درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :ملیحه
تاریخ:جمعه 5 اسفند 1390-01:22 ب.ظ

علم بهتر است یا ثروت

جمعیت زیادى دور حضرت على(علیه السلام) حلقه زده بودند. مردى وارد مسجد شد و در فرصتى مناسب پرسید:                           یا على! سؤالى دارم. علم بهتر است یا ثروت ؟
على(علیه السلام) در پاسخ گفت: علم بهتر است ؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.
مرد كه پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سكوت كرد. در همین هنگام مرد دیگرى وارد مسجد شد و همانطور كه ایستاده بود بلافاصله پرسید:
اباالحسن! سؤالى دارم، میتوانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد كه آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟
على(علیه السلام) فرمود: علم بهتر است ؛ زیرا علم تو را حفظ میكند، ولى مال و ثروت را تو مجبورى حفظ كنى.
نفر دوم كه از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همانجا كه ایستاده بود نشست.
در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تكرار كرد، و امام (علیه السلام) در پاسخش فرمود: علم بهتر است ؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیارى است، ولى براى ثروتمند دشمنان بسیار!
هنوز سخن امام(علیه السلام) به پایان نرسیده بود كه چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالى كه كنار دوستانش مى نشست، عصاى خود را جلو گذاشت و پرسید: 
یا على! علم بهتر است یا ثروت؟
حضرت على(علیه السلام) در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است ؛ زیرا اگر از مال انفاق كنى كم مى شود؛ ولى اگر از علم انفاق كنى و آن را به دیگران بیاموزى بر آن افزوده مى شود.
نوبت پنجمین نفر بود. او كه مدتى قبل وارد مسجد شده بود و كنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تكرار كرد. حضرت على(علیه السلام) در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است ؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل مى دانند، ولى از عالم و دانشمند به بزرگى و عظمت یاد میكنند.
با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه كردند. یكى از میان جمعیت گفت: حتماً این هم میخواهد بداند كه علم بهتر است یا ثروت! كسانى كه صدایش را شنیده بودند، پوزخندى زدند. مرد، آخر جمعیت كنار دوستانش نشست و با صداى بلندى شروع به سخن كرد:
یا على! علم بهتر است یا ثروت؟
امام(علیه السلام) نگاهى به جمعیت كرد و گفت: علم بهتر است ؛ زیرا ممكن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتى از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساكت شد.
همهمه اى در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یك سؤال را مى پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهى به حضرت على(علیه السلام) و گاهى به تازه واردها دوخته مى شد.
در همین هنگام هفتمین نفر كه كمى پیش از تمام شدن سخنان حضرت على(علیه السلام) وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:
یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
امام(علیه السلام) فرمودند: علم بهتر است ؛ زیرا مال به مرور زمان كهنه مى شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.
در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید كه امام(علیه السلام) در پاسخش فرمود: علم بهتر است ؛ برای اینكه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش مى ماند، ولى علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.
سكوت، مجلس را فراگرفته بود، كسى چیزى نمى گفت. همه از پاسخهاى امام(علیه السلام) شگفت زده شده بودند كه… نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید:
یا على! علم بهتر است یا ثروت؟
امام(علیه السلام) در حالى كه تبسمى بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است ؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل میكند، اما علم موجب نورانى شدن قلب انسان میشود.
نگاههاى متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار كه انتظار دهمین نفر را مى كشیدند. در همین حال مردى كه دست كودكى در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتى خرما در دامن كودك ریخت و به روبرو چشم دوخت. مردم كه فكر نمیكردند دیگر كسى چیزى بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، كه در این هنگام مرد پرسید:
یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
نگاههاى متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صداى على(علیه السلام) مردم به خود آمدند:
علم بهتر است ؛ زیرا ثروتمندان تكبر دارند، تا آنجا كه گاه ادعاى خدایى مى كنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع اند. فریاد هیاهو و شادى و تحسین مردم مجلس را پر كرده بود.
سؤال كنندگان، آرام و سرافكنده از میان جمعیت برخاستند. هنگامیكه آنان مسجد را ترك میكردند، صداى امام(علیه السلام) را شنیدند كه مى گفت: اگر تمام مردم دنیا همین یك سؤال را از من مى پرسیدند، به هر كدام پاسخ متفاوتى میدادم !

منبع * کشکول بحرانی، ج1، ص27. به نقل از امام علی‌بن‌ابی‌طالب، ص142.

  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : وبگردی 
نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 8 شهریور 1390-11:33 ق.ظ

مسکینان خطرناک

در میان اهالی علم و دانش، دو گروه برای خود مسکین و برای دیگران خطرناکند:

1.       آنان که چیزی را رد می کنند در حالی که در آن تخصص ندارند.

2.       آنان که بر باور خود اصرار می ورزند بدون اینکه نظر مخالف را دیده و فهمیده باشند.

منبع: مقدمه کتاب کابالا و پایان تاریخش/ اثر مرتضی رضوی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic