درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 25 مرداد 1391-12:59 ق.ظ

پیروی از احادیث یک اشتباه بچه گانه!!!!

سوال

شیعه می گوید :از نظر قران فقط در مقابل خدا و پیامبر و اهل بیتش باید تسلیم باشیم!

غیرشیعه :تسلیم در مقابل چه کسانی و با استفاده از چه منابعی !

خدا = کتاب محفوظ و واحدی به نام قرآن

پیامبر و اهل بیت = یک کتابخانه حدیث و روایت

آیا به نظر شما همان گونه که اطاعت از قران به معنای اطاعت از خداست اطاعت از دهها کتب حدیث و روایت هم به معنای اطاعت از رسول و اهل بیت است ؟! آیا شما باور می کنید که خداوند اینگونه دین خود را بازیچه دست اهواء مجلسی و بخاری و امثالهم نماید ؟ برای درک موضوع شما را دعوت می کنم که یک آزمایش کوچک خانگی انجام دهید !

به یکی از نزدیکترین اعضاء خانواده خود مطلبی چند خطی را شفاها بگوئید و از او بخواهید دقیقا همان مطلب را به فرد دومی انتقال دهد و بعد بدون آنکه شخص اول متوجه شود از نفر دوم بخواهید که صدای فرد اول را مخفیانه و در هنگام انتقال سخنان شما ضبط کند . صدای ضبط شده را گوش دهید و آن را با آن چیزی که شما از فرد اول خواسته اید مقایسه کنید .

پاسخ آزمون احتمالا به درک این مطلب به شما کمک می کند که امکان ندارد سخنان پیامبر بدون آنکه دخل و تصرفی در آن صورت گیرد بعد از صدهها سال به دست ما رسیده باشد ! محال است که خداوند ما را امر کند که در مقابل همچین سخنانی که به راحتی قابل تحریف و ازدیاد هستند تسلیم باشیم ! غیر ممکن است که فرد اول سخنان شفاهی شما را ( البته به شرطی که یک خطی نباشد ) همانگونه که شنیده است به نفر دوم انتقال دهد ! و در انتها فرض محال آنکه قول رسول الله بعد از 14 قرن می تواند صحیح و سالم به دست ما برسد مانند آن است که بخواهیم شتر مرغی را از سوراخ سوزن عبور دهیم ! به نظر شما آیا می شود ؟؟؟؟؟؟

جواب

با عرض سلام

اولا اشکالی که بیان شده، اشکال به شیعه نیست. بلکه به تمام مسلمانان است. شیعه و سنی به سنت ملتزم هستند و تفاوت بین آنها در این جاست که اهل سنت، صرفا سنت پیامبر (ص) را دستور لازم می دانند و شیعه، سنت را اعم از سنت پیامبر (ص) و ائمه دوازده گانه می داند که باید بدان تمسک کرد.

ثانیا لازم بودن عمل به سنت مطلبی است که در قرآن به وضوح بیان شده است. و اینکه کسانی سعی می کنند نظر خدا را بر خلاف آنچه صریحا بیان کرده، بیان کنند، تحریف ناشیانه ای است که ظاهرا فقط به درد فریب خود تحریف کننده می خورد:

«مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ[نساء/80] كسى كه از پیامبر اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده.»

ثالثا اشکالی که بیان شده و سعی شده با بیان یک آزمایش، برای آن دلیل تراشیده شود، منحصر به سنت نیست. بلکه دامن خود قرآن را فرا می گیرد، چرا که قرآن نیز شفاها برای دیگران بیان شده و به دست ما رسیده است. بنابراین اگر بیان کننده اشکال، واقعا به صحیح بودن اشکال خود باور دارد، باید عمل به قرآن را هم بدون وجاهت بشمارد.

رابعا احادیثی که به دست ما رسیده اند، بدون اعتبار نیستند، چون:

1-بعضی از آنها از اول کتبی بوده است. مثل نامه هایی که پیامبر (ص) یا امیر المومنین (ع) نوشته اند.

2- بعضی از احادیث در همان زمانی که بیان می شده اند، توسط نویسندگان ثبت و ضبط می شده اند. مثلا یکی از احادیث امام رضا (ع) به گونه ای بیان شد، که در همان زمان بیان، بیست هزار نفر آن را می نوشتند! (حدیث سلسله الذهب) اگر چه نوشتن بیست هزار نفر، مساله شایعی نیست، اما همین اتفاق نشان می دهد که ثبت و نوشتن حدیث در زمان بیان آن، یک فعل ارزشمند بوده و افراد سعی می کرده اند که در انجام این فعل مشارکت کنند.

3- یکی از شرط های اعتماد به راویان، قوت حفظ آنهاست و این مساله بین راویان و استفاده کنندگان از حدیث وجود داشته و دارد که سعی شود، عین عبارات معصوم بدون هیچ گونه تغییری منتقل شود.

4- به فرض که امکان نداشته باشد، مطلب بیان شده توسط گوینده، بدون هیچ گونه تغییری توسط شنونده بیان شود. اما شنونده به راحتی می تواند محتوا و مضمون اصلی آنچه شنیده است را بازگو کند. مگر اینکه شنونده قصد دروغگویی داشته باشد.

5- سختی های حفظ کردن بیان شفاهی، در 14 قرن استمرار نداشته است. چون با فاصله کوتاهی از آن بیانات شفاهی، همه آنها ثبت و ضبط شده اند و با نگارش محفوظ مانده اند.

در پایان باید گفت که امکان دارد، احادیث دچار تغییر و تحریف شده باشد، اما امکان ندارد که همه آنها دچار این بلا شده باشند. و اگر کسی بخواهد این گونه در گزاره های تاریخی شک و شبهه کند، نمی تواند به هیچ امری در گذشته معتقد باشد. که قطعا چنین رویه ای معقول نیست.

پس مهم این است که با مهارت بین احادیث واقعی و غیر واقعی تفکیک کنیم و این کار خود یک رشته علمی است که علمای اسلام، همیشه بدان پرداخته اند.

منبع: سایت cloob




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 2 خرداد 1390-12:10 ق.ظ

تاریخ تشیع در ایران قسمت اول

نقش قوم اشعری و شهر قم در شیعه شدن مردم ایران

مهمترین خاندان عرب مقیم قم، طایفه اشعریون بودند که شمارشان را تا شش هزار نفر نوشته اند[1]. آنان از قبایل نامدار، نقش آفرین و پرنفوذ در نواحی مختلف یمن به شمار میآمدند و در میان قبایل عرب به نیک خویی، شرافت و جوانمردی شهره بودند.

اشعریون  از معدود قبایلی بودند که با میل و رغبت به اسلام گرویدند و از سرزمین خود برای پشتیبانی از رسول خدا(ص) به مدینه هجرت کردند و اسلام آنها به شایستگی از جانب رسول خدا پذیرفته شد. اشعریان در مدینه نقش بارزی در گسترش اسلام ایفا کردند.آنها در دوره فتوحات اسلامی از ارکان سپاه اسلام به شمار می آمدند. از مفاخر ایشان در این دوره، مالک بن عامر اشعری است که به هنگام فتح مدائن، سوار بر اسب به فرات زد. این اقدام جسورانه وی، به سپاه اسلام جرات بخشید تا به دنبال وی از فرات بگذرند. همچنین وی یکی از یاران استوارگام امام علی(ع) در جنگ صفین بود. سائب فرزند وی نیز از بزرگان کوفه و دلاورمردان عرب بود که به یاری مختار شتافت و از فرماندهان ارشد سپاه وی به شمار می رفت و در سال 67 هجری در کنار مختار و در جنگ با لشکر مصعب بن زبیر کشته شد.

فرزند سائب، محمد نیز فردی دلاور و جنگجو بود که توسط حجاج دستگیر شد و به قتل رسید، کشته شدن محمد بن سائب به دست حجاج را علت اصلی کوچ اشعریون از کوفه دانسته اند.

اشعریون در راه کوچ پس از تلفاتی که بر اثر شیوع وبا متحمل شدند، به سوی مرکز ایران حرکت کردند و به سال 94 ق،، به قریه ابرشتجان از نواحی قم رسیدند و تصمیم به اقامت موقت در این ناحیه گرفتند. طی این مدت روابط صمیمانه ای بین ایشان و اشراف محلی منطقه برقرار گردید. با دفع حمله دیلمیان به ناحیه قم به دست اشعریون، بومیان قم خواستار اقامت آنها در قم شدند که با موافقت آنها روبه رو شدند و پیمان نامه ای متضمن صلح و دوستی و دفاع از یکدیگر بین ایشان منعقد گردید.

آنها در توسعه و آبادانی شهر، تلاش وافری داشتند، به طوری که قم را که از روستاهای پراکنده تشکیل شده بود به شهری اسلامی و شیعی تبدیل کردند.

در زمان خلفای عباسی، امامان شیعه تحت نظارت شدید خلفا یودند و  حتی برای ابراز دیدگاههای فقهی خود نیز دچار تنگنا و مشکلات شدیدی بودند. در چنین فضای بسته ای اشعریان تنها با ایجاد حوزه های درسی و علمی، توانستند فقه اهل بیت (ع) را آشکارا تبلیغ و ترویج کنند. آنها نخستین شیعیانی بودند آشکارا خمس اموال خود را به ائمه (ع) دادند و اموال منقول و غیر منقول فراوانی وقف ایشان کردند. حمایت و پشتیبانی اشعریان از اهل بیت (ع) نقش مهمی در حفظ و گسترش مکتب تشیع داشته است.

از دیگر کارهای مهم آنها استقبال شایسته از فرزندان و نوادگان ائمه اطهار(ع) در قم بود، وجود نزدیک به چهارصد نفر از امامزادگان در قم به خوبی بیانگر این مطلب است. این بزرگان که از شهرهای مدینه ، کوفه و بغداد می آمدند، حامل احادیث ائمه (ع) بودند و بر غنای علمی قم می افزودند تا آنجا که نام شهر قم مترادف با تشیع شد و کوفه این نام را در قرن دوم و سوم از دست داد.[2]

واضح است که با تبدیل شدن قم به مرکز تشیع، معرفت شیعی به شهرهای اطراف قم و کم کم به کل ایران انتقال یافت.

بنابراین یکی از علل شیعه شدن مردم ایران را می توان قوم اشعری دانست.



[1] تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا قرن دهم هجری، ج1، ص 181

[2] تاریخ تشیع، ج1، ص 171




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 9 اسفند 1389-10:18 ب.ظ

سروش دامادش را عزیزتر از اهل‌بیت پیامبر می‌داند!

 

یزید پسر معاویه را همه می‌شناسند. او سه سال سلطنت کرد. او یک شرابخوار، میمون باز، قمار باز و زنباره بود. کارنامه سه ساله حکومت وی ننگین‌ترین دوران تاریخ اسلام است. او سال اول حکومتش امام حسین(ع) از نواده پیامبر(ص) را به همراه 72 تن از اصحاب وفادارش را به فجیع‌ترین شکل ممکن در کربلا به شهادت رساند.

در سال دوم حکومت به مدینه، مدفن پیامبر اسلام حمله کرد و ضمن غارت مدینه و قتل عام هزاران نفر، تجاوز به 12 هزار دختر از اهالی مدینه را بر لشکریانش مباح دانست. او سال سوم به مکه حمله کرد و با منجنیق خانه خدا را به آتش کشید و ویران کرد و در همین سال بود که مرگ گریبانش را گرفت و به درک واصل شد.به همین دلیل یزید مورد لعن و نفرین مسلمانان و علمای اسلام است و شیعیان در زیارت عاشورا او و یارانش را از باب تبری لعن و نفرین می‌کنند و تولی خود را به ائمه معصومین بویژه امام حسین(ع) از باب یک عمل عبادی و سیاسی اعلام می‌کنند.

سه‌شنبه شب هفته گذشته رادیو بی‌بی‌سی به قرائت یک بیانیه از مفتیان جریان روشنفکری یعنی دکتر عبدالکریم سروش پرداخت. وی در این بیانیه تصریح کرده است:

«بار خدایا از غزالی آموخته‌ام که هیچ کس را لعنت نکنم حتی یزید را! اما فروتنانه از تو رخصت می‌طلبم که به جمهوری... اسلامی ایران لعن و نفرین بفرستم»!!بی‌بی‌سی بعد از قرائت این بیانیه مصاحبه تلفنی با وی را که اکنون در ایالت مریلند آمریکا زندگی می‌کند، پخش کرد. او علت صدور این بیانیه را شکنجه دامادش ذکر کرد که اکنون سالم و سرحال در خارج از زندان است و توانسته با پدر زن خود یعنی عبدالکریم سروش در مریلند آمریکا ارتباط برقرار کند.

سروش در داوری نسبت به آنچه در مورد دامادش رخ داده است اصلا نیازی نمی‌بیند در دادگاه صحرایی که برای کل ملت ایران تشکیل داده و حکم به لعن و نفرین داده، حرف متشاکی را بشنود. او قطع و یقین می‌داند که چنین حادثه‌ای رخ داده است. او حتی حدس نمی‌زند که دامادش که اکنون به راحتی با او ارتباط برقرار کرده شاید قدری غلو کرده باشد.اما او در قضاوت خود تردید ندارد. فرض می‌کنیم ادعاهای دامادش صحت داشته باشد و بازجوی او مرتکب خلاف شده باشد. آیا چنین حکمی از سوی یک مفتی روشنفکری معقول است؟

دامادش مدعی است او را یک‌ شب در سردخانه با مردگان گذاشته و به او گفته‌اند همسرش هرزه و هرجایی است و نیز به او گفته‌اند باید در تلویزیون بگوید سروش مخالف دین است. این کل ادعای دامادش است که اکنون سالم و سرحال در بیرون زندان زندگی می‌کند. آیا این خلاف‌ها بالاتر از جنایات یزید است که دستش به خون پاک اهل بیت پیامبر اکرم و قتل عام مکه و مدینه آلوده شده است؟ در این داوری می‌بینیم آقای سروش برای دامادش نه تنها عصمت قائل است بلکه جان او را عزیزتر از جان اهل بیت پیامبر و مردم مکه و مدینه که در سال دوم و سوم خلافت یزید مظلومانه مورد قتل عام قرار گرفتند می‌داند. من نمی‌دانم آمریکایی‌ها چه نانی به سروش می‌دهند که او را به صدور چنین حکمی کشانده است.
در حالی که به اعتراف آقای سروش دامادش اصلا به خدا اعتقاد ندارد!!سروش در بیانیه خود تصریح کرده است که؛ وقتی به دامادم گفتم خدا از آنان نگذرد، دامادم گفت: «اسم خدا را نبر خدا نیست، خدانیست، خدانیست»!کسی که از کمترین درجه عقلانیت و بهره هوشی برخوردار باشد می‌داند برای اثبات میزان دینداری آقای سروش نیازی به شکنجه دامادش نیست.

آثار سروش و مفاد همین بیانیه این میزان را نشان می‌دهد. بر فرض اگر دامادش چنین مطالبی را که ادعا کرده می‌گفت یک ریال هم ارزش انتشار نداشت.آنچه نگارنده را وادار کرد چنین یادداشتی را بنویسم این بود که هشدار دهم انقلاب گرفتار چه جماعتی است. رونمایی از جماعتی که پرچم روشنفکری را بردوش دارند و مدرنیته را نمایندگی می‌کنند برای ملت ما خیلی مهم است. اکنون که مردم به آنها پشت کرده‌اند کارشان به لعن و نفرین و صدور فرمان خشونت علیه ملت رسیده است. کینه آنها از اسلام و انقلاب اسلامی یک کینه شتری است.

عده‌ای از روی دلسوزی و شفقت می‌گویند باید یک فضای آرام و باز را برای نقد گشود که هر کس حرفی دارد بزند. این جماعت از این مهم غافل هستند که فضا را جریان روشنفکری وابسته به غرب، بسته است والا فضای نقد در جمهوری اسلامی همیشه باز بوده است. این جریان قلابی به اسم جریان روشنفکری اکنون به هواداران خود جنگ چریکی شهری و نحوه به آتش کشیدن و غارت مغازه‌ها و اموال عمومی را آموزش می‌دهد بعد هم با پر رویی یزید مدل سال 60 هجری را تبرئه می‌کند تا بتواند در سایه اقتدار یزید زمان یعنی آمریکا، مرتکب همان جنایاتی شود که سال 61 هجری در کربلا شد. این جماعت حرفی جز لعن و نفرین ندارند.

وقتی طرف در بحث و نقادی کم می‌آورد، دُز رقابت را آن قدر بالا می‌برد که یک فضای آشتی ناپذیر ایجاد کند. در این فضا نقد و نقادی می‌میرد و جای خود را به فحاشی و هتاکی و لعن و نفرین می‌دهد. بیانیه‌های سروش، کروبی، موسوی و... یک ادبیات دارد که توسط سرویس‌های امنیتی آمریکا و انگلیس برای ایجاد یک سامانه دیکتاتوری در ایران دیکته می‌شود. مردم و روشنفکران واقعی و بویژه روحانیت و مراجع زیر بار این دیکتاتوری نمی‌روند.

ما در مواجهه با جریان روشنفکری وابسته، با جماعتی روبه‌رو هستیم که تخم کفر و نفاق و الحاد در بستر فکری جامعه می‌کارند که محصولی جز خشونت و خونریزی ندارد.این جماعت بیش از 25 ماه است با ریختن توی خیابان‌ها، آشوب و کشتن بی‌گناهان را در دستور کار دارند و کمر به قتل جمهوری اسلامی بسته‌اند.ما در حوزه نقد سیاست، فرهنگ، حقوق، فلسفه و... با این جماعت که وارد می‌شویم، جز فحاشی و لعن و نفرین و دعوت به محاربه با نظام و مردم، صدایی دیگر از آنان نمی‌شنویم./

 منبع خبر: ادیان نیوز

واقعا یک سری از ملت پیرو چه کسانی اند، والا نامسلمونا هم شیفته امام حسین(ع) اند، چه برسه به مسلموناش، البته اون کسی که دینش، اسلام آمریکاییه ازش همچین جملاتی بعید نیست.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic