درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 9 اسفند 1389-10:18 ب.ظ

سروش دامادش را عزیزتر از اهل‌بیت پیامبر می‌داند!

 

یزید پسر معاویه را همه می‌شناسند. او سه سال سلطنت کرد. او یک شرابخوار، میمون باز، قمار باز و زنباره بود. کارنامه سه ساله حکومت وی ننگین‌ترین دوران تاریخ اسلام است. او سال اول حکومتش امام حسین(ع) از نواده پیامبر(ص) را به همراه 72 تن از اصحاب وفادارش را به فجیع‌ترین شکل ممکن در کربلا به شهادت رساند.

در سال دوم حکومت به مدینه، مدفن پیامبر اسلام حمله کرد و ضمن غارت مدینه و قتل عام هزاران نفر، تجاوز به 12 هزار دختر از اهالی مدینه را بر لشکریانش مباح دانست. او سال سوم به مکه حمله کرد و با منجنیق خانه خدا را به آتش کشید و ویران کرد و در همین سال بود که مرگ گریبانش را گرفت و به درک واصل شد.به همین دلیل یزید مورد لعن و نفرین مسلمانان و علمای اسلام است و شیعیان در زیارت عاشورا او و یارانش را از باب تبری لعن و نفرین می‌کنند و تولی خود را به ائمه معصومین بویژه امام حسین(ع) از باب یک عمل عبادی و سیاسی اعلام می‌کنند.

سه‌شنبه شب هفته گذشته رادیو بی‌بی‌سی به قرائت یک بیانیه از مفتیان جریان روشنفکری یعنی دکتر عبدالکریم سروش پرداخت. وی در این بیانیه تصریح کرده است:

«بار خدایا از غزالی آموخته‌ام که هیچ کس را لعنت نکنم حتی یزید را! اما فروتنانه از تو رخصت می‌طلبم که به جمهوری... اسلامی ایران لعن و نفرین بفرستم»!!بی‌بی‌سی بعد از قرائت این بیانیه مصاحبه تلفنی با وی را که اکنون در ایالت مریلند آمریکا زندگی می‌کند، پخش کرد. او علت صدور این بیانیه را شکنجه دامادش ذکر کرد که اکنون سالم و سرحال در خارج از زندان است و توانسته با پدر زن خود یعنی عبدالکریم سروش در مریلند آمریکا ارتباط برقرار کند.

سروش در داوری نسبت به آنچه در مورد دامادش رخ داده است اصلا نیازی نمی‌بیند در دادگاه صحرایی که برای کل ملت ایران تشکیل داده و حکم به لعن و نفرین داده، حرف متشاکی را بشنود. او قطع و یقین می‌داند که چنین حادثه‌ای رخ داده است. او حتی حدس نمی‌زند که دامادش که اکنون به راحتی با او ارتباط برقرار کرده شاید قدری غلو کرده باشد.اما او در قضاوت خود تردید ندارد. فرض می‌کنیم ادعاهای دامادش صحت داشته باشد و بازجوی او مرتکب خلاف شده باشد. آیا چنین حکمی از سوی یک مفتی روشنفکری معقول است؟

دامادش مدعی است او را یک‌ شب در سردخانه با مردگان گذاشته و به او گفته‌اند همسرش هرزه و هرجایی است و نیز به او گفته‌اند باید در تلویزیون بگوید سروش مخالف دین است. این کل ادعای دامادش است که اکنون سالم و سرحال در بیرون زندان زندگی می‌کند. آیا این خلاف‌ها بالاتر از جنایات یزید است که دستش به خون پاک اهل بیت پیامبر اکرم و قتل عام مکه و مدینه آلوده شده است؟ در این داوری می‌بینیم آقای سروش برای دامادش نه تنها عصمت قائل است بلکه جان او را عزیزتر از جان اهل بیت پیامبر و مردم مکه و مدینه که در سال دوم و سوم خلافت یزید مظلومانه مورد قتل عام قرار گرفتند می‌داند. من نمی‌دانم آمریکایی‌ها چه نانی به سروش می‌دهند که او را به صدور چنین حکمی کشانده است.
در حالی که به اعتراف آقای سروش دامادش اصلا به خدا اعتقاد ندارد!!سروش در بیانیه خود تصریح کرده است که؛ وقتی به دامادم گفتم خدا از آنان نگذرد، دامادم گفت: «اسم خدا را نبر خدا نیست، خدانیست، خدانیست»!کسی که از کمترین درجه عقلانیت و بهره هوشی برخوردار باشد می‌داند برای اثبات میزان دینداری آقای سروش نیازی به شکنجه دامادش نیست.

آثار سروش و مفاد همین بیانیه این میزان را نشان می‌دهد. بر فرض اگر دامادش چنین مطالبی را که ادعا کرده می‌گفت یک ریال هم ارزش انتشار نداشت.آنچه نگارنده را وادار کرد چنین یادداشتی را بنویسم این بود که هشدار دهم انقلاب گرفتار چه جماعتی است. رونمایی از جماعتی که پرچم روشنفکری را بردوش دارند و مدرنیته را نمایندگی می‌کنند برای ملت ما خیلی مهم است. اکنون که مردم به آنها پشت کرده‌اند کارشان به لعن و نفرین و صدور فرمان خشونت علیه ملت رسیده است. کینه آنها از اسلام و انقلاب اسلامی یک کینه شتری است.

عده‌ای از روی دلسوزی و شفقت می‌گویند باید یک فضای آرام و باز را برای نقد گشود که هر کس حرفی دارد بزند. این جماعت از این مهم غافل هستند که فضا را جریان روشنفکری وابسته به غرب، بسته است والا فضای نقد در جمهوری اسلامی همیشه باز بوده است. این جریان قلابی به اسم جریان روشنفکری اکنون به هواداران خود جنگ چریکی شهری و نحوه به آتش کشیدن و غارت مغازه‌ها و اموال عمومی را آموزش می‌دهد بعد هم با پر رویی یزید مدل سال 60 هجری را تبرئه می‌کند تا بتواند در سایه اقتدار یزید زمان یعنی آمریکا، مرتکب همان جنایاتی شود که سال 61 هجری در کربلا شد. این جماعت حرفی جز لعن و نفرین ندارند.

وقتی طرف در بحث و نقادی کم می‌آورد، دُز رقابت را آن قدر بالا می‌برد که یک فضای آشتی ناپذیر ایجاد کند. در این فضا نقد و نقادی می‌میرد و جای خود را به فحاشی و هتاکی و لعن و نفرین می‌دهد. بیانیه‌های سروش، کروبی، موسوی و... یک ادبیات دارد که توسط سرویس‌های امنیتی آمریکا و انگلیس برای ایجاد یک سامانه دیکتاتوری در ایران دیکته می‌شود. مردم و روشنفکران واقعی و بویژه روحانیت و مراجع زیر بار این دیکتاتوری نمی‌روند.

ما در مواجهه با جریان روشنفکری وابسته، با جماعتی روبه‌رو هستیم که تخم کفر و نفاق و الحاد در بستر فکری جامعه می‌کارند که محصولی جز خشونت و خونریزی ندارد.این جماعت بیش از 25 ماه است با ریختن توی خیابان‌ها، آشوب و کشتن بی‌گناهان را در دستور کار دارند و کمر به قتل جمهوری اسلامی بسته‌اند.ما در حوزه نقد سیاست، فرهنگ، حقوق، فلسفه و... با این جماعت که وارد می‌شویم، جز فحاشی و لعن و نفرین و دعوت به محاربه با نظام و مردم، صدایی دیگر از آنان نمی‌شنویم./

 منبع خبر: ادیان نیوز

واقعا یک سری از ملت پیرو چه کسانی اند، والا نامسلمونا هم شیفته امام حسین(ع) اند، چه برسه به مسلموناش، البته اون کسی که دینش، اسلام آمریکاییه ازش همچین جملاتی بعید نیست.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic