درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :ملیحه
تاریخ:دوشنبه 5 بهمن 1394-01:03 ب.ظ

راز اعتماد تودۀ مردم به منافقین چیست؟

 راز اعتماد تودۀ مردم به منافقین چیست؟

حجت الاسلام پناهیان:

من امشب این راز را براساس آیات و روایات برای شما بیان خواهم کرد. واقعاً این یک راز هست. این مطلب را به هرکسی به عنوان راز بگویید، هیچ‌کس به شما نخواهد گفت: «این که خیلی روشن بود، چرا می‌گویید راز؟»


 واقعاً اگر این طور بشود که تودۀ مردم به منافقین اعتماد کنند، رازش چیست؟ چرا به منافقین اعتماد می‌کنند؟! خب به مؤمنین اعتماد کنند! یک راز دارد. بگذارید این آیۀ قرآن را برایتان بخوانم. ریشۀ نفاق، سوءظن به خداست. مثلا این‌که احتمال نمی‌دهد خدا کمک کند. سوره فتح، آیۀ ۶: یُعَذِّبَ الْمُنافِقینَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكینَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ- اینها گمان سوء دارند - عَلَیْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصیراً دیگر هرچقدر خدا می‌توانست به این‌ها گفت. همۀ بدبختی‌های عالم سرشان می‌ریزد بخاطر اینکه اینها به خدا بد دلند.

 در قرآن کریم یکی از سخت‌ترین موضوعات برای ایمان آوردن چیست؟ خدا؟ نه. قیامت؟ نه. بلکه ایمان به وعده‌های خدا، ایمان به نصرت الهی است. آن‌وقت اگر ایمان به نصرت الهی نداشته باشی، می‌شود یکی از مصادیق سوءظن به خدا، می‌شود نفاق. حالا چه اتفاقی می‌افتد که مردم به منافقین حق می‌دهند و به آنها اعتماد می‌کنند؟ چون منافقین می‌گویند: «نمی‌شود این طوری در هوا» بابا روی هوا نیست، خدا وعدۀ نصرت داده. می‌گوید: «من نمی‌توانم اعتماد کنممردم بی‌ایمان به نصرت خدا به این منافقین اعتماد می‌کنند، می‌گویند «بابا بد نمی‌گوید بدبخت، راست می‌گوید، معقول نیستراز اعتماد توده‌های مردم به منافقین، این است که منافقین سوءظن به خدا را واقع‌بینانه تلقی می‌کنند و مردم آنان را واقع‌بین تلقی می‌کنند و به آنها اعتماد می‌کنند


 در همان اول قرآن هست که منافقین پیامبر (ص) را مسخره می‌کردند. محور تمسخر پیامبر (ص) و یارانش چیست؟  آیا چون پیامبر (ص) می‌فرماید نماز بخوانید، یا خدا یکی است، مسخره می‌کنند؟ آیا پیامبر (ص) می‌فرماید اخلاق خوب داشته باشید، مسخره می‌کنند؟ آیا پیامبر (ص) می‌فرماید عدل و انصاف و حق را رعایت کنید، پیامبر (ص) را مسخره می‌کنند؟ نه، اینها که جای مسخره ندارد. مگر منافقین آدم‌های مسخره‌ایی بودند؟ اتفاقاً منافقین خیلی ظاهرشان عاقل‌مآب نشان می‌دادند. محور اصلی تمسخر پیامبر (ص) و یارانش چه بوده؟ آن‌جایی که از «نصرت خدا» حرف می‌زد، آنها مسخره می‌کردند. در جنگ احد وقتی لشکر از هم پاشید، پیامبر (ص) می‌فرماید: بجنگید، خدا به ما وعدۀ پیروزی بر همه را داده است؟ مسخره می‌کردند، می‌گفتند ما داغون شدیم، می‌گوید ما بر همه پیروز می‌شویم، بعد به پیغمبر توهین می‌کردند. الظانین بالله ظن السوء. در جنگ احزاب همه دارند با بیل و کلنگ خندق می‌کنند، بعد کلنگ پیامبر(ص) به سنگی می‌خورد و جرقه‌ایی می زند، می‌فرماید روم و ایران فتح می‌شود. مسخره می‌کردند، می‌گفتند: «ما مانده‌ایم در زنده ماندن خودمان، داریم دور خودمان چاله می‌کنیم که کسی به ما حمله نکند، ایشان می‌گوید ما روم را فتح می‌کنیم! چه حرف‌هاالظانین بالله ظن السوء .

 خواهش می‌کنم زیاد تفحص نکنید در طول انقلاب، چه کسانی وعده‌های نصرت الهی که حضرت امام(ره) می‌داد را باور نمی‌کردند، چون آنها در نظر شما می‌شوند منافق. الظانین بالله ظن السوء، آن‌وقت بحث ما سیاسی می‌شود. بگذارید بحث تاریخی و معنوی‌مان را بکنیم. مثلا حضرت امام ‌فرموده بودند: ناو آمریکایی آمد در خلیج فارس بزنیدش، روی چه حسابی می فرمود بزنید؟ روی حساب انبار موشک؟! نه، روی حساب نصرت الهی! برخی کسانی که در جلسه بودند، گفتند: نمی‌زنیم. در واقع گمان بد داشتند به خدا؛ الظانین بالله ظن السوء. امام(ره) فرمود: بزنید، نترسید. یعنی خدا کمک می کند. اما آنها قبول نکردند. من نمیخواهم نعوذ بالله آنها را منافق بدانم ولی معمولا منافقان می‌گویند: «مگر خدا چقدر می تواند کمک کند؟الظانین بالله ظن السوء. بعد بعضی‌ها این حرف را شعار انتخاباتی می‌کنند که «مگر خدا چقدر می‌تواند کمک کند؟البته نه به این صراحت. بعد مردم هم ممکن است اعتماد کنند. در زمانی که سوء ظن به خدا رایج باشد.

درسنامۀ تاریخ تحلیلی سلام

جلسۀ 51-10/ 10/ 94






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : فرهنگی  شخصیت شناسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:جمعه 1 مهر 1390-11:36 ب.ظ

مسعود کشمیری کیست؟

هر سال همزمان با هشتم شهریور ماه، نام مسعود كشمیری به عنوان عنصری كه عامل انفجارنخست وزیری بوده و با نفاق خود تا اصلی ترین مراكز امنیتی كشور نفوذ نموده بود، مطرح می شود. نام او غالباً همراه است با بیان تزویرهایش كه دو خودكار در جیب داشته یكی برای بیت المال و یكی شخصی و...

مسعود کشمیری فرزند سعید، متولد 1329 از کرمانشاه، دارای مدرک لیسانس علوم اداری و مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران بود.

وی قبل از انقلاب توسط پسر دایی خود، ابوالفضل دلنواز -كه برادر همسرش نیز بود و در درگیری مسلحانه معدوم شد-، جذب سازمان مجاهدین شد. ابتدا در بحث های خانوادگی از آنها حمایت می کرد، لیکن به مرور زمان چهره ای حزب اللهی و حامی جمهوری اسلامی به خود گرفت و كمی پیچیده تر عمل کرد.

وی پس از انقلاب نیز همچنان عضو سازمان منافقین بوده و اسامی مستعاری همچون "حنیف" و "مجیب" داشته است. منزل او در مهرشهر كرج و آریاشهر از بزرگترین انبارهای سلاح و مهمات سازمان بوده است و افراد سطح بالایی از سازمان در این منازل به تشكیل جلسه می پرداخته اند. همسر وی مینو دلنواز نیز از اعضای فعال منافقین بوده است و اکنون نیز به همراه وی متواری است.

کشمیری همزمان با فعالیت گسترده در سازمان منافقین به عضویت در كمیته مستقر در اداره دوم ارتش تحت سرپرستی محمد كاظم پیرورضوی در می آید.

وی مدتی نیز در ضد اطلاعات مركزی نیروی هوایی و مركز مستشاری امریکایی ها با عنوان نماینده نخست وزیر دولت موقت و زیر نظر كمیته اداره دوم ارتش مستقر بود. در این مدت، از جمله اقدامات وی می توان به مداخله و جلوگیری از به جریان افتادن و محاكمه عاملان كشتار 17 شهریور اشاره کرد كه با توجه به ریشه امریکایی جمعه خونین و تظاهر منافقین در آن تاریخ به اعمال ضد امریکایی، محل تأمل فراوان است.

وی در بدو تأسیس طرح و برنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز مدتی به عضویت آن در آمد. معرف وی عبدالمجید قبادیان معدوم از دیگر نفوذی های ارشد منافقین به سپاه آقای داود شمسی بوده است.

وی همچنین عضویت مؤثر در ستاد خنثی سازی كودتای نوژه به نمایندگی از كمیته اداره دوم ارتش داشته است كه از جمله خیانت های وی در این مقطع، فراری دادن رهبر عملیات كودتا سرهنگ احسان بنی عامری بوده است.

وی سپس دستور ضرورت نفوذ در نخست وزیری را دریافت می كند و برای آغاز این مسیر، ابتدا عضو دفتر نخست وزیری در سیتان و بلوچستان می شود. کشمیری مدتی كوتاه نیز در دفتر محسن سازگارا معاونت سیاسی اجتماعی بهزادنبوی وزیر وقت مشاور در امور اجرایی مشغول به كار شد و از آنجا به دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری به سرپرستی خسرو تهرانی رفت. وی از آنجا مدتی به فعالیت در دبیرخانه شورای امنیت پرداخت و سپس جانشین خسرو تهرانی در دبیرخانه شورای امنیت شد. عملكرد وی در این جایگاه آنچنان بود که بسیاری به غلط تصور كرده اند وی خود دبیر شورای امنیت بوده است.

از دوستان صمیمی او می توان به علی اكبر تهرانی، جلیل بیات (كه از اتهاماتش جسدسازی برای كشمیری و تلاش برای شهید جلوه دادنش بوده است)، اشاره کرد.

پس از انفجار دفتر نخست وزیری، در نتیجه بازرسی از منزل مسعود در شهرستان کرج، مقادیر زیادی سلاح و مهمات کشف شد، پدر مسعود کشمیری بازنشسته شرکت نفت بود که در سال 1377 به علت سرطان در انگلستان فوت و دفن شد. این بخشی از اطلاعاتی است که حجت الاسلام ری شهری در کتاب خاطرات خود از مسعود کشمیری نقل می کند.

مسعود كشمیری همچنان زنده است، برخی از اعضای منافقین معتقدند او نیز همچون بسیاری دیگر از اعضای ارشد منافقین بریده است و برخی دیگر او را به دلیل جرم آشكاری كه مرتكب شد،ه همچنان محتاج منافقین می دانند و معتقدند با مسعود و مریم رجوی در اردن به سر می برد. اما آنچه موجب افسوس است، این است كه او در پی آنكه پرونده انفجار نخست وزیری همچنان مسكوت مانده است، علی رغم اینكه تمام اسناد محكمه پسند بر علیه او دلالت دارند، گویا مورد تعقیب هیچ نهاد بین المللی همچون اینترپل نیست و این است كه بر مظلومیت رجایی و باهنر می افزاید...

منبع: رجا نیوز




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شخصیت شناسی  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 30 شهریور 1390-09:48 ب.ظ

عمل جراحی و در آوردن رحم زنان فرقه توسط سازمان مجاهدین خلق (منافقین)

قاعده تمامی فرقه هاست که هر نوع وابستگی به بیرون از مناسبات بایستی قیچی شود؛ طلاق همسر، جداسازی کودکان، عدم تماس با خانواده و شرکت در تمامی مراحل انقلاب ایدئولوژیک.

بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری منافقین که از این فرقه بریده است می گوید: در این راستا فرد انقلاب کرده باید خود را به قله برساند که فتح این قله در سازمان  برای زنان با جراحی رحم عینی می شود. این حرکت در واقع آخرین میخ را بر تابوت عاطفه فرد فرو می برد تا عنصر تکامل یافته دستگاه ایدئولوژیک رجوی ها به بی امیدی کامل رسیده و در نتیجه  برای همیشه در تشکیلات رها گردد. وی با یاد آوری یکی از نشستهای شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق، تصریح کرد: در این جلسه به نفیسه بادامچی (تنها دکتری که در رده شورای رهبری عضویت داشت) توسط مسعود رجوی ابلاغ شد  که اولین و مهمترین مسئولیت او برداشتن رحم زنان است و بابت بالا رفتن آمار این زنان امتیاز از شخص مسعود رجوی میگرفت. در سازمان به جراحی رحم بالا رفتن از قله اطلاق می شود. مثلا در جلسات سازمان مسعود و مریم از نفیسه بادامچی سوال می کنند تاکنون چند زن به نوک قله رسیده است؟ و چند زن در نوبت هستند؟

او ادامه میدهد: در یک نشست استدلالهای زیادی حول این کار مطرح گردید و نهایتا عنوان شد که زدودن آثار جنسیت حتی فیزیکی هم الزامی است. حتی بعضی از این خانم ها نمی دانستند که چه عملی روی آنها انجام می دهند و به این عمل «امداد » می گویند. آنها فکر می کردند که مریض هستند یا اینگونه توسط پزشکان به آنها القا میشد که به خاطر سلامی، وی ناچار است که تن به چنین عملی بدهد.

وی افزود:به خانومهایی که به هر دلیل به پزشک مراجعه می کردند مشکلات آنها را حاد جلوه میدادند و نشان می دادند که از ریل طبیعی خارج شده تا از این طریق زمینه لازم برای جراحی فراهم آید و به این ترتیب در پشت صحنه این کار، دکتر (نفیسه بادامچی) جایزه میگرفت و البته وظیفه توجیه پرسنل امداد یا پرستاران نیز به عهده وی بود.تا زمانی که من در فرقه رجوی حضور داشتم، می دانم که بیش از 150 نفر از خانوم ها تحت عمل قرار گرفته بودند.

منبع: نمایشگاه شهدای گم نام قصر شیرین




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 22 فروردین 1390-02:44 ب.ظ

منافقان آواره

پایگاه اطلاع رسانی براثا به نقل از منابع آگاه اعلام کرد، ائتلاف ملی از نوری مالکی خواسته است با قاطعیت با عناصر گروهک تروریستی منافقین برخورد کرده و بدون دادن فرصت و زمان آنها را از خاک عراق بیرون کند.
در پی حمله جمعه گذشته عناصر گروهک تروریستی منافقین به نیروهای عراقی، درگیری‌های شدیدی در اردوگاه تروریستی اشرف صورت گرفت.
در قانون اساسی عراق به صراحت تاکید شده است که این کشور پایگاهی برای هیچ یک از گروه‌های تروریستی به منظور اقدام علیه همسایگان نیست.
مسئولان عراقی بارها تاکید کرده‌اند که حضور گروهک تروریستی منافقین در عراق برخلاف قانون اساسی این کشور
است.

قطعا مسئولان عراقی هم به این نکته توجه دارند که اگر گروهی از آدمها به ملت و مملکت خودشون رحم نکنند، ابدا دلشون به  حال ملت و مملکت دیگه ای نخواهد سوخت و چه سرنوشت غم باری دارند این منافقین که آواره این دنیا شدند، گرچه تا حامیانی مانند انگلیس و آمریکا دارند دلشان قرص است و پشتشان محکم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:پنجشنبه 26 اسفند 1389-02:50 ب.ظ

۹ سازمان ضد انقلاب و گروهک تروریستی در بیانیه‌ای به حمایت از سران و جریان آشوب در ایران پرداختند.

به گزارش شبکه ایران، در این بیانیه که اسم گروهک های تروریستی و ضدانقلابی چون کومله، اتحاد جمهوریخواهان، فدائیان خلق، سوسیالیست‏های چپ و جمهوریخواهان لائیک ایران به چشم می خورد، به بهانه فرارسیدن نوروز سال 90 به حمایت از سران و جریان آشوب پرداخته شده است.
آنان از دستگیری موسوی و کروبی ابراز نگرانی کرده و مدعی شده اند که این دو نفر با خانواده خود ارتباطی نداشته و ندارند. این در حالی است که دیدار موسوی با فرزندانش در چند روز اخیر بسیار پر سر و صدا بوده است.
این گروهک هایی تروریستی و ضدانقلاب با حمایت از جریان آشوب و تکرار ادعای صهیونیست ها درباره فعالیت های هسته ایران عنوان کرده اند که "جمهوری اسلامی ایران باز هم با ادامه سیاست خارجی تنش زای خود در عرصه بین المللی، بی اعتنا به درخواست های جامعه جهانی و قطعنامه های سازمان ملل، هر گونه تلاشی برای پایان دادن به بحران اتمی را عقیم گذاشت."
این گروهک ها که در کارنامه برخی از آن ها ده ها ترور و بمبگذاری به چشم می خورد، در پایان خود را "مدافع حقوق بشر و طرفدار آزادی" نامیده اند.

علت حمایت گروهک های تروریستی از سران و جریان آشوب

گروهک تروریستی کومله در شهریور ماه امسال هم در اعلامیه‌ای از میرحسین موسوی و مهدی کروبی دفاع و مخالفان آنان را "اوباش" نامیده بود.

همچنین گروهک تروریستی منافقین که سابقه ترور بیش از 12 هزار نفر از شخصیت ها و مردم عادی کشورمان را در کارنامه اش ثبت کرده، در هفته های اخیر چندین بار از موسوی و کروبی و آشوبگران حمایت ویژه کرده است.
ناظران سیاسی معتقدند علت حمایت گروهک های تروریستی از سران و جریان آشوب، دست یافتن به فضایی است که آشوبگران با اقدامات خود برای اجرای برنامه های تروریستی آنان ایجاد کرده اند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : اخبار روز 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic