درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:چهارشنبه 29 تیر 1390-06:22 ب.ظ

دل آدمی بزرگتر از این زندگی است و این راز تنهایی اوست.

هر کدام از ما در جایگاهی نشسته ایم و برایمان چه در خانه و اداره و چه در محراب و منبر، اشتغال و فعالیتی است. گاه به آنچه امروز داریم، قانع ایم و خیال می کنیم همان نهایت و غایتی است که می توانیم تامین کنیم. این در صورتی است که به محدودیت در انسان معتقد باشیم و او را در محدوده ای متوقف کنیم. اما اگر معتقد باشیم که انسان اگرچه استعدادهایش محدود است ولی با ترکیب  آنها نامحدود و  بی نهایت می شود، هیچ گاه جایگاهی را که داریم نقطه آخر نخواهیم دانست که حروف الفبا در ترکیب با هم بی نهایت کلمه و بی نهایت جمله به وجود می آورند. استعدادهای انسان هم در ترکیب با یکدیگر بی نهایت استعداد می آفرینند.

آدمی که به ماهی چند هزار تومان حقوق و یک زن و بچه و برو بیایی و احیانا یک عنوان روشنفکری و چند جلسه سخنرانی قانع است، دیگر چه می خواهد؟! اگر به این حد قانع باشد طبیعی است که در رکودش بگندد. اگر به طهارت آب پاک چشمه ها و اشک پاک ابرها هم که باشد، می گندد. گندیدن ضرورت است.

کفر متحرک به اسلام می رسد، ولی اسلام راکد، پدر بزرگ کفر است. سلمان ها در حالی که کافر بودند، حرکتشان آنها را به رسول منتهی کرد و زبیرها در حالی که با رسول بودند، رکودشان آنها را به کفر پیوند زد.

کفری که با حرکت ما همراه باشد، وحشتی ندارد. وحشت آنجایی است که با رکود پیوند خورده باشیم.

منبع: مقدمه کتاب حرکت (نوشته علی صفایی حائری)

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات