درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:جمعه 3 دی 1389-11:23 ب.ظ

نمادهای مقدس جنبش سبز!!!

 

 

امروز توی یه سایت خبری مطلبی رو خوندم با عنوان "نماد جنبش سبز چیست؟"

خوب در مورد یه كسایی مثل سكینه محمدی و شهلا جاهد نوشته بود كه اینها نماد جنبش انسانی ای هستند كه رنگش رو سبز انتخاب كردند

و واقعا چه نمادهاییی؟!!! فاسد و قاتل

بگذریم از این كه این افراد چیكار كردند و چی شدند و چرا انقدر سر زبونها افتادند، كه البته همه می دونند، مهم اینه كه یه سری از جوونایی مملكتمون تمام فكر و ذكر و انرژیشونو گذاشتند وقف راهی كه نمادهایی مثل این دو نفر داره، داشتم فكر می كردم كه چی میشه كه انسان به همچین جایی میرسه؟؟ مغز انسان واقعا واسه فكر كردن آفریده شده، برای سنجیدن، برای تشخیص درست از نادرست.

كل خبرشو اینجام می تونید بخونید...

 

خبرگزاری افق:محافل ضدانقلاب از اینكه متهمان فاسدالاخلاق و قاتلی چون «سكینه- م» و «شهلا- ج» تبدیل به پرچم جنبش سبز در خارج كشور و در رسانه های غربی شده اند نگران و گله مند هستند.

سایت روزنت با اذعان به این مطلب و با طرح پرسشی مبنی بر اینكه «نماد جنبش سبز كیست؟»، نوشت: در بیش از یك ماه گذشته، در بسیاری از كشورهای اروپایی و آمریكایی، مراسم و یادبودهایی برای «سكینه ]م...[» برگزار شد. حجم تبلیغات درباره وی تا آن حد زیاد شد كه بسیاری از مسئولان رده بالای كشورهای مختلف -همچون ساركوزی، رئیس جمهور فرانسه- به موضع گیری مستقیم درباره این قضیه پرداختند. وزیر امور خارجه فرانسه هم تهدید كرد كه در صورت «كم شدن یك تار موی سكینه» روابط ایران و فرانسه دگرگون خواهد شد. مساله ای كه به ندرت برای زندانیان دیگر اتفاق افتاده است]![ اما سكینه كیست؟ زنی كه به اتهام قتل- یا مباشرت در قتل- همسر خود و رابطه نامشروع، به زندان رفته است. وی در ابتدا به سنگسار محكوم شد اما همچنان، متهم به قتل یا مباشرت در قتل است. با تاكید بر لزوم رعایت تمامی موارد قانونی در محاكمه وی، سؤالی كه وجود دارد این است كه آیا سكینه ]م...[، نمادی از جنبش سبز و الگویی برای دموكراسی خواهان ایرانی است؟

این رسانه ضدانقلابی كه خود جزو معركه گیران اصلی درباره عناصر بدنامی چون سكینه- م و شهلا- ج بوده، ادامه می دهد: تمام رسانه های مخالف در داخل و خارج از حدود 2 ماه پیش مشغول مرثیه سرایی برای شهلا ]ج...[ متهم به قتل همسر ناصر محمدخانی بودند. او كه اعدام شد متهم اصلی پرونده قتل لاله سحرخیزان بود. ایجاد كمپین گسترده حمایت از شهلا در نوع خود قابل تحسین و ستایش بود اما حجم گسترده تبلیغات، نام او را در بسیاری از رسانه های خارجی مطرح كرد. آیا او نماد جنبش سبز بود؟

روزنت همچنین با اشاره به نام 5 تن از فتنه گران بازداشتی می نویسد: چرا جز نسرین ستوده ]همكار گروهك منافقین[ نام دیگری مطرح نشد و تنها و تنها، پروپاگاندای عظیم درباره او بود؟ چه دلیلی دارد كه تنها او ذكر می شود. برخی معتقدند برای جلب توجه نهادها و دولت های غربی، برای توجه به وضعیت ناگوار نقض حقوق بشر، لازم است افرادی مطرح شوند كه قابلیت جذب مخاطب غربی را داشته باشد. این جا، سؤالی كه مطرح می شود این است كه چه معیارهایی برای «قابلیت جذب» وجود دارد؟
این پایگاه اینترنتی در پایان نوشته است: شاید اگر آنان كه در فكر تشكیل كمپین هستند كمی از منافع شخصی بگذرند و به منافع زندانیان فكر كنند، اوضاع برای همه مان بهتر می شود. ]سودجویانی چون مصطفایی وكیل سكینه- م با همین دستاویز از غرب پناهندگی گرفت![
روزنت اشاره ای به این حقیقت نمی كند كه از میان ایرانی ها تنها كسانی كه فاسدتر و خائن تر باشند تحویل گرفته می شوند همچنان كه دولت های فرانسه و ایتالیا و انگلیس و آمریكا و آلمان را انبوهی از این فسادها و خیانت های مالی و اخلاقی و سیاسی فرا گرفته و هر از چند گاهی، گوشه ای از این رسوایی ها به بیرون هم درز می كند. همچنین یادآوری این نكته نیز لازم می نماید كه منحرفانی چون موسوی و كروبی و خاتمی در مقاطعی كه در غرب منشأ اثر تلقی شده اند مورد تبلیغات قرار گرفته و هر زمان هم كه از خاصیت افتاده اند طبیعتا التفات غربی ها هم كمتر شده است.

پنجشنبه 2 دی 1389 - 10:01:45

كد خبر: 89113394

واقعا تاسف برانگیزه...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :M A
تاریخ:دوشنبه 29 آذر 1389-06:55 ب.ظ

...وبالاخره کوفه

...وبالاخره کوفه – چه آهنگ ناخوشایندی دارد این  نام، و چه بار سنگینی از رنج با خود می آورد! باری به سنگینی همه رنج هایی که علی(ع) از کوفیان کشید... بگذار رنج های زهرا و حسن و حسین را نیز بر آن بیافزاییم؛ باری به سنگینی همه رنجی که در این آیه مبارکه نهفته است: لقد خلقنا الانسان فی کبد. آه چه رنجی!

 

برگرفته از کتاب فتح خون- شهید سید مرتضی آوینی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:شنبه 27 آذر 1389-05:40 ب.ظ

طلوع می کند اکنون به روی نیزه سری

نشسته سایه ای از آفتاب بر رویش

به روی شانه طوفان رهاست گیسویش

کجاست یوسف مجروح پیرهن چاکم

که باد از دل صحرا می آورد بویش

کسی بزرگتر از امتحان ابراهیم

کسی چنان که به مذبح برید چاقویش

نشسته است کسی کنارش که می گرید

کسی که دست گرفته به پهلویش

هزار مرتبه پرسیده ام ز خود که او کیست

که این غریب نهاده است سر به زانویش؟

کسی در آن طرف دشت ها نه معلوم است

کجای حادثه افتاده است بازویش

کسی که با لب خشک و ترک ترک شده اش

نشسته تیر به زیر کمان ابرویش

کسی است وارث این دردها که چون کوه است

عجب که کوه ز ماتم سپید شد مویش

عجب که کوه شده چون نسیم سرگردان

که عشق می کشد از هر طرف به هر سویش

طلوع می کند اکنون به روی نیزه سری

که روی شانه ی طوفان رهاست گیسویش

(با تشکر از آتنا جان)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :M A
تاریخ:جمعه 26 آذر 1389-01:37 ق.ظ

چی شد که اینجام...؟!

داشتم به این فکر می کردم که چی شد من اینجام؟ چی شد منی که اصلا حوصله سیاست و اخبار رو از این جور چیزا رو نداشتم حالا دنبال این راه افتادم که ببینم دنیا دست کیه؟ من کیم؟ اینجا کجاست؟

شاید اولش از اون سفرمون به اردو جنوب شروع شد؟! شاید اولش حرفای آقای خالقی(استادی همراهمون تو اردو جنوب همراهمون) بود؟! شاید اولش اونجایی بود که زندگینامه شهدا رو خوندمو دغدغه هاشون رو با دغدغه های خودم مقایسه کردم؟! شایدم اولش جلسات فراماسونری آقای رائفی پور بود؟! شاید......

به نظرم اصلا مهم نیست که اولش کجا بود؟ چی بود و چطوری شروع شد؟! فقط اونی که مهمه اینه که الان تشنه دونستنم. تشنه اینم که از همه چی سر دربیارم. تشنه اینم که بتونم راهمو درست انتخاب کنم. این تشنگی رو این روزا صدای العطش طفلان امام حسین(ع) بیشتر کرده. این تشنگی رو صدای گریه کسی که به پرده کعبه چنگ زده بود و از خدا می خواست که به خاطر گناه بزرگ – غارت کردن انگشت و انگشتر باهم – اونو ببخشه بیشتر کرده. این چند روز به خصوص وقتی که پای صحبت های حاج آقا اشرفی-سخنران مراسم عزاداری دانشگاه مون- می شستم چیزی که تنم رو خیلی می لرزوند، ترس از قرار گرفتن تو صف دشمن بود. ترس از این بود که بصیرت نداشته باشم. ترس از اینکه باور کن امام خارجیه شده، ترس از اینکه نتونم وظایفمو اولویت بندی کنم. ترس از اینکه نفهمم کمک کردن به امام الان از حج م هم واجب تره.

 اتفاقات این چند روز باعث شد که بفهمم خیلی از دنیا عقبم، هنوز خیلی چیزاست که نمی دونم و توش شبه دارم. هنوز به اهمیت خیلی چیزا پی نبردم.هنوز از خواب غفلت درست و درمون بلند نشدم. هنوز دارم با خودم کلنجار میرم که دوباره سرمو بذارم رو بالش رو برم تو خواب عمیق یا نه بلندشم و یه نگاهی به دور رو بر بندازم ببینم چه خبره؟ هنوز دست کشیدن از آرامش بی خبری یکم سخته. هنوز پاهام سسته...

امیدوارم خدا کمک کنه تا سریعتر پاشم و محکم روی پا بایستم.

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :M A
تاریخ:چهارشنبه 24 آذر 1389-12:55 ق.ظ

آیا واقعا ما اهل کوفه نیستیم که حسین تنها نماند؟!

امشب که تو مجلس روضه امام حسین(ع) نشسته بودم چند تا چیز داشت مثه خوره وجودمو می خورد.

·        اول از همه وقتی روحانی مسجد دانشگاهمون داشت راجع به فوکویاما و نظریاتش در مورد تشیع و راه حل واسه نابودی تشیع صحبت می کرد، دیدم که نه تنها ما سعی نمی کنیم که نقشه هاشون رو نقش بر آب کنیم تازه داریم کمک هم می کنیم که به هدفشون -که همون نابودی اسلام و مسلمینه- دست پیدا کنند. چه با رفتن به اون راهی که اونا واسمون تعیین کردن و چه با سکوت در برابر این افراد و کارهاشون. یاد حرف شب قبل روحانی مسجد افتادم که می گفت البته مضمونش این بود- مواظب باشیم جزء اون دسته از افرادی قرار نگیریم که شاهد بالای نیزه رفتن سر امام حسین(ع) بودند و تنها گریه کردند. که اون گریه ارزشش مثه گریه کردن اسب هایی بود که داشتند تو صحنه کربلا واسه امام گریه می کردن.

·        دوم اینکه فوکویاما که یک فیلسوف غربیه جایگاه ولایت فقیه و شهادت و انتظار ظهور رو توی دین من فهمید ولی من بچه مسلمون نمی دونم چه گوهرهایی رو دارم و وقتی خیلی راحت به هر کس و ناکسی اجازه می دم که به ارزشمندترین دارایی هام اهانت کنه و حتی دیگه حال و حوصله گریه کردن به خاطر از بین رفتنشون رو هم ندارم. و شاید اون لحظه ای که کسی به ارزشام توهین می کنه، تو دلم یا زیر لب غر بزنم ولی 2 دقیقه دیگه یادم بره که کی بود و چی گفت و به کی گفت.

·        یکی دیگه از این چیزایی که امشب منو داغون کرد این نوحه بود "انا العباس واویلا حسین تنهاست واویلا". داشتم با خودم فکر می کردم. من موقع مرگم چه غصه ای دارم؟ غصه ام اینه که امام من یه یار وفادار و باغیرتش رو از دست داده یا اینکه غصه ام اینه که چرا ایمانم و همه زندگیم رو ارزون فروختم مثه اون کسی که یه روز می بینن از کاخ یزیدیا داره میاد بیرون و گریه می کنه. وقتی ازش می پرسن چی شده. میگه من به خاطر پول رفتم با حسین بن علی جنگیدم حالا که اومدم پولم رو بگیرم چند درهم بیشتر به من ندادند.

امشب تو مجلس وقتی اسم امام حسین(ع) رو به زبون میاوردم، از خودم خجالت می کشیدم. به خودم می گفتم چه جوری حتی روت شد بیای عزای امام حسین(ع) مگه غیر از اینه که تو هم مثه کوفیا ندای "هل من ناصر ینصرونی" امامت رو نادیده گرفتی. دیشب وقتی شنیدم که امام به افراد سپاه دشمن می گفته حداقل اگه به کمک منم نمیاین، از کربلا برین که لحظه ای که من میگم "هل من ناصر ینصرونی" اینجا نباشید که صدای منو بشنوید. به خودم گفتم که الان که "کل الیوم عاشورا و کل الارض کربلا" ست من اون دنیا چه بهونه ای می تونم واسه کمک نکردن به امامم بیارم.

امشب با کل پوست و استخونم بزرگی امام حسین(ع) رو درک کردم. وقتی که دیدم یه بنده سروپا تقصیری مثه منم تو مجلسش راه داده وقتی دیدم، که داره به من می گه که گوشات رو باز کن صدای هل من ناصر ینصرونی امامت رو بشنو، نذار امامت تنها بمونه، نذار وقتی که همه فرصت ها از دست رفت بشینی و زار بزنی. هنوز که فرصت لبیک گفتنی داری دست بجنبون. ول کن این همه دغدغه های بیهوده زندگیتو.

امیدوارم که  این پنبه لذات زودگذر زندگی رو از تو گشمون در بیارم تا بتونیم صدای اماممون رو بشنویم. زودتر ظهور کنیم که امامون دیگه غصه نبود عباس و اکبر و قاسم ها رو نخوره. دیگه غصه بی یاوری رو نداشته باشه.

ترسم آن روز ز قله فرود آید مرد

سیصد و سیزده آدم نتوان پیدا کرد

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 21 آذر 1389-12:04 ب.ظ

و اما سروش کوچک تر از آن است که....

آیت الله نوری همدانی با اشاره به اینکه اگر اقدام سروش از روی غرض باشد، مسلمانان باید به تکلیف خود عمل کنند، درباره رابطه خود با او گفت: قبل از انقلاب هنگامی که برای کاری به لندن رفتم، شنیدم که فردی به نام حاج فرج در جمع دانشجویان مقیم لندن برای انقلاب فعالیت می‌کند و پس از انقلاب نیز هنگامی که به عنوان نماینده امام خمینی به اروپا رفتم که وی به عنوان مترجم من بود و متاسفم که این عاقبت به شری و عاقبت به خیری انسان را به کجا می‌رساند؟!

روز قبل از انتخابات مرکز خبر حوزه علمیه در خبری کوتاه از انتقاد صریح و تند آیت الله نوری همدانی نسبت به اظهارات سروش خبری منتشر کرد اما از متن کامل سخنان این مرجع تقلید سخنی به میان نیاورد. خبرنگار برنا پس از پیگیری‌هایی با در نظرگرفتن مصلحت زمان انتخابات مجلس و همچنین اعلام نتایج آراء، متن این خبر را بدین شرح منتشر می کند.

آیت الله حسین نوری همدانی، از مراجع عظام تقلید که در مراسم پانزدهمین سالگرد تاسیس کانون‌های فرهنگی هنری مساجد کشور سخن می‌گفت، با اشاره به مصاحبه توهین‌آمیز عبدالکریم سروش با یک شبکه بیگانه در مورد قرآن، اظهار داشت: چگونه می‌توان موضوع نبوت را با قریحه شاعری توجیه کرد در حالی که شعرا مطلبی را که آموخته‌اند در قالب الفاظ به نظم در می‌آورند اما پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم که به شهادت تاریخ فردی امی بوده است چگونه می‌تواند این قرآن را که خود، همگان را به تحدی دعوت می‌کند، خلق کند.

این مرجع تقلید افزود: این آقا می‌گوید که قرآن کلام پیامبر است و کلام خدا نیست در صورتی که قرآن می فرماید:"ماینطق عن الهوی" یعنی هیچ حرفی را از روی هوا و هوس نمی‌زند و یا در جای دیگر می‌فرماید: "نزل احسن الحدیث" و یا "نقص علیک احسن القصص" و این نشان‌دهنده آنست که حتی عبارات و کلمات قرآن برای خداست و پیامبر فقط واسطه‌ای است در رساندن وحی.

وی با تاکید بر امی بودن پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله و سلم خاطرنشان می‌کند: امی بودن یعنی بی‌سواد بودن؛ این موضوع برای ما یک نقص است چرا که بی‌سوادی ما مساوی با جهل است اما بی‌سوادی پیامبر برابر با جهل نیست چون او معلم زمینی نداشته است و معلم یگانه او خود خداوند است پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم چراغی است که او را "الله نورالسموات و الارض" روشن کرده است.

آیت الله نوری همدانی شعر را همراه با اشتباهات فراوان و مبالغات و تخیلات شاعرانه که بعضاً زیبا هستند، توصیف کرد و با ذکر نمونه‌های انحرافی از شاعران بزرگی همچون نظامی، سعدی، حافظ، فردوسی و مولوی تصریح کرد: پیامبر حقایقی را در قرآن بیان می‌کند که با این انحرافات و مبالغات و تخیلات مغایر است و خود خداوند می‌فرماید که ما به پیامبر شعر نیاموختیم؛ "و ما علمنا الشعر"...

آیت الله نوری همدانی خاطرنشان کرد: من ناچارم عرض کنم که اگر این سخنان از روی غرض بیان شده، مسلمانان باید به تکلیف خود عمل کنند چرا که این فرد با این سخنان ریشه قرآن و اسلام را هدف گرفته است. مطالب سروش از سلمان رشدی بدتر است، جریان سلمان رشدی در سب‌النبی منحصر می‌شد.

این مرجع تقلید دومین موضوع قابل بحث در مصاحبه این فرد را خطا پذیر دانستن پیامبر رحمت صلی‌الله علیه و آْله و سلم دانست و با انتقاد شدید از شیوه بیان سروش، اظهار داشت: این سوال مصاحبه‌کننده پس از آن که قرآن در حد یک بشر پایین آورده می‌شود خطاپذیری پیامبر خاتم را مورد پرسش قرار می‌دهد که سروش هم در پاسخ می‌گوید: بله! پیامبر هم خطا دارد! ولی خطای او در عبارات و کارهای مربوط به صفات خداوند و قیامت نیست

 

منبع:http://osoolgara.blogsky.com/1387/01/10/post-30/

 

باید بگوییم که البته سورش بسیار کوچک تر از آن است که نیاز به بحث و بررسی داشته باشد، صحت این موضوع را می توان از پیروان سبزشان هم فهمید، طبق اطلاعاتی که توانستیم به دست بیاوریم، بزرگان این فرقه که همان کسانی اند که از روی آگاهی و مغرضانه دست به مبارزه با اسلام و ارزش های اسلامی دارند، البته در پوشش و حجاب به ظاهر اسلامی، خود هیچ گاه سروش را به عنوان الگو قرار نداده اند و تنها با استفاده ابزاری از سروش و ترویج آثار او، (که البته توجه به این نکته بسیار حاوز اهمیت است که سروش زبان بسیار زیبایی دارد) پیروانی که آگاهی چندانی ندارند و تحت تاثیر احساسات خود دست به تصمیم گیری می گیرند، جذب کرده و می دانند که سخنان او با ظاهری زیبا هیچ گاه جوان ناآگاه به دنبال شور و شر را ترغیب به عمق بخشیدن و فکر کردن نمی کند.

به مین اندازه کفایت مکی کنیم که سروش هیچ گاه نتوانست به عنوان الگو و رهبر متفکران باشد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فرهنگی  دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:جمعه 19 آذر 1389-07:25 ب.ظ

دور دنیا جالبه نه؟! (توصیف جالبی از سبك زندگی غربی،شرقی، شمالی، جنوبی!!!)

یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهیگیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود.

از ماهیگیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟

ماهیگیر: مدت خیلی کمی.

تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟

ماهیگیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است.

تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می کنی؟

ماهیگیر: تا دیروقت می خوابم، یه کم ماهیگیری می کنم، با بچه ها بازی می کنم، بعد میرم توی دهکده به دیدار دوستانم. خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.

تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهیگیری کنی. اون وقت می تونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه می کنی. اون وقت یه عالمه قایق برای ماهیگیری داری.

ماهیگیر: خوب، بعدش چی؟

تاجر: به جای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی، اونا رو مستقیما به مشتری ها می دی و برای خودت کارو باری درست می کنی ... بعدش کارخونه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت میکنی ... این دهکده کوچیک رو هم ترک می کنی و میری مکــــزیکوسیتی! بعد از اون هم لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورک ... اونجاست که دست به کارهای مهمتری می زنی ...

ماهیگیر: این کار چقدر طول می کشه؟

تاجر: پونزده تا بیست سال.

ماهیگیر: اما بعدش چی آقا؟

تاجر: بهترین قسمتش همینه، در یک موقعیت مناسب که گیر اومد، میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالایی می فروشی! این کار میلیون ها دلار برات عایدی داره.

ماهیگیر: میلیون ها دلار! خوب بعدش چی؟

تاجر: اون وقت بازنشسته میشی! میری یه دهکــده ی ساحلی کوچیک! جایی که می تونی تا دیروقت بخوابی! یه کم ماهیگیری کنی، با بچه هات بازی کنی! بری دهکده و تا دیروقت با دوستانت خوش بگذرونی و ...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 17 آذر 1389-06:17 ب.ظ

باز هم بهاییت خنده دار!

به گزارش ادیان نیوز به نقل از شیعه آنلاین، روز گذشته خبری تحت عنوان "اگر او را خفه نکنید ما شیعیان ساکت نخواهیم نشست" در این پایگاه خبری منتشر شد و در آن تکرار نصب بنر و تابلوهای ضد شیعی برای دومین سال پیاپی در کویت با عنوان "عاشورا روز شادی و سرور" سخن به میان آمد.

در همین راستا اخبار رسیده از کشور کویت حاکی از آن است که مؤسسه "و ذکّر" به ریاست "فواد رفاعی" که سال گذشته و امسال به نصب این بنرها و تابلوهای ضد شیعی و ضد عاشورایی اقدام ورزیده، قصد دارد امسال علاوه بر این کار، تعداد بسیار زیادی کتابچه ی ضد شیعی نیز میان شهروندان کویتی توزیع کند.

بنابر اخبار رسیده از کویت، در این کتابچه عنوان شده که این "شادى و سرور به مناسبت روز عاشورا" را حضرت پیامبر اکرم (ص) بنا به توصیه یهودیان شهر مدینه به سنت تبدیل کرد!

منبع: ادیان نیوز

تاریخ خبر:تاریخ انتشار: سه شنبه, 16 آذر 1389

كد خبر:3391

خوشم میاد كل دنیا از آیین ما میترسن، آخه من نمی دونم روزی رو كه یه سری آدم حالا بگذریم یه سری آدم خاص، فرض كنیم یه سری آدم معمولی به شهادت می رسند، اصلا نگیم شهادت، بگیم فوت می كنن، چرا باید روز شادی اعلام كنند؟!!!

یعنی پیامبر ما مشاور نداشتند كه رفتند سراغ یهودی ها و چون یهودی ها به ایشون این توصیه رو كردند، ایشون هم قبول كردند!!!! حالا اگه یه یهودی همچین چیزی می گفت میشد گفت داره طرفداری دینش رو می كنه، اما یه آدم مسلمون (بگذریم بهاییت كجا و اسلام كجا) خیلی خنده داره كه همچین حرفی بزنه...

چرا می گن بهاییت بی پایه ترین مذهب دنیاست؟

به خاطر این كه یه آدمی كه یك كم، در حد چند میلی ثانیه فكر كنه، به خنده داریه حرفها و عقایدشون پی میبره و باید مواظبش باشیم كه روده بر نشه!!!

«اللهم اشفع كل مریض»




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فرهنگی  دل نوشته 
نویسنده :M A
تاریخ:سه شنبه 16 آذر 1389-08:50 ب.ظ

اهل کوفه

سلیمان بن صرد خزائی گفت:"من منتظر خود امام می مانم."انگار نه انگار كه امام زمانش نائبی فرستاده بود

نامش یسار بوداما پیامبر نام سلیمان رابراو نهاد. یعنی سلمان كوچك..

هر چند درقیام توابین به شهادت رسید اما هنگامی كه می بایست یاری كند یاری نكرد.

در جنگ جمل هم از قائدین بود.عذر آورد و در جنگ شركت نكرد.

تنها او نبود كه لغزید .خیلی های دیگر پا پس كشیدند. جمل تنها جنگ نبود. فتنه ای بس بزرگ بود. یك طرف علی امیرالمومنین بود. طرف دیگر عایشه ام المومنین.

مولا به او پرخاش كرد. خدا فرصتی به او داد .در صفین جبران كرد.

زمان یاری امام حسن علیه السلام دوباره لغزید.خواست جبران كند.

به ابا عبدالله نامه نوشت. همگان راتوصیه كرد:مبادا پسر پیامبر را تنها بگذارید.

اما وقتی حسین نائبش را فرستاد واو را امر به جهاد كرد گفت :منتظر خود امام می مانم.

كوفیان درتاریخ بی وفایی خود را به یادگار گذاشته اند

ما ایرانی ها از تبار سلمانیم شرم دارد اگرراه سلیمان بن صرد را پیش بگیریم.

هركه خواهد كوفی نمیرد باید بداند" تا حسین نرسیده است،ولی امر، مسلم است"

 

محسن مقتدری




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 15 آذر 1389-09:54 ب.ظ

یا حسین

خواب دیدم خواب اینكه مرده ام /  خواب دیدم خسته و پژمرده ام

روی من خروارها از خاك بود   /   وای قبرمن چه وحشتناك بود

تا میان گور رفتم دل گرفت  /   قبر كن سنگ لحد را گل گرفت

بالش زیر سرم از سنگ بود  /  غرق وحشت ، سوت و كور و تنگ بود

خسته بودم ،هیچكس یارم نشد  /  آن میان یك تن خریدارم نشد

هر كه آمد پیش حرفی راند ورفت  /   ه حمدی برایم خواند ورفت

نه رفیقی نه شفیقی،نه كسی  /   بود و وحشت ودلواپسی

ناگهان از ره رسیدند دو ملك /  ه شد در پیش چشمانم فلك

یك ملك گفتا بگو نام تو چیست؟ /  آن یكی فریاد زد رب تو كیست؟

در میان عمر خود كن جست وجوی /  كار های نیك وزشت خود بگوی

ما كه ماموران حی داوریم   /  نك تورا سوی جهنم می بریم

دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود   /  دست وپایم بسته در زنجیر بود

غرق اندوه و تالم دل فكار   /  می كشیدندم به خفت سوی نار

ناگهان الطاف حق آغاز شد  /  از جنان درهای رحمت باز شد

مردی آمد از تبار آسمان   /  نور پیشانیش،فوق كهكشان

بر سرش دستار سبزی بسته بود   /   نور حق در چهره اش تابیده بود

در قدوم آن نكار مه جبین  /   پیش پای حضرت عشق آفرین

دو ملك سر را به زیر انداختند  /  بال خود را فرش راهش ساختند

غرق حیرت داشتند این زمزمه  /   آمده اینجا حسین فاطمه؟

سوی من آمد مرا شرمنده كرد  /   مهربانانه به رویم خنده كرد

گفت آزادش كنید این بنده را  /  خانه آبادش كنید این بنده را

این كه اینجا این چنین تنها شده  /  كام او با تربت من وا شده

مادرش او را به عشقم زاده است /  گریه كرده بعد شیر داده است

این می بینید در شور است وشین  /   ذكر لالایش بوده یا حسین

اسم من راز و نیازش بوده است  /  خاك من مهر نمازش بوده است

اینكه در پیش شما گردیده بد /  جسم وجانش بوی روضه می دهد

پرچم من رابه دوشش می كشید /  پا برهنه در عزایم می دوید

سینه چاك آل طاها بوده است  /  چای ریز هیئت ما بوده است

بارها لعن امیه كرده است /  خویش رانذر رقیه كرده است

حرمت من را به عالم پاس داشت   /  ارتباطی تنگ با عبّاس داشت

نذر عبّاسم به تن كرده كفن  /   روز تاسوعا شده سقای من




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 15 آذر 1389-09:36 ب.ظ

خدا هم نفرینشون كرد!

یه مدتی با دیدن یه آدمی ترس توی دلم رو پر می كرد، احساس كردم می خواد كشورم رو به هرج و مرج بكشونه، آدم ترسناكی بود كه سالها می دیدمش، توی تلویزیون، توی اخبار، توی رادیو، همه جا یه اسمی ازش بود، بعد ها كه اغتشاشات رخ داد توی دلم ترسم ازش چند برابر شد، می دونستم نوچه های همینن كه فرستادشون وسط میدون و خودش كنار گود ایستاده كه یه موقع آتیش این بزن بزن ها دامنش رو نگیره. بعدها با گذشت زمان نفاقش برام بیشتر رو شد و برام مسلم شدكه هر جا قدرت دست یكی باشه اون به سمتش میره، البته به ظاهر.

خلاصه كه ترس من از این جناب آقا و آقا زاده هایش وقتی از بین رفت كه آیه 4 سوره منافقون رو خوندم:

"و چون آنان را ببینی، از آنجا كه آراسته و خوش سیما و دارای اندامی متناسبند، هیكلهایشان تو را به شگفت می آورد، و اگر زبان بگشایند، چون خوش سخن و چرب زبانند به سخنانشان گوش میسپاری، ولی در واقع همچون چوب هایی تكیه داده بر دیوار، شبح هایی بی روح اند كه هیچ خیری از آنان تراوش نمی كند؛ همواره در ترس و هراس به سر می برند كه مبادا نفاقشان آشكار شود؛ از این رو هر بانگی را به زیان خویش می پندارند. آنان دشمنان تواند كه دشمنی را به نهایت رسانده اند؛ از آنان بر حذر باش؛ خدا بكشدشان؛ چگونه از حق باز داشته و به سوی باطل رانده میشوند؟!"

خیلی روشنه، خیلی واضح...

خدا هم نفرینشون كرد...

بترسید از نفاقتان، بترسید از نفرین خدا، بترسید از آتشی كه برپا كرده اید كه ثمره اش فقط سوختن خودتان است.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 6 آذر 1389-09:17 ب.ظ

جامعه حیوانی!!!

آگاهی حیوان از جهان

 

اولا تنها به وسیله حواس ظاهره است، از این  رو سطحی و ظاهری است و به درون و روابط درونی اشیا نفوذ نمی كند.

ثانیا فردی و جزئی است، از كلیت و عمومیت برخوردار نیست.

ثالثا منظقه ای است، محدود به محیط زیست حیوان است و به خازج از محیط راه پیدا نمی كند

رابعا حالی است، بسته به زمان حال است و از گذشته و آینده بریده است.

حیوان از نظر آگاهی، هرگز از چارچوب ظواهر، فردیت و جزئیت، محیط زیست و زمان حال خارج نمی گردد.

انسان و ایمان  / استاد مطهری/ صفحه 8

و اما جامعه ما:

اولا واقعا جالبه كه من در جامعه خودم انسانهایی را دیدم كه مردم جامعه شان را سوق دادند به سمت ظاهر بینی و هزار هزار مصداق و مثال از آن ساختند و به خورد این مردم دادند و اولین گام را در راستای حیوان سازی جامعه برداشتند، چشم و هم چشمی، مدگرایی، ظاهربینی به جای بصیرت و عمق گرایی.

ثانیا من در جامعه خودم انسانهایی را دیدم كه فردیت خود را محور قرار داده و به نوعیت پشت كرند، آن چیز كه برایشان مهم بود«من» بود، نه «ما» و به این ترتیب به مردم جامعه شان یاد دادند كه برای اینكه ضرر نكنی، «مای» جامعه ات را به «من» بفروش. و دومین گام حیوان سازی جامعه مان را با موفقیت برداشتند.

ثالثا من مردم جامعه ام را دیدم كه می گفتند نه بیگانه، نه هم نوع، نه جغرافیایی جز جغرافیای ایران و فریاد زدند « نه غزه، نه لبنان جانم فدای ایران» و ندانستند این ادامه سناریوی همان دسته انسانهایی است كه انسان را محدود به محیط زیست می خواستند و شتابان سومین گام حیوان سازی را برداشتند.

رابعا من مردم جامعه ام را دیدم كه نه یادی از گذشته شان می كنند و نه افتخاری، و نه تفكری برای آینده سبزشان و مسئولیت بر دوششان و گم شدند در نامی به نام «حال» و نادانسته پایان سناریوی ذلت بار حیوان سازی را با دست خود امضا كرده و بهای آن را با «انسانیت» خود پرداختند.

با تاسف می توان گفت:

انسان امروز جامعه ام، از نظر آگاهی هرگز از چارچوب ظواهر، فردیت و جزئیت، محیط زیست و زمان حال خارج نمی گردد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فرهنگی  دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 30 آبان 1389-09:31 ب.ظ

خوبه كه غیرت نداریم وگرنه اذیت میشدیم!!!

به گزارش پایگاه 598،کنسرت فرشید اعرابی که پنج شنبه گذشته در سالن اریکه ایرانیان تهران برگزار گردید با حواشی تأثر برانگیزی همراه بود که در آن علاوه بر تبلیغ علائم گروه های شیطانی،به ساحت مقدس شهدا توهین گردید.

در حالیکه دلسوزان جامعه بارها نسبت به غفلت مسئولان فرهنگی کشور از زیر مجموعه های خود اعم ازحوزه  تأتر، موسیقی، سینما و ... هشدار داده اند دوباره نیز برگزاری یک کنسرت در هفته گذشته در سالن اریکه ایرانیان تهران تعجب همگان را بر انگیخت.

در این کنسرت که توسط یکی از گروه های مروج موسیقی راک-متال (موسیقی رسمی فرقه های شیطان پرستی در سراسر دنیا) برگزار گردید، پخش تصاویری از شهدای جنگ تحمبلی با توهین تماشاگران به ساحت مقدس این شهیدان همراه گردید.

حضار مراسم به هنگام پخش این تصاویر با استفاده از نماد های شیطان پرستی،به تشویق گروه خواننده پرداختند.این برای اولین در کشور می باشد که با مساعدت مسئولان فرهنگی،یک گروه مروج موسیقی شیطان پرستان موفق شدند  با استفاده از تصاویر دفاع مقدس به تبلیغ نماد های شیطان پرستی بپردازند.

طی سال های گذشته نیز بعضی از خوانندگان گروه های موسوم به "زیر زمینی"با ساخت یک موسیقی با مضامین پیرامون اهل بیت(علیهم السلام)توانستند نظر مسئولان فرهنگی را برای صدور مجوز آثار سخیف خود جلب کنند.

با عرض پوزش از محضر خانواده های معظم شهدا و یادگاران عزیز سال های دفاع مقدس چند نمونه از تصاویر این کنسرت را در ذیل مشاهده بفرمایید.

 

نظر یكی از خواننده های این مطلب توی سایت مبدا خیلی روم تاثیر گذاشت

"خوبه كه غیرت نداریم، وگرنه اذیت میشدیم!!! "

خوبه كه غیرتمون رو به تاراج بردن وگرنه توی این آشفته بازار حسابی باید از بی خیالی خودی ها و با خیالی نخودی ها حرص می خوردیم، خوبه كه نمی دونیم دنیا دست كیه و دست كی باید باشه، خوبه كه بی خیال نشستیم اینجا و گم شدیم توی روزمرگی ها، بابا ای ول، دم همه شماها گرم

دم من دانشجو گرم

دم شمای شاغل گرم

دم توی استاد گرم

دم شما خونه دارا گرم

دم مامانا گرم

دم باباها گرم

.......................................

خدایا ما اینجا میشینیم، تو و امامت بی زحمت برید بجنگین




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:جمعه 21 آبان 1389-08:27 ب.ظ

ax1




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل نوشته 
نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 19 آبان 1389-11:23 ب.ظ

به شمای دانشجو هیچ ربطی ندارد!!!

به شما دانشجویان عزیز هیچ ربطی ندارد!!!

بگذریم که چه شد و چه نشد، چه می شود و چه نمی شود، اصولا به من دانشجو ربطی ندارد که بدانم بر سر سفره کسی نان هست یا مرغ بریان! به من دانشجو ربطی ندارد که خدا به کسی پارتی دم کلفتی می دهد و به دیگری نه حتی خویش دم نازکی! اصولا قصه سر این است که به من دانشجوی تحصیل کرده واقعا ربطی ندارد که بدانم چرا و به چه دلیل و به چه انگیزه ای دختر جوانی اسیر گرگ صفتان انسان نما می شود! تنها چیزی که به من ربط دارد این است که بنشینم،سر در گریبان خود فرو برم و نه علم، که مدرک بجویم و لیاقت خود را به دنیا، با مدرکی درخشان در دستم ثابت کنم!!، گویند خلایق هرچه لایق...

گاهی وقتها که دیگران از دین صحبت می کنند، من، منظور همان من دانشجو، واقعا نباید ذهن خود را درگیر این مسائل شخصی بکنم، رسالت اصلی من چیز دیگری است، دین بماند در پستوی خانه ها، آب و آفتاب بخورد تا ورزیده شود، شاید روزی در خلوت خانه به سراغش رفتم. ولی فعلا مدرکم مانده و تا در چنگال خود نگیرمش این بار سنگین را نمی توانم بر زمین بگذارم. اصولا دین را چه به من دانشجو، سیاست را چه به من دانشجو...

 


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فرهنگی  دل نوشته 



  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic