درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:یکشنبه 22 خرداد 1390-12:21 ق.ظ

چشمانی از جنس غیرت

كنارخیابان شریعتی چند موتور سوار دارند دختری را به زور سوار می كنند كه روحانی جوانی برای كمك به دخترك، به سمت آنان می رود تا مانع شود. شیشه نوشابه ای خرد می شود و چشم راست فرزاد را می درد...پزشك می گوید چشم او تخلیه می شود.روحانی جوان قبل از بیهوشی می گوید:

الحمدلله به قیمت یك چشم موفق شدیم ناموس مردم را نجات دهیم.

چشم تو فدای همه چشم چرانهای شهر، فدای همه جوانهایی كه كنار كهف الشهدا با دوست دخترشان برف بازی می كنند، فدای چشمانی كه سر كوچه ها نشسته اند در انتظار شكار، فدای چشم هیز كارمندانی كه دنبال صید ارباب رجوع بی سرپرست و جوانند، فدای چشم مدیرانی كه به زمینها و امكانات و مزایای پستشان دوخته شده، فدای چشم دخترانی كه برای سوار شدن ماشینهای گران قیمت و گردنبند طلایی كه شاید سر میز شام از دوست پسرشان هدیه بگیرند، همه كار می كنند....و فدای انتخاب آنهایی كه پا روی دوش تو می گذارند تا رئیس شوند و آن وقت ترجیح می دهند برای جلب آرای خاكستری حتی چشم تخلیه شده تو راببینند...

و چه خوب گفت رهبرت كه اگر جوانان امروز، بهتر از جوانان ابتدای انقلاب نباشند، كمتر از آنان نیستند. لیاقت چشمان زیبای محمد ابراهیم همت هم كمتر از این نبود كه با گلوله ی صدام متلاشی شود و حالا بعد از 30 سال، چشمان توست كه لیاقتی كمتر از آن ندارد كه با تیرهای دجال های آهنی پشت بام های تهران خونی شود. خوشا به حالت؛ انگار تنها ایستادی پای خیمه های حسین و یك تنه مانع شدی تا هتاكان، ناموس شیعه را بدرند تا تیرحرمله صفتان بر چشمانت نشست مثل عباس...

قیمت این چشم نجات آن دختر نبود كه راحت از آن می گویی.این چشم وظیفه داشت سالها به صورت همسرت خیره شود و با نگاه رضایت، دل فرزندت را از نمرات خردادش آرام كند. چشمت را ارزان فروختی به چشم چرانی چند جوان و ...(مجبور به حذف این جمله شدم). حیف آن چشم كه می توانست غض بصر و حیا را بیاموزد و حالا زیر تیغ همانهایی است كه برایشان ظهر ها نماز می خواندی...

چشم آقایانی روشن كه حاضرند رودخانه روشنی كه از چشمت بر كف اورژانس بیمارستان روان شده را ببینند و باز هم در آستانه انتخابات بنشینند و چشم بدوزند به دوربین تلوزیون و بگویند: من از ابتدا با گشت ارشاد مخالف بودم...که صد البته منظورشان نا با شکل عمل گشت است که با باطن چنین اعمالی_هر غارت و جسارتی_موافقند....هر چه باشد آقایان روشنفکرند و معتقد به پلورالیزم ..در هر حوزه ای حتی اخلاق

و باز هم فریاد وا محمدا سر بدید که وای چرا هیچکس دلش به حال مردم مملکت خودمون نمی سوزه و دارید برای یک شاعره عرب قصه می خورید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و......از ادعا تا عمل ...از شعار تا عمل....قیمتش ...کمترین قیمتش یک چشم است...چقدر ادعایت می ارزد؟؟؟؟؟؟؟

منبع: ایمیلی  از یک استاد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic