درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:دوشنبه 22 آبان 1391-11:07 ب.ظ

ریشه های قیام عاشورا(قسمت دوم)

2. توطئه در سقیفه

نقش سقیفه در عاشورا بر این پایه است که سقیفه در واقع پایه ریز حکومت امویان بوده است.

مهم ترین پیامدهایی که سقیفه به دنبال داشت:

الف) شکسته شدن حرمت پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت ایشون: این که گروهی سخنان صریح پیامبر(ص) را برای خلافت امت فراموش کردند و پس از رحلت ایشون بنا به تشخیص خود برای خلافت فردی را انتخاب کردند موجب شد که ابهت حضرت در میان امت شکسته شود . با اعتراض اهل بیت پیامبر و مقاومت دستگاه خلافت وقت، حرمت خاندان پیامبر هم بیش از پیش شکسته شد، زمانی هیچ کس حتی به ذهنش هم خطور نمی کرد تنها چند ماه پس از رحلت ایشون، افرادی از همین امت در خانه دخترش را بسوزانند و احدی اعتراضی نکند!!! انگار قبح گناه بی حرمتی به اهل بیت بعد از سقیفه شکسته شد.

ب) تبدیل شدن خلافت الهی به امری بشری: اگر زمانی افرادی در سقیفه حکم خداوند را به رای گیری بشر ترجیح دادند نتیجه اش جز این نمی شود که چندین سال بعد معاویه برای گرفتن بیعت برای یزید میگسار و فاسد، سقیفه را یادآوری می کند و میگوید:

«ای مردم! شما می دانید که پیامبر(ص) از دنیا رفت و کسی را جانشین خود قرار نداد، مسلمانان خود به سراغ ابوبکر رفتند و وی را انتخاب کردند ولی ابوبکر در وقت وفاتش طبق وصیتی خلافت را به عمر واگذار نمود... پس چنانکه میبینید ابوبکرد در تعیین خلیفه کاری کرد که پیامبر آن را انجام نداده بود ... هر کدام (ابوبکر و عمر) مصلحت مسلمانان را دیدند و عمل کردند. امروز هم من مصلحت میبینم که برای یزید بیعت بگیرم و از اختلاف میان امت جلوگیری کنم»[1]

ج) به قدرت رسیدن بنی امیه در شام و تبدیل خلافت به پادشاهی

در سقیفه بذر برتری جویی قبیله ای ریخته شود، گرچه آن زمان ابوسفیان به دلیل سابقه بدی که در دشمنی با رسول خدا داشت نمی توانست قد علم کند اما وقتی می دید تیره های بی نام و نشان قریش مثل «تیم» و «عدی» توانستند با تکیه بر این اصل که از قریشند و قریش برترین قبیله، هم انصار را کنار بزنند و هم سخنان صریح پیامبر را در مورد خلافت و جانشینی حضرت علی(ع) نادیده بگیرند، بسیار شادمان شد.

ابوسفیان بعد از سقیفه گفت: «خلافت از آن زمان که به دست دو طایفه تیم و عدی(قبیله ابوبکر و عمر) افتاد، من نیز در آن طمع کردم»[2]

پس از انتخاب ابوبکر به خلافت، ابوسفیان به قصد فتنه جویی نزد او رفت، عمر به ابوبکر پیشنهاد کرد به خاطر خطرناک بودن ابوسفیان زکات اموالی را که جمع کرده است به خودش ببخشند تا سکوت کند و با این تقشه عمر، دوره همزیستی مسالمت آمیز ابوسفیان با دستگاه خلافت اسلامی فرا رسید!!!

در سال 13 هجری معاویه در دوران خلافت عمر در پی حوادثی ولایت شام را بر عهده گرفت. ظاهر شدن دودمان بنی امیه و فرزندان ابوسفیان در دستگاه خلافت آن هم با آن سرعت پس از رحلت پیامبر(ص) از اتفاقات پر رمز و راز تاریخ است!!!!

نکته جالب و قابل تامل!

خلبفه دوم، عمر، نسبت به عمل کارگزاران خود بسیار سخت گیر بود و در مقابل خطاها و دست اندازی هایشان به بیت المال به شدت آنها را مجازات میکرد اما همین خلیفه سخت گیر نسبت به فسادها و فاحشترین اشتباهات معاویه سکوت می کرد، پهن کردن بساط پادشاهی در شام و کارهای ضد دین معاویه بر عمر پوشیده نبود، او خودش هنگام دیدن معاویه میگفت:«وی کسری عرب است!» خلیفه ای که کوچکترین سواستفاده از بیت المال خونش را به جوش می آورد، در مقابل پادشاه گری معاویه سکوت می کرد، تنها دلیلی که برای توجیه این عمل وی به نظر میرسد این است که او به تقویت بنی امیه در شام میپرداخت تا بتواند قدرت بنی هاشم را کنترل کند و درواقع ضریب امنیتی خود را بالا برده و خود را در مقابل قیامهای احتمالی فرزندان پیامبر(ص) از بنی هاشم، بیمه کند.

بیراه نگفت آن کسی که گفت:

امام حسین(ع) در همان روز سقیفه به شهادت رسید.


ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند

یکباره بر جریده رحمت قلم زنند

ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر

دارند شرم کز گنه خلق دم زنند




[1] الامامه و السیاسه ج1 ص 211-212

[2] الاستیعاب ص 690 و الاغانی ج2 ص356

منبع: کتاب عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، تالیف سعید داوودی و مهدی رستم نژاد، با کمی تلخیص و تغییر






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : عاشورا 
نویسنده :ملیحه
تاریخ:یکشنبه 1 مرداد 1391-05:24 ب.ظ

میانمار

این شب جمعه

جای کربلا

"میانمار" بودی

صاحب الزمان؟!


* گرفته شده از وبلاگ سقوط آزاد:http://larizadeh.blogfa.com  *



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :M A
تاریخ:چهارشنبه 9 آذر 1390-06:27 ب.ظ

غافلان از قافله...!



هنگامی که قافله عاشقان از کربلای معلی عروج ملکوتی خود را آغاز می نمودند و
 مرغ دل آنان  از جسم قطعه قطعه شده ی غرق در خونشان جدا می شد و به
 عالم اعلی پر می کشید من همچنان در اندوه گناهان گذشته زانوی غم در سینه گرفته بودم  و در گوشه ای شاهد عروج آنان به افق اعلی در جوار یار بودم.کاروانیان حسین این عاصی را به دیار غم سپردند و رفتند.
                                                                                                       شهید رضا نادری




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 8 شهریور 1390-11:02 ق.ظ

من حسینم، تو هم حسینی، من می زنم، تو دفاع کن!

آغاز سال 1991_اول اسفند 1369_ برای رژیم عراق برهه بسیار سرنوشت سازی بود. مردم علیه صدام قیام کرده، شهرهای نجف و کربلا را آزاد نموده، رژیم بعثی عراق را در آستانه سقوط قرار داده اند.

نجف اشرف یعنی سرزمین علی(ع)، فاتح خیبر.

و کربلای معلا یعنی قتلگاه حسین(ع)، مهتر شهیدان.

... و حال سپهبد، حسین کامل حسن المجید، و ماموریت ویژه باز پس گیری کربلا؛ به هر قیمت و به هر وسیله!

فانوسقه اش را محکم کرد و گامهایش را با صلابت برداشت. گروهی از سران ارتش پشت سرش حرکت می کردند. سوار بر تانک شد و پیشاپیش سران ارتش سرکوبگر عراق به راه افتاد... مقصد، کربلا!

این اولین بار نبود که شانه های خیابان های اطراف حرم، زیر چرخهای دندانه دار تانک های عراقی له میشدند، اما اولین بار بود که کسی با تانک در مقابل آستان مقدس حسینی می ایستاد و فریاد میزد: «من حسینم، تو هم حسینی؛ من میزنم، تو دفاع کن!»

او این کلمات را بر زبان راند و اولین گلوله تانک را مستقیما به گنبد مطهر شلیک کرد!

مردم سراسیمه از وحشت به حریم حرم پناه بردند و او گلدسته ها را نیز به گلوله بست.

آنگاه وارد حرم شد و تا می توانست از مردم کشت و قتل عام کرد.

آنروز خون شهیدانی دیگر با خون سیدالشهدا گره خورد و کربلا دوباره چشم به مظلومیت مظلومانی دیگر دوخت.

شپهبد، حسین کامل حسن، زد و امام حسین(ع) دفاعی نکرد.او مست از این پیروزی بزرگ نزد صدام حسین بار یافت و مدال عالی عراق را از آن خود ساخت.

چیزی نگذشت که سه اتفاق، یکی پس از دیگری، در عراق رخ داد که پیش از آن هیچگاه سابقه نداشت.

اتفاق نخست: پنجشنبه 17/5/1374

حسین کامل حسن، به همراه همسرش رغد، دختر صدام، حسن کامل حسن، در کنار همسرش رعنا، دختر دیگر صدام، به اتفاق حدود سی نفر از خویشان و اقوام، به صورت دسته جمعی به اردن پناهنده شدند!

در تاریخ 21/5/1374 خبرگزاری فرانسه این خبر را از قول حسین کامل حسن به همه جهانیان مخابره کرد:

«من از افسران ارتش عراق، افسران گارد جمهوری، افسران گارد ویژه و کارکنان عالی رتبه همه جامعه عراق می خواهم که خود را برای نقطه عطف مهمی آماده کنند که از عراق کشوری نوین خواهد ساخت. کشوری که با جامعه بین المللی و به ویژه عراق ارتباط معقولی برقرار کند.»

آیا این یک بازی سیاسی بود؟ این سناریو از جانب حزب بعث و یا شخص صدام طراحی شده بود؟ پاسخ این سوالات در هاله از ابهام قرار داشت.

هرچه بود این دو برادر، دامادها صدام و دست راست و چپ او، در اردن ماندن و مهمترین اطلاعات نظامی عراق را در اختیار جاسوسان آمریکایی قرار دادند!

اتفاق دوم: 1/12/1374

بهت و حیرت جهانیان!

شگفتی سیاستمداران عالم و تیتر اول روزنامه های دنیا:

سپهبو سابق، حسین کامل حسن، به همراه همه کسانی که به اردن پناهنده شوده بودند به عراق بازگشتند و مورد عفو صدام حسین واقع شدند!

دو روز بعد رادیو و تلویزیون بغداد اعلام کرد: دختران صدام از شهرانشان جدا شدند.

و مردم ماندند و انتظار... انتظاری سخت که تاریخ هم آن را بر نمی تابد.

اتفاق سوم: فرجامی خونین؛ 4/12/1374

اعلان عام: حسین کامل حسن، برادرش حسن کامل حسن و همه پناهندگان به اردن به دست خانواده های خود کشته شدند. این قتل عام توسط عشیر از خاندان عبدالغفور آل بومجید و آل ابوسفیان صورت پذیرفت. آنان اعلام کردند شاخه خائن خانواده قطع شده و عفوی که دولت به آنها داده، آنان را از مجازات مرگ معاف نمی کند...

 

در این میان هر کسی کار خود را می کردآ آنان بیانیه حماسی خود را می خواندن که ما سرهای این خائنان را به رئیس جمهور و رئیس حزب بعث عراق هدیه می کنیم تا این ننگ بزرگ را از خانواده پاک کرده و وفاداری خود را ثابت کنیم.

سید مظلومان عالم با لبهای خشکیده زمزمه می کرد: من حسینم، تو هم حسینی! حالا من میزنم، تو دفاع کن!

و من صدای در و دیوار این حرم را میشنوم که میگویند:

دیدی که خون ناحق پروانه، شمع را

چندان امان نداد که شب را سحر کند!

 

منبع: کتاب می شکنم در شکن زلف یار/ نویسنده حسین سرو قامت صفحات 152.153،154




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : گزیده کتابخوانی 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic