درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 4 مهر 1390-11:53 ب.ظ

محمد شریف ملک زاده کیست؟یکی از اعضای جریان انحرافی

محمد شریف ملک زاده نامی است که اولین بار در جریان تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد مطرح شد. تحقیق کنندگان ادعا می کردند که ملک زاده با همکاری بعضی افراد تاثیر گذار در قوه قضاییه، از جمله قاضی سعید مرتضوی، مسیر پرونده را با مشکلاتی مواجه کرده بود.

او در دانشگاه آزاد مشاور جاسبی و رییس مرکز اطلاع رسانی دانشگاه آزاد و مدیر خبرگزاری ایسکانیوز بوده و البته دکترایش را از همین دانشگاه گرفته است. درست در زمانی که مجلس هفتم مشغول بررسی پرونده متخلفان پرونده فروش سوالات دانشگاه آزاد بود، انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری برگزار شد. ملک زاده به عنوان مدیر ایسکانیوز در آن زمان، توپخانه رسانه خود را برای تخریب جریان اصولگرایی به شدت فعال کرده بود و مانند تمامی مدیران دانشگاه آژاد برای به ریاست جمهوری رسیدن هاشمی رفسنجانی تلاش میکرد.

بعد از پیروزی قاطع دکتر احمدی نژاد بر آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور تیزترین انتهادها را متوجه فساد در مدیریت دانشگاه آزاد کرد. در همین حال، ملک زاده که تا روز قبل در حال قلع و قمع منتقدان دانشگاه آزاد بود، با آشنایی با آقای خاص!! به دولت منتقل می شود!

ملک زاده، همان رفیق مرتضوی، یار دیرین جاسپی و معاون مشایی در سازمان گردشگری با انتقال اسفندیار رحیم مشایی به دفتر رئیس جمهور موقعیت قوی تری پیدا می کند. مشایی در مقام جانشین رئیس جمهور در شورای عالی ایرانیان، برای معاون سابق خود حکم دبیری این شورا را امضا می کند.

در همین حال است که عضویتهای متعدد او در هیات مدیره های شرکتهای خصوصی آغاز می شود و البته او هیچ گاه ارتباط خود را با دانشگاه آزاد قطع نکرد و با حکم جاسبی عضو علی البدل «هیات تجدید نظر رسیدگی به تخلفات انتظامی اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد» شد.

سپس او قصد کرد تا به عنوان نماینده مجلس وارد این عرصه هم بشود که با رد صلاحیت از سوی شورای نگهبان مواجه شد.وی همچنین عضویت و ریاست هیات مدیره شرکت نفت ایرانول را نیز تجربه کرد.

ماجرای ملک زاده همچنان ادامه دارد، منتظر پست بعدی باشید.

 منبع: هفته نامه پنجره، شماره 96




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شخصیت شناسی  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 19 خرداد 1390-11:18 ب.ظ

پدیده ای به نام خود "عمار" پنداری

علی رجبی در سایت «الف» نوشت:

1ـ در جبهه جنگ، نیاز نیست همه در خط مقدم حضور داشته باشند و آرپیجی دست بگیرند. بعضی ها هم باید سلاح سبک دست بگیرند. بعضی ها هم، تدارکات و بعضی ها هم حتی در پشت جبهه، باید بخش پشتیبانی را بر عهده داشته باشند.
 
بدیهی است، اگر همه مصّر باشند در خط مقدم بروند و آرپیجی بزنند، علاوه بر آنکه سایر مکان های حساس خالی می ماند، در میان خود آرپیجی زن ها هم اختلاف پیش می آید، چون بالاخره هر کسی می خواهد در زدن تانک های دشمن مشارکت کند و  مطمئنا تعداد آرپیجی زن ها از تانک های دشمن بیشتر است!
 
 2ـ وقتی ولی فقیه جامعه در مواجه با فتنه ای همچون فتنه سبز که در آن حق و باطل آمیخته شده اند، چاره را بصیرت افزایی معرفی می کند، همه باید لبیک بگوییم. اما این بدان معنا نیست که هر کسی ندای «این عمار» رهبری را شنید باید برود در خط مقدم آرپیچی به دست بگیرد و بقیه صحنه های عرصه جنگ را خالی بگذارند!جمع شدن همه نیروهای ولایی در پُست آرپیجی زن (!) و خالی ماندن عرصه های دیگر، مساوی است با باخت در جنگ نرم دشمن...
 
 3 ـ فرض کنید شما و خانواده تان به همراه خانواده برادرتان به همراه دو اتومبیل پراید به رانندگی شما و بردارتان، می خواهید در طول شب از شمال کشور به مقصد تهران سفر کنید. فرض این است که برای شما بسیار حیاتی است که فردا صبح، رأس ساعت 8 در سر کار خود حاضر شوید.
 
اگر نور اتومبیل شما به یکباره در میان جاده قطع شود و شما هم نتوانید آن را درست کنید، می توانید از برادرتان کمک بگیرید و با او قرار بگذارید که او کمی آرام تر برود و هوای شما را داشته باشد تا شما با احتیاط کامل و با فاصله کمی پشت سر او حرکت کرده تا به پرتگاه های میان مسیر سقوط نکنید. اما فرض کنیم، به جای قطع نور ماشین، سیستم ترمز اتومبیل دچار اختلال شود. مطمئنا دیگر نمی توانید با کمک گرفتن از بردارتان که اتومبیلی سالم دارد، حرکت کنید؛ چرا که افتادن به پرتگاه، سزای کسانی است که سرعت خود را نمی توانند کنترل کنند. در موقع فتنه هم فضا همین گونه است. کسی که بصیرت کافی نداشته باشد، می تواند با نگاه به رهبری، مراجع و روحانیت به مقصد برسد، اما آنکه خود را عمار ببیند و بخواهد سرخود هر کار دلش بخواهد بکند، می شود امثال آن کسی که به آن دخترک فتنه گر فحش ناموسی داد و  یا امثال نیروهای خودسری که به کوی دانشگاه حمله کردند.
 
4ـ عمار فرد با بصیرتی است که فتنه را در اوج غبارآلوده شدن فضا ببیند؛ نه آنکه وقتی غبار صحنه فرو نشست و حق و باطل به طور واضح مشخص شد، بخواهد وارد صحنه شود، چرا که ضرب المثلی معروف می گوید: «معما چو حل گردد آسان شود».

گرچه بصیرت افزایی، کاری نیکو و پسندیده است، اما کسانی که در اوج فتنه، همه چیز را منکر می شوند و بدون واهمه هر گونه مشکلی را رد می کنند، نباید در میانه راه که همه چیز هویدا شد، خود را عمار بخوانند.

5 ـ خود عمارپنداری، امروز یکی از مشکلاتی است که نیروهای حزب الهی را دچار خود کرده است. اگر چه رهبری فرموده اند که هر کس باید حرفش را بزند و تلاش کند حرفش درست باشد، اما بعضی ها اصرار دارند این گزاره دوم حرف رهبری که «درست بودن حرف» است را نادیده بگیرند.

قیاس مع الفارق است؛ اما بعضی ها در فتنه دوم به مرض خواص بی بصیرت فتنه اول، مبتلا شده اند؛ یعنی به جای آنکه ولایت ناپذیری و قانون شکنی موسوی و کروبی را ببینید، به دنبال سوء رفتار احمدی نژاد در مناظرات هستند. امروز کسانی در جبهه نیروهای انقلاب هستند که خواسته یا ناخواسته، عدم تمکین رئیس جمهور به دستورات صریح رهبری را نمی بینند، اما انتقادات بعضا تیز بعضی رسانه ها را بزرگ می کنند و با برچسب زدن به دیگر سرمایه های اصولگرایی سعی در حذف آنها از میدان دارند.

6 ـ طنز قضیه آن است که همان گونه که در فتنه سبز، بعضی از افراد، قانون شکنی بزرگ سران فتنه را نمی دیدند و به ناحق به آنها حق می دادند که اینگونه در برابر متانت نظام اسلامی، پرخاشگرانه رفتار کنند؛ امروز هم عده ای به احمدی نژاد حق می دهند که با تمام قوا از لیدر گروه انحرافی حمایت کند و در تحلیل این رفتار رئیس جمهور محترم، انتقادهای بعضی اصولگرایان از دولت را دلیل این لجبازی رئیس دولت می دانند! و از آن خنده دارتر کسانی هستند که تا دیروز، سعی داشتند همه اقدامات دولت را توجیه کنند ولی امروز که آش دستپخت دولت شوری اش عیان است، به دنبال فرافکنی اند.

منبع: پایگاه خبری صراط نیوز




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : وبگردی  سیاسی 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات