درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 27 مرداد 1390-05:26 ب.ظ

من خواهر تو نیستم!!!

موتورم توقیف شده بود و اعصابم خورد. آخه چند روزی بود که دنبال آزاد کردن موتورم بودم.

خسته رفتم کنار خیابون دیدم خانومی با لباس نگفتنی کنار تلفن کارتی ایستاده. راستش حجالت کشیدم جلوتر برم. کنارش هم عده ای پسر جوون ایستاده و نگاهش می کردند.با خودم گفتم چه رویی داره! سر ظهر با این لباس کنار خیابون از نگاه اینا هم خجالت نمی کشه!!!

پسرا وقتی منو دیدن رفتن، به خودم جرات دادم و رفتن نزدیک تر گفتم: خواهر... برگشت نگاهی به سر و رویم کرد و گفت: من خواهر تو نیستم. گفتم خوب چی صدات کنم!

روشو برگردوند و گفت: برید وضع خودتونو درست کنید. اقتصاد مملکت رو درست کنید. نمی دونم حرفاش چه ربطی داشت. آخه حجاب چه ربطی به اقتصاد و سیاست داره؟ حجاب رو خدا گفته نه سیاست مداراو ...

 خلاصه از خیرش گذشتم. اصلا من نمی خواستم بگم خواهر حجابتو درست کن، می خواستم بگم کارت تلفنت رو به من بده یه زنگ ضروری دارم، بزنم که کلی نق
شنیدم!!!!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو