درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :M A
تاریخ:شنبه 26 دی 1394-12:13 ب.ظ

شرح در متن!

شیخ حسن روحانی(روز بعثت پیامبر در محضر رهبر انقلاب):

پیام رحمت او، همه را مجذوب او می ساخت . او با قرارداد، حکومت مدینه را اداره کرد؛ قرارداد با یهود؛ قرار داد با کفار؛ قرارداد با قبایل. خواست راه زندگی را به آیندگان و مسلمانان بیاموزد. پیامبر، پیامبر هدایت و زندگی و رفاه و بهبود زندگی مردم بود. او  پیامبر زندگی و سرزندگی و سازندگی بود.اسلام، دین رنج و تعب نیست؛ که این دین نه مشقتی در او هست و نه احکامش حرجی خواهد بود.

 

رهبر معظم انقلاب(پس از سخنرانی آقای روحانی در همان روز):

انسانها به برکت خرد می توانند پیام پیامبران را درک کنند. چالش و مشکلات وجود دارد و انسانهای با خرد و تدبیر، مشکلات را به خاطر شرف انسانی تحمل می کنند و انسانهای بی خرد به جای اینکه ولایت الهی را قبول کنند، ولایت شیطان را قبول می کنند و  به ولایت دشمنان اسلام و دشمنان بشریت متمسک می شوند.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 7 فروردین 1391-03:10 ب.ظ

در سال 90 نام ایران زبانزد شد با نام مصطفی و اصغر!!!

در سال 1390، اتفاق‌های زیادی در ایران رخ داد که منجر به صدرنشینی نام کشور عزیزمان در لیست خبرهای مهم جهان شد. در این میان دو خبر به خاطر ویژگی منحصر به فرد و وجوه اشتراک متعدد، قابل تأمل و درس و عبرت است.


خبر اول: اصغر فرهادی با ساخت فیلم جدایی نادر از سیمین برای اولین بار در تاریخ سینمای ایران مفتخر به دریافت جایزه‌ی اسکار شد.

خبر دوم: مصطفی احمدی روشن به عنوان جوان ترین دانشمند نسل سوم انقلاب، مفتخر به دریافت مدال شهادت شد.

تأمل اول: هم اصغر هدف‌مند پیش رفت تا به این مقام نائل شد، هم مصطفی. هدف‌مندی اصغر که از اهداف ذاتی هر فیلم‌ساز بی توجه به دو فریضه ی تولّی و تبرّی است، نیازی به اثبات ندارد. رؤیای اسکار برای این تیپ فیلم‌سازان آن قدر جذابیت دارد که برای پرکردن چشم سیاستگذاران اسکار هرگونه خوش رقصی را مباح بدانند.

شاید در هدف‌مندی مصطفی برای بعضی خواننده ها جای تردید باشد. که آن هم دست کم با دو دلیل محکم عقلی و نقلی قابل رفع است. دلیل عقلی این است که مصطفی مسلّح بود. پس می دانست قدم در راهی گذاشته که احتمال ترورش قریب به یقین است. و دلیل نقلی این که وی از استاد اخلاق خود (حضرت آیت الله خوشوقت) تقاضای ذکری برای نیل به مقام شهادت کرده بود.

تأمل دوم:
دو ایرانی با اراده، با دو آرمان کاملاً متفاوت از هم به قدری در مسیر خود عزم داشتند که هر دو خیلی زود به قله‌ی رؤیایی خویش صعود کردند.

آرمان این دو کاملاً مشهود و قابل مطالعه است. اصغر در قالب فیلم، حرف هایش را زده و مصطفی نیز در قالب شهادت، حرف هایش را عمل کرده است.

تأمل سوم:
اصغر سر سفره‌ی این ملت جلوس کرد و با نان و نمک مردم سکوی مرتفعی ساخت تا روی آن بایستد و فریاد بزند كه؛
در ایران همه دروغ می گویند. زن، شوهر، پدر، مادر، فرزند، کارگر، کارمند، معلم،...
لذا سرزمین ایران محیط مناسبی برای تربیت فرزندان ایده آل اصغر فرهادی نیست.
در ایران کرسی قضاوت فشل است. نه عدالت دارد و نه فراست.
اسلام ایران، اسلام خرافاتی است.

نسل سوم انقلاب زیر یوغ خودرأیی و استبداد پیشینیان خود می سوزند و تحمل می کنند، اما در آخر طاقت آن ها سر آمده، حصار را می شکنند و با نسلی که از گذشته‌ی خود پشیمان شده و راه نجات را غلتیدن در دامن امریكا می داند، همراه می شود.

این ها دروغ های فیلم جدایی نادر از سیمین است!


تأمل چهارم: مصطفی که نماینده‌ی نسل سومی هاست با خون خود بر ادعای واهی افتراق نسل سوم خط بطلان کشید و در عین حال واقعیت های تلخی را فریاد زد که "جدایی..." آن را انکار کرده بود. از جمله:

ثروتی که با بلوکه کردن اموال ایران و دزدی نفت کشورهای مسلمان و کشت و قاچاق مواد مخدر از افغانستان و فروش سلاح‌های کشتار جمعی و ده‌ها جنایت دیگر به دست می آید، نامشروع است. این لقمه ها در نگاهی خوش بینانه فرزندانی تربیت می کند وطن فروش و خیانت‌کار به ملت. مثل میرزا ملکم دیروز و الی ماشاء الله امروز!

دولتی که با پرچم استیفای حقوق بشر و محو تروریزم، خون میلیون ها مسلمان بی گناه فلسطینی، ایرانی، عراقی، افغانی و بحرینی را مکیده، دولتی دروغ‌گوست و هنرمندی که قادر به بیان این دروغ بزرگ نباشد یا جاهل است یا خائن.

صدق شعار مبارزه با تولید سلاح های هسته ای و کشتار جمعی از دماغ پینوکیویی کره‌ی زمین که با انفجار ناکازاکی و هیروشیما شکل گرفت، پیداست.


تأمل پنجم: اصغر در اوج صعود به قله‌ی توفیق‌های هنری مفتخر شد دست نامحرم آنجلینا جولی را در دست خود بفشارد و این اتفاق شیرین را در کارنامه افتخارات حرفه ای اش ثبت كند. مصطفی در اوج غیرت و شرف و مردانگی، وقتی به خون خود آغشته شد، فرشته های الهی را به تعظیم و تکریم واداشت.

و...

هزاران تامل دیگر

 

 

منبع: رجانیوز، کد خبر:120660




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 7 آبان 1390-06:13 ب.ظ

ولیعهد احتمالی عربستان

به گزارش ادیان نیوز، یک تحلیلگر سیاسی عربستانی، علی الیامی در گفت وگو با شبکه خبری العالم تصریح کرد: در داخل خانواده حاکم درگیری و رقابت و مسابقه بر سر تسلط بر سرنوشت ملت وجود دارد و به گمانم شاهزاده نایف وزیر کشور ولیعهد خواهد شد و پس از ملک عبدالله نیز پادشاه خواهد بود.

وی درباره نقش موسسه دینی در عربستان در انتخاب ولیعهد، خاطرنشان کرد: دیدگاهشان این است که مهار بی ثباتی موجود در عربستان و نیز کنترل سرایت انقلابهای عربی به عربستان و اوضاع اقتصادی جهانی مستلزم شخصی مانند نایف است زیرا کشور را با مشتی آهنین اداره و ثبات را برای مدتی کوتاه تضمین خواهد کرد.

این تحلیلگر عربستانی افزود: اقدامات نایف با توجه به برخورد نامناسبی که با مردم خواهد شد، در بلند مدت نارضایتی عمومی را تشدید خواهد کرد. شاهزاده نایف به حکم سمتش به عنوان مسوول امنیت کشور و نزدیکی اش به هیات امر به معروف و مردان دینی بویژه متعصبان، قویترین شخصیت کشور به شمار می آید.وی گفت: شاهزاده سلمان حاکم ریاض نیز بسیار از او حمایت می کند و درداخل خانواده حاکم نیز فرد قدرتمندی است. وظایف شاهزاده نایف دفاع از خانواده حاکم و ماندنشان در قدرت برای طولانی ترین زمان ممکن است.



الیامی افزود: هم اکنون شاهزاده نایف با توجه به بیماری پادشاه ، عربستان را اداره می کند اما این بدین معنا نیست که اختلافاتی برسر جانشینی ولیعهد وجود ندارد. اختلافات همچنان ادامه دارد ولی همگی بر ماندن خانواده حاکم در قدرت توافق دارند وهر کسی که بخواهد در این امر دخالت کند کشته ویا طرد خواهد شد زیرا اولویت ماندن این خاندان در قدرت است
.

منبع: ادیان نیوز




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 30 مهر 1390-09:13 ب.ظ

امروز ایران دانشجو، همسوی امروز آمریکا وال استریت

دانشجویان سراسر کشور در حمایت از جنبش وال استریت در آمریکا عصر امروز شنبه در مقابل سفارت سوئیس تجمع کردند.

 

 

منبع:فردا نیوز




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 4 مهر 1390-11:53 ب.ظ

محمد شریف ملک زاده کیست؟یکی از اعضای جریان انحرافی

محمد شریف ملک زاده نامی است که اولین بار در جریان تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد مطرح شد. تحقیق کنندگان ادعا می کردند که ملک زاده با همکاری بعضی افراد تاثیر گذار در قوه قضاییه، از جمله قاضی سعید مرتضوی، مسیر پرونده را با مشکلاتی مواجه کرده بود.

او در دانشگاه آزاد مشاور جاسبی و رییس مرکز اطلاع رسانی دانشگاه آزاد و مدیر خبرگزاری ایسکانیوز بوده و البته دکترایش را از همین دانشگاه گرفته است. درست در زمانی که مجلس هفتم مشغول بررسی پرونده متخلفان پرونده فروش سوالات دانشگاه آزاد بود، انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری برگزار شد. ملک زاده به عنوان مدیر ایسکانیوز در آن زمان، توپخانه رسانه خود را برای تخریب جریان اصولگرایی به شدت فعال کرده بود و مانند تمامی مدیران دانشگاه آژاد برای به ریاست جمهوری رسیدن هاشمی رفسنجانی تلاش میکرد.

بعد از پیروزی قاطع دکتر احمدی نژاد بر آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور تیزترین انتهادها را متوجه فساد در مدیریت دانشگاه آزاد کرد. در همین حال، ملک زاده که تا روز قبل در حال قلع و قمع منتقدان دانشگاه آزاد بود، با آشنایی با آقای خاص!! به دولت منتقل می شود!

ملک زاده، همان رفیق مرتضوی، یار دیرین جاسپی و معاون مشایی در سازمان گردشگری با انتقال اسفندیار رحیم مشایی به دفتر رئیس جمهور موقعیت قوی تری پیدا می کند. مشایی در مقام جانشین رئیس جمهور در شورای عالی ایرانیان، برای معاون سابق خود حکم دبیری این شورا را امضا می کند.

در همین حال است که عضویتهای متعدد او در هیات مدیره های شرکتهای خصوصی آغاز می شود و البته او هیچ گاه ارتباط خود را با دانشگاه آزاد قطع نکرد و با حکم جاسبی عضو علی البدل «هیات تجدید نظر رسیدگی به تخلفات انتظامی اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد» شد.

سپس او قصد کرد تا به عنوان نماینده مجلس وارد این عرصه هم بشود که با رد صلاحیت از سوی شورای نگهبان مواجه شد.وی همچنین عضویت و ریاست هیات مدیره شرکت نفت ایرانول را نیز تجربه کرد.

ماجرای ملک زاده همچنان ادامه دارد، منتظر پست بعدی باشید.

 منبع: هفته نامه پنجره، شماره 96




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شخصیت شناسی  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 27 مرداد 1390-05:26 ب.ظ

من خواهر تو نیستم!!!

موتورم توقیف شده بود و اعصابم خورد. آخه چند روزی بود که دنبال آزاد کردن موتورم بودم.

خسته رفتم کنار خیابون دیدم خانومی با لباس نگفتنی کنار تلفن کارتی ایستاده. راستش حجالت کشیدم جلوتر برم. کنارش هم عده ای پسر جوون ایستاده و نگاهش می کردند.با خودم گفتم چه رویی داره! سر ظهر با این لباس کنار خیابون از نگاه اینا هم خجالت نمی کشه!!!

پسرا وقتی منو دیدن رفتن، به خودم جرات دادم و رفتن نزدیک تر گفتم: خواهر... برگشت نگاهی به سر و رویم کرد و گفت: من خواهر تو نیستم. گفتم خوب چی صدات کنم!

روشو برگردوند و گفت: برید وضع خودتونو درست کنید. اقتصاد مملکت رو درست کنید. نمی دونم حرفاش چه ربطی داشت. آخه حجاب چه ربطی به اقتصاد و سیاست داره؟ حجاب رو خدا گفته نه سیاست مداراو ...

 خلاصه از خیرش گذشتم. اصلا من نمی خواستم بگم خواهر حجابتو درست کن، می خواستم بگم کارت تلفنت رو به من بده یه زنگ ضروری دارم، بزنم که کلی نق
شنیدم!!!!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 16 اسفند 1389-11:20 ب.ظ

سیاست حاکم

روزی در شهری حاکم مهربانی زندگی می کرد، که همه مردم او را دوست داشتند و برایش احترام زیادی قائل بودند.اما در بین آنها مرد فقیر و بیچاره ای بود که همواره سعی می کرد حاکم را نکوهش و از او بدگویی کند. حاکم این موضوع را میدانست، اما شکیبایی به خرج می داد و علیه او فرمانی صادر نمی کرد. تا این که روزی تصمیم گرفت او را از این کار باز دارد. بنابراین در یکی از شبهای زمستان، کیسه ای آرد، جعبه ای صابون و کیسه ای شکر به یکی از خدمتکارانش داد تا آنها را برای آن مرد ببرد. خدمتکار حاکم در خانه مرد را کوبید و گفت: "حاکم این هدایا را برای یادگاری و به نشانه رسیدگی به وضع تو برایت فرستاده است."

مرد فقیر بسیار خوشحال شد و از این هدیه ها تعجب کرد، زیرا می پنداشت حاکم این هدایا را برای راضی کردن او فرستاده است. به همین دلیل با غرور نزد کشیش رفت و کار حاکم را برایش تعریف کرد و گفت: "میبینی حاکم با این هدایا چگونه خواسته است مرا راضی کند؟"

کشیش پاسخ داد:"حاکم مرد بسیار دانایی ست و تو بسیار نادان و احمقی! او با زبان رمز و کنایه خواسته است به تو بفهماند که آرد را برای شکم خالی و گرسنه ات، صابون را برای آلودگی باطنت و شکر را برای شیرین کردن زبان تلخت فرستاده است."

از آن روز به بعد مرد که شرمنده شده بود و از کارش خجالت می کشید، بیشتر از گذشته از حاکم متنفر شد و از کشیش هم که قصد حاکم را برای دادن هدایا برایش توضیح داده بود، کینه به دل گرفت، اما از آن روز ساکت شد و دیگر برعلیه حاکم سخنی نگفت.

جبران خلیل جبران

اینم داستانیه که به نظرم به فضای سیاسی روز  حسابی می خوره. فقط کافیه روش فکر کنید، نتیجه گیری مثل همیشه با خودتون.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات