برای شما عطر حرم برای ما
تبریک وزارت امورخارجه آمریکا برای شما، فقط و فقط لبخند رهبری برای ما








داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته  فرهنگی 
نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 7 آذر 1391-09:07 ب.ظ

زینب

ز ی ن ب . .

باران که می بارد
تکیه ها که خیس می شوند

یاد شانه های تو می افتم
تکیه گاه_خیس ترین چشم های دنیا ! ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : عاشورا  دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:جمعه 16 تیر 1391-12:19 ب.ظ

خدای من همیشه با من باش...

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم/ هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم.

اولا فکر میکردم خدا یه چیزیه توی اوج آسمونها، به قول قدیمی ها اون بالا بالاها، دست نیافتنی و بزرگ و بینهایت، فراتر از فکر ما و فراتر از اینکه بخواد توی لحظات بی ارزش زندگی ما جای بگیره، مگه اینکه چه اتفاق خطیری رخ بده که بیاد و مثل یک قهرمان بزرگ به دادمون برسه. بعدها فکرم عوض شد، فهمیدم خدا اون بالا بالاها نیست همینجا کنار ماست، با ما غذا میخوره، با ما راه می ره، با ما حرف میزنه، منظورم این نیست که خدا واقعا راه میره یا حرف میزنه، منظورم اینه که توی تمام این لحظات کنار ماست، همیشه و همیشه، توی خلوتهامون، توی شلوغی هامون، خدا هیچ وقت تنهامون نمیذاره. حتی اون لحظه ای که می خوایم گناه کنیم، به خدا میگیم خدایا روتو کن اون ور، خدایا گوشاتو بگیر، خدایا یه لحظه نگامون نکن... و بعدش که خدا نگاه ملالت بارش رو به سمتمون میگیره، دوباره عذاب وجدان میاد سراغمون، همین یعنی این که خدا کنار ما ایستاده و دست به سینه با نگاهی آزرده داره نگاهمون می کنه، میگه بنده ای که چهار هزار سال برام عبادت کرده بود رو به خاطر تو از درگاهم بیرون کردم، این بود تمام توان تو برای اثبات عاشقیت؟!!

جالبتر میشه وقتی باز هم ما از خدا دلگیر میشیم و باهاش قهر می کنیم، نه خدا... انگار ما بنده ها می دونیم چقدر پیش خدا عزیزیم و میدونیم بازم خدا پیشمون می مونه...

بعدترها باز قضیه عوض شد و فهمیدم نه، خدا کنار ما نیست! خدا توی وجود ماست، همه چی خداست، همه چی، من، این دفتر، این قلم، تمام هستی، همه چی خداست. اگر این قلم داره روی این کاغذ می نویسه کار خداست، اگر من دارم فکر می کنم کار خداست، اگر تو داری این متن رو می خونی کار خداست، همه چی خداست، هرچی موجود توی این عالم هست، هر عملی که انجام میشه کار خداست، جز اون جاهایی که خدا نیست، اصلا اصل کار بد وجود نداره، کار بد یعنی کاری که خدا توش نباشه، همین...

دروغ گویی از خودش اصالتی نداره، دروغگویی یعنی سخنی که خدا توش نباشه، عین نور می مونه خدا، همیشه و همه جا هست و اونجایی که نیست تاریکه و الا تاریکی از خودش اصالتی نداره.

توی فراز و فرود زندگی، آدمها بالا و پایین میرن که بفهمند همه چیز کار خداست.

بعضی وقتها که اتفاقات عجیب و دور از انتظاری توی زندگیمون رخ می ده ما اسمش رو میذاریم معجزه! معجزه یعنی کاری که از عهده «من» بشر خاکی برنمیاد و فقط کار خداست، دریغ که نمی دونیم از عهده «من» بشر خاکی هیچ کاری جز خواستن برنمیاد و همه زندگی ما معجزست، کجا تولد انسانی از ما برمیاد؟ کجا راه رفتن از دست ما برمیاد؟ کجا خندیدن از ما برمیاد؟ کجا به سوی معبود پر کشیدن از ما برمیاد؟ ... کجا؟

ما فقط توی این دنیا یک کار انجام میدیم، خواستن. همونی که خدا اسمش رو گذاشته اختیار! ازنگاه من اختیار همون خواستنه والا هیچ کاری توی این دنیا جز به اراده خدا انجام نمی پذیره و البته خداوند خودش اراده کرده که هرچیزی که ما بخوایم انجام بشه. اون زمانی که خوبی ها رو بخوایم، خداوند هزار هزار برابر بهترش رو با دستهای خودش برامون آماده می کنه و اون زمانی که بدی ها رو بخوایم خدا فقط میره، همین. انگار توی دنیا جز خدا هیچ چیز نیست، هیچ چیز...

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 22 فروردین 1391-12:56 ق.ظ

لطفا...

لطفا روی خون شهدا پا بگذارید!!!!!

میدانی این حرف ، حرف کیست؟

آری درست حدس زدی، این حرف ، حرف من و توست،من و تویی که هر روز

ده ها بار این جمله را با هم بلند فریاد می زنیم.

من و تویی که معتقدیم خون شهدا بی ارزش است،

من و تویی که آن ها را مرده فرض میکنیم،

من و تویی که آرمان هایشان را عقب افتادگی تلقی میکنیم،

و من وتویی که...

تعجب کرده ای؟

تعجب نکن .

مگر غیر از این است؟

کدامتان ادعایی بر خلاف این دارید؟

کدامتان از مفهوم این حرف خود را دور میدانید؟

اگر باز هم میگویی نه،پس خوب گوش کن:

صبحت را با یاد چه کسی آغاز کردی؟بایاد خدا؟؟!؟!؟

گفتی ساعت چند نماز صبحت را خواندی؟نکنه گفتی باز هم قضا شد؟

وای برما، مگر فراموش کرده ایم حکایت آن شخصی که نزد

امام زمان (عج) رفت ولی با بی توجهی ایشان رو به رو شد،

شخص ناراحت شد و علت را جویا شد،مگر غیر از این بود که امام(عج)

سه بار پشت سر هم فرمودند:

از رحمت خدا به دور است،از رحمت خدا به دور است،از رحمت خدا به دور است

کسی که نماز مغربش را آنقدر به تاخیر افکند که ستاره ها در آسمان

پدیدار شوند و از رحمت خدا به دور است،از رحمت خدا به دور است،

از رحمت خدا به دور است، کسی که نماز صبحش را آنقدر به تاخیر اندازد که

ستاره ها از آسمان محو شوند؟پس چرا فراموش کرده ایم؟چرا ندای حق را نمی شنویم؟


کمی بیا جلوتر،امروز برای بیرون رفتنت چه کردی؟

بگذار از قبل از بیرون رفتنت سوال کنم،امروز کدام مانتو یا کدام لباست را پوشیدی؟

باز هم بیا جلوتر،می خواهم از زمانی که سوار بر ماشینت شدی برایم بگویی،

در راه کدام آهنگ را گوش دادی؟ آیا این ها مورد رضایت امام زمان(عج)بود؟

باز هم بیا جلوتر، چند بار به نامحرم چشم دوختی و

چند بار سعی در متوجه کردن دیگران داشتی؟

چرا ناراحت شدی؟ میگویی نگویم؟ چشم نمیگویم،پس تو بگو،

در سکوت و در تنهایی،در خلوت شب،با خدای خودت،بگو،نترس،

برای خدا نمیگویی، برای خودت بگو،

بگو که دیگر واجباتم برایم بی اهمیت شده است،

بگو که از محرمات لذت می برم و غافلم از حال مولایم امام زمان(عج)،

بگو که خون شهدا و عقایدشان برایم بی ارزش شده است نه در گفتارم،بلکه در عملم،

بگو که پا بر روی خون سید الشهدا گذاشته ام و دل زینب کبری(س) را خون کرده ام،

بگو آنقدر غرق دنیا گشته ام که یادم رفته است،شهدا زنده اند و شاهد بر اعمالم،

بگو آنقدر غافلم که فرزند بی بی حضرت فاطمه زهرا(س) را هم از یاد برده ام.


حال تو چه میگویی؟باز هم مخالفت میکنی؟اگر هنوز هم قبول نکرده ای،

از دیگران بپرس تا برایت بگویند،از دیگران بپرس تا برایت از جسم های بی سر بگویند،

تا برایت از بدن های تکه تکه بگویند،تا برایت از لب های تشنه بگویند،

تا برایت از خمپاره و گلوله و خون بگویند،تا برایت از جنون بگویند،

تا برایت از استخوان های بی نشان بگویند،تا برایت از پلاک های زیر خاک بگویند،

تا برایت از نیم پلاک ها بگویند،تا برایت از اسارت ها بگویند،

تا برایت از ندیدن فرزندانشان بگویند،تا برایت از ایثار ها بگویند،

تابرایت از عشق بگویند،تا برایت از دریای خون بگویند،

تا برایت از مشک های پر از اشک بگویند،تا برایت از بچه های بی پدر بگویند،

بپرس تا برایت ار نامردی روزگار سخن بگویند.

آیا هنوز هم می خواهی بشنوی؟ آیا تحمل شنیدن داری؟

آیا تحمل تصوّر جسم های در خار فرو رفته را داری؟ می پرسی چرا در خار فرورفته؟

مگر فراموش کرده ای حکایت آن دلاور مردانی که بی درنگ

بر روی خار ها دراز میکشیدند تا دیگران از روی آنها عبور کنند و به پیروزی برسند.


می دانی این ها برای چه بود؟ برای که بود؟

نگو که برای پس گرفتن خاکشان بود،نگو که برای دفاع از میهنشان بود،

بلکه فریاد بزن برای انتقام گرفتن صورت سیلی خورده بانوی دو عالم بود.

نکند باز هم می خواهی بشنوی؟؟!؟ اما دیگر من نمی توانم بگویم!!،

پس اینبار تو بگو ، تو فکر کن:

اول یادی از دست های بریده علم دار کربلا بکن،

بعد یادی از جسم بی سر امام حسین(ع) و

بعد هم یادی از دختر کوچکشان حضرت رقه(س) ،

نمی گویم که یادی از عبدالله ابن حسن(ع) که خود را سپر امام حسین(ع)کرد بکنی،

زیرا میدانم که شرمنده خواهی شد.

حال نگاهی به خود بیانداز،ببین آیا باز هم میتوانی بگویی*العجل یا مولای*

در حالی که تو باعث میشوی هر جمعه چشم های مولایت بگریند

و دهان مبارکشان ناله استغفار سر دهند.


حرف برای گفتن بسیار است ، اما افسوس که کسی نمیشنود،

افسوس که همه خفته اند.

پس با تو میگویم یا مولای ، که به فریادمان رسی.

یا مولانا یا صاحب الزمان(عج)

الغوث،الغوث،الغوث

ادرکنی، ادرکنی،ادرکنی

الساعه،الساعه،الساعه

العجل،العجل،العجل

 

منبع:http://shia-mahdi.com




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 6 فروردین 1391-07:21 ب.ظ

"حس زیبا دیدن" همان عشق است ...

یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا است ازدواج کرد.
اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه می‌خوردند، آنها از هم جدا شدند.
طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج کرد. همسر دومش یک دختر عادی با چهره‌ای بسیار معمولی است.
اما به نظر می‌رسد که دوستم بیشتر و عمیق‌تر از گذشته عاشق همسرش است.
عده‌ای آدم فضول در اطراف از او می‌پرسند:...
فکر نمی‌کنی همسر قبلی‌ات خوشگل‌تر بود؟
دوستم با قاطعیت به آنها جواب می‌دهد: نه! اصلاً! اتفاقا وقتی از چیزی عصبانی میشد و فریاد میزد، خیلی وحشی و زشت به نظرم می‌رسید.
اما هسمر کنونی‌ام این طور نیست. به نظر من او همیشه زیبا، با سلیقه و باهوش است.
وقتی این حرف را می‌زند، دوستانش می‌خندند و می‌گویند : کاملا متوجه شدیم...
می‌گویند :
زن‌ها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمی‌شوند، بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر می‌رسند.
بچه‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند؛
سگ‌ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی‌کنند.
اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید.
اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت.
زیرا "حس زیبا دیدن" همان عشق است ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 10 مهر 1390-04:57 ب.ظ

تقوا

بلنــــد بخـــوان
درشت بنـــویس
آویـــزه ی گوشت کن کـــه :
"تــقـــوا" آن نــیــست
کـــه بــا یک "تـق" ، "وا" بــــرود ... !!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 14 شهریور 1390-03:44 ب.ظ

امضای حکم بی حجابی در سینمای ایران!

به گزارش صراط نیوز به نقل از فارس، سید ضیاء هاشمی رئیس اتحادیه تهیه کننده گان سینما در نشست مطبوعاتی دیروز اعلام کرد: قرار است كارشناسی پروانه ساخت‌هایی كه دولت صادر می‌كند را ما انجام بدهیم. رعایت حجاب و پوشش، عدم تماس بدنی، سیگار نكشیدن و... در فرم‌های شورای پروانه ساخت گذشته وجود داشت ولی الان ما همه این 5بند را حذف كرده‌ایم.


دستش درد نکنه، خیلی زحمت کشید این همه کار فرهنگی کرد، ما که ممنونشیم.
کارد بخوره تو گلوی کسی که اعتراضی داشته باشه، اصلا به کسی چه؟ سینما مال خودشه، از باباش به ارث رسیده بهش، عشقش کشیده حجاب رو حذف کنه، تماس بدنی و سیگارم آزاد کنه، نه که تا حالا خیلی حجاب رعایت میشد، دیدن کل ملت دارن کار فرهنگی می کنن واسه
ترویج حجاب اینام خواستن مثل همیشه!!! متفاوت باشن، سینمای ایران هیچی نداشته باشه این تفاوته رو داره. دستت درد نکنه داداش هاشمی، خدا ایشالله خیر دنیا و آخرت رو بهت بده! اونم ازون خیراش که فقط به بعضی ها میده تا دیگه هوس اینجور کارا رو نکنن...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته  اخبار روز 
نویسنده :M A
تاریخ:جمعه 4 شهریور 1390-02:56 ق.ظ

شرمندگی

 شب 23ام ماه رمضون ناخودآگاه یاد آقام امام زمان(روحی و اروحنا الفداه) افتادم. اولش داشتم می گفتم چی می شد اگه امشب صدای صیحه آسمانی که خبر ظهور امام زمان(روحی و اروحنا الفداه)  و یکی از نشونه های حتمی ظهوره، امشب اتفاق بیافته و اعلام کنه که آی پاشو آقات اومد. از تصورشم دلم قنج رفت. ولی یهو با خودم فکر کردم؛ اگه الان آقا ظهور کنه. چی داری برای گفتن؟! می خوای بگی تو این 22 سال زندگیت چیکار کردی؟! این سالها رو چجوری گذروندی؟! چیکار کردی برای ظهور امام زمان(عج)؟! آیا واقعا مثه شعاری که یک عمر حداقل توی تظاهرات ها تکرار کردی "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند" عمل کردی یا نه هر وقت به نفعت بود گفتی "اللهم عجل لولیک الفرج" و هر وقتم به نفعت نبود و حسش نبود گفتی آقا بی خیال آخه چه کاریه ظهور کنی؟ حکومت تشکیل بدی! همینجوریم دنیا می گذره! بذار عشق و حالمون رو بکنیم. یک آن ترسیدم از روزی که امام زمان (عج) ظهور کنند و من خدایی ناکرده بخوام جزء اون دسته از افرادی باشم که بدونم آقا اومده ولی باز نرم استقبال، نرم پابوسشون و ایشون مجبور بشن که یکی مثل نفس زکیه که به سمت مکه می فرستن رو بفرستن ایران و به بیچاره هایی مثه من یادآوری کنن که کی هستن. که خدا اون روز رو نرسونه!

این فکرها رو که کردم؛ دیدم ظهور آقا هیچی جز شرمندگی برام نداره. اونوقت بود که به حال خودم زار زدم. زار زدم از این سستی و کرختی. زار زدم از این بی وفایی خودم.

داشتم با خودم فکر می کردم آخه چیکار کنم که هی این سستیه نیاد سراغم این کرختیه نیاد سراغم. که یاد جواب آقای پناهیان به این سوال افتادم. که می گفتند که اگه شما مظلومیت و غریبی امام زمانتون رو به یاد بیارین(محب واقعی امام زمانت باشی) دیگه سستی معنا پیدا نمی کنه.

خدایا کمکمون کن که منتظر واقعی باشیم تا ماه رمضون سال دیگه ان شاالله در کنار مولا و سرورمون حضرت مهدی(روحی و اروحنا الفداه) باشیم!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 31 مرداد 1390-03:12 ق.ظ

خدایا تورو به این شب قدر قسم...

امشب شب بیست و یکم ماه رمضون و شب قدر بود

امشب رفتیم توی یه کوچه قدیمی نزدیک یه مسجد و یه سجاده کوچیک پهن کردیم و نشستیم روش. همه دعا می خوندن، من هم می خوندم، صد بند دعا خوندیم، به صد زبون و اسم خدا رو صدا کردیم، صد بار گفتیم الغوث الغوث (خدایا به دادمون برس، به دادمون برس) امشب صد بار تکرار کردیم، خدای من بی همتاست، یکی یه دونست، خدای من بی نظیره، خدای من قدرتمندترینه، خدای من ...

امشب انقدر خدا رو صدا زدم که فکر کنم خدا هم دلش به حال من سوخت

امشب خدا رو به همه قسم دادیم

به خودش، بک یا الله و بک یا الله و بک یا الله...

به پیامبرش، الهی بمحمداٍ، بمحمداٍ، بمحمداٍ، بمحمد...

به علی خدا، خدا رو قسم دادیم، الهی بعلیٍ، بعلیٍ، بعلیٍ، بعلیٍ...

دلم گرفت یاد این شعر افتادم که از روی یکی از وبلاگهای دوستان دیده بودم:

 

ای ماه سر به مهر سر از سجده بر ندار

تیغی هوس نموده که شق القمر کند ...


امشب خدا رو به علی قسم دادم!!!

به بچه های علی خدا رو قسم دادم تا... رسیدم به امام زمان

الهی، بالحجة، بالحجة، بالحجة، بالحجة ...

دلم خیلی گرفت، هنوز دعای درست حسابی نکرده بودم، این همه خدا رو قسم دادم، اما نمی تونستم هیچ دعایی کنم. توی آخرین باری که خدا رو به حجتش قسم دادم، روحم متلاطم شد

گفتم خدایا نکنه توی این شب قدر نامه اعمال منو بدی دست امام زمان ها

نکنه امام زمان من بفهمه منی که ادعای عاشقی می کنم، چقدر نامه عملم سیاهه

انگار همه چی شکست

انگار که شیشه دودی دلم زمین خورد و شکست، آروم که نشدم هیچ، خیلی هم متلاطمم

نمی دونم خدا دعای منو مستجاب کرد یا نه

فقط می دونم الان بعد از این همه قسم و آیه، بعد از این همه در زدن، تازه اومدم اول راه.


تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق

هر دم آمد غمی از نو به مبارک بادم


دلم می خواست هیچ وقت امشب تموم نمیشد.

آخه کی میشه که آقامون بیاد و دلمون آروم بگیره؟

کی میشه بیاد و ما یک شب قدری خدا رو با هزار اسم صدا کنیم و آخرش بهش بگیم شکرت که اماممون رو برامون فرستادی؟

به قول sms یکی از بچه ها، امشب خریدار اشکهاتون خداست، به قیمتی کم تر از ظهور آقا امام زمان نفروشیدش...

خدایا یعنی میشه؟

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 30 مرداد 1390-01:27 ب.ظ

سومالی، بحران، فتنه

لحظه لبخند کمرنگ مادر سومالیایی و امید او برای بهبودی فرزندش تا جان سپردن کودکش در اثر قحطی و بیماری، صحنه ای که دل هر انسان آزاده ای را به درد می آورد. عکاس رویترز این عکس ها را تاثرآورترین عکسهایی عنوان کرده که گرفته است.

لبخند کمرنگ مادر قبل از جان سپردن کودکسومالی

لحظه جان سپردن کودک در برابر مادر – سومالی – عکس ار رویترز

     

اشک های مادر بعد از جان سپردن کودک -سومالی

 

چیزی که الان از همه مهم تره کمک به این مردم مسلمان قحطی زدست

اما شاید گاهی این سوال هم در ذهن همه ما به وجود بیاد که چرا ملت سومالی الان در این مکان قرار دارند؟

شاید گاه گاهی پرسیدن یه سوال خیلی مهم تر از این باشه که جوابش رو جویده بذاری توی دهن مخاطبت.

دولت سومالی به خاطر فتنه ای از داشتن دولت مرکزی محروم شد، اما چه فتنه ای؟

و همون نبود دولت مرکزی باعث شد که این کشور نتونه منابع خودش رو سازماندهی کنه و الان توی همچین موقعیتی قرار بگیره

نه می خوام پیش داوری کنم نه می خوام با بغض و کینه از دشمن اصلی صحبت کنم فقط ازتون می خوام که برید و ببینید چرا این مادر اینجور باید عذاب ببینه؟

چرا؟

کی پشت پرده اختلافات داخلی در سومالی بود؟

کی پشته پرده از بین رفتن دولت مرکزی در سومالی بود؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته  اخبار روز 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 8 مرداد 1390-11:54 ب.ظ

توطئه دشمن(...) علیه کل انسانها

خیلی وقت پیش در مورد وارون نگاری صوتی شنیده بودم، یک قسمت کوچیک از متن ویکی پدیا رو براتون میذارم

"نهان‌سازی در برگردان یا وارون‌نگاری صوتی (به انگلیسی: Backmasking) روشی‌است برای ضبط صدا که در آن نوا یا پیامی صوتی، به صورت وارونه بر روی نوار آهنگی دیگر ضبط شده و مستتر می‌شود. وارون‌نگاری کاربردی دانسته و تعمدی است و برخی افراد بر این باورند که می‌توان پیغامی را بدین وسیله به شنونده، بدون اینکه از آن آگاه باشد و بدون اینکه خود بخواهد، منتقل نمود.

نخستین بار بیتلز[ت ۱] با بهره جویی از برگردان آواز و موسیقی‌شان در ضبط آلبوم روُلور (۱۹۶۶)[ت ۲] ، وارون‌نگاری را به مردم شناساندند.[۱] از آن زمان هنرمندان موسیقی از این شگرد برای جلوه‌های مختلف هنری، فکاهی و هزلی در آثارشان — چه به صورت آنالوگ و چه دیجیتال — استفاده کرده‌اند. این روش همچنین برای سانسور واژه‌ها یا عبارت‌های نامناسب و پدیدآوردن یک نسخهٔ پاکسازی‌شده از ترانه، نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

وارون‌نگاری در آمریکا از دههٔ ۱۹۸۰ زمانی که نهادهای مذهبی به‌کارگیری‌اش را توسط گروه‌های برجستهٔ موسیقی در راستای اندیشه‌های اهریمنی دانستند، منشأ کشمکش‌هایی گردید که تظاهرات صفحه‌سوزان و وضع قانون ضد نهان‌سازی در برگردان توسط قانون گذاران ایالتی و فدرال امریکا را در پی داشت.[۲] اینکه نهان‌سازی در برگردان می‌تواند به‌صورت زیر آستانه‌ای[ت ۳] بر شنوندگان تأثیر کند یا خیر، پرسشی‌ است که هنوز مورد چالش است.

منبع: ویکی پدیا"

من از روی یک کلیپی که داشتمم چند تا عکس گرفتم که شما ببینید، هر کاری کردم نتونستم این کلیپ رو آپلود کنم جایی تا بذارمش روی وبلاگ.

آهنگ اول

برگردون آهنگ

البته یک بنده خدایی ازم پرسید که چی مثلا؟ برگردون یک آهنگی چه تاثیری روی ما داره؟ ما که مفهومش رو نمی فهمیم، منم براش کلیپ شهادت آب رو پخش کردم پیشنهاد می کنم که شما هم از توی گوگل سرچ کنید و دانلودش کنید و ببینید که تمام ذرات عالم هوشمندند، توی این کلیپ شکل مولکولهای آب رو تحت تاثیر جملات مختلف نشون میده، وای به حال مایی که 70 درصد بدنمون آبه و بخوایم همچین آهنگایی گوش بدیم، شاید خودمون چیزی نفهمیم اما مطمئنا مولکولهای بدنمون می فهمند.

 یک لینک دانلودش هم اینجا می ذارم....لینک دانلود

مولکولهای آب تحت تاثیر کلمه عدل

مولکولهای پشت سدی در ژاپن

همان آب پشت سد بعد از خواندن دعا

شاید یکی از بزرگترین فواید نماز خوندن همین باشه که مولکولهای بدنمون رو به حالت خوب در میاره، مولکولهایی که در طول روز به خاطر هزاران توطئه شیطان زشت و خراب شدند.

خدایا همه ما جوونها رو در نماز خوندن مصممون گردان.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فرهنگی  دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 2 مرداد 1390-09:51 ب.ظ

باز هم نهایت درماندگی دشمنان ایران اسلامی

اونی که شهید شد و رفت که خوش به حالش

منی که موندم و دارم می گندم از سکون، وای به حالم

اونی که وظیفشو انجام داد و رفت خوش به حالش

منی که موندم با یک کوله بار بزرگ از وظایف انجام نشده که امروز و فردا می کنم برای انجامشون، وای به حالم

اونی که با درسش چنان دشمن رو زخمی کرد که لایق صفت بزرگ شهادت شد خوش به حالش

منی که موندم با یه عالمه درس نخونده و یه عالمه استعداد هدر رفته، وای به حالم

اونی که سرباز امام زمان شد، اونم با علمش، خوش به حالش

منی که فقط و فقط ناله می کنم برای اومدن امام وای به حالم

 

با تمام وجود به همه اهل ایران اسلامی شهادت نخبه ایرانی، سرباز امام زمان رو تسلیت می گم

خوشا آنان که با اثبات ایمان    بساط کفر برچیدند و رفتند

خوشا آنان که با عشق الهی     شهادت را پسندیدند و رفتند




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته  اخبار روز  شهدا 
نویسنده :هدی
تاریخ:جمعه 31 تیر 1390-10:04 ب.ظ

القاعده هم به بچه های ما هجوم آورد و ما...

« روزنامه الشرق الاوسط در شماره پنجشنبه خود با اعلام این خبر گزارش داد که نام این مجموعه کارتنی «القاعده در جزیرة العرب» نام گرفته است.
به گزارش «عصرفردا»، این فیلم کارتنی، داستانی هیجان انگیز ارائه می دهد که به انزوای اعتقاد اسلامی و تحریف آن از نظر القاعده می پردازد. همچنین برخی از عملیاتی که القاعده در تاریخ خود انجام داده است در این فیلم کارتنی روایت می شود.
بنا بر این گزارش روند تهیه این فیلم کارتنی به پایان رسیده و نسخه های آن آماده انتشار بر روی شبکه اینترنت هستند.
نعمان ابن عثمان از رهبران سابق القاعده یمن در این باره به موسسه «کویلیام» گفته است: تهیه این فیلم کارتنی نشان می دهد تا چه اندازه القاعده روش های جذب خود را پیشرفته ساخته و سعی دارد با استفاده از رسانه های مختلف در دنیای جدید چهره تروریسم را زیبا نشان دهند. القاعده به ابزارهای رسانه ای در دنیای جدید از جمله اینترنت به عنوان ابزاری تاثیر گذار در انتشار افکار خود می نگرد.
»

منبع:بی باک نیوز

نمی دونم با خوندن این خبر باید بخندم یا گریه کنم، اول از همه دلم برای خودم سوخت، برای بعضی از هم فکران خودم، برای اونهایی که حداقل دغدغه جنگیدن رو دارند اما توی راهش موندن، نمی خوام موج منفی بفرستم چون با وجود پشتیبانی به اون عظمت(خدا) نا امیدی از هر چیزی حتی بزرگترین چالشهای دنیا کفر محضه، اما این متن سایت خبری من رو به یاد یک حدیث از پیامبر انداخت، متن کامل حدیث رو یادم نمیاد اما مضمونش این بود که اگر در دنیا علمی وجود داشت که جامعه اسلامی اون رو نداشت بر مردم اون جامعه واجبه، تاکید می کنم واجبه که برن و اون علم رو یاد بگیرند!!!!!

دیگه از دشمنای گردن کلفتی مثل آمریکا و اسرائیل که بگذریم میرسیم به کسایی مثل القاعده که اونام برای عقایدشون هرچند غلط این جور دارن می جنگن و ما دستمون رو گذاشتیم زیر چونمون و فقط انتقاد می کنیم که چرا این خانوم توی خیابون به اون خانوم گفت موهاتو درست کن و باعث شد که خانوم دومیه از دین بدش بیاد!!!!

«من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی همه برمیخیزند

من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد؟»




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات