درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :ملیحه
تاریخ:دوشنبه 14 دی 1394-05:56 ب.ظ

هجرت

گوش كن كه قافله سالار چه می‌خواند : و لما توجه تلقاء مدین قال عسی ربی ان یهدینی سواء السبیل ... آیا تو می‌دانی كه از چه امام آیاتی كه در شأن هجرت نخستین موسی است فرا می خواند ؟ عقل محجوب من كه راه به جایی ندارد ... ای رازداران خزاین غیب ، سكوت حجاب را بشكنید و مهر از لب فروبسته اسرار برگیرید و با ما سخن بگویید . آه از این دلسنگی كه ما را صُمُّ بُكم می خواهد ... آه از این دلسنگی !

سر آنكه جهاد فی سبیل الله با هجرت آغاز می شود در كجاست؟ طبیعت بشری درجست و جوی راحت و فراغت است و سامان و قرار می طلبد . یاران ! سخن از اهل فسق و بندگان لذت نیست، سخن از آنان است كه اسلام آورده اند اما در جستجوی حقیقت ایمان نیستند . كنج فراغتی و رزقی مكفی ... دلخوش به نمازی غراب وار و دعایی كه برزبان می گذرد اما ریشه اش در دل نیست ، در باد است . در جست و جوی مأمنی كه او را ازمكر خدا پناه دهد ؛ در جست و جوی غفلت كده ای كه او را از ابتلائات ایمانی ایمن سازد، غافل كه خانه غفلت پوشالی است و ابتلائات دهر ، طوفانی است كه صخره های بلند را نیز خرد می كند و در مسیر دره ها آن همه می غلتاند تا پیوسته به خاك شود. اگر كشاكش ابتلائات است كه مرد می سازد ، پس یاران ، دل از سامان بركنیم و روی به راه نهیم . بگذار عبدالله  بن عمر ما را از عاقبت كار بترساند . اگر رسم مردانگی سرباختن است ، ما نیز چون سید الشهدا او را پاسخ خواهیم گفت كه : « ای پدر عبدالرحمن ، آیا ندانسته ای كه از نشانه های حقارت دنیا در نزد حق این است كه سر مبارك یحیی بن زكریا رابرای زنی روسپی از قوم بنی اسرائیل پیشكش برند ؟ آیا نمی دانی كه بر بنی اسرائیل زمانی گذشت كه مابین طلوع فجر و طلوع شمس هفتاد پیامبر را كشتند و آنگاه در بازارهایشان به خرید و فروش می نشستند ،آن سان كه گویی هیچ چیز رخ نداده است ! و خدا نیز ایشان را تا روز مؤاخذه مهلت داد اما وای از آن مؤاخذه ای كه خداوند خود اینچنین اش توصیف كرده است : اخذ عزیز مقتدر .

آه یاران ! اگر در این دنیای وارونه ، رسم مردانگی این است كه سر بریده مردان را در تشت طلا نهند و به روسپیان هدیه كنند ... بگذار اینچنین باشد .این دنیا و این سر ما !
«فتح خون- سید مرتضی آوینی»







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شهدا  فرهنگی  عاشورا 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:چهارشنبه 28 دی 1390-10:13 ق.ظ

هجرت

سرّ آنکه جهاد فی سبیل الله با هجرت آغاز می شود در کجاست؟طبیعت بشری در جستجوی راحت و فراغت است و سامان و قرار می طلبد.

یاران!سخن از اهل فسق و بندگان لذت نیست. سخن از آنان است که اسلام آورده اند اما در جستجوی حقیقت ایمان نیستند.کنج فراغتی و رزقی مکفی ...،دلخوش به نمازی غراب وار و دعایی که بر زبان می گذرد اما ریشه اش در دل نیست در باد است.در جستجوی مامنی که او را از مکر خدا پناه دهد؛در جستجوی غفلت کده ای که او را از ابتلائات ایمانی ایمن سازد،غافل که خانه غفلت پوشالی است و ابتلائات دهر،طوفانی است که صخره های بلند را نیز خرد می کند و در مسیر درّه ها آن همه می غلتاند تا پیوسته به خاک شود.

اگر کشاکش ابتلائات است که مرد می سازد،پس یاران،دل از سامان برکَنیم و رو به راه نهیم.بگذار عبد الله ابن عمر ما را از عاقبت کار بترساند.اگر رسم مردانگی سر باختن است ما نیز همچون سید الشهدا او را پاسخ خواهیم گفت که:«ای پدر عبد الرحمان،آیا ندانسته ای از نشانه های حقارت دنیا در نزد حق این است که سر مبارک یحیی بن زکریا را برای زنی روسپی از قوم بنی اسرائیل پیشکش بردند؟ آیا نمی دانی که بر بنی اسرائیل زمانی گذشت که ما بین طلوع فجر و طلوع شمس هفتاد پیامبر را می کشتند و آنگاه در بازارهایشان به خرید و فروش می نشستند،آنسان که گویی هیچ چیز رخ نداده است! و خدا نیز ایشان را تا روز مواخذه مهلت داد.».اما وای از آن مواخذه ای که خداوند خود اینچنین اش توصیف کرده است:اَخذَ عَزیِزً مُقتَدِر

آه یاران!اگر در این دنیای وارونه،رسم مردانگی این است که سر بریده مردان را در تشت طلا نهند و به روسپیان هدیه کنند...بگذار این چنین باشد.این دنیا و این سر ما!

شهید سید مرتضی آوینی-فتح خون-آغاز هجرت عظیم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : گزیده کتابخوانی 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic