درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :هدی
تاریخ:سه شنبه 6 فروردین 1392-02:17 ب.ظ

از اسکار آرگو تا ارمیای آکادمی گوگوش

هرچند در هیچ‌کجای دنیا، فرهنگ و هنر نمی‌توانند از مناسبات‌ سیاسی کشورها عاری باشند اما قرار هم نیست که تا این حد با برنامه‌های سیاسی اخت شوند و به نوعی شاهد بندگی کردن قدرت از سوی فرهنگ باشیم. قرار نبوده و نیست که هنر و فرهنگ، ابزار سیاسان شود و کوچک‌ترین استقلالی از خودشان نداشته باشند. حداقل از صاحبان ادعای آزادی بعید است که تا این حد، پشت هنر را به سیاست گرم کنند و به این شدت، آشکارا اعلام کنند که همه‌ی هنر ما را سیاست ما شکل می‌دهد.

به گزارش بولتن نیوز، انگار دشمنان ما در گذشته حرفه‌ای‌تر بودند. چون نمی‌شد به این راحتی ثابت کرد که: «آقا، پشت این همه فیلم و آهنگ و رمان، دست‌های کثیف سیاست‌مداران غربی و امریکایی خوابیده.» تا دیروزها، خیلی غیرمستقیم‌تر عمل می‌کردند. خیلی هنری‌تر و زیرپوستی‌تر رفتار می‌کردند. حرفه‌ای‌تر بر ناخودآگاه مخاطبان‌شان تأثیر می‌گذاشتند. اما این روزها خیلی تابلو شده‌اند. عین بعضی از دوستان ما شده‌اند که بجای ساخت فیلم دینی، بیانیه‌ای مذهبی می‌سازند.

همه چیز از اسکار "جدایی نادر از سیمین" شروع شد و اوجش هم در اسکار "آرگو" بود. اما بلوغ این رفتار تابلو را باید در آکادمی گوگوش دید که جایزه‌ی بهترین خواننده را به دختری محجبه می‌دهد به نام ارمیا. حرف زدن از پیام این رفتارها دیگر چیز تازه‌ای نیست. اینکه این کارها سیاسی‌ست و اینکه این کارها نشان از ابزاری دانستن هنر از سوی مدعیان هنر برای هنر دارد. اما وقتی به دامنه‌ی این رفتارها نگاه می‌کنیم، به یک چیز جدید می‌رسیم و آن اینکه از پشت پرده‌ی اسکار آرگو تا پشت پرده‌ی ارمیای گوگوش، یک سیاست نهفته است.

وقتی به تمرکزی که در همه‌ی رفتارهای مثلاً هنری و در اصل سیاسی آنها وجود دارد نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که اولاً، یک برنامه‌ریز و یک برنامه در کنه این اعمال قرار دارد و ثانیاً، متوجه می‌شویم که تا چه حد این برنامه برای آنها مهم است. تا جایی که اینقدر شتاب زده و عریان، تمنای خویش را فریاد می‌زنند. اگر در گذشته، موضوعات مختلفی که البته وجه اشتراک‌شان ایران و اسلام بود، مورد توجه سفارش دهندگان آثار هنری غربی قرار می‌گرفت، این روزها تنها یک موضوع در کانون توجه آنها قرار گرفته و آن، رابطه‌ی غرب و امریکا با ایران است.

معلوم است که این برنامه، تنها یک برنامه‌ریز دارد، اما جالب اینجاست که این برنامه، چقدر برای صاحبانش مهم است. اینکه غرب و امریکا بتوانند با ایران رابطه داشته باشند. یک رابطه‌ی عمیق و پر از همکاری‌های اقتصادی و سیاسی. و حالا با روش‌های مختلف دنبال این هستند که به گوش عالم و آدم برسانند که ما دنبال چه هستیم. یکبار از اسکار مایه می‌گذارند و یکبار از گوگوش.

این وسط می‌ماند تکلیف ما و هنرمندان‌مان. هرچند از الان تکلیف بعضی‌های‌شان که دل به جوایز آن طرف آبی بسته‌اند معلوم است، اما باید تکلیف هنرمدان داخل در گفتمان انقلاب اسلامی با رویکرد جدید بنگاه‌های فرهنگی-هنری غرب معلوم شود. در این میان، توجه ویژه‌ی ایشان به بیانات رهبر انقلاب در حرم رضوی بسیار راهگشاست، به ویژه آنجا که فرمودند: «ملت ما ثابت کرد که وابسته نبودن به آمریکا و قدرت‌های بزرگ نه فقط موجب عقب‌افتادگی نیست، بلکه موجب پیشرفت است

به نظر می‌رسد نشان دادن "این پیشرفت بدون آن وابستگی" یکی از مهمترین موضوعاتی‌ست که هنرمندان متعلق به گفتمان انقلاب اسلامی باید به آن بپردازند و از اساسی‌ترین روش‌های ایجابی برخورد با تولیدات غربی و امریکایی، پرداختن به این واقعیت غیرقابل انکار است.

بولتن نیوز




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : ضدفرهنگها  سیاسی 
نویسنده :هدی
تاریخ:شنبه 31 اردیبهشت 1390-12:55 ق.ظ

منافقین و عملیات مروارید

این عملیات که به عملیات کرد کشی نیز معروف است، یکی از بزرگترین عملیاتهای منافقین در داخل خاک عراق است.پس از حمله عراق به کویت و اشغال آن (1990_1991)، آمریکا به مقابله برخواست و در یک حمله فراگیر، ارتش عراق را وادار به عقب نشینی کرد. در این ضدحمله قریب به 75 درصد ارتش عراق و توانایی رزمی آن از بین رفت.

اکنون بهترین فرصت برای رفتن صدام و بازگشت کشور عراق به صاحبان حقیقی آن، یعنی مردم بود.از همین رو نیروهای مردمی و نیروهای معارض شیعی و کرد، از جنوب و شمال، شهر به شهر پیشروی کرده و به دروازه های بغداد رسیدند، اما...

نیروهای منافقین بلافاصله و با یک ضرب العجل 24 ساعته از قرارگاه ملعون اشرف خارج شده و اقدام به رویارویی با نیروهای مردمی کردند. بسیاری از شهرها، از جمله طوز خور ماتو، سلیمانبک، کرکوک، خالص و ... توسط تانکها و زره پوشهای منافقین اشغال شد.

در این عملیات که تمامی اعضا و کادر منافقین تحت نام ارتش آزادی بخش شرکت داشتند، بیش از 2500 تانک و زره پوش و موشک انداز کاتوشا، توپ و ...در اختیارشان بود. این سلاحها یک سال قبل توسط صدام به آنها اهدا شده بود. منافقین در شهرهای اشغال شده راه پیشروی نیروهای معارض را بستند و از ورود آنها به بغداد جلوگیری کردند.

اتفاقی که نزدیک بود به حکومت دیکتاتوری صدام خاتمه دهد، توسط منافقین و ارتش به اصطلاح آزادی بخش، به حالت عادی بازگشت و صدام حسین از این معرکه نجات پیدا کرد.

منافقین در این عملیات صدها تن از زن و مرد و کودک کرد را به قتل رساندند.

صدام حسین نیز از این حمایت بی نظیر منافقین تشکر کرد که رسما از رادیو عراق با صدای خود صدام حسین در اواسط سال 1991 پخش شد.

پس از این عملیات صدام برای قدردانی کمکهای گسترده ای را به سازمان اهدا کرد و...

اگر چه الان منافقین آواره شدند و از  همه جا مونده و رونده شدن، اما همیشه برای یک سری آدم جاهل و حریص جایی وجود داره که به نوکری گمارده بشن. اونها از این انقلاب و از این ایمان و از این کشور زخم خوردند چون راهشون و منششون با راه و منش امام و انقلاب ما فرق داشت، تصور این که اگر یک آدم روانی مثل مسعود رجوی توی کشور ما قرار بود کاره ای بشه، چه بلایی به سر این کشورر میومد، من رو به این فکر وا می داره که چقدر باید توی انتخابهامون دقت داشته باشیم، چقدر باید تیزهوش و تیزبین باشین. تاثیر رای من در انتخاب مسیر این انقلاب یک بر چهل میلیونه، اما تاثیر فکر من خیلی وسیع تر و گسترده تر از این حرفهاست، فکر می کنم الان وقت این رسیده که هممون این دو خصلت منافقین رو از خودمون دور کنیم: جهل، و طمع.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : سیاسی 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات