درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 16 مرداد 1390-12:15 ق.ظ

آیا از دیدگاه اسلام، دین از سیاست جداست؟

روشن ترین گواه بر رد این موضوع، روش پیامبر گرامی در دوران پر فراز و نشیب رسالت است. ایشون از آغاز دعوت خودشون در صدد پدید آوردن یک حکومت نیرومند بر پایه ایمان به خدا بودند که توانایی پی ریزی طرح ها و برنامه های اسلام را داشته باشد.

مثلا اون وقتی که پیامبر خدا ماموریت یافتند که دعوت خود را آشکار کنند با روشهای گوناگون به تشکیل هسته های مبارزه و هدایت و گردآوری نیروهای مسلمان پرداختند و در این راستا با گروههایی که از دور و نزدیک به زیارت کعبه می آمدند، ملاقات می کردند و آنان را به سوی اسلام دعوت می نمودند. در این میان با دو گروه از مردم مدینه در محل «عقبه» به گفتگو نشستند و آنان پیمان بستند تا آن حضرت را به شهر خود دعوت کنند و از او حمایت نمایند[1] به این ترتیب نخستین گامهای رسول خدا در جهت تاسیس دولت اسلامی برداشته شد.

حضرت رسول بعد از هجرت به مدینه، اقدام به تشکیل یک سپاه نیرومند و با صلابت کردند، ارتشی که در دوران رسالت ایشون در هشتاد و دو نبرد گوناگون شرکت کرده و با پیروزی های خود موانع تشکیل حکومت اسلامی را از سر راه برداشت.

ایشون پس از استقرار حکومت اسلامی در مدینه به منظور پیشبرد اهداف اسلام و انسجام هر چه بیشتر پایه های حکومت اسلامی، برای بسیاری از قبایل و شهرها فرمانروا تعیین کردند

با در نظر گرفتن این رفتارها و اقدامات پیامبر اکرم (ص) شکی نیست که آن بزرگوار از اول بعثت در صدد تشکیل یک حکومت نیرومند بودند که در پرتو آن احکام اسلامی در تمام زوایای زندگی بشری تحقق یابد.

رفتار و گفتار و اعمال پیامبر اکرم(ص) برای ما یک مبنای راه و یک الگوی به تمام معناست.

علاوه بر اینها یک گوشه ای از سخنان امام رضا(ع) برای من جالب بود که دلیل عقلی آورده بودند بر این موضوع:

«ما هیچ گروه و امتی را نمیابیم که بدون فرمانروا و رئیس، بتواند به زندگی و بقای خود ادامه  دهد؛ فرمانروایی که در شئون دین و دنیا به او نیاز است. پس، از حکمت خداوند حکیم به دور است که مردم را از آنچه بدو نیاز دارند و بدون آن نمی توانند روی پای خود بایستند، فروگذار نماید. پس مردم، همراه با فرمانرا با دشمنان خود می جنگند و به حکم او، غنیمتها و دست آوردهای در جنگ را تقسبم می کنند و به فرمان او، نمازهای جمعه و جماعت را برپا می دارند.»[2]

به نظر من از سخنان امام میشه کاملا درک کرد، که اسلام باید در جامعه دیده بشه، همین به جنگ رفتن، نمازهای جمعه و جماعت که اصلش سیاسیه، همشون نشون دهنده اینه که اسلام دین فردی نیست، اسلام یک دین اجتماعیه و من واقعا درک نمی کنم یک عده چرا و به چه دلیلی ادعا می کنند که در دین اسلام دین از سیاست جداست!!!

اگر دلیلی برای این حرف دارید خوشحال میشم بشنوم



[1] سیره ابن هشام، ج1، ص431

[2] علل الشرائع باب 182 ح9، ص253




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 17 خرداد 1390-06:28 ق.ظ

تاریخ تشیع در ایران قسمت سوم

تدابیر امام رضا(ع) و تاثیر آن در گسترش تشیع در ایران

امام رضا(ع) یکی از عوامل گسترش تشیع و خنثی سازی توطئه خلفای زمان بودند. ایشان که به خوبی از اهداف پشت پرده مامون در تحمیل ولایت عهدی آگاه بودند تدابیر و اقداماتی در پیش گرفتند که با اجرای آنها هوش از سر مامون سیاستمدار ربوده شد. اقداماتی که موجب یک انقلاب فرهنگی و سیاسی عمیق و وسیع به نفع شیعیان گردید که پس از نهضت علمی امام صادق(ع) در تاریخ تشیع نظیر ندارد.

هنگامی که پیک مامون برای بردن آن حضرت وارد مدینه شد، امام سعی کرد با گفتار و کردارش فضای شهر را از کراهت و نارضایتی خود از این دعوت پر کند و این سفر را یک سفر اجباری و سفری که به مرگ وی منتهی میشود معرفی نماید. آنچنان که به دیدار قبر پیامبر رفتند و وداع جانسوزی نمودند.

علی رغم آنکه مامون از امام رضا (ع) خواسته بود که هر کس از افراد خانواده خود را که مایل است با خود همراه بیاورد، امام این کار را نکرد و تنها تن بدین سفر داد و در حقیقت به مامون فهماند که وی نه تنها به آینده این دعوت خوش بین نیست، بلکه این سفر را یک سفر خطرناک می داند.[1]

و...

اما آن فعالیتهای امام (ع) که به گسترش تشیع در ایران آن زمان کمک بسیاری نمودند از این قبیل بودند:

در عین این که مامون تمامی تلاش خود را برای قطع ارتباط عاطفی و معنوی امام با مردم و شیعیان در طول سفرشان به خراسان به کار برد، اما امام (ع) در هر فرصتی با پایگاههای مردمی تماس میگرفتند و با گفتار و کردار و کراماتشان حقانیت امامت و تشیع  را به اثبات رساندند.[2] مردمی که در راه سفر امام رضا(ع) قرار داشتند، بسیار تحت تاثیر قرار گرفتند، حدیث معروف سلسله الذهب را هم امام در سفرشان بیان نمودند.

امام رضا(ع) بعد از ورودشان به ایران و با پذیرش اجباری ولایت عهدی شرط نمودند که در کارهای سیاسی دخالتی نکنند اما در کنار آن بی کار ننشستند، تلاشها و فعالیتهای علمی و فرهنگی ایشان در قالب مناظره و مباحثه با پیروان ادیان و مذاهب و پرسش و پاسخ در زمینه مسائل کلامی و اعتقادی یکی از روشن ترین برگهای زندگی امام در تقویت حقانیت امامت و تشیع بود.

استفاده امام از موقعیت استثنایی که مامون برای ایشان فراهم کرده بود توانست حصار تقیه را بشکند و مساله  امامت پیشوایان معصوم(ع)  را در سطح گسترده ای ، حتی در میان ملل غیر مسلمان مطرح سازد، با این کار علاوه بر افشا شدن حقایقی که 150 سال مخفی مانده بودند، سبب شد مدح و ستایش فضایل اهل بیت به طور گسترده ای رواج یابد و در نتیجه افکار عموم به سمت الگوهای ناب شیعه سوق داده شود.

حضور نزدیک به دو سال امام رضا(ع) در خراسان و بعدها مقبره آن حضرت در ایران موجب استحکام و گسترش تشیع در ایران گردید.



[1] تاریخ اسلام در عصر امامت امام رضا(ع) و امام جواد(ع) ص 94_95

[2] تاریخ تشیع در ایران ص221_222




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic