درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:جمعه 1 مهر 1390-11:36 ب.ظ

مسعود کشمیری کیست؟

هر سال همزمان با هشتم شهریور ماه، نام مسعود كشمیری به عنوان عنصری كه عامل انفجارنخست وزیری بوده و با نفاق خود تا اصلی ترین مراكز امنیتی كشور نفوذ نموده بود، مطرح می شود. نام او غالباً همراه است با بیان تزویرهایش كه دو خودكار در جیب داشته یكی برای بیت المال و یكی شخصی و...

مسعود کشمیری فرزند سعید، متولد 1329 از کرمانشاه، دارای مدرک لیسانس علوم اداری و مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران بود.

وی قبل از انقلاب توسط پسر دایی خود، ابوالفضل دلنواز -كه برادر همسرش نیز بود و در درگیری مسلحانه معدوم شد-، جذب سازمان مجاهدین شد. ابتدا در بحث های خانوادگی از آنها حمایت می کرد، لیکن به مرور زمان چهره ای حزب اللهی و حامی جمهوری اسلامی به خود گرفت و كمی پیچیده تر عمل کرد.

وی پس از انقلاب نیز همچنان عضو سازمان منافقین بوده و اسامی مستعاری همچون "حنیف" و "مجیب" داشته است. منزل او در مهرشهر كرج و آریاشهر از بزرگترین انبارهای سلاح و مهمات سازمان بوده است و افراد سطح بالایی از سازمان در این منازل به تشكیل جلسه می پرداخته اند. همسر وی مینو دلنواز نیز از اعضای فعال منافقین بوده است و اکنون نیز به همراه وی متواری است.

کشمیری همزمان با فعالیت گسترده در سازمان منافقین به عضویت در كمیته مستقر در اداره دوم ارتش تحت سرپرستی محمد كاظم پیرورضوی در می آید.

وی مدتی نیز در ضد اطلاعات مركزی نیروی هوایی و مركز مستشاری امریکایی ها با عنوان نماینده نخست وزیر دولت موقت و زیر نظر كمیته اداره دوم ارتش مستقر بود. در این مدت، از جمله اقدامات وی می توان به مداخله و جلوگیری از به جریان افتادن و محاكمه عاملان كشتار 17 شهریور اشاره کرد كه با توجه به ریشه امریکایی جمعه خونین و تظاهر منافقین در آن تاریخ به اعمال ضد امریکایی، محل تأمل فراوان است.

وی در بدو تأسیس طرح و برنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز مدتی به عضویت آن در آمد. معرف وی عبدالمجید قبادیان معدوم از دیگر نفوذی های ارشد منافقین به سپاه آقای داود شمسی بوده است.

وی همچنین عضویت مؤثر در ستاد خنثی سازی كودتای نوژه به نمایندگی از كمیته اداره دوم ارتش داشته است كه از جمله خیانت های وی در این مقطع، فراری دادن رهبر عملیات كودتا سرهنگ احسان بنی عامری بوده است.

وی سپس دستور ضرورت نفوذ در نخست وزیری را دریافت می كند و برای آغاز این مسیر، ابتدا عضو دفتر نخست وزیری در سیتان و بلوچستان می شود. کشمیری مدتی كوتاه نیز در دفتر محسن سازگارا معاونت سیاسی اجتماعی بهزادنبوی وزیر وقت مشاور در امور اجرایی مشغول به كار شد و از آنجا به دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری به سرپرستی خسرو تهرانی رفت. وی از آنجا مدتی به فعالیت در دبیرخانه شورای امنیت پرداخت و سپس جانشین خسرو تهرانی در دبیرخانه شورای امنیت شد. عملكرد وی در این جایگاه آنچنان بود که بسیاری به غلط تصور كرده اند وی خود دبیر شورای امنیت بوده است.

از دوستان صمیمی او می توان به علی اكبر تهرانی، جلیل بیات (كه از اتهاماتش جسدسازی برای كشمیری و تلاش برای شهید جلوه دادنش بوده است)، اشاره کرد.

پس از انفجار دفتر نخست وزیری، در نتیجه بازرسی از منزل مسعود در شهرستان کرج، مقادیر زیادی سلاح و مهمات کشف شد، پدر مسعود کشمیری بازنشسته شرکت نفت بود که در سال 1377 به علت سرطان در انگلستان فوت و دفن شد. این بخشی از اطلاعاتی است که حجت الاسلام ری شهری در کتاب خاطرات خود از مسعود کشمیری نقل می کند.

مسعود كشمیری همچنان زنده است، برخی از اعضای منافقین معتقدند او نیز همچون بسیاری دیگر از اعضای ارشد منافقین بریده است و برخی دیگر او را به دلیل جرم آشكاری كه مرتكب شد،ه همچنان محتاج منافقین می دانند و معتقدند با مسعود و مریم رجوی در اردن به سر می برد. اما آنچه موجب افسوس است، این است كه او در پی آنكه پرونده انفجار نخست وزیری همچنان مسكوت مانده است، علی رغم اینكه تمام اسناد محكمه پسند بر علیه او دلالت دارند، گویا مورد تعقیب هیچ نهاد بین المللی همچون اینترپل نیست و این است كه بر مظلومیت رجایی و باهنر می افزاید...

منبع: رجا نیوز




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شخصیت شناسی  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 13 تیر 1390-12:19 ق.ظ

اقدامات سیاسی فرهنگی دولت رضا شاه (قسمت اول)

1.      استبداد و خشونت(1)

رضا شاه در ابتدا روحیه خشن و استدادی خود را بروز نمی داد و به همین دلیل به جز تعداد اندکی از سیاست مداران برجسته کسی به ماهیت واقعی وی پی نبرده بود. رضا شاه پس از کسب قدرت مدتی با رجال قدیمی و ملی همکاری کرد و حتی حسن مستوفی مشروطه خواه را به نخست وزیری انتخاب نمود. اما بعد از کمتر از دو سال با آوردن مخبرالسلطنه که شخصیت ضعیفی داشت عزم خود را برای تقویت بنیه استبدادی رژیم جزم کرد.

تقویت بیش از اندازه ارتش، کنترل مجلس و از بین بردن نهادها و شخصیتهای مستقل از جمله مهم ترین اقدامات استبدادی رضاخان بود.

از اولین سیاستهایی که رضا شاه از ابتدای حضور در عرصه سیاسی ایران در پیش گرفت تقویت ارتش بود. در تمام سالهای حکومت وی حدود یک سوم بودجه دولت برای این منظور هزینه میشد. ایجاد ارتش نوین و تقویت آن به خصوص در اوایل امر ضروری می‌نمود و به توسعه نظم و امنیت و گسترش اقتدار دولت مرکزی کمک کرد اما در سالهای بعد نیز رضاخان همچنان بر طبل نظامی‌گری می‌کوفت و با صرف هزینه‌های کلان ارتش را به عنوان ابزار قدرتمندی علیه مخالفان به کار می‌گرفت. بنابراین هدف از تقویت ارتش، تثبیت اقتدار دولت مرکزی، سرکوب مخالفاتهای داخلی به خصوص ایلات و عشایر و هممچنین نظارت بر انتخابات و کمک به اجرای سیاستهای مطلوب شخص رضاشاه بود.

از سوی دیگر رضاشاه با تقلب در انتخابات عملا مجلس را به نهادی تشریفاتی تبدیل کرد. نهادی که تنها به درد امضای اوامر ملوکانه می‌خورد. در هر انتخابات رضاخان فهرستی نمایندگان مورد نظر خود را تهیه می‌کرد و درنهایت همین افراد انتخاب می‌شدند. طبیعی است که این نمایندگان هیچ گاه جرات مخالفت با شاه را نداشتند. تقلب در انتخابات بی محابا صورت می‌گرفت به گونه‌ای که در انتخابات مجلس هفتم آیت الله مدرس نماینده مشهور و محبوب مردم تهران حتی یک رای هم نیاورد و فریاد او که «آن رای که من به خودم داده‌ام، کجا رفته است» آبروی انتخابات را برد.[1]



[1] علی مدرسی، روزگاران ص 318




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شخصیت شناسی  سیاسی 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic