درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 10 فروردین 1391-10:55 ب.ظ

باز هم دانشجویان ایرانی در قلب اروپا پوز اسرائیل را به خاک مالیدند (روایت دانشجوی ایرانی در هلند)

چند روز پیش از طریق وب سایت دانشگاه ماستریخت متوجه شدم قراره مناظره ای در سالن اصلی دانشگاه برگزار بشه. از آنجا که از این سالن صرفا برای جلسات رسمی دفاع دکتری استفاده میشه مشخص بود که باید مناظره مهمی باشه وگرنه از سالن های دیگه استفاده میشد. برای همین توجهم جلب شد ببینم کیا قراره صحبت کنند.
هماهنگ کننده جلسه یکی از پروفسورهای متخصص اتحادیه اروپا بود که سال‌ها در اتحادیه اروپا کار کرده بود. در این جلسه قرار بود نماینده رسمی تشکیلات خود گردان فلسطین با سفیر جدید رژیم اشغالگر اسرائیل در هلند مناظره داشته باشند. وقتی خبر را با دقت بررسی کردم متوجه شدم قراره رژیم صهیونیستی یک برنامه تبلیغاتی تازه داشته باشه و خلاصه معلوم بود خوابهایی دیدن. به خودم گفتم میشه رویاهای اونا را تبدیل به کابوس کرد یا نه؟ میدونستم که هر گونه فعالیت در این زمینه خیلی خطرناکه.

خلاصه در جلسه ای که برای دید و بازدید عید، بچه های ایرانی عضو هیات در منزل ما جمع شده بودن، موضوع را مطرح کردم و به بچه ها گفتم بسم الله هر کی دوست داره، بخشی از کار را به عهده بگیره. همانجا چند نفر از بچه ها اعلام آمادگی کامل کردن.

البته کار به این راحتی ها نبود. از اونجایی که احتمال می دادیم برای ورود به جلسه، بازرسی بدنی داشته باشن، نمیشد مقوای بزرگ به جلسه برد و مجبور بودیم پارچه نویسی داشته باشیم تا در لباسمون پنهانشون کنیم و وارد جلسه بشیم. من رفتم دنبال تهیه شاولون و اسپری و اینجور چیزا. چون نمی تونستیم به وسایل چاپگرهای مدرن بازار هم اعتماد کنیم چرا که ممکن بود سیستم امنیتی هلند قبل از برنامه خبردار بشن و همه چیز توقیف بشه.

با هرسختی ای بود جملاتی را انتخاب کرده و حرف به حرف روی پارچه ها اسپری کردم. بعدش هم تعدادی عکس در مورد فلسطین و کشتار غزه و وحشیگری های نظامیان صهیونیستی و همچنین اعتراض به کشتار دانشمندان ایرانی از اینترنت دانلود کرده و با پرینتر خونگی در قالب پوستر پرینت گرفتم.

روز جلسه متوجه شدم بچه های ایرانی حتی روی فیس بوک هم حاضر به حمایت نشدن. قبل از شروع جلسه یک برنامه توجیحی در محل کارم در دانشکده حقوق ترتیب دادم و پارچه ها را به بچه ها تحویل دادم تا در لباسشون مخفی کنن و پوسترهای رنگی کوچک را نیز بین جزواتشون پنهان کنن. بعدش هم با یاد خدا پخش شدیم تا اگه چند تایی لو رفتن مابقی بتونن راحت وارد سالن بشن.

موقع ورود اگرچه به شدت تحت نظر بودیم اما خدا را شکر مشکلی پیش نیومد. دو ردیف اول را نیروهای امنیتی بسته بودن که کسی نشینه. من هم نشستم اولین صندلی ردیف سوم و حسین و سالار هم رفتن آخرین صندلی همون ردیف و ردیف چهارم نشستن. سایرین هم فرستادیم وسط سالن بشینن تا پوستر دست بگیرن.

خلاصه جلسه شروع شد. سفیر رژیم صهیونیستی اولین کسی بود که صحبت می کرد. قرار بود من اول پارچه دست بگیرم. بعد سالار. حسین هم اول عکس بگیره و با همین پوشش به همه سر بزنه و بعد هم به عنوان نفر سوم پارچه دست بگیره. و سپس پوسترها بالا بره.

سفیر اسرائیل که صحبتش را شروع کرد، بعد از چند دقیقه که جلسه متمرکز شد روی صحبتاش، همانطور که نشسته بودم پارچه ام را بالا بردم. یکهو همه شروع کردن به پارچه نگاه کردن. تمرکز سفیر صهیونیست کاملا بهم خورد و دست پاچه شد به حدی که همینطور که میکروفون دستش بود گفت ببینیم چی روی پارچه نوشته و شروع کرد به خوندن!

خوند: رهبران اسرائیلی باید در! به اینجا که رسید مکثی کرد و ما بقیش را آروم زمزمه کرد و قرمز شد و صورتش عرق کرد. روی پارچه نوشته شده بود: رهبران اسرائیلی باید در دیوان بین المللی کیفری ( که اتفاقا در شهر لاهه حدودا نزدیک سفارت اسرائیل در هلند قرار دارد) محاکمه بشن. این دیوان یک دادگاه بین المللیست که متهمین و مرتکبین جرایمی همچون جرایم جنگی و نسل کشی در آن محاکمه میشن. صحبتش را ادامه داد منهم بلد شدم رفتم جلو واستادم و پارچه را طوری گردوندم که همه بتونن بخونن. همونوت بود که متوجه جمعیت زیاد حاضر در جلسه شدم. بالکن و حتی آخر و اطراف سالن هم پر بود از جمعیت نشسته و ایستاده.

چند لحظه بعد از من تا سفیر اومد دوباره تمرکز بگیره، سالار پارچه دوم را بلند کرد. و رفت واستاد آنطرف جلسه. روی پارچه نوشته شده بود: هولوکاست را در فلسطین متوقف کنین. بعدش هم حسین پارچه اش را دست گرفت و آنطرف، کنار سالار ایستاد.

در همین لحظه متوجه نماینده فلسطین شدم. وقتی پارچه را خوند لبخندی از روی آرامش بر چهره‌اش نشست و انگاری جان تازه ای گرفت حس کردم همین لحظه فضای جلسه کاملا مثبت شد. روی اون پارچه چیزی نوشته بود که بارها در طول جلسه توسط نماینده فلسطین تکرار شد: اشغال فلسطین را متوقف کنید.

همزمان با پارچه ها، پوسترها هم از وسط جلسه بالا برده شد. که خیلی هم اثر گذار بود به حدی که نماینده فلسطین اواخر جلسه به یکی از پوسترها اشاره کرد و گفت اسرائیلیها همانطور که در عکس می بینید کودکان ما را قتل عام میکنن و همه سالن یکهو زوم کردن روی اون پوسترکه مربوط به غزه بود.

سفیر اسرائیل سعی می کرد به پارچه ها نگاه نکنه اما ناخوداگاه نگاهش به پوسترها می افتاد و عذابش میداد و همین موضوع هم باعث شده بود که بیشتر عصبی بشه


در بین سئوالات یکی از سئوالات برام خیلی جالب بود. یکی از دانشجوهای اروپایی که اصلا به قیافش چنین سئوالی نمیومد سئوال کرد: ایران عضو سازمان بین المللی انرژی هسته ای و عضو ان پی تیه. اما چرا رژیم صهیونیستی که اینهمه سلاح هسته ای داره عضو این سازمان نیست؟ البته سفیر اسرائیل به این سئوال هیچگونه پاسخی نداد!

جالب این بود که هر بار که نماینده فلسطین صحبت می کرد و یا به سئوالی پاسخ می داد همه سالن براش کف می زدن. همین هم به شدت سفیر اسرلئیل را عصبانی کرد. البته یکبار بعد از صحبت های اونهم چند نفر از آخر سالن شروع کردن به کف زدن که از بس تصنعی بود خودشون هم خجالت کشیدن چرا که جو جلسه کاملا در حمایت از فلسطین شده بود. حتی مجری هم تمام سعی خودش را برای تخریب این جو کرد اما خوشبختانه موفق نشد چون کار از کار گذشته بود.

وقتی سفیر اسرائیل با کلی محافظ داشت از سالن بیرون می رفت، زود از سالن زدم بیرون و پارچه را جمع کردم و گفتم نمیخوای این را به برای دوستات یعنی سران اسرائیل هدیه ببری؟ خودش را کنار کشید و نگاهش را تند کرد. بهش گفتم در آی سی سی میبینمت! گفت چی؟ گفتم دادگاه را میگم اونجا میبینمت! هیچی نگفت و با عصبانیت به راهش ادامه داد. یکی از محفظاش وقتی که بهش گفتم تروریست نگاه تندی بهم انداخت و رفت. البته مطمئنم که تا چند شب سفیر رژیم غاصب، کابوس می بینه البته اگه بتونه بخوابه! خیلی خوشحال بودم که تمام خوابهایی که برای این جلسه دیده بودن به لطف حق بر باد رفت و نتیجه جلسه آاشنایی و حمایت بیشتر اروپاییها از مردم مظلوم فلسطین شد. اگرچه حتم دارم نتیجه این جلسه و فضای حاکم بر اون مشمول سانسور خبری شدید رسانه ها میشه.



بیرون جلسه، بچه ها جمع شده بودن. همه از نتیجه کار خیلی راضی بودن. بهشون گفتم به نظر من این یک کار حسینی بود که فلسطین را تنها نگذاشتین. اگه فقط همین کار را در طول زندگی کرده باشین فکر میکنم بتونه اون دنیا مستمسک خوبی باشه. بعدش هم همانطور که پیاده در کوچه پس کوچه های شهر می گشتیم تا یهودیهای افراطی که احتمال می دادیم دنبالمون کنن خسته بشن و خونمون را پیدا نکنن به فکر دوستانی افتادم که در این حرکت نه تنها فلسطین را یاری نکردند بلکه با جوسازی و شانتاژ مانع حمایت برخی از بچه های ایرانی دیگه هم شدن. خدایشان بیامرزاد.

رجا نیوز،کد خبر:120826




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 14 دی 1390-12:44 ق.ظ

تشکیل سپاه پاسداران در مصر با الگو گیری از ایران

گروهى از جوانان مصرى جمعیت بزرگی را به راه انداخته اند كه نامش را "پاسداران انقلاب مصر" گذاشته اند.آنها پرچم مصر را با همان رنگ ها ولى به شكل و شمایل پرچم ایران درآورده اند و تصویرى از "آیت الله خامنه اى" را نیز در وسط آن گذاشته اند.


مصطفى بركات و على رجب از مجله " الوطن العربى" با اعضاى این گروه به گفت وگو نشستند و از آنان شنیدند كه این افراد پیشتاز حمله به دیوار سفارت اسرائیل كه توسط ارتش مصر بنا شده بود، و نیز خود سفارت بوده اند.

العربیه.نت با مصطفى بركات تماس گرفت و از این همكار مطبوعاتى كسب خبر كرد كه گروه"پاسداران انقلاب مصر" قصد دارند در روز 25 ژانویه یعنى در سالگرد شروع انقلاب اخیر مصر سفارت امریكا را مورد تهاجم قرار دهند.

روابط داخلى و خارجى محمد الحضرى، دبیركل "پاسداران انقلاب مصر" مى گوید: ما بعد از انقلاب به فكر تاسیس این سپاه افتادیم. تاكنون بیش از 400 نفر عضو داریم كه اعتقادات متفاوتى دارند. در بین این افراد شیعه و سنى و حتى مسیحى وجود دارد. در میان ما ملى گراى عرب و چپ و لیبرال نیز هست. ما براى مصر كار مى كنیم و مى خواهیم همه مردم مصر به ما ملحق شوند.

وى گفت: گروه "پاسداران انقلاب مصر" با جنبش هاى گوناگونى در داخل و خارج مصر در ارتباط است. نزدیك ترین اینها به ما "لبیك یا اقصى"، و"همبستگى بین المللى براى شكست حصار غزه" مى باشند. ما البته با "سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ایران" ارتباطى نداریم. اما شاید بتوان گفت همانگونه كه آنها براى دفاع از انقلاب تاسیس شده اند ما هم منظورى مشابه داریم. اگر واقعا بتوانیم ارزش و جایگاهى مشابه آنها داشته باشیم افتخار خواهیم كرد.

محمد الحضرى تاكید كرد: هدف ما این است كه تصمیم هاى مصرى از كاخ ریاست جمهورى مصر درآید نه از واشنگتن یا تل اویو. ما مى خواهیم مصر استقلال سیاسى، اقتصادى و نظامى داشته باشد.

وى افزود: جایگاه اصلى ما مبارزه با طرح صهیونیستى – امپریالیستى است ولى بعضى از رهبران عرب با این موضع مخالف اند و موفقیت ما را شكست پیروان امریكا و اسرائیل مى دانند.

ما هم مثل حسن نصر الله تامین مالى مى شویم. دبیركل "پاسداران انقلاب مصر" مى گوید: ما به افشاى چهره ها و احزاب طرفدار غرب و اسرائیل خواهیم پرداخت. آنها پول مى گیرند كه انقلاب ما را شكست دهند.

اما اگر قرار باشد براى مبارزه اسلحه و پول تهیه كنیم همان كارى را كه حسن نصرالله در لبنان كرد انجام خواهیم داد. ما مى گوییم باید جنبش هاى ضد امپریالیستى و ضد صهیونیستى حمایت شوند.

وى محمد حسنى مبارك را مانع بزرگ حمایت از غزه و فلسطین ولبنان خواند و او را قویترین عنصر امریكا و اسرائیل در جهان عرب برشمرد و افزود: ما اكنون مى خواهیم در جهت عكس حركت كنیم.



 

محمد الحیدری دبیر سپاه پاسداران انقلاب مصر


به گفته محمد الخضرى: خیلى از افراد "پاسداران انقلاب مصر" انقلاب اسلامى در ایران به رهبرى آیت الله خامنه اى، را الگو والهام بخش خود مى دانند و هدف خود را رویارویى با طرح صهیونیستى – امریكایى مى خوانند.


منبع: عماریون




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز 
نویسنده :M A
تاریخ:جمعه 4 شهریور 1390-11:27 ب.ظ

راهپیمایی روز قدس

راهپیمایی روز قدس در شاهرود! 

راهپیمایی روز قدس در شاهرود

راهپیمایی روز قدس در شاهرود




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 5 دی 1389-06:58 ب.ظ

ایران سالانه بیش از 1 میلیارد دلار خرج حزب الله لبنان می كند!!!!

خدا کند اسناد ویکی لیکس، نسبتی هم با واقعیت داشته باشند. بر اساس این اسناد، یک بابایی به یک بابای دیگر گفته است که ایران ماهانه ۲۵ میلیون دلار (یعنی سالی ۳۰۰ میلیون دلار) به حماس کمک می کند. یک عده هم که ضرب المثلِ طویله پسندِ «چراغی که به منزل رواست به مسجد حرام است»، سرلوحه زندگی شان است این خبر را گذاشته اند کنارِ گزارش یک روزنامه اسرائیلی (چه منبع معتبری!) که ایران، سابق بر این سالانه ۱ میلیارد دلار هم به حزب الله لبنان کمک می کرده است و اخیرا به خاطر تحریمها از حجم کمکهایش کاسته شده است و به خاطر این حجم از کمک جمهوری اسلامی به مقاومت، جنجالی به راه انداخته اند که نپرس!

خوب فرض می کنیم سند خاله زنکی ویکی لیکس، حقیقت دارد و روزنامه اسرائیلی هم درست گفته است، نتیجه اش می شود اینکه جمهوری اسلامی سالانه یک میلیارد و سیصد میلیون دلار به مقاومت علیه رژیم صهیونیستی کمک می کند (یا می کرده است). حالا خودمان هم سرِ کیسه را شل می کنیم و فرض می کنیم جمهوری اسلامی، ۲۰۰ میلیون دلار هم به جنبش جهاد اسلامی فلسطین کمک می کند. ما که بخیل نیستیم! سر جمع می کند سالانه یک و نیم میلیارد دلار.

یک نگاهی به لینکهای روزانه کنار وبلاگ بیندازید!

- ما ایرانیها، سالی فقط ۴۰۰ میلیون دلار، آدامس خارجی می جویم! یعنی ۱۰۰ میلیون دلار بیشتر از کمک ادعایی به حماس.

- در ایران سالی حداقل 1 میلیارد دلار (تا ۲ میلیارد دلار و بیشتر هم گزارش شده است)، سیگار خارجی دود می شود. یعنی معادل کمک ادعایی سالانه به حزب الله. (بگذریم از هزینه چند برابری درمان عوارض ناشی از سیگار)

- در ایران سالانه ۱ میلیارد دلار، لوازم آرایش خارجی مصرف می شود. بر اساس گزارشهای مختلف، رتبه ایران در جهان در مصرف لوازم آرایشی بین رتبه سوم تا هفتم است.

- سالانه، فقط از مرزهای غربی کشور، ۱میلیارد دلار مشروبات الکلی وارد ایران می شود.

- سالانه، ۵۰۰ میلیون دلار گندم، به خاطر تولید و مصرف نامناسب نان در ایران، نابود می شود. برآورد می شود تا پایان امسال، واردات سال جاری گوشی موبایل به ۵۰۰ میلیون دلار برسد. (که ۹۵ درصد آن قاچاق است. نمی گویم گوشی موبایل خارجی نداشته باشید. این مورد را قابل توجه حضراتی نوشتم که به جای اینکه دو سه سال یکبار گوشیهایشان را نو کنند، فصل به فصل گوشی عوض می کنند.)

همینقدر کافی است! کشور من سالانه حداقل ۵ میلیارد دلار، خرج آدامس و سیگار و مشروبات الکلی و گوشی موبایل و لوازم آرایشی خارجی و دور ریختن گندم می کند. خیلی تنگ نظری می خواهد که در چنین شرایطی، یک و نیم میلیادر دلار کمک به مقاومت علیه رژیم آدمخوار صهیونیستی به چشممان بیاید. این یک و نیم میلیارد دلار، نوش جان بچه های حزب الله و حماس! ان شاءالله گوشت بشود به تنشان که در برابر تلمودیانی ایستاده اند که سوایِ بنی اسرائیل را اسب و الاغهای در خدمت یهود می دانند.

در دنیایی که بودجه سالانه ارتش آمریکایش ۱۰۰۰ میلیارد دلار است، به ما بیچارگان اجازه بدهید که ۱ میلیارد دلار خرج بچه های پاپتی حزب الله بکنیم. باور کنید اگر گزارشهای شما درست هم باشد، رقم کمک سالانه ما به مقاومت، به قیمت یک پروند بمب افکن دو میلیارد دلاریِ B2 شما نمی رسد که با آنها مجالس عروسی را در افغانستان به عزا تبدیل می کنید.

آمار واردات نوشابه گازدار خارجیِ (اعم از قاچاق و قانونی) را نتوانستم پیدا کنم. حال و حوصله ندارم برآورد کنم در شب چهارشنبه سوری و ماه منتهی به آن، چقدر مواد منفجره اعصاب خردکن مصرف می شود (نمی دانم این انفجارهای دیوانه وار چه ربطی به سنت آتش روشن کردن دارد) ولی اصلا بعید نیست که خرج باروت اسفندماه از کمک ماهانه جمهوری اسلامی به حماس بیشتر باشد...سیستم صوتی، ساب بوفر، باند، کوفت، زهرمار،... کافی است. خسته شدم.

پی نوشت۱: یک و نیم میلیارد دلار، حدودا معادل سه روز تولید نفت و گاز ایران است. 3 روز از 365 روز سال. خیلی زیاد است نه؟

http://sobh.blogfa.com/post-441.aspx

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فرهنگی 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic